۸۳۸م:بابک خرمدین چهارم ژانویه سال ۸۳۸ میلادی به دستور معتصم خلیفه عباسی با قطع تدریجی دست و پا و اعضای بدن کشته شد و سپس بقیه بدنش را در بیرون شهر سامرا (سامره) بدار آویختند که مدتها به همان صورت باقی بود.

در آن قرن درهر گوشه ایران یک استقلال طلب بپاخاسته بود. در شمال ایران همزمان سه مبارز ــ بابک، مازیار و افشین ــ بنای مبارزه با حکومت بغداد را گذارده بودند که بابک در عین حال فرضیه اجتماعی ــ اقتصادی مزدک را هم دنبال می کرد و خواهان برابری کامل مردم و مشترک بودن مالکیت بود = دولتی و ملی بودن منابع و ابزار تولید و خدمات عمومی. پیروان او پیراهن سرخ رنگ بر تن می کردند و به احتمال زیاد دادن عنوان «سرخها» به کمونیستها ریشه در همان زمان دارد. در تاریخ، آنان را سرخ جامگان، خرّمیان و خرّمدینان نوشته اند. در آن زمان هنوز اکثریت آذربایجانی ها که بابک از میان آنان برخاسته بود دین نیاکان (آیین زرتشت) را حفظ کرده بودند. باید دانست که تا زمان شاه اسمعیل صفوی (پنج قرن پیش) هم بسیاری از مردم شمال ارس زرتشتی بودند و حکمرانان آنان از همان دودمانی بودند که در عهد ساسانیان منصوب شده بودند. همچنین باید به خاطر داشت که زبان ترکی دو ــ سه قرن بعد با سلجوقیان وارد این بخش از ایران شد.

بابک بارها سپاه خلیفه عباسی را که عموما غلامان ترک آسیای مرکزی بودند شکست داده بود، زیرا دژ و استحکامات متعدد داشت. وی با مازیار حاکم تبرستان (مازندران) و نیز افشین سردار استقلال طلب دیگر در ارتباط بود. مازیار به دلیل همسایگی با طاهریان از دور و در ظاهر احترام خلیفه را داشت تا فرصت مناسب به دست آورد و افشین معتقد به انهدام قدرت خلیفه از درون بود و بنا براین، خود را به اشخص خلیفه نزدیک کرده بود، ولی خلیفه از همه چیز باخبر بود و برای تضعیف روحیه استقلال طلبی ایرانیان که می گفتند: اسلام بله؛ حکومت عرب نه ــ افشین را به جنگ بابک فرستاد. افشین همه مساعی خود را به کار برد تا بابک باقی بماند که بابک به دلیل از دست دادن چند افسر خود در جنگ، به ارمنستان فرار کرد که در آنجا به دام توطئه افتاد و اسیر شد و به افشین تحویل گردید و افشین راهی جز تحویل او به خلیفه نداشت و خلیفه او را به طرز دلخراشی که مورخان آن زمان شرح داده اند و در تاریخ طبری هم آمده است بکشت، اما بابک تا جان در بدن داشت خود را نباخت. مازیار نیز از طریق اغفال برادرش دستگیر و او نیز در سامرا که معتصم پایتخت خود را به انجا منتقل کرده بود به طرز فجیعی کشته شد و جسدش را درکنار استخوانهای بابک به دار زدند. سپس نوبت به افشین رسید که اورا در بغداد گرفتند و خلیفه تماسهای او با مازیار و بابک را رو کرد و با گرسنگی دادنش کشت و جنازه وی را هم در کنار دو تن دیگر در حاشیه سامرا به دار آویخت. تاریخ خلفای عباسی و حکام عرب مملو از چنین قتلهایی است، حتی قتل نزدیکان و بستگانشان.

۱۷۲۲م:۸۳ روز پس از افتادن اصفهان به دست ایرانیان قندهاری، بزرگان کشور در نشست یک روزه خود در مشهد تصمیم به رفع این فتنه و جنگ داخلی ایرانیان گرفتند که ضعف و بی سیاستی شاه سلطان حسین و آلودگی او به خرافات موجب آن شده بود و متعاقب تصمیمات همین جلسه، نادر قلی افشار فرمانده نظامی عملیات شد. شهر اصفهان پایتخت ایران پس از یک محاصره طولانی، ۱۲ اکتبر سال ۱۷۲۲ میلادی تسلیم شده بود.

قندهاری ها که از زمان کیانیان و رستم به میهن خود ایران وفادار بودند از سال ۱۷۰۹ به دلیل سوء سیاست و مدیریت ضعیف شاه سلطان حسین متناوبا دست به شورش زده و خواهان خودمختاری شده بودند.

امیرمحمود قندهاری پس از تصرف اصفهان تا روزی که زنده بود هشتاد هزار تن را در این شهر کشته بود و شاه سلطان حسین و نزدیکانش را به زندان افکنده بود.

قندهاری ها در سال ۱۷۲۹ طی سه جنگ از نادر شکست خوردند و شمار کمی از آنان به قندها بازگشتند که نادر برای تنبیه همین عده هم به قندهار رفت و در آنجا به نافرمانی پایان داد و چون دولت هند به فراریان قندهار پناه داده بود دهلی را هم تصرف کرد.

ظهور نادر پس از سقوط اصفهان به جهان آن روز ثابت کرد که سقوط اصفهان دلیل از دست رفتن ایران نیست که مردانی بزرگ و میهندوست دارد. سقوط اصفهان نتیجه ضعف تنها یک نفر بود ــ شاه سلطان حسین، که در سال ۱۶۹۴ میلادی به سلطنت رسیده بود و مردی بی کفایت بود. اطرافیان شاه و مدیران دفاتر دیوانی (مقامات اداری) او هم حس نیّت نداشتند. باید دانست که پس از مرگ شاه عباس دوم کوچکترین قدمی برای تقویت بنیه دفاعی ایران برداشته نشده بود.

۱۳۳۱م:چهارم دی ماه ۱۳۳۱، یک هواپیمای شرکت هواپیمایی ایران که از شیراز و اصفهان به تهران می آمد، در نزدیکی فرودگاه مهرآباد هنگام کم کردن ارتفاع برای نشستن سقوط کرد و همه مسافران و سرنشینان آن جز دو تن( حسین عدل رئیس شرکت تلفن شیراز و مهندس خزاینی) کشته شدند.

نکته جالب و قابل تامل در این سانحه زنده ماندن و سلامت کامل این دو تن از میان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن یک بسته بسیار بزرگ پر از اسکناس بود که با این هواپیما حمل می شد. این بسته پس از برخورد هواپیما به زمین از داخل آن بیرون افتاده، بازشده و اسکناسها سطح بیانان (چند قدمی جاده جنوبی پر رفت و آمد کرج ـ تهران ) را تا مسافتی دور پوشانده بود. صدها نفر کسانی که به کمک و یا تماشا آمده بودند و عموما از کارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتی یک قطعه اسکناس را برای خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجی گفته بودند که تصاحب به ناحق مال دیگران – دولت و یا شخص – حرام است و باعث ناراحتی وجدان می شود و ما تنها به دسترنج خود قانع هستیم. این خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند که سانحه پرتلفات هوایی تهران منش ویژه و بزرگواری ایرانیان را یک بار دیگر به ثبوت رساند و اگر در کشوری دیگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتی یک قطعه اسکناس را باقی نمی گذاشتند و برای تصاحب آنها هجوم می بردند و با هم مسابقه می دادند.

۱۳۴۷ش:شاه سابق که دیدار رسمی از هند را از ۱۱ دی ماه ۱۳۴۷آغاز کرده بود روز ۱۴ دی (۴ ژانویه ۱۹۶۹) در یک مصاحبه مطبوعاتی در هند در پاسخ به سئوالی در باره بحرین [ که احتمالا طبق نقشه و از پیش تنظیم شده بود]، بادی در غبغب انداخت و بدون این که درنظربگیرد که پارلمان ایران با حمایت ملت، بحرین را استان ۱۴ ایران اعلام داشته و شاه مشروطه حق ندارد تصمیمی مغایر مصوبه پارلمان و اراده ملت بگیرد گفت که اگر بحرینی ها نمی خواهند با ما باشند ما حرفی نداریم!. رویدادهای دو دهه آخر قرن ۲۰ در منطقه خلیج فارس ثابت کرد که چه نیرویی پشت این تصمیم شاه بود.

اعلام چنین مطلب مهمی در یک مصاحبه عمومی آن هم در کشوری دیگر و قرار دادن ملتی باستانی در برابر یک امر انجام شده عملی نابخشودنی بشمار رفته است. شاه با بیان این مطلب که حق گفتن آن را نداشت دست خود را در برابر «تاریخ» رو کرد و آخرین سنگردفاع از خود را در «دادگاه تاریخ» ویران ساخت.

این تصمیم «ملوکانه!» به اندازه ای قطعی بود که از مردم ایران هم [دریک رفراندم] سئوال نشد که آیا با تصمیم شاه که بر خلاف قانون اساسی و سوگندی که برای حفظ حدود و ثغور ایران به جای آورده است موافقنند یا نه !. همان طور که پیش بینی می شد؛ رفراندم تنها در بحرین انجام شد که یک دهن کجی به ایرانیان تلقی شده است. ناسیونالیستهای ایرانی این اقدام شاه را محکوم و بی اعتبار اعلام داشتند و گفتند که شاه با این حرکت خود باعث تحقیر ایرانیان شده است.

۲۲ سال بعد، این عمل شاه یک مشابه به دست آورد و آن، انحلال اتحاد شوروی به تصمیم «سه فرد» از جمله یلتسین بود، بدون این که در این زمینه در روسیه رفراندم برگزار شود، و بنابراین تا ابدیت جای اعتراض به انحلال آن اتحادیه باقی مانده است.

۱۹۷۹م:چهارم ژانویه ۱۹۷۹ روزنامه های اروپا که گزارش تحولات انقلاب ایران را وسیعا منتشر می کردند از قول یک منبع انگلیسی نوشته بودند که جیمز کالاهان نخست وزیر [وقت] انگلستان به شاه اطلاع داده است که بهتر است «انگستان» را از فهرست کشورهایی که در نظر دارد در آنجا به زندگی ادامه دهد حذف کند. در آن روزها خبرها حکایت داشت که شاه پس از آغاز کار نخست وزیر تازه [شاپور بختیار] از ایران خارج خواهد شد و چند کشور از جمله انگلستان را برای اقامت در نظر گرفته است. تنها دو کشوری که در آن زمان حاضر به پذیرش شاه شده بودند مصر و مراکش بودند که وی با خانواده اش به مصر رفت.

اسناد محرمانه [اصطلاحا طبقه بندی شده] دولتی انگلستان که پس از گذشت ۳۰ سال علنی می شوند تا برپایه آنها تاریج جاری اصلاح گردد درستی گزارش ژانویه ۱۹۷۹ مطبوعات اروپا را نشان داد. در آن زمان نه تنها کالاهان بلکه مارگارت تاچر که بعدا نخست وزیر شد با سفر شاه سابق به انگلستان مخالفت کرده بودند. محمدرضا پهلوی در شهریور ۱۳۲۰ با تایید و حمایت دولت لندن شاه شده بود و در طول سلطنت خود از حفظ منافع انگلستان دریغ نمی کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۱۳۵۸م:دادگاه انقلاب تهران در این روز در سال۱۳۵۸ (یازده ماه پس از پیروزی انقلاب) احکامی را که چند روز پیش از آن صادر کرده بود از جمله چهار حکم اعدام جهت اجرا به داسرای انقلاب ابلاغ کرد که به اجرا درآمدند. طبق این احکام، سرلشکر بازنشسته ژاندارم حسن بهزادی (از مردم مازندران) و سرهنگ ژاندارم امیرهوشنگ کاویانی (متولد در اراک) و دو درجه دار ارتش به نامهای ابوطالب جواهری و محمد داربرزین به اعدام محکوم شده بودند.

سرلشکر بهزادی و سرهنگ کاویانی متهم به شرکت در سرکوبی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ (۱۶ سال پیش از محاکمه) شده بودند. سرلشکر بهزادی که در سال ۱۳۴۲ سرهنگ و رئیس واحد فرهنگی ژاندارمری (آموزشگاههای گروهبانی وقت واقع در خیابان مولوی – شهر تهران) بود در دفاع از خود گفته بود که در آن روز چند کامیون را به محوطه آموزشگاهها فرستاده بودند و از من خواسته بودند که چون در خیابان مولوی تظاهرات است نفرات را مسلح و در اختیار بگذارم و من مامور بودم و معذور. من در دفتر کارم بودم و از چگونگی رفتار افراد اعزامی با تظاهرات بی اطلاع.

سرهنگ کاویانی هم که در سال ۱۳۴۲ سروان و فرمانده گروهان شهر ری بود گفته بود که پاسگاه قاسم آباد شهر ری [که با تیراندازی و توسل به خشونت کفن پوشان ورامینی را در سر راه خود به تهران متوقف و مجبور به بازگشت کرده بود] تنها چند ژاندارم داشت و بقیه افراد از تهران فرستاده شده بودند و نظامیان جز اطاعت از مافوق کار دیگری نمی توانند بکنند.

(متن احکام این چهار نفر و دیگران از جمله سپهبد احمد دولو قاجار، سرلشکر عباس صدوقی، سرهنگ یدالله قیائی، سرهنگ ابراهیم بهروان و سرگرد علی بهداد که به زندان محکوم شده بودند در روزنامه اطلاعات مورخ ۴ دی ماه ۱۳۵۸ مندرج است)

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۱۳۵۸ش:شاه سابق، محمدرضا پهلوی، در اقامتگاه خود در جزیره «کنتادورا» پاناما درمصاحبه ای که ۱۱ دی ماه ۱۳۵۸ (یکم ژانویه ۱۹۸۰)در «دیلی میل» لندن انتشار یافت گفت که در صورت وضع یک قانون بین المللی برای رسیدگی به شکایات علیه زمامداران سابق، حاضراست خود را به چنین دادگاهی تسلیم کند؛ شاکیان شکایات خود را مطرح سازند و او هم در برابر هر شکایت پاسخ بگوید و اگر محکوم شود به حکم مجازات گردن خواهد نهاد. وی گفته بود که وجود یک دادگاه محاکمه سران سابق زیر نظر یک سازمان جهانی بی طرف سبب خواهد شد که هر دولتمرد ارشد بکوشد که ضمن اقداماتش شاکی و مدرک جرم برجای نگذارد که یک اصلاح اداری بزرگ خواهد بود.

این مصاحبه پس از آن صورت گرفته بود که جمهوری اسلامی استرداد شاه را جهت محاکمه در تهران به دولت پاناما تسلیم کرده بود و این دولت سرگرم بررسی آن بود.

۱۹۸۰م:چهارم ژانویه ۱۹۸۰ (۱۴ دیماه ۱۳۵۸) شورای امنیت سازمان ملل شکایت دولت آمریکا از ایران را دریافت و بررسی نهایی آن را موکول به دیدار کورت والدهایم دبیرکل وقت این سازمان از تهران کرد. این شکایت مربوط به تصرف سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری گروهی از کارکنان آن بود. دولت آمریکا در جلسه مقدماتی شورا تاکید کرده بود که اگربا مذاکرات والدهایم گروگانها آزاد نشوند، شورای امنیت باید ایران را تحریم اقتصادی کند. در برابر این تاکید، نماینده شوروی گفته بود که اگر قطعنامه بر ضد ایران شدید باشد ممکن است آن را «وتو» کند. در واکنش به این اظهار نماینده شوروی، نماینده آمریکا اشاره به بکار بردن یکجانبه نیروی نظامی بر ضد ایران کرده بود و نماینده شوروی به نوبه خود گفته بود که چنین عملی در مجاورت مرزهای ما بدون پاسخ نخواهد بود.

۱۳۸۷ش:یکشنبه ۱۵ دیماه۱۳۸۷ (چهارم ژانویه ۲۰۰۹) از یک مخاطب پیامی نسبتا طولانی و به نظر نگارنده این آنلاین (تاریخ ایرانیان)؛ فایده بخش دریافت شد که نوشته بود چون در طول تحصیلات ابتدایی و نیمی از متوسطه در عراق بودم، پدرم درآنجا کله پزی داشت و عربی می دانم اظهارات نوری المالکی نخست وزیر عراق را از تلویزیون العالم شنیدم [که به تهران آمده بود تا قرارداد امنیت عراق و آمریکارا برای مقامات ایران روشن سازد و توجیه کند]. المالکی به العالم گفت که دولت او اجازه نخواهد داد که خاک عراق به پایگاه حمله به همسایگان تبدیل شود.

با شنیدن این گفتار این سئوال به ذهنم آمد که نخست وزیر و نخست وزیران پس از المالکی،چطور؟. من ۶۳ ساله ام و ۱۶ ساله بودم که عبدالکریم قاسم بسیاری از ایرانیان و ازجمله خانواده مارا از عراق اخراج کرد و وخامت روابط دو کشور را از آن پس خودتان می دانید. پیش از کودتای قاسم و قتل فیصل الثانی، عراق برای ما ایرانیان به منزله وطن دوم بود؛ رفت و آمد آسان و اقامت و کسب و کار آسانتر از آن و بسیاری از مقامات دولت ما ازجمله سران قوه مقننه و قضائیه متولد عراق هستند. هیچکس از آینده خبر ندارد باید احتیاط را از دست نداد. تکرار اختلاف و درگیری، بویژه که آمریکا در عراق ماندنی است در آینده بعید نخواهد بود. المالکی در شرایط اشغال نظامی به نخست وزیری انتخاب شده است. عراق شرایط عادی نداشته است. آمریکا اگر می خواست که از عراق برود به آنجا نمی آمد، آبرویش را در انظار جهانیان از دست نمی داد، خودرا مقروض نمی کرد و متحمّل این همه تلفات و مسبب رواج «خودکشی انتحاری» نمی شد که عملی عادی شده، گسترش آن به سراسر جهان بعید نیست و پیش بینی پایان آن امکانپذیر نیست. برپایه تجربه گذشته، عراق کشور کودتا و عصیان است. قیافه و اسلوب کار نظامیان عراقی که فیلم و تصویرشان هر روز از تلویزیون دیده می شود آشناست و تفاوتی با ده سال و ۲۰ و ۳۰ سال پیش ندارد. ما نباید تصور کنیم که با آمدن و رفتن مقامات یک کابینه، همه مسائل حل شده است. میان ایران و عراق مسائل متعدد وجود دارد که ریشه صدها ساله دارند. تا تنور گرم است باید هرچه بیشتر نان پخت، در قبال عراق و افغانستان باید محکم کاری کرد. همین امروز ـ نه فردا ـ مسائل فی مابین را حل کرد. آمریکا فعلا مصلحت را در آن می بیند که بغداد و کابل با ایران خوب باشند و حتی کرنش کنند، ولی بعدا که خرش از پل گذشت، چی؟!. ضرورت دارد که در جوار شورای امنیت ملی ایران ـ چندین گروه کارشناس و هر گروه در یک رشته و در زمینه یک منطقه کار کنند و به حکومت یعنی سه قوه نظر و پیشنهاد بدهند.

مغز همین گروه ها آمریکا را ابرقدرت کرده است. وینستون چرچیل در دیدار طولانی سال ۱۹۵۲ خود به آمریکا، این اندرز را به هری ترومن داده بود. هدف چرچیل از این سفر

تحکیم روابط کشورهای انگلیسی زبان و ایجاد یک بلوک طبیعی از آنها بود. جلب حمایت ترومن از سیاست لندن علیه مصدق یک هدف فرعی این سفر بود. دولت روسیه به توصیه پریماکوف دارای چنین گروه ها ـ مغزهای متفکر ـ شده است و پیشرفت های جهانی اش در چهار سال اخیر نتیجه مطالعات همین گروههاست. چین می خواهد از طریق صادرات و کسب هرچه بیشتر ارز و سپس با این ارز خرید مستغلات و وسائل تولید کشورهای صاحب قدرت و درصدر این جدول ـ آمریکا ـ ابر قدرت شود و جای آنها را بگیرد و بنابراین جانبداری آن از یک کشور بر پایه میزان صادرات قراردارد و بسیار محتاطانه است، هند در مسیر قدرت شدن است و نمی خواهد قدرت های دیگر را نسبت به خود بدبین کند تا بر سر راهش سنگ اندازی کنند و به همین صورت برزیل. اتحادیه اروپا بیش از حد بر بار خود افزوده و همه حواسش به این است که زیر این بار زانو نزند ولی روسیه با جمعیت ۱۴۸ میلیونی و داشتن یک سوم کل منابع زیرزمینی و ثروت های طبیعی جهان همان قدرتی است که دولت های متشابه وضعیت ایران به ائتلاف با آن نیاز دارند. جهان درحال دگرگونی است و غفلت است اگر از فرصت هایی که به دست می آید استفاده نشود و چگونگی استفاده از این فرصت ها؛ کار همان گروه ها مستقر در جوار سازمان امنیت ملی است.

۱۳۱۷م:محمود شبستری از شعراء و صوفیان سده چهاردهم میلادی بود. وی نظرات و باورهای صوفیان و صوفیسم را به صورت نظم در آورده که در تالیف معروف او «گلشن راز» موجود است. گلشن راز در سال ۱۳۱۷ میلادی (طبق برخی نوشته ها در ماه ژانویه) تکمیل شده است.

شرقشناسان اروپایی وی را برابر با مولوی دانسته اند. شبستری در دوران تهاجم و سلطه مغولان و آدمکشی ها و ویرانی های ناشی از این تهاجم می زیست و این وضعیت شدیدا وی را متاثر و نگران سرنوشت و آینده بشریت ساخته بود. انشای او روان است و همین روانی و روشن گویی باعث شناخت دیگران از صوفیسم شده است. وی که دارای جهان بینی وسیع بود به خوبی محدودیت های بشر را درک و منعکس کرده است. تاکید بر این محدودیت برای آن بوده است که انسان در چهار روزه دنیا گرد ظلم، اجحاف و بیدادگری نگردد و بار خود سبک نگهدارد.

۲۰۰۵م:دولت آمریکا (کنگره و قوه اجرایی) در آخرین روزهای سال ۲۰۰۵ دست به اقدامی زدند که احتمالا بی سابقه بوده است. این دو بدنه دولت، تنها به خاطر کسب یک مدال در المپیک زمستانی تورینو (سال ۲۰۰۶)، یک دختر اسکیت کار (رقصنده روی یخ) به نام «تانیت بلبین» را به تابعیت آمریکا درآوردند تا بتواند به نام یک آمریکایی در آن مسابقات شرکت کند و مدال به دست آورد.

«تانیت» سه سال بود که به آمریکا مهاجرت کرده و مقیم ایالت میشیگان شده بود. طبق قانون مهاجرت، یک فرد باید پنج سال تمام (پس از گرفتن کارت سبز) در آمریکا اقامت داشته باشد، مرتکب تخلف و جرم نشده باشد، مالیات خود را به موقع داده باشد، در امتحان زبان انگلیسی و تاریخ و قانون اساسی آمریکا نمره خوب آورده باشد تا واجد شرایط تابعیت شود که رسیدگی به آن نیز از شش ماه تا دو سال وقت می گیرد و در پایان کار باید در دادگاه سوگند وفاداری یاد کند تا تبعه شود و پاسپورت بگیرد. چون تانیت واجد شرط ۵ سال اقامت مستمر نبود، کنگره آمریکا برق آسا بر لایحه متمم بودجه، یک تبصره اضافه کرد و تانیت را از این شرط معاف داشت و جورج بوش رئیس جمهور وقت نیز سریعا آن را امضا کرد تا نام «تانیت» را بتوان به عنوان یک آمریکایی به مسابقات فرستاد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۲۰۰۵م:یکم ژانویه ۲۰۰۵ «الف اورز Alf Evers» تاریخدان آمریکایی که در طول عمر ۵۰ کتاب تاریخ برای کودکان دبستانی و نوجوانان نوشته است در ۹۹ سالگی در نیویورک درگذشت. وی چند کتاب نیز درباره تاریخچه شهرهای کهنسال به صورت جغرافیای تاریخی به رشته تحریر درآورده است.

«الف» گفته بود عقیده دارد که یک فرد از دبستان باید با تاریخ ملی و تاریخ تمدن آشنا شود و با این که نوشتن تاریخ به زبانی که قابل فهم کودک باشد دشوار است او این کار را پیشه خود ساخته تا به بشریت خدمت کند و از این عمل بسی شادمان است.

۱۹۵۱م:پنجم ژانویه سال ۱۹۵۱ (چهارم ژانویه به وقت آمریکا) شهر سئول برای دومین بار پس آغاز جنگ کره به دست نیروهای کمونیست افتاد. سه ماه بعد ژنرال مک آرتور فرمانده این جبهه که آمریکا را از هرگونه جنگ زمینی در آسیا برحذر داشته است از همه سمتهای نظامی اش برکنار شد. وی به عنوان فاتح ژاپن شهرت یافته است.

جنگ کره در ژوئن ۱۹۵۰ با حمله نظامی کره شمالی به جنوب و با هدف تامین یکپارچگی کره که فاتحان جنگ جهانی دوم آن را تقسیم موقت! کرده اند آغاز شد و دراندک مدتی بیشتر اراضی جنوب که پس از جنگ جهانی دوم قرار بود از طریق انتخابات به صورت کشوری واحد در آیند به تصرف نیروهای شمال درآمد و شهر سئول ماهها در کنترل شمالی ها بود که نیروهای آمریکایی و بعدا چند کشور دیگر ازجمله ترکیه وارد عمل شدند و بیست و ششم سپتامبر شهر سئول از دست شمالی ها خارج شد و در اکتبر نیروهای خارجی تحت پرچم سازمان ملل از مدار ۳۸ درجه که خط تقسیم دو کره است عبور کردند. این وضعیت بر چین ناگوار آمد و سبب شد که صدها هزار داوطلب چینی از رود «یالو» حد فاصل چین با شبه جزیره کره بگذرند و نیروهای زیر پرچم سازمان ملل را با تحمل تلفات بسیار سنگین مجبور به عقب نشینی کنند و سئول دوباره به دست شمالی ها افتد.

این جنگ پرهزینه در ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۳ پس از ۳ سال و یک ماه با امضای قرارداد ترک مخاصمه متوقف شد و از آن زمان هنوز ۳۷ هزار سرباز آمریکایی در کره جنوبی مستقر هستند.

جمع تلفات آمریکا در این جنگ ۲۵ هزار کشته گزارش شده است، ولی در آن یک میلیون تن از اتباع کره جنوبی جان خود را از دست دادند. شبه جزیره کره پیش از سال تقسیم (۱۹۴۵ ) در کنترل ژاپن و پیش از آن وابسته به چین بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۱۹۹۸م:طبق یکی از اسناد طبقه بندی شده (محرمانه) دولت آمریکا که اواخر سال ۱۹۹۸ مجاز شدند علنی گردند و چهارم ژانویه سال ۱۹۹۹در اختیار مراجعان قرار گرفتند، جان اف کندی رئیس جمهوری وقت آمریکا دریادداشت مورخ چهارم اکتبر سال ۱۹۶۳ خود که برای رابرت مکنامارا وزیر دفاع ارسال شده بود نوشته بود: ادامه جنک ویتنام به سود آمریکا نیست. از سال آینده (۱۹۶۴ ) پس ازانجام انتخابات (ریاست جمهوری آمریکا)، ظرف یک سال به تدریج نظامیان آمریکا باید از ویتنام جنوبی خارج شوند و امور جنگ به خود ویتنامی ها سپرده شود.

در آن زمان شمار نظامیان آمریکا در ویتنام جنوبی ۱۶ هزار و ۳۰۰ تن بود. چهل و هشت روز پس از ارسال این یادداشت، جان اف کندی در شهر دالاس هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. لیندن جانسون جانشین او نه تنها نظامیان امریکایی را از ویتنام خارج نساخت بلکه شمار انان را به ۵۳۶ هزار تن افزایش داد که سالها بعد نیکسون مجبور شد پس از تحمل ۵۸ هزار کشته و ۲۵۰ هزار زخمی دستور بازگرداندن آنان را صادر کند.

هنوز انگیزه و چگونگی قتل جان اف کندی به درستی روشن نشده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۲۰۰۳م:وارن کریستوفر وزیر امور خارجه پیشین آمریکا و مردی که دهها سال در صحنه سیاسی این کشور بوده در مقاله ای که نخست در نیویورک تایمز و سوم ژانویه سال ۲۰۰۳ در بسیاری از روزنامه های آمریکا به چاپ رسید نوشته بود که به نظر او مسئله عراق در اولویت نیست و تجربه او نشان می دهد که دولت آمریکا در یک زمان واحد نمی تواند در بیش از یک مسئله درگیر شود. این مقاله هشتاد روز پیش از حمله نظامی آمریکا به عراق انتشار یافته بود. کریستوفر نوشته بود که به نظر او برای آمریکا مبارزه با تروریسم، حل مسائل داخلی (اقتصاد) و مسئله کره در اولویت های اول تا سوم قرار دارند. مسئله عراق را از راههای دیگر هم می توان حل کرد. به نظر می رسد که دولت بغداد (صدام حسین) تا اینجا با بازرسان سازمان ملل همکاری کرده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۱۹۷۵م:خیو سامفان (در ژانویه ۲۰۰۳ هفتاد و دو ساله) مرد شماره ۲ دولت خمر سرخ که از ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ بر کامبوج حکومت داشتند در حالی که برای یک محاکمه بین المللی آماده می شود، در سوم و چهارم ژانویه ۲۰۰۴ در دو مصاحبه اختصاصی با رسانه های غرب از خود دفاع کرده و گفته بود: ما قصد ساختن یک مدینه فاضله کشاورزی را در کامبوج که مردم در آن برابر و برادر باشند داشتیم و برای اجرای اندیشه خود مردم شهرها را که جز مصرف دسترنج روستائیان هنر دیگری نداشتند به روستاها منتقل کردیم که عمر شماری از آنان چون عادت به کارکردن و زندگی روستایی نداشتند کوتاه شد و بنابراین قصد آدمکشی در کار نبود. وی که متهم به مشارکت در مرگ صدها هزارتن شده است گفت که منکر این نیست که برخی ماموران در اجرای برنامه استثمارزدایی دست به خشونت اضافی (غیر لازم) زده و باعث مرگ شماری از مردم شده باشند.

خیو که معاون «پل پت» رهبر متوفای خمرهای سرخ بود در بازداشت نبود و در خانه اش در شهر «پنوم پن» بسر می برد و گفته بود که در دادگاه از کارهایش دفاع خواهد کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۲۰۰۴م:از لابلای اخبار مطبوعاتی سه روز اول سال ۲۰۰۴ سه رویداد را به عنوان نمونه حوادث شهری دهه اول قرن ۲۱ انتخاب کردیم که از این قرارند:

– محکوم شدن رئیس سابق دانشگاه کارولینای جنوبی( آمریکا ) به جرم فروش اسناد اخذ ویزای مسافرت به آمریکا (ویزای دانشجویی) به شش سال زندان و یک سال خدمت عمومی رایگان که سه سال از زندان او به سبب کهولت (۶۸ ساله بودن) و خدماتش در گذشته به حالت تعلیق درآمد. وی به یک مامور اف. بی. آی (پلیس امنیت داخلی آمریکا) هم که خود را یک روس دلال ویزا جا زده بود، دویست گواهی صدور ویزا فروخته بود!.

– رویداد دیگر مرگ سه خواهر جوان به نامهای کریسا، میلی و جسیکا در نزدیکی شهر ویلمار ایالت مینه سوتای آمریکا بود که با لباس و آرایش ویژه عازم محل برگزاری عروسی برادر خود بودند. یک مینی بوس به رانندگی یک دختر ۱۵ ساله با اتومبیل حامل این سه خواهر برخورد کرد و هرسه را کشت. با وجود مرگ سه خواهر، داماد و عروس تصمیم به ادامه مراسم گرفتند!.

– رویداد دیگر در شهر تمپا واقع در فلوریدای آمریکا صورت گرفته بود. یک جوان ۲۰ ساله به نام راسل برایت که نیاز فوری به اتومبیل داشت، هنگامی که مشاهده کرد بانو «روزینا سیگل» ۹۳ ساله وارد مدخل سواره رو خانه اش می شود به او نزدیک شد و کلید اتومبیلش را خواست و چون روزینا امتناع کرد با یک ضربه او را کشت و اتومبیلش را بسرقت برد، ولی ۱۵ دقیقه بعد که در بزرگراه به سرعت می راند با دیواره یک پل تصادف کرد و مجروح و دستگیر شد.

۲۰۰۵م:ولادیمیر پوتین رئیس جمهور وقت روسیه سوم ژانویه ۲۰۰۵ در آستانه دیدار نخست وزیر ترکیه به همراه ۶۵۰ روزنامه نگار، صنعتگر و بازرگان از مسکو در پیامی خطاب به مردم ترکیه که بی سابقه توصیف شده است نوشته بود: شما فرصتی بالاتر از عضویت در اتحادیه اروپا پیش روی دارید که سالها درباره اش به شما امروز و فردا گفته اند، و این فرصت همانا شریک استراتژیک شدن با روسیه است. شراکت و همکاری ما امکان پذیر و برای هر دو ملت سودبخش و مهم است. هر دو ملت به کمک یکدیگر نیاز دارند.

نخست وزیر ترکیه و هیات صدها نفری همراه او برای گشودن یک مرکز مشترک به مسکو رفته بودند. پوتین قبلا از ترکیه دیدن کرده بود.

۲۰۰۶م:«مان موهان سینگ» نخست وزیر هند ضمن پیامی به مناسبت آغاز سال میلادی ۲۰۰۶ که برای نخست وزیر چین فرستاد، از دولت پکن خواست که در شرایط کنونی لازم است که میان چین و هند روابط نزدیکتر و همکاری و همبستگی استوار برقرار باشد. وی در پیام خود ابراز امیدواری کرده بود که دولت چین مواد و عوامل این تحکیم دوستی و همکاری متقابل را به مناسبات جاری تزریق کند. سینگ تاکید کرده بود که سال ۲۰۰۶ سال دوستی چین و هند نام گذاری شود و در این سال این دو کشور پرجمعیت جهان که از ظرفیت های بسیار برخوردار هستند با اراده و اعتماد خلل ناپذیر به تحکیم کامل همکاری ها بپردازند که مآلا به توسعه و پیشرفت قاره آسیا خواهد انجامید و به صلح بین المللی کمک خواهد کرد. نخست وزیر چین در پاسخ خود به این پیام قول مساعد داده و از پیشنهاد و ابتکار نخست وزیر هند استقبال کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ دی

۲۰۰۶م:در آستانه آغاز سال میلادی ۲۰۰۶ کتاب تازه ای تحت عنوان «حالت جنگ: عملیات محرمانه سیا در زمان جورج بوش» در آمریکا انتشار یافته بود که شرح مواردی از این عملیات است.

در یک فصل این کتاب نوشته شده است که «سیا» در دو سال اول حکومت جورج دبلیو بوش ۳۰ عراقی مقیم آمریکا را به آن کشور فرستاد تا اسنادی دایر بر ادامه فعالیت های اتمی عراق را به دست آورند. یکی از این سی نفر، بانو دکتر الحداد بود که یک دکتر متخصص بیهوشی در بیمارستانهای شهر کلیولند (ایالت اهایو) است. وی به عراق رفت و تلاش کرد تا از برادرش که در برنامه های اتمی عراق فعال بود اطلاعات به دست آورد که برادرش گفته بود بیش از ده سال است که این فعالیتها متوقف شده است و دکتر الحداد عینا آنچه را که شنیده بود به «سیا» منعکس کرد. باوجود این گزارش های منفی، این سازمان اطلاعاتی به کاخ سفید بهانه لازم را داد تا آن را در کنگره و مقر سازمان ملل (شورای امنیت) مطرح سازد و دستاویز برای حمله به عراق قرار دهد که پس از اشغال نظامی عراق در آنجا در باتلاق فرو رفته است و ….

جورج دبلیو بوش در دسامبر ۲۰۰۸ از اینکه به استناد گزارش (نادقیق) سازمانهای اطلاعاتی آمریکا اقدام به تصرف عراق کرد ابراز تاسف کرد.

در یک فصل دیگر این کتاب به ارسال یک گزارش اشتباهی «سیا» که از یک مامور ایرانی این سازمان اخذ شده بود اشاره شده است که باعث کشف گروهی از عوامل این سازمان در ایران شد که دستگاه ضد اطلاعاتی ایران آنان را دستگیر کرد که مجازات شدند.

***«واسرمن» کاریکاتوریست آمریکایی با ااستفاده از این فرصت ها و دشواری های آمریکا در عراق، کاریکاتوری را که در زیر آمده است ترسیم کرده که دربرخی از روزنامه های این کشور همزمان چاپ شده بود. این کاریکاتوریست دولت آمریکا را به صورت «عمو سام» در آورده که از فروشنده، قبلا کالایی (به نام عراق) را خریده و چون از خرید آن پشیمان شده است، کالا (عراق) را به فروشگاه بازگردانیده و دارد آن را به مسئول پس گرفتن کالای خریداری شده (پنجره ریترنز) می دهد و دلیل پس آوردن آن را بیان می دارد و می گوید که فروشنده به من گفته بود که استفاده از آن کاری آسان است (که عملا چنین نبوده و از خرید آن پشیمان است).

۱۶۴۲: چارلز یکم پادشاه انگلستان چهارصد سرباز را مامور تصرف پارلمان این کشور و بیرون راندن نمایندگان کرد. اختلاف چارلز با پارلمان از دوسال پیش که مجلس حاضر نشده بود پولی را می خواست در اختیار او بگذارد آغاز شده بود . چارلز در آن سال پارلمان را تعطیل کرد ولی دوباره مجبور به بازگشایی آن شد که این بار هم پارلمان حاضر به تصویب پول مورد نظر اونشد و تعطیل کردن خود را هم غیر قانونی خواند و اعلام داشت که دمکراسی تعطیل پذیر نیست که چارلز متوسل به سرباز شد. سرانجام چارلز و پارلمان باهم به توافق رسیدند.

۱۹۱۴: محمد ظاهر به دنیا آمد که پس از کشته شدن پدر از هشتم نوامبر سال ۱۹۳۳ پادشاه افغانستان شد و تا کودتای سردار داوودخان این مقام را برعهده داشت و در سال ۲۰۰۲ پذیرفت که یک تبعه عادی افغانستان باشد.

۱۹۴۵: ناوآمریکایی « امانی بی» از نوع هواپیمابر بر اثر حمله انتحاری (کامیکازی) یک خلبان ژاپنی غرق شد.

۱۹۹۹: پیام آیت الله عظمی روح الله خمینی چهاردهم دیماه ۱۳۶۷ در کرملین به میخائیل گورباچف رهبر وقت شوروی داده شد. در این پیام، بنیادگذار جمهوری اسلامی ایران به گورباچف اندرز داده بود که فریب مقامات آمریکا را نخورد.

۲۰۱۰: حوزه علمیه قم از آیت الله یوسف صانعی (ار روحانیون منتقد) سلب مرجعیت کرد. آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت که رای جامعه مدرّسین درباره آیت الله صانعی قطعیت دارد. آیت الله صانعی قبلا برای مدتی دادستان کل کشور و از فقهای شورای نگهبان بود. در زمان حیات آیت الله خمینی بنیادگذار جمهوری اسلامی ایران گفته می شد که آیت الله صانعی یکی از نزدیکان اوست.

۲۰۱۰: مصطفی محمدنجار وزیر کشور (داخله) اخطارکرد که به نیروهای پلیس دستور داده شده است از این پس هیچگونه مدارا با آشوبگران نکنند و اگر فردی جهت همکاری با اغتشاشگران در تجمعات ظاهر شود فورا دستگیر خواهد شد. اشاره وزیر کشور به اغتشاشات، تظاهرات خیابانی است که از ژوئن ۲۰۰۹ (خرداد ۱۳۸۸) و پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهور آغاز شده است.

۲۰۱۰: چند فعال سیاسی که قبلا در جمهوری اسلامی ایران دارای مقام بوده و اینک در خارج از کشور بسر می برند و در زمره مخالفان هستند در بیانیه ای به امضای خود خواستار کناره گیری محمود احمدی نژاد از ریاست جمهوری، برگزاری انتخابات مجدد، لغو نظارت استصوابی و انحلال شورای عالی انقلاب فرهنگی شده اند.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید