۱۲۹۹ش:چهارم اسفند۱۲۹۹ (۲۳ فوریه ۱۹۲۱) سلطان احمدشاه قاجار همراه با صدور اعلامیه ای حکم ریاست الوزرایی سید ضیاءالدین طباطبایی یزدی و سرداری سپه ژنرال رضاخان را صادر کرد. تیپ قزاق روز پیش از آن (سوم اسفند) تهران را متصرف شده بود و فتح الله اکبر (سپهدار رشتی) رئیس الوزراء به سفارت انگلستان که این دولت خود حامی کودتا بود پناه برده بود!.

تیپ قزاق پس از دیدار و مذاکرات ژنرال «آیرون ساید» انگلیسی با ژنرال رضاخان روانه تهران شده بود و نمایندگان احمد شاه را که برای مذاکره با رضاخان و انصراف تیپ از ورود به تهران به شاه آباد آخرین محل استقرار آن رفته بودند بازداشت کرده بود. واحدهای تیپ پس از شنیدن سخنان مهیج سید ضیاء و دریافت پولهایی را که باخود به شاه آباد (امامزاده حسن ـ نزدیک تهران وقت) برده بود وارد پایتخت شدند و شهررا که تنها در دو نقطه مختصر مقاومتی کرده بود متصرف شدند. مقاومت از سوی پلیس بود که با تحمل چند کشته کنار رفت.

احمدشاه که با صدور فرمان نخست وزیری سید ضیاء عملا به کودتا تسلیم شده بود در حکم نخست وزیری وی اعتراف به غفلت و لاقیدی کابینه های قبلی و عدم امنیت درکشور و بلاتکلبفی ملت کرده بود. سیدضیاء طباطبایی یزدی تحصیلکرده فرانسه قبلا در تهران روزنامه منتشر می کرد.

در همین روز ژنرال رضاخان اعلامیه «حکم می کنم» را صادر کرد که بر دیوارهای تهران الصاق شد و فهرستی از کسانی را که باید دستگیر شوند به قزاقها داده و شهررا جز نانوایی ها و قصابی ها به حالت تعطیل در آورده بود.

سید ضیاء که درباطن از ژنرال رضاخان (میرپنج = سرتیپ) واهمه داشت، برای نشان دادن اقتدار خود و بدون جلب رضایت قبلی رضاخان، سرهنگ کاظم خان افسر ژاندارم را فرماندار نظامی تهران کرد و از همین لحظه آتش دشمنی ژنرال رضا خان را نسبت به خود روشن ساخت. سیدضیاء همچنین با انتصاب سرهنگ علی خان از افسران مورد اعتماد خود به فرماندهی ژاندارمری بر رنجش و دشمنی ژنرال رضاخان افزود. هدف سید ضیاء از این انتصابات، علم کردن نیرویی در برابر قوای قزاق بود که پادگان تهران (سربازان کم تجهیزات ارتش) را هم به خود ضمیمه کرده بود و نیرومندتر شده بود. ژنرال رضاخان با اعمال قدرت بعدا همه نیروهای مسلح را تحت فرمان خود در آورد و سید ضیاء در نقشه اش شکست خورد.

از تحلیل مورخان چنین بر می آید که انگلستان با هدف سلطه انحصاری بر ایران و ذخائر و منابع آن و بستن راه نفوذ روسیه شوروی که داشت جان می گرفت در جهت جنوب، نه تنها از اجرای طرح کودتا حمایت کرده بود بلکه از گسترش تفرقه و ایجاد دشمنی میان سران کودتا (رضاخان، سیدضیاء و …) راضی بنظر می رسید و عملا به آن دامن می زد. روسیه شریک قبلی انگلستان در سلطه بر میهن ما در پی انقلاب بلشویکی اکتبر ۱۹۱۷ از میدان ایران خارج شده بود. بیم انگلستان در آن زمان همچنین از کمونیست شدن ایران و انتقال کمونیسم از طریق ایران به کشورهای عربی بود که پس از جنگ جهانی اول و انهدام عثمانی عمدتا به لندن سپرده شده بودند و فاصله غنی و فقیر در مناطق عربی و در نتیجه آمادگی برای پذیرش افکاری سوسیالیستی فراهم بود. انگلستان برای مبارزه با گسترش کمونیسم در ایران که به دلیل وجود طبقه و کلاس در جامعه و غیردولتی بودن تاسیسات و منابع تولید و درآمد هواداران فراوان هم پیدا کرده بود راهی جز احیاء نیم خیز ناسیونالیسم ایرانی نمی دید و برای این کار ژنرال رضاخان مناسب بنظر رسیده بود.

تنها رجلی که در آن زمان با این تحولات و انتصاب سید ضیاء به ریاست الوزرایی علنا مخالفت می کرد دکتر مصدق والی (استاندار) وقت فارس بود که سیدضیاء را عامل اجنبی خواند و کودتا را یک نقشه خارجی اعلام داشت. دکتر مصدق حاضر نشد حکم نخست وزیری سید ضیاء را به ادارات فارس ابلاغ کند و به همین سبب سید ضیاء چند روز بعد ضمن مخابره تلگرامی او را تهدید کرد. با وجود این تهدید، سید ضیاء از دکتر مصدق خواست که در سمت خود باقی بماند که وی نپذیرفت و به تهران آمد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۴ اسفند

۱۳۳۲ش:یکی از طرح های جالب دوران حکومت دکتر مصدق درست شش ماه پس از برانداخته شدن این حکومت با کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، به بایگانی سپرده شد که اگر عملی شده بود به مسئله ای که سهمی بزرگ در عقب ماندگی ایران دارد و زاینده مسائل دیگر است پایان داده می شد.

طبق این طرح که در اجرای تحقق دمکراسی واقعی، تامین پیشرفت کشور، پایان یافتن فساد اداری و خارج شدن امر انتخاب و برکناری مدیران دولتی از دست وزیران و مقامات سیاسی با مدتها مطالعه تهیه شده بود قرار بود یک شورای دائمی خبرگان که اعضای آن از میان کارشناسان بنام کشور بر حسب ضوابط دستچین و پس از تایید مجلس منصوب شوند ایجاد گردد و کار آن، یافتن مدیران شایسته، میهندوست (نگران و در اندیشه ملت) و ماهر در کار مربوط برای دستگاههای عمومی پایین تر از معاون وزیر باشد. مطابق این طرح، قراربود این مدیران ازمیان بهترین داوطلبان که شایستگی آنان پس از بررسی کارشناسانه بر شورا محرز می شد انتخاب و جهت انتصاب به دولت معرفی شوند و عزل آنان نیز به خواست دولت و ذکر دلیل، از سوی همین شورا صورت گیرد. شورا این اختیار را می داشت که پس از بررسی کامل دلایل دولت برای عزل با تشکیل جلسات علنی حرفهای فرد مورد نظر را بشنود و سپس تصمیم بگیرد و این اختیار را داشت که با اکثریت آراء خواست دولت مبنی بر عزل را رد کند و حکم به ادامه کار و ابقاء مدیر بدهد. مرجع رسیدگی به شکایات مردم و کارکنان از عدم لیاقت مدیر نیز همین شورا بود که قرار بود برحسب مورد و تخصص کمیسیونهای متعدد داشته باشد. اختیارات شورا اداری بود و تداخل در کار دادگستری به عنوان مرجع رسیدگی به تظلمات و اعلام جرم ها نبود.

اگر این طرح به همان صورت به اجرا درآمده بود، یک مدیر دولتی ( مدیر کل، مدیر عامل و …) می توانست در برابر تصمیم یک وزیر و معاون وزیر که آن را خلاف قانون و قاعده و زیان آور به منافع کشور تشخیص می داد بایستد و «اطاعت محض به دلیل ترس از برکناری» از میان می رفت که عامل انواع فساد اداری بوده است. به علاوه، مدیر دولتی که از سوی شورا معرفی می شد، ضمن کار انتصاب خود را مدیون وزیر و مقامی دیگر احساس نمی کرد تا کور کورانه و نسنجده از دستورها اطاعت کند.

دولت ژنرال زاهدی ۲۹ بهمن ۱۳۳۲ تصمیم گرفت از آنجا که تهیه پیشنویس یک لایحه استخدام کشوری و قانون شورای دولتی در دست تهیه است که جانشین قانون سال ۱۳۰۱ استخدام و اصلاحیه های بعدی آن خواهند شد فعلا بررسی طرح دیگری در میان نخواهد بود!.

لایحه قانون استخدام کشوری که در بهمن ۱۳۳۲ به آن اشاره شده بود تا طرح زمان حکومت مصدق بایگانی شود، ۱۳ سال بعد در خرداد ۱۳۴۵ به تصویب رسید و در آن به شورای مستقل «یافت، نصب و عزل مدیران» هم اشاره نشده بود و مسائل اداری همچنان باقی ماند و پیچیده تر شد. در قانون مصوب ۱۳۴۵ عنوان ایجاد سازمان استخدام کشوری و بازنشستگی که قبلا ضمیمه وزارت دارایی بودند به میان آمده بود که این سازمان راه حل مسئله استخدام و عزل و نصب مقامات نشده است که مورد نظر طرح دوران دولت مصدق بود. لایحه قانونی سال ۱۳۴۵ قرار بود به صورت آزمایشی اجرا شود که ماندگار شده است. در کشورهای پیشرفته دقت در انتخاب مدیران میانی که مورد نظر در طرح زمان حکومت دکتر مصدق بود بسیار زیاد است و هر انتصابی به صورت دادن اعلان در رسانه ها و پس از بررسی دقیق امتیازات داوطلبان و مصاحبه با آنان و اعلام نام برنده پیش از نهایی شدن انتصاب در جراید، صورت می گیرد تا مردم فرصت اظهار نظر داشته باشند و …. اصحاب فرضیه های مدیریت هم نظر داده اند که آسیب وارده از یک انتصاب نادرست برای جامعه بسیار وسیع و گاهی غیر قابل جبران در طول یک نسل خواهدبود.

۲۰۰۵م:در انتخابات نیمه فوریه ۲۰۰۵ اسپانیا باز هم اکثریت اسپانیایی ها نسبت به مشارکت در رای گیری بی اعتنایی کرده بودند. در رفراندم قانون اساسی اتحادیه اروپا تنها ۴۲ درصد اسپانیایی های واجد شرایط رای دادن شرکت کرده بودند که آراء ۱۷ درصد شان هم منفی (نه) بود. مشارکت ۴۲ درصد در دمکراسی تعبیری جز زدگی از تمرین دمکراسی ندارد که مدتهاست از مسیر واقعی منحرف شده است. کاهش مشارکت هشداری است که باید ضوابط تازه ای برای تمرین دمکراسی تدوین شود تا مطابق خواست مردم قرن ۲۱ باشد که از این همه دغلکاری خسته و بیزار شده اند. رویگردان شدن از رسانه ها هم تا حدی به همین دلیل است زیرا که ابزاری برای به حکومت رسانیدن تنی چند و یا ابقاء گروهی دیگر شده اند.

در انتخابات پیش از رفراندم فوریه ۲۰۰۵ اسپانیا هم تنها ۴۵ درصد اسپانیایی ها شرکت کرده بودند. تفسیر این آمار چیزی جز این نمی تواند باشد که اسپانیایی ها بمانند سایر اروپاییان از روشهای انتخاباتی که از افکار نظریه پردازان دمکراسی دور شده است ناراضی اند و این عدم رضایت را به صورت بی اعتنایی نسبت به انتخابات منعکس می کنند. رای دهندگان اروپایی بارها گفته اند که نامزدها را دیگران تعیین می کنند و تصمیمات را خودشان پشت درهای بسته می گیرند و سپس به آنان می گویند که بیایید رای بدهید!. سالهاست که برخی از جامعه شناسان عدم مشارکت در انتخابات را نوعی رای منفی به روش تعیین وکیل و مدیر می پندارند که باید مورد ملاحظه قرار گیرد. سالهاست که در گوشه و کنار جهان، مردم – مردمی که سواد استفاده از کامپیوتر به دست آورده اند و وب لاگ ها را می خوانند و از نظرات همگان آگاه می شوند حتی خواستار مروری کلی بر اصول دمکراسی هستند چه رسد به دغلکاری ها و حزب بازی های مکّارانه شش دهه اخیر.

۱۳۳۲م:اوایل اسفند ۱۳۳۲ (فوریه ۱۹۵۴) «جان بروس» روزنامه نگار آمریکایی که به سمت وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا در تهران منصوب شده بود در نطقی در انجمن ایران و آمریکا و در برابر یک جمع، این تعجب خودرا ابراز کرده بود که چرا روزنامه های تهران رفتن نخست وزیر به آبعلی (محل اسکی و تفریحگاه زمستانی) را در تعطیل آخر هفته، خبر صفحه اول قرار می دهند! و اخبار مورد نیاز مردم را که بخشی از زندگانی روزه مره آنان شده اند نادیده می گیرند و ….

جان بروس که چنین به صراحت انتقاد کرده بود سالها در روزنامه های کالیفرنیا قلم زده بود و نمی توانست کار غیر حرفه ای را در روزنامه ها – صرف نظر از کدام کشور تحمل کند و شاید ورود دو استاد روزنامه نگاری در سه چهار سال بعد به ایران برای آشنا ساختن روزنامه نگاران وطن به اصول و روش های روزنامه نگاری و «تعریف خبر» به توصیه او صورت گرفته بود. اولویت انتخاب چند خبر از میان اخبار متعدد برای چاپ در محلی محدود، صرف نظر از اهمیت و درصد توجه مخاطبان، بر این پایه است که هرچه به زمان انتشار و محل انتشار (محل سکونت مخاطب) نزدیکتر باشند بهترند. اما این اصل نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷ در برخی از روزنامه های ایران رعایت نمی شود.

۱۸۲۰م:پلیس لندن ۲۳ فوریه ۱۸۲۰ توطئه گروهی از رادیکالهای انگلیسی را کشف کرد که می خواستند «لیورپول» نخست وزیر و وزیران اورا در مهمانی خانه «لرد هاروبی» با ایجاد انفجار بکشند و انقلابی مشابه انقلاب فرانسه در انگلستان براه اندازند. پنج نفر از سران توطئه که دستگیر شده بودند اعدام و بقیه به زندان محکوم شدند. هدف از توطئه؛ تغییر ساختار دولت و نظام انتخابات بود. این گروه در پی شکست تظاهرات ۱۶ آگوست ۱۸۱۹ منچستر و قتل ۱۵ معترض به نظام انتخاباتی تشکیل شده بود. درپی کشف توطئه، پارلمان انگلستان بمنظور جلوگیری از تکرار آن یک رشته قوانین معروق به قوانین ششگانه تصویب کرد که با اجرای آنها خرید اسلحه، تمرین تیراندازی و جلسات زیرزمینی (محرمانه) محدودشد و روزنامه های عمومی (غیر حزبی) از انتشار صرفا مقاله و بدون چاپ اخبار روز منع شدند. طبق این مصوبات، روزنامه های انگلستان باید در کنار خبر و مطالب عام المنفعه دیگر، مقاله (نظر) چاپ می کردند نه فقط و صرفا مقاله و مطالب تفسیرگونه.

۱۸۸۴م: ۲۳فوریه سال ۱۸۸۴ «هیرام ماکسیم» تکنیسین آمریکایی که در لندن کار می کرد اختراع خود «تیربار» را به معرض نمایش گذارد که می توانست هر دقیقه تا ۶۰۰ گلوله شلیک کند. اختراع ماکسیم که سلاح مرگبار نام گرفت تلفات در جنگ را بیش از گذشته کرد. بسیاری از دولتها پس از آگاه شدن از اختراع ماکسیم در صدد به دست آوردن تیربار شدند و مهندسان خود را وادار به ساختن آن کردند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۴ اسفند

۲۰۰۵م:دوشنبه شب ۲۱ فوریه ۲۰۰۵ شبکه تلویزیونی «سی بی اس» آمریکا نوار اعترافات جورج بوش، پیش از رئیس جمهوری شدنش را پخش کرد. این اعترافات در دو ـ سه روز پیش از پخش از این شبکه، به صورت خبر در روزنامه ها چاپ شده بود. بوش این مطالب را در یک گفت و گوی خودمانی با یکی از دوستانش مطرح کرده بود، غافل از این که دوست قدیمی او با ضبط صوت جیبی که باخود داشت آنها را ضبط می کرد، چرا؟. معلوم نیست.

طبق این نوار، بوش به تجربه ماده مخدر «ماری جوانا» اعتراف کرده بود. این نوار همچنین اختلاف نظر بعدی او با آن زمان در زمینه همجنسبازی را نشان می داد . جورج دبلیو بوش در دوران حکومت هشت ساله، خودرا از مخالفان شدید آن عمل نشان می داد و آن را گناهی بزرگ می خواند تا از حمایت مذهبیون برخوردار باشد.

در این مکالمه، جورج دبلیو بوش نسبت به نقاط قوت سناتور مک کین (جمهوریخواه) که در افکار عمومی از او به عنوان نامزد احتمالی احراز مقام ریاست جمهوری (در انتخابات نوامبر ۲۰۰۸) صحبت می شد تردید کرده و گفته بود که نقطه قوتّی در او نمی بیند.

ضبط نوار که توسط «داگلاس وید» صورت گرفته مربوط به سال ۱۹۹۸ است.

سخنگوی وقت کاخ سفید، بدون اظهار نظر درباره محتوای این نوار گفته بود که جورج بوش تصور می کرد که «وید» همیشه دوست او خواهد بود که با وی بدون پرده پوشی و رعایت ملاحظات سخن گفته بود و باور نمی کرد که حرفهای محفل دوستانه ضبط شوند و ….

همین جورج دبلیو بوش در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۸ از مبلغّان مک کین بود!.

جامعه شناسان ضمن اظهار نظر درباره اقدام داگلاس وید گفته بودند که "دوست جانی (دوست با تمام وجود)" با "دوست سیاسی (دوست لحظه ای)" فرق دارد و فردی که نتواند میان این دو نوع دوست فرق بگذارد و آنها را از هم متمایز کند با وضعیت جورج دبلیو بوش رو به رو خواهد شد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۴ اسفند

۱۵۱۴: ۲۲ سال پس ازرسیدن کریستوف کلمب به قاره غربی ( آمریکا ) و تصرف مناطقی را که به آنجا رسیده بود به نام پادشاه اسپانیا ، این دولت به فرمانداران خود در نقاط متصرفه دستور داد به بومیان ( سرخپوستان ) هشدار دهند که اگر مسیحی نشوند اعدام خواهند شد.

۱۸۸۴: طلاق باردیگر در فرانسه قانونی شد. انقلاب فرانسه در دهه آخر قرن ۱۸ طلاق را آزاد کرده بود که بعدا بر اثر فشار کلیسای کاتولیک دوباره ممنوع شده بود.

۱۹۳۹: دولت فرانسه درخواست پناهندگی « تروتسکی » رقیب استالین را رد کرد. ابن اقدام نقطه ضعفی در تاریخ فرانسه شده است که به مامن پناهجویان شهرت یافته است.

۱۹۴۵: اعلام شد که ۹۰۰ سرباز ژاپنی در جبهه ظرف دو روز توسط تمساحها کشته و خورده شده اند.

۱۹۶۳: دولت شوروی رسما اعلام کرد که هرگونه حمله نطامی به کوبا را به منزله حمله به خاک خود تلقی خواهد کرد . همان روز نسخه ای از این اعلامیه به دولت آمریکا تسلیم شد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید