image, ترفندهای روانشناسی کمتر فکر و خیال کردن در شب

یکی از چیزهایی که آدمها را از داشتن زندگی که می‌خواهند دور می‌کند، بیش از حد فکر کردن است. این افراد برای هر مشکل کوچک و بزرگی آنقدر فکر می‌کنند که روزی متوجه می شوند، ترموستات مغزشان سوخته است و دیگر نمی توانند فکر کنند.

راه حل های بسیار ساده که کمک تان می‌کند تا زندگی شادتر و راحت‌ تری داشته باشید:

وسیع نگاه کنید

افتادن در دام فکر کردن وسواسی و بیش از حد بسیار ساده است. به همین دلیل وقتی می‌بینید که بیش از انداز به موضوعی فکر می‌کنید، از خودتان بپرسید: آیا ۵ سال دیگر این موضوع اهمیتی خواهد داشت؟ یا حتی ۵ هفته دیگر؟

وسیع‌تر کردن دید با همین یک سوال ساده خیلی زود شما را از تله فکر کردن وسواسی بیرون می‌آورد و کمک تان می‌کند، بگذارید موقعیت خودش جلو رود و زمان و انرژی‌تان را روی چیزهایی که واقعاً اهمیت دارد متمرکز خواهد کرد.

محدوده‌ زمانی را کوتاه‌تر کنید

برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم

اگر برای تصمیم‌گیری‌هایتان فرجه زمانی نداشته باشید، مدام در افکارتان شناور شده و از همه زوایا به صورت افراطی به مسایل نگاه می‌کنید. پس سعی کنید، یاد بگیرید در تصمیم‌گیری‌ها بهتر عمل کنید و با گذاشتن محدوده زمانی در زندگی روزمره‌تان، وارد عمل شوید. حال چه این تصمیم بزرگ و مهم باشد و چه کوچک و جزئی.

روش‌های کمکی

برای تصمیمات کوچکی مثل اینکه بروید ظرف‌ها را بشویید، به ایمیلی جواب بدهید یا کار کنید، ۳۰ ثانیه به خودتان فرصت دهید تا تصمیم بگیرید. برای تصمیمات بزرگتر که ممکن است الان هفته‌ها و ماه‌ها وقت تان را بگیرد، فرجه ۳۰ دقیقه‌ای در نظر بگیرید.

مرد عمل باشید

وقتی بدانید چطور می‌توانید با اقدامات مستمر هر روزتان را شروع کنید، آنوقت دست از فکر کردن بیش از اندازه و وسواسی برخواهید داشت. گذاشتن ضرب‌العجل راهی است که کمکتان می‌کند بیشتر مرد عمل شوید.

برداشتن قدم‌های کوچک رو به جلو و تمرکز کردن روی هر قدم در هر لحظه عادت دیگری است که برای این هدف کمکتان می‌کند.این روش خیلی خوب عمل می‌کند چون باعث می‌شود احساس اضطراب زیادی نکنید و برداشتن فقط یک قدم آنقدر کوچک است که اسیر ترس‌تان نمی‌کند.

احمق به نظر نرسید

اینکه سعی کنید ۵۰ مرتبه به موضوعی فکر کنید، راهی است که بتوانید کنترل همه چیز را به دست آورید. همه احتمالات را در نظر بگیرید که مبادا دچار اشتباه نشوید، شکست نخورید یا احمق به نظر نرسید.

اما همه اینها بخشی از زندگی هستند. همه کسانی که تحسین شان می‌کنید و زندگی داشته‌اند که الهام‌بخش شماست، در زندگی گاهی با شکست روبه‌رو شده‌اند. آنها هم اشتباه کرده‌اند. اما در بیشتر موارد آنها به این شکست‌ها بعنوان بازخوردی ارزشمند نگاه کرده‌اند و از آنها درس گرفته‌اند. چیزهایی که ممکن است به ظاهر منفی برسد چیزهای زیادی به آنها آموخته و به رشد آنها کمک کرده است.

اگر نمی‌توانید درست فکر کنید، فکر نکنید

گاهی اوقات وقتی گرسنه‌تان است یا روی تخت دراز کشیده‌اید که بخوابید، فکرهای منفی به سراغ تان می‌آیند.ب اید بتوانید این افکار را سریع دستگیر کرده و به خودتان بگویید:

«نه، نه. قرار نیست الان به اینها فکر کنم.»

وقتی گرسنه یا خواب‌آلود هستید، ذهنتان نمی‌تواند درست و روشن فکر کند. به همین دلیل همان دیالوگ «نه، نه» را با خودتان تکرار کنید و آن فکر را برای زمانی بگذارید که بتوانید بهتر فکر کنید.

در سیاه چال ترس نیفتید

یکی دیگر از دام‌هایی که ممکن است گرفتار آن شوید این است که در ترس‌های مربوط به موقعیت زندگی‌تان گم شوید و ذهن تان سناریو‌هایی فاجعه‌بار درمورد اتفاقاتی که ممکن است بیفتد سر هم کند. یاد بگیرید که صادقانه از خودتان سوال کنید، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ و بعد که فهمیدید بدترین اتفاق ممکن چیست، کمی وقت برای فکر کردن به اینکه برای جلوگیری از بروز آن اتفاق چه می‌توانید بکنید، صرف کنید.

ورزش کنید

شاید به نظرتان کمی عحیب برسد، اما ورزش کردن، مخصوصاً کار با وزنه، فشارها و نگرانی‌های درونی‌تان را خالی می‌کند. ورزش باعث می‌شود قاطعیت بیشتری در زندگی پیدا کنید و رویکردتان را به مسائل تغییر دهید.

رفت و آمد با کسانی که فکر نمی کنند

پس به این فکر کنید که آیا منابعی در زندگی‌تان هست، چه نزدیک چه دور، که بیش از اندازه فکر کردن را در شما ترغیب می‌کند؟ و به آدم‌ها و منابعی که تاثیری متضاد در شما دارند فکر کنید

محیط اجتماعی‌تان نقش مهمی دارد و نه فقط افراد و گروه‌هایی که به زندگی واقعی‌تان نزدیک هستند. چیزهایی که می‌خوانید، گوش می‌کنید یا می‌بینید هم موثر هستند. وبلاگ‌ها، کتاب‌ها، فیلم‌ها و موزیک‌های زندگی‌تان. پس به این فکر کنید که آیا منابعی در زندگی‌تان هست، چه نزدیک چه دور، که بیش از اندزه فکر کردن را در شما ترغیب می‌کند؟ و به آدم‌ها و منابعی که تاثیری متضاد در شما دارند فکر کنید. راه‌هایی پیدا کنید که بیشتر وقت و توجه‌تان را صرف افراد و منابعی کنید که تاثیری مثبت بر تفکرتان دارند.

از افکارتان بیرون بپرید

جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید. جایی که آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن برداشتن چقدر سخت است. برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم.

زباله های ذهن تان را بیرون بریزید

بعضی از افکار که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود، بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند. به افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید، از پشت در آپارتمان شماره ۲۲ صدای پیرزن دیوانه می‌آید که، "اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه…!" کمی اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را می‌ترساند، "اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی." این آدم‌ها در واقع آن افکاری هستند که میل و انگیزه شما را کشته اند.

دفترچه ای به نام ثبت موفقیت داشته باشید

دفترچه ثبت موفقیت داشته باشید. نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما موثرتر است.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید