image چرا زن ها درست مردها را نمی شناسندمعمولا وقتی به دخترها می‌گویم دنبال مردها راه نیفتند و با پیشنهادات خود آنها را سر در گم نکنند، با این نوع اعتراضات از جانب دخترها روبرو می‌شوم:

دوره زمانه عوض شده و دخترها هم حق انتخاب دارند.

چرا فقط پسرها باید دختر مورد علاقه خود را انتخاب کنند؟ دخترها هم می‌توانند این کار را انجام دهند!

اگر دنبال پسر مورد نظرمان نباشیم، او به ما توجه نخواهد کرد.

اگر به پسر مورد علاقه‌مان پیشنهاد ازدواج ندهی ، دخترهای دیگر این کار را انجام می‌دهند!

باید بگویم منکر حق انتخاب دخترها نیستم اما بستر این حق انتخاب باید مناسب و از قبل فراهم شده باشد وگرنه حق انتخاب دختر تبدیل می‌شود به حق انزجار پسر! شاید در بستر فرهنگی ما، پسرها تظاهر کنند که از دخترهای جسور و با اعتماد به نفس خوششان می‌آید و حتی ادعا کنند که از پیشنهاد ازدواج یک دختر خوشحال شده‌اند اما این نظرها و ادعاها در بیش از نود و پنج درصد موارد به ازدواج ختم نمی‌شود. پسر‌ها به دلیل ذات و ماهیت خود مایلند در رابطه با جنس مخالف، فاعلانه و فعالانه عمل کنند، وقتی دختری فاعل می‌شود و در ارتباط با یک پسر فعالانه عمل می‌کند، پسرها خواهی نخواهی از او می‌ترسند یا فرار می‌کنند. ممکن است در دل او را تحسین کنند یا برای یک ارتباط موقت او را بپسندند، اما دوست ندارند با زنی ازدواج کنند که مانند مردها عمل می‌کند، مانند مردها پیشنهاد می‌دهد و مانند مردها رابطه را اداره می‌کند. آنها ناخودآگاه گمان می‌کنند چنین زنی از نظر درصد زنانگی در سطح پایین‌تری است و مردانگی‌اش بیشتر است. ممکن است این زن، همکار یا مدیر خوبی باشد اما نمی‌تواند همسر خوبی باشد. چون در بستر فرهنگی ما این رسم، یعنی رسم پیشنهاد دادن دختر به پسر هنوز جا نیافتاده و فقط ظاهرا بدان توجه می‌شود و در واقع پشت ادعاهای روشنفکرانه به غلط از آن برداشت می‌شود.

در این جا برخی جملات پسرها را در همین زمینه گردآوری کرده‌ام. سوالی که از تعدادی پسرهای بین ۲۵ تا ۳۵ ساله شد این بود که آیا حاضرید با دختری که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد ازدواج کنید؟ به جواب‌های آنها توجه کنید:

نه ، ترجیح می‌دهم خودم همسرم را انتخاب کنم و معمولا چنین پیشنهاداتی را از این گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون می‌کنم.

از دخترهایی که پیشنهاد ازدواج می‌دهند خوشم نمی‌آید. احساس می‌کنم این دخترها خواستگار دیگری ندارند و می‌خواهند خود را به من بچسبانند و تحمیل کنند.

نه، من به این دخترها می‌گویم دخترهای «آویزون». این‌ها آن قدر به این پسر و آن پسر گیر می‌دهند تا بالاخره شوهر کنند. هدف این‌ها فقط و فقط شوهر کردن است. آنها کسی را دوست ندارند. فقط ازدواج را دوست دارند.

بله، اشکالی ندارد اما من هم حق انتخاب دارم. اگر از او خوشم نیاید صرفا به خاطر پیشنهاد او تن به ازدواج نخواهم داد.

مادرم می‌گوید از دخترهایی که دنبالت راه می‌افتند پرهیز کن. حتما برایت نقشه‌ای در سر دارند.

دختر اگر نجیب باشد به پسر پیشنهاد نمی‌دهد!

معمولا این طور دخترها سلطه گرند. من با دختر سلطه‌گر ازدواج نمی‌کنم. این‌ها بعدها هم در زندگی می‌خواهند حرف خودشان را پیش ببرند.

من احساساتی نیستم. با عقلم تصمیم می‌گیرم. دخترها احساساتی‌اند. از روی احساس به ما پیشنهاد می‌دهند اما من از روی عقل پیشنهاد را بررسی می‌کنم.

هر وقت دختری به من پیشنهاد ازدواج داده، بلافاصله رابطه‌ام را با او قطع کرده‌ام و گفته‌ام که به هیچ عنوان قصد ازدواج ندارم.

بله، معمولا چنین دخترهایی قابل اتکا هستند و در زندگی هم می‌توانند همه چیز را به تنهایی اداره کنند و من می‌توانم کار خودم را بکنم!

هر دختری هم به من پیشنهاد بدهد من با دختری ازدواج خواهم کرد که خانواده‌ام به من پیشنهاد بدهند. چون آنها زن‌ها را بهتر از من می‌شناسند.

تعداد این پاسخ‌ها بسیار زیاد است. من در صدد نیستم که به شما بگویم پیشنهاد دادن یک دختر به یک پسر، در ذات خود کار بدی است. تنها می‌خواهم بستر این پیشنهاد را در فرهنگ و در کشور ما بشناسید و با چشم باز تصمیم بگیرید. در برخی جوامع ، پدر یا فامیل دختر می‌توانند پیشنهاد کنند که مردی با دخترشان ازدواج کند. در برخی فرهنگ‌ها خود دختر هم می‌تواند به این کار اقدام کند اما فعلا در کشور ما تعداد پسرهایی که بدین ترتیب تن به ازدواج بدهند بسیار اندک است و متاسفانه چنین ازدواج‌هایی در دراز مدت از نظر پسرها، ارزشمند نخواهد بود.

توجه داشته باشید که شاید پسر‌ها پاسخ‌هایی مشابه آنچه در بالا برایتان گرد آورده‌ام را به یک دختر ندهند. احتمالا آنها از روی ادب به دخترها نمی‌گویند که نظرشان در باره دختری که دنبال آنها راه می‌افتد و با انواع روش‌ها آنها را به ازدواج دعوت یا اجبار می‌کند چیست اما عملشان بر اساس همان پاسخ‌ها و در واقع بر اساس بستر اعتقاد و فرهنگ آنها شکل می‌گیرد. ضمن اینکه در کشور ما، خانواده‌های پسرها نیز از چنین عروس‌هایی استقبال نمی‌کنند و خود این عدم استقبال، مشکلات عدیده را در ازدواج‌ها فراهم می‌آورد. مشکلاتی که در آینده گریبان دخترها را می‌گیرد.

وقتی دختری، پسری را دوست دارد اغلب می‌خواهد از انواع روش‌ها به او محبت کند و عشق و علاقه خود را ابراز نماید. ابراز عشق و محبت هم در ذات خود کار بدی نیست اما ببینیم نظر پسرها در باره این نوع ابراز‌ها چیست؟

• وقتی دختری به من ابراز محبت می‌کند می‌دانم که مرا دوست دارد. دخترها احساسی‌تر هستند و زود دوست داشتن خود را نشان می‌دهند. اما اگر با کسی مواجه شوند که پولدارتر از من باشد و خانه و ماشین گران‌تری داشته باشد، بلافاصله این ابراز محبت به او انتقال پیدا می‌کند!

روی محبت خانم‌ها نباید حساب کرد! آنها احساسی‌اند و هر ساعت ممکن است به کسی ابراز علاقه کنند.

دختر خوب دختری است که با محبت باشد. اما با محبت بودن دختر، دلیل بر این نیست که با او ازدواج کنم. مشخصات دیگر او برایم مهم است.

دختر‌هایی که زیاد محبت می‌کنند قصد دارند هر طور شده با ما ازدواج کنند. وگرنه چرا باید به این شکل به ما محبت کنند.

همه دختر‌ها به من محبت می‌کنند. آنها می‌گویند من دوست داشتنی‌ام! محبت دخترها برایم طبیعی است.

ترجیح می‌دهم با دختر با محبت ازدواج کنم نه با دختر سرد و بی محبت.

به محبت الکی نمی‌توان اتکا کرد. محبت واقعی در طول زمان و در سختی‌ها خودش را نشان می‌دهد. اگر محبت دخترها واقعی بود تا به آنها می‌گفتیم قصد ازدواج نداریم، ما را رها نمی‌کردند!

محبت باید دوطرفه باشد. چه فایده دارد که دختری که دوستش نداریم هی به ما محبت کند؟

دختری هست که مرا دوست دارد و مدام به من محبت می‌کند. دختر خوبی است اما خانواده‌ام موافق ازدواج ما نیستند. من هم نمی‌توانم بدون توافق خانواده‌ام با او ازدواج کنم و این محبت‌های او در من احساس گناه ایجاد می‌کند. چون می‌دانم سرانجام باید او را رها کنم.

وقتی دختری زیاد محبت می‌کند علامت این است که ما را دوست دارد. پس ما هم می‌توانیم از او سوء استفاده‌مان را بکنیم. این استفاده کار بدی نیست. خود او با محبتش دارد به ما علامت می‌دهد!

باید از دخترها به خاطر نوشتن برخی از نظرات پسرها پوزش بخواهم اما تعداد دخترهایی که از روی احساس و گاه بی‌تفکر کافی به پسرها علاقمند می‌شوند زیاد است و می‌خواهم لااقل در این مقاله سعی کنم پشت پرده تفکرات برخی از پسرها را به آنها نشان دهم. متاسفانه درصدی از پسرها هستند که هر در باغ سبزی از جانب دختر را علامتی برای سوء استفاده تلقی می‌کنند. نمی‌گویم همه پسرها چنین‌اند، اما هوشیاری و عقل قبل از ازدواج، حکم می‌کند که به خاطر خودتان هم که شده از ابراز محبت‌های زیاده از حد قبل از ازدواج به چنین پسرانی پرهیز کنید. همچنین در جامعه ما هنوز هم تعداد خانواده‌هایی که به پسران خود اعتماد به نفس کاذب می‌دهند زیاد است. برای چنین پسرهایی ابراز محبت شما کاری عادی است و حتی حق خود می‌دانند که هر زنی باید به آنها توجه و محبت کند، بدون اینکه خود آنها هم خود را ارتقا دهند و برای طرف مقابل کاری انجام دهند یا محبتی نشان دهند. من موافق محبت محک خورده و دو طرفه هستم. اگر مطمئن شدید که بین شما و پسری چنین محبتی وجود دارد می‌توانید ابراز علاقه کنید وگرنه متاسفانه این ابراز علاقه، برایتان تضعیف کننده خواهد شد.

این را هم بگویم که همه پسرها این طور نیستند. من با پسرهایی روبرو شده ام که باهوش، مهربان و با فهم و شعورند و با ذهنی باز با محبت جنس مخالف برخورد می‌کنند. اما وجود دسته‌ای از پسرها نباید ما را از وجود دسته‌های دیگر غافل کند. محبت زیاده از حد را برای بعد از ازدواج نگه دارید. متاسفانه برخی از دخترها قبل از ازدواج انواع محبت‌ها را به پسرها ابراز می‌کنند ولی بعد از ازدواج از آقایان تبدیل می‌شوند به زنی بی‌عاطفه که حاضر نیست یک قدم محبت‌آمیز به سوی همسر بردارد. نه آن درست است و نه این. در ابراز محبت تعادل داشته باشیم.

تک فارس » روانشناسی » چرا زن ها درست مردها را نمی شناسند