۱۶۹۹م:«میرویس» بزرگ قندهاری ها که برای تظلم از جور و ستم عبدالله خان حکمران اعزامی دولت صفویان رنج سفر به اصفهان را بر خود هموار کرده بود ولی موفق به دیدار شاه سلطان حسین نشده بود ۱۹ نوامبر سال ۱۶۹۹ (۱۰۷۸ هجری خورشیدی) با دست خالی به قندهار بازگشت و سران طوایف ناحیه را به باغ خود دعوت کرد و وجود ضعف در ارکان دولتی و رواج فساد اداری و چاپلوسی در دربار صفویان را برایشان بیان داشت و گفت که شاه در محاصره عده ای کوته نظر آزمند قراردارد و کسی نمی تواند، حتی برای تظلم به او دسترسی یابد و احکام انتصابات خرید و فروش می شود و دلسوز وجود ندارد. در این شرایط راه دیگری جز این که خودمان بپاخیزیم وجود ندارد ، و بذر شورش در همان روز کاشته شد و طرف دو سال از زمین سر بر آورد. پشتونها و بویژه قندهاریها تا آن زمان سابقه نافرمانی و ضدیت با دولت متبوع، ایران، را نداشتند.

شاه سلطان حسین مسئله قندهاررا با یک انتصاب نابجا پیچیده تر کرد. وی به توصیه درباریان مغرض و ناآگاه خود گرگین خان گرجی را بدون توجه به این که وی با آداب و رسوم پشتون ها ناآشناست و کار را خرابتر خواهد کرد و بر وخامت اوضاع منطقه خواهد افزود به حکومت قندهار برگزید تا اوضاع منطقه را آرام کند. به اسلام گرویدن گرگین خان دلیل عمده گماردن او به حکمرانی قندهار بود. گرگین خان پیش از انتصاب تازه، بلوچهارا سرکوب کرده بود که خطه کرمان را ناآرام کرده بودند. باد دانست که لهجه پشتونها (در پاکستان آنان را پاتان می نامند) و بلوچها پارسی باستان است و همانند سایر برادران پارسی خود از نژاد آرین هستند.

گرگین خان که پس از اسلام آوردن از شاه سلطان حسین که جماعتی گرجی زاده بر دربار او سلطه یافته بودند و جز منافع شخصی به چیز دیگری توجه نداشتند لقب «شهنوازخان» گرفته بود پس از استقرار در قندهار آتش شورش را با خشونت تمام خاموش و میرویس را به عنوان عامل فتنه به اصفهان تبعید کرد.

میرویس در طول اقامت در اصفهان بیش از پیش بر ضعف نفس شاه سلطان حسین واقف شد. وی با این استدلال که نمی شود حتی یک مسلمان تبعیدی را از از اجرای واجبات دینی که زیارت خانه خدا از جمله آنها است مانع شد اجازه حج گرفت و در مکه از برخی روحانیون سنی فتوای جنگ با حاکم شیعه را به دست آورد.

میرویس در بازگشت به اصفهان چنان رفتاری از خود نشان داد که توجه همگان و ازجمله شاه سلطان حسین نسبت به او جلب شد و طولی نکشید که تبعید او لغو و اجازه بازگشت به قندهار به دست آورد.

در قندهار، میرویس فتاوی روحانیون سنی را که به دست آورده بود به سران طوایف که تا آن زمان حاضر به این درجه از تمرد نبودند نشان داد و قتل گرگین خان را مباح دانست. میرویس سپس با بکار بردن نیرنگ گرگین خان را به باغ خود دعوت کرد و در آنجا اورا بکشت.

شورش میرویس موفق شد زیرا که شاه سلطان حسین بی کفایت قبلا طایفه ابدالی را از خود رنجانده بود تا از آنان کمک گیرد و ملک محمود سیستانی حاکم «فراه» را هم کشته بود و مردم آن ایالت ناراضی بودند.

پس از مرگ میرویس درسال ۱۷۱۱ میلادی، برادرش میرعبدالله (پدر اشرف افغان که سکه های اشرفی یادگار زمان اوست) جایش را گرفت که میرمحمود پسر میرویس عموی خود را کشت و به کرمان حمله برد. لطفعلیخان حاکم فارس به کمک کرمان شتافت و میرمحمود را به قندهار فراری داد. شاه بی خرد اندکی بعد لطفعلیخان را معزول ساخت.این خبر که به گوش میرمحمود رسید در سال ۱۷۲۵ میلادی با ۲۵ هزار تن به کرمان حمله آورد و این شهررا متصرف شد و از آنجا از طریق یزد عازم اصفهان گردید. وی موفق به تصرف یزد نشد، ولی اصفهان را در ۱۲ اکتبر سال ۱۷۲۲ میلادی تصرف کرد و عملا به عمر دودمان صفویان پایان داد.

میرمحمود، خود در سال ۱۷۲۴ به دست پسر عمویش اشرف که در لشکرکشی به اصفهان با او بود کشته شد. اشرف با قتل محمود انتقام خون پدرش را از او گرفت. بساط اشرف نیز ضمن سه جنگ به دست نادر برچیده شد.

نادر شاه در سال ۱۷۳۷ قندهار را که عادت به یاغیگری کرده بود تصرف کرد و در مجاورت آن شهری به نام نادر آباد ساخت و آن دسته از بزرگان شهر را که در شورش میرویس و میرمحمود مشارکت کرده بودند به مازندران تبعید کرد. در جریان عملیات خارج ساختن قندهار از دست شورشیان، احمدخان ابدالی (درانی) از افسران ارتش نادر بود. احمدخان ابدالی ژس از قتل نادر در کودتای زوئن ۱۷۴۷ قوچان به قندهار رفت و درآنجا اعلام استقلال کرد و ….

۱۳۲۵ش:در پی رفع ممانعت شوروی، در این روز در سال ۱۳۲۵ (۱۹ نوامبر ۱۹۴۶) واحدهای اعزامی از تهران برای حل مسئله آذربایجان از قزوین وارد زنجان شدند و ظرف ۲۳ روز غائله پایان یافت.

مدتها بود که واحدهای شوروی که از زمان جنگ جهانی دوم در مناطق شمال غربی ایران مستقر بودند، مانع حرکت نیروهای اعزامی فراتر از قزوین می شدند . دولت مسکو برغم تعهدی که سپرده بود حاضر به تخلیه ایران نبود که دولت تهران متوسل به شکایت از آن دولت به مراجع مربوط جهانی و سایر فاتحین جنگ شده بود. دولت مسکو همانند سایر دولت های اشغالگر ایران متعهد شده بود که در پایان جنگ نیروهای خودرا خارج سازد، اما امروز و فردا می کرد تا نقشه هایی را که در سر داشت به اجرا درآیند. مسکو در زمان حاضر نیز ده سال است که برای تکمیل نیروگاه بوشهر امروز و فردا می کند و همچنین تحویل موشک های ضد موشک.

۱۹۴۷م: ۱۹نوامبر سال ۱۹۴۷ (۲۸ آبان ۱۳۲۶) دولت وقت شوروی نسبت به رد قرار داد امتیاز نفت شمال به آن کشور در مجلس، به دولت ایران اعتراض کرد.

دولت شوروی در یادداشت اعتراضیه خود سیاست خارجی ایران را قضیه یک بام و دو هوا خواند و با ادامه قرارداد نفت ایران و انگلستان مخالفت کرد.

قوام السلطنه – دولتمرد نزدیک به انگلستان – در زمان نخست وزیری خود وعده نفت شمال را به شوروی داده بود تا این دولت راضی به خارج ساختن نیروهایش از ایران شود.

شماری این عمل قوام را که نوعی نیرنگ سیاسی بود حمل بر میهندوستی او کرده اند و عده ای دیگر، این اقدام قوام را خدمتی دیگر به انگلستان دانسته اند. می دانیم که دکتر مصدق رسما قوام را عامل خارجی و مجری سیاست انگلستان خوانده است.

۱۳۳۱ش:۲۹ آبان ۱۳۳۱ دیوان عالی ایران با ترکیب تازه آغاز بکار کرد. لطفی وزیر دادگستری وقت که سرگرم پالایش دستگاه قضایی بود با استفاده از اختیارات قانونی دکتر مصدق، پنج روز پیش از این تاریخ، دیوان عالی کشور و دادگاه انتظامی قضات را منحل ساخته بود زیرا که برکناری قاضی نشسته امکان پذیر نبود، جز با انحلال واحد قضایی او. در طول این پنج روز قضات تازه شعب دیوان عالی جز شعبه نهم تعیین شده بودند. محمد سروری رئیس شعبه اول درعین حال رئیس دیوان عالی بود.

دیوان عالی ایران در آن زمان ۴۸ قاضی داشت به این ترتیب: هر شعبه یک رئیس، سه مستشار و یک دادیار. سه قاضی دیگر؛ دادستان دیوان عالی و معاونان او بودند. برای تعیین اعضای تازه دیوان عالی، از قضات بازنشسته نیز که شهرت پرهیزگاری و بی نظر بودن داشتند استفاده شده بود. لطفی برای باز گرداندن آنان به شغل قضاوت، حتی به منازلشان رفته و از آنان استدعای بازگشت کرده بود. تا این روز ( ۲۹ آبان ۱۳۳۱ ) هنوز تعیین قضات پنج گانه دادگاه انتظامی قضات که نقش اساسی در حفظ دستگاه قضاوت از هرگونه آلودگی باید داشته باشد تکمیل نشده بود.

دکتر مصدق نخست وزیر وقت در آستانه فساد زدایی از قوه قضایی گفته بود که برقرار کردن و حفظ دمکراسی واقعی در یک جامعه بدون وجود عدالت و آزادی در آن جامعه امکان پذیر نیست و عدالت عمومی و آزادی بدون داشتن یک دستگاه قضایی کار آمد و بی نظر به دست نمی آید و تنها قاضی عادل است که می تواند در یک جامعه عدالت ریشه دار برقرار کند. دستگاههای اداری ما از دیر زمان شهرت آلودگی یافته اند و از اینجاست که جامعه آلوده می شود و در چنین وضعیتی نمی توان انتظار وجود عدالت و آزادی را داشت که قاضی عادل و از هرجهت خوب، می تواند فساد و کژی را از دستگاههای عمومی بزداید و بالطبع جامعه تمیز و آزاد شود و پیش بتازد و …. دکتر مصدق، خود استاد رشته حقوق در دانشگاه تهران بود.

۱۸۲۸م:فرانتس شوبرت موسیقیدان شهیر اتریشی ساعت ۳ بعد از ظهر ۱۹ نوامبر سال ۱۸۲۸ درگذشت و نزدیک گور بتهوون مدفون شد.

شوبرت از نوابغ موسیقی جهان بشمار می رود. پدرش که مسئول مدارس حومه شهر وین بود و از کودکی استعداد فرزندش را به موسیقی تشخیص داده بود اورا به مدرسه موسیقی سپرد. شوبرت مدت کوتاهی هم معلم مدرسه بود ولی همواره آهنگ می ساخت و برای خود یک تیم مرکب از یک شاعر، یک خواننده و دو نوازنده تشکیل داده بود. آهنگسازان در سراسر جهان تشکیل چنین تیمی را از شوبرت فراگرفته اند.

شوبرت که لحظه ای از فکر نوشتن یک آهنگ تازه غافل نبود علاقه فراوان به بتهوون داشت و در مراسم تدفین بتهوون وصیت کرده بود که وی را پس از مردن در مجاورت وی مدفون سازند.

شاهکارهای شوبرت و آهنگهای معروف او از جمله سمفونی هایش پس از مرگ او از گوشه و کنار خانه اش و از داخل انباری به دست آمده است.

:ر آمریکا، ۱۹ نوامبر «روز فرصتهای برابر» است که از دهه ها پیش برگزار می شود و در این روز بود که قانون فرصتهای برابر به اجرا در آمد.

هدف از وضع این قانون این بوده است که هرکس مطابق استعداد و مهارت و علاقه خود از فرصتهای شغلی ، تحصیلی و حرفه ای و ایجاد کسب و کار؛ بدون تبعیض و مانع و اشکالتراشی برخوردار شود. این قانون راه را برای اجرای ابتکارات ، طرحها ، برنامه ها و تحقق آرزوهای هر فرد و گروه باز گذارده ، وسائل کار را تسهیل و فراهم ساخته و هرگونه سد و اشکالتراشی اداری را برداشته و ایجاد مانع بر سر راه پیشرفت را غیر قانونی ساخته است .

این قانون صراحت دارد که برای استخدام و انتصاب، پرداختن به حرفه مربوط ، یا گشودن کسب و کار و موارد پیشرفت دیگر؛ توجه کردن و برتری دادن به جنس، سن، نژاد. ملیت اصلی، مذهب، عقیده و شرایط جسمانی مردود و خلاف قانون است و برای پرداختن به هر حرفه، محدودیت ــ جز شرایط علمی، فنی ، تخصصی و حد ( نصاب ) مهارت ــ نمی تواند وجود داشته باشد. هر گونه استخدام باید از طریق آگهی در رسانه ها و سازمانهای عمومی مشاغل انجام گیرد، به گونه ای که همه علاقه مندان به آن اطلاع قبلی داشته باشند ، سپس مصاحیه و سنجش قابلیت انجام گیرد و هرکس حق اعتراض به روش را به دستگاهای مربوط از جمله دادگاه صالحه دارد زیرا که هدف قانون، انتخاب ماهرترین متقاضی و رعایت انصاف و بی طرفی در این زمینه و خدمت به جامعه است.

برای نظارت بر اجرای این قانون در هر شهر به تناسب جمعیت کمیسیونهای ویژه به همان نام ایجاد شده است. این کمیسیونها به شکایات افرادی که مدعی نقض این قانون درباره خود شده اند رسیدگی می کنند و اگر نتوانند مسئله را حل کنند پرونده را تکمیل و به دادگاه مربوط می فرستند و تا اخذ نتیجه آنرا دنبال می کنند. همین قانون است که اجازه نمی دهد مثلا در اجاره دادن خانه و انجام کار ارباب رجوع و… تبعیض قائل شوند.

بسیاری را عقیده بر این است که عمدتا همین قانون موجب اشتیاق اصحاب حرفه و هنر و دانش به مهاجرت به آمریکا و انتقال سرمایه به این کشور و در نتیجه پیشرفت ایالات متحده شده است.

۱۶۰۰م:چارلز اول پادشاه انگلستان ــ از سال ۱۶۲۵ تا ۱۶۴۸ ــ که در ۳۰ ژانویه ۱۶۴۹ در ملاء عام گردن زده شد ۱۹ نوامبر سال ۱۶۰۰ میلادی به دنیا آمده بود.

چارلز از آغاز سلطنت با مسائلی از جمله تشدید اختلافات مذهبی با اسکاتلندی ها و نافرمانی ایرلندیها رو به رو بود و برای مقابله قطعی با این مشکلات به پول بیشتری نیاز داشت، زیرا که موجودی خزانه را صرف تقویت نیروی دریایی کرده بود که انگلستان از سالها پیش از او وارد مسابقه دریایی شده بود.

چارلز چون موفق نشد پارلمان را که بیشتر اعضای آن از ثروتمندان و مالیات دهندگان عمده کشور بودند به افزایش مالیاتها راضی کند خود به وضع مالیات تازه مبادرت کرد و دستور بازداشت کسانی را که خودداری ورزند صادر کرد و چون نوبت به بازداشت چند نماینده پارلمان رسید، مجلس به دلیل مصونیت پارلمانی مانع این کار شد و با وضع قانون ایجاد میلیشیا برای دفاع از پارلمان، چارلز را به مبارز ه طلبید و سرانجام دو نیرو با یکدیگر وارد جنگ شدند و در نبرد ۱۴ ژوئن ۱۶۴۵ نیروهای پادشاه از میلیشیا ی پارلمان به فرماندهی الیور کرمول نماینده مجلس عوام شکست خوردند.

چارلز سپس به توطئه های متعدد از جمله تماس باپاپ و قول آشتی دادن کلیسای انگلستان با او را داد و و عده های دیگری به اسکاتلندی ها و ایرلندی ها داد که به کمک او آیند که موفق نشد ولی این کارها باعث شد که پارلمان وی را متهم به خیانت بر ضد وطن کند و محاکمه پارلمانی (ایمپیچمنت) کند و به اعدام محکوم سازد.

پیش از اعدام که هزاران تن شاهد آن بودند به چارلز اجاره صحبت داده شد و او جرائم وارده به خود را رد کرد. سپس گردنش را روی تخته ای که آماده شده بود گذاشت و با تبر گردن زده شد.

پارلمان مجلس لردان را منحل و سلطنت را ملغی ساخت و کرمول مرد اول انگلستان شد که فردی مورالیست بود و نظم را برقرار کرد وبرای انگلستان ارتشی نوین به وجود آورد و چون پارلمان را مانعی بر سر راه اصلاحات خود می دید ان را منحل کرد و تا سوم سپتامبر ۱۶۵۸ که در گذشت بر انگلستان بدون این که خود را پادشاه و یا رئیس جمهور بخواند تحت عنوان «لرد سرپرست یا محافظ» حکومت کرد. پس از او این لقب را به پسرش چارلز دادند که او علاقه ای به حکومت کردن نداشت و شش ماه بعد دوباره انگلستان سلطنتی شد.

۱۹۱۷م: ۱۹نوامبر زادروز بانو ایندیرا گاندی است که سه بار نخست وزیر هند شد ، کشوری که حکومت بر آن بسیار دشوار است.وی که در ۱۹۱۷ به دنیا آمده بود در۱۹۸۴ به دست محافظانش کشته شد. ایندیرا در ۱۹۴۲ با یک روزنامه نگار پارسی به نام پیروز گاندی ازدواج کرد و از او دارای دو پسر شد. پیروز که بعدا نماینده مجلس هند شد در ۱۹۶۰ در گذشت. ایندیرا از منتقدان سیاست خارجی آمریکا بود و نه تنها با کمک شوروی برای هند یک ارتش نیرومند به وجود آورد بلکه این کشور را در سال ۱۹۷۴ اتمی و در ۱۹۸۰ فضایی کرد.

۲۰۰۴م:شانزدهم نوامبر ۲۰۰۴ در پی کناره گیری ژنرال کولن پاول، «کاندو لیزا رایس» و در آن زمان ۵۰ ساله به سمت وزیر امور خارجه آمریکا تعیین شد. با اعلام پیشنهاد بانو «رایس» برای احراز این سمت، روزنامه ها عموما این بیان او را در سمت مشاور ویژه امور امنیت ملی حکومت بوش یادآور شده بودند که پس از تعرض نظامی آمریکا به عراق و بلند شدن صدای اعتراض اروپاییان، گفته بود: فرانسه را مجازات کنید، به آلمان (دولت سوسیال دمکرات) اعتناء نکنید و روسیه را ببخشید. این سه دولت از اعتراض کنندگان به اشغال نظامی عراق توسط آمریکا بدون مجوز شورای امنیت بودند.

برخی از مفسران اروپایی «رایس» را بانویی با داشتن روش «ماکیاولی» توصیف کرده و نوشته بودند که گمان نمی رود در زمان او به عنوان رئیس دیپلماسی آمریکا، روش سیاسی و برخورد آمریکا با دولتهای دیگر نرم تر شود. به نوشته این مفسران، روشها و طرز تفکر بوش و رایس از هم جدا نیست و می توان گفت فلزی یکپارچه اند که به هم جوش داده شده اند. رایس که از دانشگاه « دنور (کلرادو)» دکترای مطالعات بین المللی گرفته در سال ۲۰۰۰ ، در جریان مبارزات انتخاباتی آمریکا، مشاور امور جهانی و سیاست خارجی بوش و اندرز ده او در این زمینه ها بود.

به نوشته مطبوعات، کاندولیزا رایس از حامیان درجه اول حمله به عراق و اشغال نظامی این کشور بود. بانو رایس مدتی هم مدرس دانشگاه ستنفورد بود و در مرکز مطالعات امنیت بین المللی و کنترل تسلیحات این دانشگاه کار می کرد.

بانو رایس از سالها پیش با دولت آمریکا همکاری داشته است. وی قبلا در ستاد ارتش آمریکا سمت های جانبی داشت و در دوران حکومت بوش (پدر) مدیریت مشاوران امور اروپای شرقی و شوروی وی را عهده دار بود و در دوره اول حکومت بوش (پسر) مشاور ویژه امنیت ملی رئیس جمهوری شد و نخستین زنی در آمریکا بود که دارای این سمت شده بود. روزنامه ها از وی به عنوان کارشناس امور روسیه و اروپای شرقی نام برده اند.

به نوشته برخی از روزنامه های اروپا در زمان انتصاب، بانو رایس در دوران وزارت خود در برابر جورج بوش فقط گوش خواهد بود و دهان به کوچکترین اعتراض و مخالفت نخواهد گشود.

به نظر مطبوعات اروپا که انتصاب «رایس» را تفسیر کرده بودند، سیاست بوش در دوره دوم حکومتش هم نسبت به اسرائیل که وی بیش از هر رئیس جمهوری دیگر آمریکا مدافع آن بوده است تغییر نخواهد کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۸ آبان

۲۰۰۸م:«هو جینتائو» رهبر چین در دو «ماه نوامبر» از آمریکای لاتین دیدار کرد. وی درجریان دیدار اول، ۱۸ نوامبر ۲۰۰۴ در آرژانتین و در جریان دیدار دوم، ۱۸ نوامبر ۲۰۰۸ در کوبا بود. این دو دیدار، آمریکای لاتین را بزرگترین شریک تجاری چین کرده است و حجم مبادلات طرفین هر سال نسبت به سال پیش ۵۲ درصد افزایش می یابد. برای حفظ سطح این شراکت، هرسال صدها چینی برای فراگرفتن زبان اسپانیایی به کوبا می روند. دولت کوبا برای تدریس زبان اسپانیایی به این چینیان، در «تارارا» حومه هاوانا یک آموزشگاه بزرگ تدریس زبان دایر کرده است. چین در سال ۲۰۰۵، برغم خودداری سایر سرمایه گذاران، ۲۰ میلیارد دلار در آرژانتین سرمایه گذاری کرد. بدهی دولت واشنگتن به چین تا ۱۸ نوامبر ۲۰۰۹ بالغ بر هشتصد میلیارد دلار بوده است که هرسال ۴۰ میلیارد دلار بهره بر آن اضافه می شود.

۲۰۰۸م:۱۸ نوامبر ۲۰۰۸ «هو جینتائو» رهبر چین درجریان دیدار از آمریکای لاتین از کوستوریکا وارد کوبا شد و وعده داد که مبادلات دو کشور سوسیالیست بیش از پیش گسترش یابد. وی همچنین کمک چین به ترمیم آسیب های وارده به کوبا، ناشی از سه توفان دریایی پی در پی پاییز ۲۰۰۸ را اعلام داشت. مبادلات چین و کوبا در سال ۲۰۰۷ از رقم دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار متجاوز بود که شش برابر پنج سال پیش از آن است. چین در نیکل و نفت کوبا سرمایه گذاری کرده است. «هو» در نخستین روز دیدار از کوبا از آموزشگاه تدریس زبان اسپانیایی به خارجیان و ازجمله چینیان در «تارارا» واقع درحومه شهرهاوانا دیدن کرد. گسترش مناسبات چین با آمریکای لاتین که در دو سوی اقیانوس آرام واقع شده اند ایجاب می کند که دهها هزار چینی برای ادامه برقراری این مناسبات زبان اسپانیایی فراگیرند. چین در سال ۲۰۰۸ مقام بزرگترین شریک تجاری آمریکای لاتین را به دست آورد. آهنگ گسترش این مبادلات به حدی است که هر سال پنجاه و دو درصد نسبت به سال پیش افزایش داشته و سالانه از ۱۲۵ میلیارد دلار تجاوز کرده است. گسترش مناسبات چین با آمریکای لاتین همزمان با روی کار آمدن چپگرایان در این منطقه آغاز شد و این گسترش از نوامبر ۲۰۰۴ و پس از نخستین دیدار «هو جینتائو» از آمریکای لاتین شتاب بیشتری به خود گرفته است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۸ آبان

۲۰۰۸م:در طول ۱۱ روز (از هفتم تا ۱۸ نوامبر۲۰۰۸) در آبهای شاخ آفریقا هفت کشتی به تصرف باجگیران دریایی درآمده بود ازجمله یک سوپر تانکر که دو میلیون بشکه نفت خام به بهای یکصد میلیون دلار از کشور سعودی حمل کرده بود و نیز یک کشتی باری هنگ کنگی که در کرایه یک شرکت ایرانی بود.

این باجیگیران که عمدتا در بندر حرارظهر سومالی فعالیت دارند افرادی مسلح به آر پی جی، تیربار و تفنگ خودکار هستند و با قایقهای موتوری معمولی حرکت می کنند. آنان پس از نزدیک شدن به یک کشتی به ناخدای آن اخطار می دهند و پس از متوقف ساختن کشتی که قاعدتا باید غیر مسلح باشد از آن بالا می روند و کارکنان کشتی را به گروگان می گیرند و تقاضای باج می کنند که تاکنون صاحبان کشتی ها پس از چانه زنی، این پول را پرداخت کرده اند. این باجگیرها کوشش می کنند که حتی المقدور رفتار شان با کارکنان کشتی ها بد نباشد.

تصرف کشتی ها در ماه نوامبر ۲۰۰۸ در حالی صورت گرفته بود که سه ناو نظامی «ناتو» و چند کشتی وابسته به ناوگان پنجم آمریکا (که پایگاهش بحرین است) در آبهای خلیج عدن و شاخ آفریقا حضور داشتند!. قبلا در این آبها ۳۶ کشتی به همان صورت تصرف شده بودند. در میان کشتی های تصرف شده یک کشتی اوکراینی حامل اسلحه و تانک هم وجود داشت. برخی از این دستبردها در آبهای دور از ساحل و در اقیانوس هند و حتی در فاصله ۴۵۰ مایلی صورت گرفته است. باجگیران به تدریج در کار خود مهارت یافته اند.

کشتی های تصرف شده یا عازم غرب از طریق آبراه سوئز بودند و یا از این آبراه گذشته و راه مقصد خود در شرق را درپیش داشتند. به گفته اصحاب نظر،ادامه این باجگیری نه تنها باعث گسترش این کار در سایر مناطق جهان خواهد شد بلکه عملا آبراه سوئز را از فعالیت و اعتبار خواهد انداخت. یک شرکت نفتکش نروژی که ۹۰ تانکر در اختیار دارد ۱۸ نوامبر ۲۰۰۸ اعلام کرد که به کشتی هایش دستور داده است به جای آبراه سوئز راه جنوب آفریقا (دماغه امید نیک) که هزاران مایل دورتر است در پیش گیرند و این، یک عقب گرد به سالهای پیش از دهه ۱۸۶۰ تلقی شده است.

در نوامبر ۲۰۰۸ شمار باجگیران دریایی سومالیایی حدود ۸۰ تن برآورد شده بود. تعجب در این است که چرا دولتهایی که مدعی هستند پشه را در آسمان نعل می زنند نمی توانند به این وضعیت، و فعالیت این هشتاد نفر پایان دهند.

هفدهم نوامبر ۲۰۰۸ پرنس فیصل وزیر امورخارجه دولت سعودی که در آتن بود در یک مصاحبه عمومی باجیگری دریایی تازه را پدیده ای همانند تروریسم قرن ۲۱ (گروه های ترور) خواند و در باره ادامه آن به جهانیان اعلام خطر کرد. مفسران چپگرا در واکنش به انتقاد از باجگیری دریایی و نظایر آن گفته بودند که این کارها عکس العمل هایی در برابر بی عدالتی است و برای قطع آن؛ باید به بی عدالتی ها پایان داده شود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۸ آبان

۱۸۲۰: ناتانیل پالمر Nathaniel B. Palmer به منطقه منجمد جنوبی رسید و آن را قاره Antarctica نامید.

۱۸۷۴: کلارنس دی Clarence Day نویسنده آمریکایی به دنیا آمد و ۷۹ سال عمر کرد.

۱۹۱۹: سنای آمریکا قراردادهای پایان جنگ جهانی اول معروف به پیمان ورسای را رد کرد.

۱۹۲۹: دولت وقت ایران پادشاهی محمد نادر خان بر افغانستان مستقل را برسمیت شناخت.

۱۳۲۱: به هیات نظارت اسکناس اجازه داده شد که تا هر مقدار که لازم باشد اسکناس تازه منتشر کند!! که متعاقب آن قیمتها سریعا بالا رفت و ایران سالها گرفتار تورم پول بود تا این که اسکناسهای درشت تر از ۲۰ تومانی را جمع آوری کردند.

۱۹۷۷: انور سادات رئیس جمهوری وقت مصر وارد اسرائیل شد و روز بعد در پارلمان این کشور سخنرانی کرد. وی نخستین رئیس یک کشور عربی بود که به دعوت دولت اسرائیل به این کشور رفت و بالاخره جان خود را هم بر سر این اقدام از دست داد.

۱۹۸۷: کمیسیون ویژه کنگره آمریکا معروف به کمیسیون " ایران – کونترا " گزارش نهایی خود را صادر کرد و نهایتا رونالد ریگن را مسئول اعمال خلاف قانون دستیارانش در این زمینه اعلام داشت.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید