شکنندگی

بچه هایی که تک فرزند بودند، به دلیل اینکه خواهر یا برادری نداشتند که رقابت کردن سالم را با او تمرین و تجربه کنند با مشکلاتی در زمینه پذیرش واقعیت های زندگی روبه رو شدند. آنها که از زبان والدینشان هیچ گاه کمتر از گل نشنیده بودند، با کوچکترین تشری می شکستند و پا پس می کشیدند. در حالی که اگر خواهر یا برادری داشتند، داشتن رقیب را بهتر درک می کردند و بهتر از عهده موقعیت هایی که مستلزم رقابت و پا فشاری هستند بر می آمدند.

فرصت کمتر برای همدلی

خواهر و برادر داشتن کمک می کند تا فرزندان بتوانند در موقعیت های مختلف خودشان را جای دیگری بگذارند و از منظر او به اتفاقات نگاه کنند. بچه ای که خواهر و برادر ندارد نسبت به بچه ای که یک یا چند خواهر و برادر دارد، فرصت کمتری برای همدلی کردن و گذاشتن خودش به جای دیگران پیدا می کند.

پشت گرمی کمتر

بچه ها رازها و حرف هایشان را قبل از آنکه به پدر و مادرشان بگویند، با خواهر و برادرانشان در میان می گذارند. همینطور خواهر و برادرها بزرگترین سرمایه حمایتی برای روزهای سخت آینده هستند. بچه ای که تک فرزند است مزه این حمایت را نمی چشد. این نقص در جنبه حمایتی برای والدین هم مطرح است.

پدر و مادری که یک فرزند دارند، در زمان پیری فقط یک نفر را دارند که به آنها سر بزند و از آنها مراقبت کند آن هم به فرض اینکه فرزند آنها در آن زمان خودش سالم باشد و نزدیک آنها زندگی بکند. در حالی که والدینی که چند فرزند دارند در روزگار پیری از چند منبع حمایتی برخوردار می شوند و حتی اگر یکی از آنها به هر دلیلی نتواند به آنها رسیدگی کند، یک یا چند تای دیگر هستند که دستشان را بگیرند و به آنها عشق هدیه بدهند.

شادابی کمتر

بچه هایی که تک فرزند هستند، در مهمانی و پارک و سفر مجبورند با بزرگترها دمخور باشند. در نتیجه نمی توانند با همسالانشان ارتباط کافی برقرار کنند و این مسئله باعث می شود که افراد کمتری را در زندگی برای شوخی کردن، بازی کردن، و حتی صحبت کردن داشته باشند. همه اینها باعث می شود که بچه های تک فرزند نسبت به بچه هایی که چند فرزندی هستند، احساس تنهایی بیشتر و احساس شادکامی کمتری داشته باشند.

زیر ذره بین بودن

بچه هایی  که تک فرزند هستند، در مرکز توجه والدین قرار دارند و هر رفتار آنها توسط والدین پایش می شود. این توجه زیاد باعث می شود که این بچه ها همیشه با یک جور اضطراب زندگی کنند، اضطرابِ اینکه نکند آن کسی نباشند که والدینشان انتظار دارند. به علاوه خود والدین هم از این قضیه اذیت می شوند چرا که مدام خودشان را مجبور می بینند که نگران فرزندشان باشند، آن هم نه یک نگرانی معمولی، بلکه یک اضطراب آزار دهنده.

پس یعنی تک فرزندی هیچ جنبه مثبتی ندارد؟

صحبت کردن درباره معایب تک فرزندی به این معنی نیست که تک فرزندها افراد موفقی نخواهند بود یا همه آنها لوس و ناز پرورده خواهند شد. تک فرزندهای زیادی هستند که نسبت به بچه های چند فرزندی خلاق تر و اجتماعی تر هم از آب در آمده اند. اما مسئله ای که وجود دارد این است که ما ببینیم در برابر چیزهایی که به فرزندمان می دهیم چه چیزهایی را از او می گیریم.

اگر شما هم طرفدار تک فرزندی هستید، توجه کنید که گرچه ممکن است به فرزندتان آسایش بیشتر، تحصیل در مدرسه بهتر، دانشگاه بهتر، کلاس های متفرقه بیشتر، و خیلی چیزهای دیگر بدهید ولی یک چیز خیلی مهم را از او خواهید گرفت: داشتن خواهر و برادرانی که امروز و فردا پشت و پناه او باشند. واقعاً آیا داشتن بهترین امکانات و رتبه های علمی و شغلی به تحمل یک لحظه تنهایی و احساس نداشتن یک پشتوانه امن می ارزد؟


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید