شاید مردهایی وجود داشته باشند که دارای پدران سرسخت و مادران نیازمندی بوده اند، اما تحقیقاتی که از ۱۸ سال پیش تا کنون ادامه داشته است گویای این مطلب است که پرونده یک چنین تفکراتی را باید به طور کلی بست.

زوج ها در هر سنی به کلاس های مشاوره خانواده می روند، کلاس های آموزش رابطه برگزار می شود و سمینارهای برای هر دو جنس تدارک دیده می شود. اما آیا مفید واقع می شوند؟ اینطور نیست زمانیکه موقع عمل فرا می رسد دوباره همان داد و بیدادهای همیشگی به راه می افتد، آقایون تن صدای خود را برای خانم ها بالا می برند و باز هم همان کشمکش های قدیمی جای تمدن امروزی را تنگ می کنند.

آنوقت همین مردها از همسرانشان انتظار دارند که مسئولیت بیشتری را در زندگی به عهده بگیرند و از خود فعالیت بیشتری نشان دهند.

در کنگره ای که در شهر ملبورن استالیا برگزار شده یکی از آقایون شرکت کننده اظهار داشت که: "خانم من انتظار دارد من بتوانم ذهنش را بخوانم و خواسته هایش را قبل از آنکه بر زبان آورد اجرا کنم، اما من نمیتوانم." بسیاری از آقایونی که در آن جمع حضور داشتند بر صداقت رفیقشان لبخند زده و سپس او را تشویق کردند. از سوی دیگر بر روی لب خانم ها نیز خنده ای از سر رضایت و تصدیق نقش بست. در جلسه دیگری که در شهر دیتروید برگزار شد یکی از آقایون اظهار داشت که "همسرم همیشه از من انتظار دارد که کمی احساساتی تر باشم و وقت بیشتری را در کنار او صرف کنم. اما زمانی که به او گفتم اگر به این کار ادامه دهیم این امکان وجود دارد که شغل فعلی ام را از دست بدهم، او در جواب من گفت شغلم برایش اهمیتی ندارد و هیچ وقت نباید کاری انجام دهم که او ناراحت و عصبانی شود."

بله آقایون از خانم ها می ترسند

حقیقت امر این است که مردها هم انسان هستند و سرشار از احساس می باشند. غیرت دارند، نیازمند احترام هستند و می خواهند کسی باشد که آنها را از صمیمی قلب دوست بدارد. اما بسیاری از آنها وحشت دارند که احساسات واقعی خود را با همسرانشان در میان بگذارند چرا که احساس می کنند شاید از طرف خانم ها مورد احترام قرار نگرفته و عواطفشان خدشه دارد شود.

مردها علاقه خاصی به در میان گذاشتن احساساتشان با خانم ها دارند اما فقط زمانی این کار را انجام می دهند که مطمئن شوند ارزش درونیشان حفظ شده و شاهد برخورد مناسبی خواهند بود. در غیر اینصورت، بله، در مورد تحقیر و اهانت خانم ها محافظه کارانه عمل می کنند. مردها دوست دارند که ارتباط بالغ و کاملی را با خانم ها برقرار کنند تا اینکه مانند شوالیه ای برای نجات خانم ها از ذلت ظاهر شوند.

اما نقش هایی که آقایون از بازی کردن در آنها لذت می برند اندکی محدود است. در حال حاضر فقط چند سال است که به آقایون اجازه داده می شود که در هنگام تولد فرزندانشان در کنار خانم ها حاضر شوند یا اینکه در خانه بمانند و از بچه ها مراقبت کنند و در عوض خانم ها به خارج از خانه رفته و کار کنند (البته بدون اینکه کسی آنها را مسخره کرده و از روی او جوک بسازد) و به تازگی مردها این حق را پیدا کرده اند که جشن ازدواجشان را خودشان برنامه ریزی کنند.

مردها فقط تماشاچی هستند

در موردش فکر کنید. خانم ها خواستار همسر فعال و پرانرژی هستند در حالیکه تمام کارها از قبیل خرید عروسی، دعوت کردن مهمان ها و حتی ماه عسل را همراه با مادرهایشان برنامه ریزی می کنند. پس چه بلایی بر سر قدرت و نیرویتان آمد شوالیه های پر قدرت؟ ارزش شما را تا حد یک ناظر پایین آورده اند. تمام برنامه های عروسی به وسیله مادر عروس هدایت می شود! پس این مرد اگر نتواند توانایی ها، تجارب و انتظاراتش را در مقابل زنی که به او می گوید دوستت دارم؛ بروز دهد پس کجا می تواند آنها را آشکار کند؟

پس نباید تعجب کنید که بعضی از مردها به زندگی مشترک خود به عنوان شیء فرعی نگاه می کنند و انتظارات خانم ها را آنچنان که باید و شاید برآورده نمی سازند. خانم ها به آنها یاد داده اند که جزء بازیکن های ذخیره زندگی هستند. بنابراین اگر روزنامه و کامپیوتر و یا فوتبال شب جمعه را به مسائل زندگی خود ترجیح می دهند نمی توان بر آنها خرده گرفت چراکه همانند شب عروسی تمام کارها را بر عهده خانم می گذارند.

جادوی تفاوت ها

همه ما، چه زن و چه مرد، از دیگران انتظار داریم که به ما احترام بگذارند و ارزش ما را نگه دارند. این مسئله زمانی که زن و مرد زندگی مشترکشان را با یکدیکر آغاز می کنند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. بهتر است ذهن خود را از کلیشه هایی نظیر: "تمام چیزی های که خانم ها می خواهند…" و " مردها این چنین هستند.." پاک کنیم و با حس کنجکاوی خالص خود پیش رویم تا بتوانیم به حقایق دست پیدا کنیم.

به همین دلیل است که ما نام کتاب اخیر خود را "با هم برای زندگی شادتر و کم فشارتر برنامه ریزی کنیم" گذاشتیم. در این کتاب با اصولی آشنا می شوید که می توانید به آسانی به استقبال پیوند آرزوهایتان با فرد مورد علاقه خود بروید. خوشبختانه ما شاهد این امر هستیم که اخیرا بیش از ۴۰ در صد از آقایون به طور دائمی پی گیر مسئله ازدواج خود می شوند و در تمام مراحل از نامزدی گرفته تا ماه عسل به خانم ها کمک می کنند. هر چند کتاب های بیشماری برای نو عروس ها و تازه دامادها به چاپ رسیده اما کتابی که در این قسمت به شما معرفی شد تنها کتابی است که می تواند شما را حمایت کرده و از ادواجتان پشتیبانی نماید.

یکی از خوانندگان کتاب ما که به تازگی هم داماد شده بود نظر خود را چنین بیان می کند "وقت آن رسیده که ما مردها تکانی به خود بدهیم، و این کتاب انگیزه لازم را برای ما فراهم می آورد." او با خوشحالی برای ما توضیح می داد که چگونه با همکاری نامزدش تمام سور و سات عروسی را برپا کردند. او آگاه شده بود که گاهی اوقات هیچ کس به نظر آقایون در مورد ازدواج، بچه و روز عروسی شان اهمیت نمی دهد. تازه در این جا خانم ها شکایت هم می کنند که مردها اصلا علاقه ای از خود نسبت به زندگی مشترکشان نشان نمی دهند و بیشتر دوست دارند با دوست هایشان به گردش و تفریح بپردازند تا اینکه اوقات فراغت خود را با همسرانشان بگذرانند. خوب این کار دقیقا چیزی است که خانم ها مردها را وادار به انجام آن می کنند. ما مرد ها یاد گرفته ایم که فقط باید برای رسیدن به خانم ها مانند یک مرد با مسائل و مشکلاتی که بر سر راهمان قرار دارد مبارزه کنیم اما هنگامیکه به هدف رسیدیم کارمان تمام شده و نوبت خانم هاست تا باقی مسائل را برنامه ریزی کنند.

باید در نظر داشت که مردها هم انسان هستند و دارای روحیات حساسی می باشند. خانم ها نیز باید خیلی بیشتر از این ها خود را پذیرای احساسات و عواطف آقایون کنند. تنها در چنین حالتی است که راه رسیدن به یک ارتباط مطلوب برایمان هموار می شود. رابطه ای که شاید اکثر ما آرزوی برخورداری از آن را می کنیم.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید