۵۵۳م:«پروکوپیوس» مورخ رومی متولد فلسطین در یادداشتهای روزانه خود ، در ذیل روزی که بعدا باتطبیق تقویم ها معلوم شده دوم فوریه سال ۵۵۳ میلادی است نوشته است : امروز نسخه اصلی ( دستخط خودش ) تاریخی را که نوشته ام و عنوانش را « جنگها » قرار داده ام به امپراتور « ژوستی نی ان » دادم . پس از مروری کوتاه گفت : گرچه به سود ما ــ رومیان ــ نیست و باعث تزلزل روحیه می شود ، اما جا داشت که می نوشتی که « ژوستی نی ان » عقیده دارد که در خون پارسیان (سربازان ایرانی ) یک ماده اختصاصی وجود دارد که باعث می شود ترس نداشته باشند ، بی باک و مغرور باشند و تسلیم نشوند . اگر هم احیانا اسیر شوند ، برخلاف سربازان سایر ملل دربرابر فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نکنند. بازور نمی شود اسیر ایرانی را به بیگاری وادار کرد و یا با شکنجه غرور و شخصیتش را شکست . من نمی دانم ایران چه آبی دارد که بذر « نهایت میهندوستی » را در جان مردمش پرورش می دهد و….

پروکوپیوس تاریخ « جنگها » را در هشت کتاب نوشته و عمدتا شرح جنگهایی است که خود شاهد عینی آنها بوده و سه بخش از این تاریخ اختصاص به سه جنگ «ژوستی نی ان» با ایران دارد. بخشهای دیگر مربوط به جنگهای روم با « گوتها » و جنگهای شمال آفریقاست. پروکوپیوس در همه جنگهایی که ژنرال « بلی ساریوس » در آنها شرکت داشت همراه او بود.

با این که این مورخ کوشیده است تا ضعف رومیان را ظاهر نسازد ، در چندین مورد از انضباط و ایستادگی سربازان ایران ستایش کرده و نوشته است ؛ سرباز ایرانی بدون تصمیم فرمانده خود محال است دست به عقب نشینی و فرار بزند . وی در باره تاکتیک واحدهای ارتش ایران نوشته است که ایرانیان تلاش می کنند که میدان جنگ را گسترده کنند. آنان پیادگان را در دسته های کوچک در سنگرها مستقر می کنند و سواران نیز در دسته های کوچک و متعدد می کوشند که سرباز طرف دیگر را به کمینگاه پیادگان بکشانند و در دست آنان رها سازند . رومیان از این تاکیتیک بیزارند و اصولا از میدان جنگ که گستردگی زیاد داشته باشد واهمه دارند و….

پروکوپیوس تاریخ جنگها را به سبک توسیدیدس نوشته است تا هرودوت.

این مورخ قسمتهایی از یادداشتهای روزانه و خاطرات شخصی که آنها را بدون رعایت ملاحظات تهیه کرده در کتاب دیگرش تحت عنوان « تاریخ محرمانه » نقل کرده است . نوشته های این مورخ به زبان یونانی است.

ژوستی نی ان همعصر خسرو انوشیروان بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۱۱۳۶ش:مورخانی که تاریخ زندیه را نوشته اند شکست محمدحسنخان رئیس وقت ایل مغولی قاجار را در جنگ با شیخ علی خان زند ۱۳ بهمن سال ۱۱۳۶ هجری (۲ فوریه ۱۷۵۸) ذکر کرده اند. در این جنگ که در مازندران، ناحیه اشرف (بهشهر) روی داد محمدحسنخان کشته شد و فتنه شمال پایان یافت.

شیخ علی خان سر بریده محمدحسنخان را به شیراز نزد کریمخان فرستاد که این رادمرد از این عمل به خشم آمد و ضمن ارسال یک نامه توبیخ برای شیخ علی خان، دستور داد که سر محمدحسنخان را با گلاب شستند و با تشریفات ویژه به خاک سپردند و برایش مراسم ترحیم رسمی (با شرکت مقامات) برپاداشتند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۱۲۹۴ش:۱۳ بهمن ۱۲۹۴ (۲ فوریه ۱۹۱۶و درجریان جنگ جهانی اول) اعضای کمیته دفاع ملی که با نزدیک شدن نیروهای روسیه به اراک، ازقم و اصفهان رهسپار کرمانشاه شده بودند تا باکمک عثمانی و آلمان در برابر نیروهای متجاوز انگلستان و روسیه از وطن دفاع کنند وارد کرمانشاه شدند و والی ایالت را که دست روی دست گذارده و برای دفاع در برابر تجاوز ساکت نشسته بود بیرون کردند. در همین روز نماینده آلمان با آنان در کرمانشاه ملاقات کرد و از ورود ژنرال «پرسی سایکس» با نیروی تازه نفس از هند به بندر عباس آگاهشان ساخت. در آن زمان عراق قسمتی از امپراتوری عثمانی بود و عثمانی که در کنار آلمان و اتریش با روسیه و انگلستان و فرانسه در جنگ بود در آنجا نیروی نظامی داشت.

۱۳۲۶ش:دولت وقت ایران ۱۳ بهمن ۱۳۲۶ (۲ فوریه ۱۹۴۸) به یادداشت اعتراضیه شدید اللحن مسکو پاسخ داد و منکر عقد قرارداد نظامی محرمانه با آمریکا شد و مضافا گله کرد که مقامات مسکو مخالفان تمامیت ارضی ایران از جمله مصطفی بارزانی و … را در خاک خود پناه داده اند.

مسکو در یادداشت خود به دولت ایران نوشته بود که همکاری نظامی ایران با آمریکا امنیت شوروی را تهدید خواهد کرد و این دولت را ناچار خواهد ساخت که بر پایه مفاد قرارداد ۱۹۲۱ با آن عملا به مقابله برخیزد.

همین دولت وقت ایران، در دهه های بعد و پس از بازگشت مصطفی بارزانی از شوروی به عراق و درگیر شدن با دولت بغداد، به خواست دولت آمریکا انواع کمک به او می رسانید و کمکهای نظامی آمریکا از راه ایران برای بارزانی ارسال می شد و سرانجام نیز به وی در کرج پناه داده بود!. مصطفی بارزانی در ماجرای مهاباد، همدست «قاضی محمد» بود که با ورود ارتش ایران به آنجا به شوروی فرار کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۱۳۳۶ش:در این روز در ۱۳۳۶ هجری خورشیدی (۲۱ سال پیش از پیروزی انقلاب) دولت وقت ایران به مناسبت پایان سال میلادی ۱۹۵۷ و طبق معمول همه ساله، درآمد خود از نفت در آن سال را اعلام داشت.

طبق این اعلامیه، عایدی ایران از نفت در سال ۱۹۵۷میلادی تنها ۷۶ میلیون لیره انگلیسی (پاوند استرلینگ) بود که سهم هر ایرانی از آن در هر روز بالغ بر دو قران (ریال) می شد که معدل این سهم روزانه در سال ۲۰۰۷ بیش از ۲ هزار تومان بود.

۲۰۰۸م:از بررسی گزارشهای بازار پول و طلا در سه روز منتهی به اول فوریه ۲۰۰۸ چنین بر می آید که دلار آمریکا در برابر بسیاری از پولها از جمله یورو، پاوند انگلستان، دلار کانادا، روپیه هند و ین، جز ریال ایران، تنزل داشته است. مظنه سکه رایج طلا در ایران نسبت به سال ۲۰۰۷ در این ماه افزایش چشمگیر حدود هشتاد در صد نشان می دهد و میزان نقدینه ( پول در جریان) در ایران هم بیشتر شده است که عامل تورم (افزایش زمینه پول) خواهد بود. ارزش برابری دلار آمریکا در ایران نسبت به سال ۱۳۵۸ خورشیدی ۱۳۵ برابر شده است. قسمتی از هزینه های جاری دولت از محل فروش دلارهای حاصل از فروش نفت تامین می شود. بنابراین، افزایش نرخ برابری دلار، درآمد دولت را بالا می برد.

۱۹۷۰م:دوم فوریه سالمرگ برتراند راسل فیلسوف، ریاضیدان، منطق شناس، انساندوست، مورخ و نویسنده بزرگ قرن بیستم است که در سال ۱۹۷۰ در ۹۷ سالگی درگذشت. وی که اندیشمندی ضد امپریالیسم و هرگونه خشونت فیزیکی بود در طول عمر ۶۶ کتاب و رساله نوشت که نخستین تالیفش «نگاهی به سوسیال دمکراسی آلمان» عنوان داشت و آخرین آنها اتوبیوگرافی ۳ جلدی خودش بود. راسل تحلیل فلسفی را تکمیل کرد. وی برضد ایده آلیسم بود و از روشهایی حمایت می کرد که به آزادی عمومی منتهی شوند. راسل از آن گروه فلاسفه بود که معتقد به منطق ریاضی هستند. او می گفت که سعادت بشر در آزادزیستن و داشتن نوعی نظام سوسیالیستی است زیرا که انسان منطقی و آگاه برای مدتی طولانی کاپیتالیسم و حتی بوژوازی را تحمل نمی کند تفاوت را در ثروت نمی بیند، برضد ثروتمندان است که در ذهن او غارتگرانند. به باور و تاکید راسل، اگر در برخی از کشورهای دارای عنوان سوسیالیستی عیب و ایراد و کم و کاستی مشاهده می شود این عیب از سوسیالیسم نیست از بوروکراسی آن کشور و نبود دمکراسی است زیرا که سوسیالیسم بدون دمکراسی پیاده نمی شود و پایدار نمی ماند. راسل که پدر بزرگش از نخست وزیران قرن ۱۹ انگلستان بود عملیات نظامی آمریکا در ویتنام را «جنایت جنگی» اعلام کرد و در استکهلم برای محاکمه آن دولت یک دادگاه بین المللی برپاداشت. راسل «فلسفه زبان» را پایه گذارد و فرضیه توضیح دادن، تعریف نوشتن و بیان مقصود ازوست.

تالیفات معروف راسل عبارتند از: سوسیال دمکراسی آلمان، سوسیالیسم : راهی که به سعادت و شادی ختم می شود، سندیکالیسم: وسیله کنترل دولت (سه قوه حکومتی) و حفظ منافع افراد، بلشویسم: از فرضیه تا عمل، تاریخ فلسفه غرب، مشکلات فلسفه، مقدمه فلسفه ریاضی، رئوس مطالب فلسفی، فرد و دولت: دمکراسی، تمدن صنعتی، رابطه آموزش و پروش با تمدن یک جامعه، دانش بشر، مسئله چین، غلبه بر غم (فتح شادی)، ازدواج و اخلاقیات، آیا انسان آینده دارد؟، عقل سلیم و جنگ اتمی، و جنایت جنگی در ویتنام. راسل جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۵۰ را به دست آورده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۱۶۲۰۰۸م: سال و یک ماه پس از فروپاشی شوروی و متعاقب آن تعدیل جهانی مارکسیسم که یک دگرگونی تاریخی بزرگ خوانده شده است، روند روزانه فعالیت های انتخاباتی آمریکا (در ۳۲ روز اول سال ۲۰۰۸) حکایت از آن داشت که قرار است ظاهر دستگاه حکومتی این کشور تغییر کند تا ذهن نفوس معمولی جهان (عوام الناس) که متاثر و متألم از وضعیت عراق و افغانستان و … بوده است پاک شود و دولت واشنگتن بتواند دست کم قسمتی از قدرت خودرا در دنیایی که در آن نیروهای تازه بوجودآمده اند حفظ کند. تصمیمگیری در این زمینه در دست بزرگان دو حزب اصلی آمریکا، استخواندارهای سیاسی و صاحبان شبکه های تلویزیونی این کشور است که ترکیب نامزدها و ترتیب تبلیغ برای آنان را می دهند. تغییر سیاست های کلی که در طول یک قرن و هشت سال به اجرا درآمده و قسمتی از ساختار و بدنه شده اند به زمان و حد اقل دو – سه دهه وقت نیاز دارد و کاری فوری نمی تواند باشد؛ تغییر فوری ساختار در تعریف آن، یعنی انقلاب، که چنین دگرگونی در ایالات متحده بعید است.

فعالیت های انتخاباتی ایالات متحده در سال ۲۰۰۸ که این بار خیلی زودتر از موعد آغاز شده بود تا دوم فوریه این سال ثابت کرده بود که بدون تردید اکثریت مردم معمولی این کشور خواهان وقوع «تغییرات» در ترکیب مقامات دولت فدرال هستند. ضعف های دولت جورج دبلیو بوش سبب شده بود که آمریکاییان تشنه تغییر مقامات دولت فدرال شوند. تا دهه آخر قرن ۲۰ باورکردنی نبود که روزی آمریکاییان نسبت به داشتن یک رئیس جمهور زن و یا سیاهپوست چنان اشتیاقی از خود نشان دهند و چنین داوطلبانی درصدر فهرست نامزدهای حزب دمکرات برای ریاست جمهوری قرارگیرند. ریختن هر روز یک میلیون دلار جهت تامین هزینه تبلیغات انتخاباتی به حساب بانکی یک سیاهپوست نسبتا جوان و دارای نامی که برای آمریکاییان ناموس است، پدر کنیایی داشته و تحصیلات ابتدایی را در اندونزی طی کرده «شگفت انگیز» توصیف شده بود. در بسیاری از ایالات آمریکا تا دهه ۱۹۶۰ سیاهپوستان را به مدارس سفیدپوستان راه نمی دادند و در اتوبوس باید در صندلی های ردیف عقب می نشستند، حتی اگر اتوبوس مسافر سفیدپوست نداشت و ….

در پایان ژانویه ۲۰۰۸ و ده ماه ماه پیش از انجام انتخابات (چهارم نوامبر) بوی «تغییر» ترکیب مقامات چنان فضای ایالات متحده را پر کرده بود که پنجشنبه شب (۳۱ ژانویه ۲۰۰۸) در تالار بزرگ مناظره دو نامزد باقیمانده حزب دمکرات در لس آنجلس، جای نشستن نبود و صدها تن در خارج از تالار ایستاده و به حرف های دو نامزد که یکی از آنان زن (هیلری کلینتون) و دیگری سیاهپوست (باراک اوباما) بود گوش فراداده بودند. نامزدهای دمکرات دیگر ازجمله «جان ادواردز» با آن همه هوادار و برنامه های دلگرم کننده کنار رفته بودند!.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۲۰۰۸م:با نگاهی به گذشته؛ مشاهده می شود که دو نامزد باقیمانده حزب دمکرات آمریکا (هیلری کلینتون و باراک اوباما) که یکی از آندو ـ هیلری ـ هم پیش از کنوانسیون این حزب در آگوست ۲۰۰۸ کنار رفت تا فوریه ۲۰۰۸ این وعده هارا به آمریکاییان داده بودند:

ــ مدیران کمپانی های بزرگ، اصحاب منافع و لابی گرهای آنها را از اعمال نفوذ در تصمیمگیری های دولتی و انشاء قوانین و ضوابط کوتاه خواهند کرد.

ــ درمان عمومی تامین و بهای دارو و ویزیت دکتر را تا حد کشورهای دیگر پایین خواهند آورد.

ــ از نیروهای مسلح برای اجرای سیاست های خارجی دولت استفاده نخواهند کرد.

ــ با تقلب در پرداخت مالیات بردرآمد سخت تر مبارزه خواهد شد.

ــ اجازه نخواهند داد که از خارجیان در خاک آمریکا بهره کشی و به صورت نوکر و کلفت استفاده شود و ….

ــ در کنترل مواد غذایی پیش از تولید و توزیع نهایت دقت بعمل خواهد آمد.

ــ از تقلب در مدیکر (درمان رایگان سالمندان) جلوگیری بعمل خواهد آمد.

ــ بورس بازی بی کنترل و بی ضابطه پایان خواهد یافت.

ــ کاهش بهره باید کردیت کارت ها را هم شامل بشود.

ــ قطع دسیسه های اصحاب سرمایه و بازی هایی به نام سرمایه گذاری در سهام (قماربازی با سهام و اوراق بهادار ـ هرگونه بورس بازی متقلبانه).

_ قطع اعمال نفوذ اسلحه سازان و عوامل آنها (که آیزنهاور در آخرین روز حکومت خود گفته بود از آن بیم دارد که نفوذ اصحاب صنایع نظامی پای آمریکای به جنگهای منطقه ای باز کند و …).

ــ مبارزه با میدیا کراسی (مداخله اصحاب رسانه ها در تصمیگیری های دولتی با ایجاد جوّ از طریق بزرگ و کوچک کردن مطالب که یک مسئله بزرگ ایالات متحده بوده است. نفوذ رسانه ها عمدتا میراث جنگ سرد دو ابرقدرت در نیمه دوم قرن بیستم است که دولت واشنگتن به آنها نیاز داشت و از رسانه ها به صورت جنگ افزار استفاده می کرد. رسانه های بزرگ در آمریکا عمدتا متعلق به همان کمپانی های خارج از حرفه خبر هستند.).

این قول و تعهدها در جامعه آمریکا ـ کشوری که تاکنون نتوانسته است قانون تاسیس بیمارستان دولتی وضع کند و … حرف های تازه ای بود. در چند سال اخیر کارخانه های داروسازی آمریکا هرچه داروی تازه و گرانقیمت و … ساختند ثابت شد که بی خاصیت بوده اند. چون شبکه های تلویزیونی درآمد سرشار از پخش آگهی دارو دارند انتقاد آنچنانی صورت نمی گیرد تا جامعه روشن شود. واگذاری کار درمان به کمپانی های بزرگ بیمه، دولت را ورشکست کرده و تنها تقلب در مدیکر (درمان رایگان سالخوردگان) در سال ۲۰۰۷ بیش از ۲۰ میلیارد دلار به دولت ضرر زده است. بورس کردن مستغلات (که طبق قواعد اقتصاد نباید چنین باشد) و گرو گذاشتن دوم و سوم باعث شده است که میلیونها خانه درمعرض حرّاج قرار گیرد، همچنین خرید کردن با کردیت کارت دارای نزول بسیار سنگین که هر آمریکایی پنج تا ده کارت از این نوع در جیب خود دارد.

از بررسی «تاریخ» چنین برمی آید که مداخلات آمریکا در امور کشورهای دیگر و جنگهایش به خاطر تامین منافع کمپانی های بزرگ بوده است. همین طور درگیری آمریکا در قرن بیستم با سوسیالیسم که ترویج آن به سود کمپانی های بزرگ و اصحاب سرمایه نبود.

شرح قسمتی از مسائل جاری را «جان دین» دولتمرد بازنشسته در کتاب خود «دولت ورشکسته» آورده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۲۰۰۴م:پروفسور «ماری گاردنر» که اندیشه و آموزشهای او تاثیر زیاد در پیشرفت روزنامه نگاری معاصر داشته سوم فوریه ۲۰۰۴ در ۸۳ سالگی درگذشت. وی بود که نوشت: پشت سر هرسیاستمدار و یا دولتمرد موفق و بلندآوازه یک خبرنگار لایق و زبردست ایستاده است که بدون این خبرنگار، آن مقام به این درجه از شهرت و قدرت نمی رسید. وی در کتاب خود «نقش خبرنگار» مثالهای فراوان برای تایید این «تز» آورده است. پس از انتشار این کتاب بود که در گوشه و کنار جهان مقامات به دست و پا افتادند تا رسانه ها بهترین خبرنگار خود را مامور پوشش کارهای آنان کنند و این مسابقه ادامه دارد. دکتر گاردنر که پنج دهه در دانشگاههای مینه سوتا، تگزاس و میشیگان «روزنامه نگاری» تدریس کرده و در چند دوره آموزش ضمن کار، روزنامه نگاران آمریکای لاتین را با روش نوین روزنامه نگاری آشنا ساخته بود در کتاب دیگرش «ژورنالیسم و صداقت» تحریف خبر، حذف برخی عناصر آن و یا آمیختن خبر به تفسیر و نظر و نوشتن آن با دید حّب و بغض را برابر خیانت به جامعه خوانده و به سردبیران توجه داده است که خبرنگاران تازه کار (به کلام او: کوچک) را مامور پوشش کارهای حساس، بزرگ و حیاتی نکنند. وی تاکید دارد که خبرنگار پیش از نوشتن شرح یک رویداد به صورت خبر ژورنالیستیک، پیرامون آن اطلاعات کافی به دست آورد، سوابق رویداد را بخواند و تنها به اظهارات و اعلامیه ها و نطق های رسمی و احیانا از پیش تهیه شده اکتفا نکند و … زیرا که امین مردم است و روشنگر آنان. دکتر گاردنر که بموازات ۵۵ سال تدریس، اطاق خبر چند روزنامه و تلویزیون را سازمان بندی کرده و مولف یک دفترچه راهنما برای چگونگی استخدام روزنامه نگار است اکیدا با اظهار نظر خبرنگار در قالب خبر مخالفت کرده و نوشته است مخلوط کردن خبر با نظر، میکربی است که رسانه را بیمار و عمر آن را کوتاه می کند. جای نظر؛ صفحه مقالات است. گاردنر در طول کار تدریس بارها دعوت شده بود که رسانه های درحال افول را درمان و بازسازی کند.

۱۳۳۰ش:این است پاسخ نگارنده این سایت به پرسش یک دانشجو از تهران درباره روزنامه و روزنامه نگار که پرسیده است چرا روزنامه صبح در ایران در دهه های پیش از پیدایش روزنامه آیندگان رونق نداشت و چه باید کرد تا محتوای روزنامه های کنونی ما بهتر از این شود:

کالا و متاعی خریدار دارد که به آن احساس نیاز شود و گرنه در ویترین مغازه باقی خواهد ماند تا بپوسد. این کالا نه تنها باید مورد نیاز مبرم باشد بلکه اعتماد به مرغوبیت آن نیز وجود داشته و بیم زیان رسانی در آن نباشد. روزنامه های صبح در دهه های پیش از انتشار آیندگان و تغییر رژیم، با وجود این که توسط یک خبرگزاری واحد تغذیه می شدند و از لحاظ محتوا چندان ضعیفتر از روزنامه های عصر نبودند به دلیل شهرت تملق گویی و وابستگی به دولت، مقامات بالا و صاحبان منافع مورد توجه مردم قرار نداشتند. گاهی برای استفاده از یک خوان (سفره) به جان هم می افتادند تا سهم بیشتری از آن را نصیب خود گردانند و مچ یکدیگر را باز می کردند و مردم بیش از پیش به آنها بی اعتماد می شدند. برای مثال: در اواخر دهه ۱۳۳۰ یک دسته از این روزنامه ها به شاه نامه (تمجید و تملق گویی از شاه)، یک گروه به اقبال نامه (ستایش از دکتر اقبال نخست وزیر وقت) و دسته سوم به کاسمی نامه (چاپلوسی نسبت به دکتر کاسمی رئیس حزب حاکم) معروف شده بودند. بنا براین هیچکدام بیش از چهار ـ پنج هزار نسخه چاپ نمی کردند که دو سوم این تیراژ برای مقامات ارسال می شد و یا در ادارات توزیع می گردید و قسمتی نیز ضمیمه قبوض اعلان های رسمی ( انحصار وراثت، احضار و اخطار، مزایده و مناقصه، تغییرات شرکتها و …) برای اصحاب اعلان فرستاده می شد. تنها دلخوشی ناشرانشان این بود که مردم تیترهای صفحه اول آنها را روی بساط روزنامه فروشها که در آن زمان به جای دکه به صورت میز بود می دیدند و ایستاده می خواندند!. نه در آن زمان و نه در این زمان، وطن ما فاقد نشریه و نشریاتی بوده است که اختصاص به نقد رسانه ها داشته باشند و این نقد باعث بهبود محتوا شود. همچنین وطن ما فاقد انجمن ها و سازمانهای واقعی حمایت از مصرف کنندگان بوده است که به محتوای روزنامه ها اعتراض کنند. اشتباه دولت در آن زمان تقسیم اعلانهای رسمی میان روزنامه های صبح بود که این اعلانها به بقای آنها کمک می کرد و عمل دولت خلاف قانون بود زیرا که قانون اعلاناتی از آن دست را مختص انتشار در جراید کثیر الانتشار قرار داده بود که روزنامه های صبح فاقد چنین شرطی بودند و مردم از مفاد اعلانهای رسمی آگاه نمی شدند که زیانی عظیم به مردم و مملکت بود. مسئله دیگر کمک مالی دولت به نشریات فعلی و حمایت های دیگر است که تا حدی آنها را از اتکاء به فروش بی نیاز می کند. تمرکز امور مطبوعات در وزارت ارشاد مشکل دیگر است. درکمتر کشوری، قوه مجریه خود را محق به در دست داشتن چنین وظیفه ای می داند که در امور رکن چهارم دمکراسی دخالت کند. باید امور مطبوعات به یک انجمن و یا سازمان ملی حرفه ای مرکب از اصحاب این حرفه واگذار شود و وزارت ارشاد تنها نقش رابط این انجمن با قوای حکومتی را به دست داشته باشد. قانون فعلی مطبوعات عامل دیگر است که عملا نشر روزنامه ها را مقید ساخته و نتیجتا در انحصار قرار گرفته اند. کمبود روزنامه نگار ماهر و حرفه ای به مفهوم واقعی کلمه (عمدتا به دلیل خود تبعیدی بیشتر آنان پس از انقلاب ۱۳۵۷) و راه نیافتن روزنامه نگاران حرفه ای به عالم نشر روزنامه (به هر بهانه و دلیل) از مشکلات دیگر است. ولی مسئله اصلی و عمده، خریداران نشریات هستند که اگر اعتنا نکنند و نشریه انتشار مطالب ناقص، انحرافی و تبلیغی، و یا وابسته به دولت و حزب و … را به عنوان روزنامه عمومی و جامع نخرند ناچار است تعطیل شود و یا این که خود را اصلاح کند و تا روزی که خریدار کالا میان خوب و متوسط و بد تفاوت قائل نشود، امید به مرغوبیت وجود نخواهد داشت. بهانه ارزان بودن روزنامه های دولتی و حزبی در ایران پذیرفتنی نیست و مردم روزی بهای این بهانه خود را خواهند پرداخت. البته قسمتی از اشتباه مردم (مخاطبان) را به حساب ناآشنایی آنان به چگونگی مطبوعات باید گذارد زیرا که برخلاف سایر کشورها، ما در دوره تعلیمات متوسطه درسی به نام «آشنایی با ژورنالیسم» را نداشته ایم.

۱۹۹۹م:دوم فوریه ۱۹۹۹ هوگو رافائل چاوس (چاوز) فریاس صاحب فرضیه سوسیالیسم قرن ۲۱ (دمکراتیک سوسیالیسم) کار خود را به عنوان رئیس جمهوری ونزوئلا آغاز کرد. چاوز در ۱۹۹۲ زمانی که سرهنگ و فرمانده نیروی چترباز ونزوئلا بود برای به دست گرفتن قدرت برضد «کارلوس اندرس پرز» رئیس جمهوری وقت دست به کودتا زده بود، ولی شکست خورده بود و مدتی را در زندان گذرانیده بود. او هفت سال بعد با شعار تامین زندگی بهتر برای طبقه نادار و برچیدن هرگونه فساد از جامعه ونزوئلا در انتخابات شرکت کرده و با رای جوانان، کارگران، چپها و تنگدستها به پیروزی دست یافته بود.

چاوز که ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۴ به دنیا آمده و از بومیان (سرخپوستان) است هنگام ادای سوگند، به جای قانون اساسی تعهد وفاداری به مردم ونزوئلا سپرد و گفت که قانون اساسی را به سود اکثریت اصلاح خواهد کرد. مرور زمان نشان داده است که به تعهد خود عمل کرده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۱۸۴۸م:طبق قراردادی که دوم فوریه ۱۸۴۸ میان دولت واشنگتن و دولت مکزیک امضاء شد، این دولت که در طول دو سال جنگ (جنگهای ۱۸۴۶ ـ ۱۸۴۸) شکست خورده و عقب نشینی کرده بود از مناطق کالیفرنیا، نوادا، آریزونا، یوتا، ویومینگ، نیومکزیکو، کلرادو و جنوب تکزاس (تا رود ریو گرانده) صرف نظر کرد و این مناطق به وسعت یک میلیون و سیصد هزار کیلومتر مربع (چهار پنجم وسعت ایران) از آن زمان به مالکیت دولت واشنگتن در آمده و هفت ایالت این کشوررا تشکیل می دهد . مکزیک این مناطق را از اسپانیا به ارث برده بود.

با شکست واحدهای مکزیک در تکزاس جنوبی، نیروهای نظامی دولت واشنگتن تا شهر مکزیکو سیتی پایتخت مکزیک پیشروی و این شهر را هم تصرف کرده بودند که دولت مکزیک حاضر به امضای قرارداد تسلیم مناطق مذکور در بالا شد. از آنجا که قسمتی از این اراضی واگذار شده در منطقه جنگ دو کشور قرار نداشت، دولت واشنگتن حاضر شد که ۱۵ میلیون دلار بابت بهای آنها به مکزیک بپردازد که ۳ میلیون و پانصد هزار دلار آن به آن دسته از اتباع آمریکا داده شد که قبلا، و بعضا در دهه های نخست قرن نوزدهم برضد دولت مکزیک به دادگاه شکایت کرده و غرامت خواسته بودند. در قرارداد دو دولت که به سازشنامه «گوادالوپ هیداگو» معرف است، دولت واشنگتن متعهد شد که اسناد مالکیت اتباع مکزیک را که از آن پس اتباع آمریکا محسوب می شدند برسمیت بشناسد. مرور زمان نشان داد که مهاجران آمریکایی اعتنایی به این اسناد نکردند.

در همان دهه روس ها هم مهاجرنشین خود در کالیفرنیای شمالی را به صاحب آمریکایی یک کمپانی استخراج طلا فروختند. مهاجران روس که دهها سال در کالیفرنیای شمالی بسر برده بودند در فوریه سال ۱۸۱۲ در ۳۳ کیلومتری سانفرانسیسکو یک دژ نظامی ساخته بودند که هنوز به همان نام «فورت روس» معروف است. این دژ را «ایوان کوسکوف» به دستور تزار وقت در ساحل خلیج بودگا (سونوما کاونتی امروز) ساخته بود. در آن زمان آلاسکا یک مهاجرنشین روس بود که سه دهه بعد به دولت واشنگتن فروخته شد. هنوز یک رودخانه در کالیفرنیا که در امتداد بزرگراه ۱۰۱ جاری است و به اقیانوس آرام می ریزد، رودخانه روسی نام دارد و این نام تغییر داده نشده است.

نخستین کشتی مهاجران چینی نیز دوم فوریه ۱۸۴۸ در بندرگاه سانفرانسیسکو پهلو گرفت. این مهاجران عمدتا مرد بودند و می گفتند که برای کار آمده اند، ولی دیگر بازنگشتند.

۱۹۵۱م:دکتر « فردیناند پورشه » سازنده فولکس واگن ،و تانک ببر در این روز در سال ۱۹۵۱ در ۷۵ سالگی در گذشت .وی که در یک خانواده آلمانی در« بوهم» به دنیا آمده بود دکترای مهندسی گرفت و ضمن تدریس به کار طراحی اتومبیل پرداخت و تا سال ۱۹۲۹ با کارخانه بنز آلمان همکاری داشت و در این سال ،خود کارخانه خود رو ساری تاسیس کرد . نخستین اتومبیلی را که طراحی کرد در سال ۱۹۰۰ ساخته شد.

از سال ۱۹۳۴ ، دکتر پورشه تصمیم به ساخت اتومبیلی گرفت که با هوا خنک شود و مقاومت بدنه آن در برابر هواکم و هزینه ساخت آن پایین باشد تا همه بتوانند آن را خریداری کنند. وی مدل چنین اتومبیلی را تهیه و اواخر سال ۱۹۳۵ به هیتلر رهبر وقت آلمان ارائه داشت و با تصویب وی و کمک مالی دولت آلمانی به ساخت آن که « فولکس واگن به معنای خود رو مردم » نام گرفت اقدام کرد و این اتومبیل که باهمه خود روهای موجود آن زمان فرق داشت و دارای سیلندرهای افقی بود در سال ۱۹۳۶ ساخته شد و رو به تکامل گذارد که جنگ جهانی دوم آغاز شد و پورشه برای کمک به تقویت بنیه دفاعی وطن خود به طراحی دو نوع تانک اقدام کرد و تانکهای ببر و پلنگ او هنگهای پانزر آلمان را موفق به پیشروی های سریع در جبهه ها کرد. پورشه سپس به ساخت موتور محرکه بمبهای پرنده آلمان و موتور هواپیماهای نظامی کمک کرد . او در عین حال از کشاورزی هم غافل نبود و به ساخت تراکتور اقدام کرد . پورشه با استفاده از طرح فولکس واگن یک نوع جیپ نظامی هم ساخت.

فولکس واگن نوع قورباغه طرح او پس از جنگ محبوبتری اتومبیل جهان شد و در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بیش از ۱۵ میلیون دستگاه از آن به فروش رفت . پس از فوت پورشه پسرش دنباله کار او را گرفت و نوعی اتومبیل دونفره ساخت و آن را به نام پدرش «پورشه» نامید.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۱۹۴۳م:دوم فوریه ۱۹۴۳ با خلع سلاح آخرین واحد ارتش ششم آلمان، جنگ خیابانی و خونین استالینگراد پایان یافت که نقطه بازگشت در جنگ جهانی دوم بود.فیلد مارشال پاولوس فرمانده ارتش ششم آلمان با وجود دستور های مکرر و موکد هیتلر مبنی بر ادامه مقاومت، ۳۱ ژانویه تصمیم به تسلیم شدن گرفت و با اعضای ستاد و ۱۵ ژنرال از زیرزمین یک فروشگاه متروک که قرارگاه او بود بیرون آمد و به یک ستوان ارتش سرخ که قرارگاه او را زیر آتش قرار داده بود تسلیم شد. پس از تسلیم شدن پاولوس، سی ساعت طول کشید تا نیروهای او در محله های شمالی شهر اسلحه زمین بگذارند. هیتلر درجه پاولوس را به فیلد مارشالی ترفیع داده بود که تا آخرین نفس مقاومت کند و به او تاکید کرده بود که تاریخ به یاد نداشته که یک فیلد مارشال آلمانی زنده تسلیم شود.

از ۳۱ ژانویه تا دوم فوریه نزدیک به سیصد هزار نظامی آلمانی در استالینگراد و حواشی شهر خود را به ارتش سرخ تسلیم کردند. محاصره و جنگهای خیابانی استالینگراد شش ماه و چند روز طول کشید و یکصد هزار نظامی آلمانی تنها در جنگ تن به تن در این شهر جان باختند. در بسیاری از ساختمانهای این شهر، یک طبقه ساختمان در دست سربازان روس و طبقه دیگر در دست آلمانی ها بود.

حمله به استالینگراد یک اشتباه بزرگ دیگر هیتلر بود. به باور مورخان، اگر هیتلر دستور حمله به استالینگراد را صادر نکرده بود، ارتش ششم او قفقاز و منابع نفت آن را متصرف شده بود، ایران را از اشغال نظامی خارج و عراق را متصرف و انگلیسی ها را از هند فراری داده بود و…. ظاهرا هیتلر و اطرافیانش سختی جنگ شهری را حدس نزده بودند.

نظامیان آلمانی از ۴۰ روز پیش از تسلیم شدن از گوشت اسبان سوار نظام رومانیایی تغذیه می کردند. در حمله به استالینگراد ـ شهری در کناره غربی رود ولگا که به ولگوگراد تغییر نام داده شده است ـ ۲۷۰ هزار نظامی آلمانی و متحدان اروپای شرقی آلمان از جمله رومانی شرکت داشتند. تلفات این نبرد ۷۴۳ هزار تن گزارش شده است.

کارشناسان نظامی علل تسلیم شدن مارشال پاولوس را کاهش مهمات و خوار بار و سرمای شدید از یک طرف و رسیدن نیروهای تازه نفش شوروی به فرماندهی ژوکف از سوی دیگر و به حد اقل رسیدن ضعف روحیه آلمانی ها دانسته اند. مشکلات آمریکا قبلا در شهرهای عراق و اینک در مناطق مسکونی افغانستان نمونه بسیار کوچکی از سختی جنگهای خیابانی را منعکس می کند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ بهمن

۲۰۰۷م:درآمد خالص کمپانی نفتی آمریکایی اکزان ـ موبیل (پس از کسر همه هزینه ها) در سال ۲۰۰۷ چهل میلیارد و ششصد میلیون دلار بود که دوم فوریه ۲۰۰۸ رسما اعلام شد. این بالاترین درآمد خالص سالانه یک کورپوریشن آمریکایی در طول تاریخ این کشور بوده است. این کمپانی که کار آن فروش و توزیع نفت دیگران است در سال ۲۰۰۶ سی و نه میلیارد و پانصد میلیون دلار سود خالص داشت. تأمل روی این درآمد هنگفت، ریشه گرانی بنزین در جایگاههای فروش آن در آمریکا را که در ژانویه ۲۰۰۸ هر گالن سه دلار بود به دست می دهد. آمریکای ۳۰۳ میلیونی در پایان سال ۲۰۰۷ دارای ۲۴۳ میلیون دستگاه اتومبیل (شماره گذاری شده) بود. شمار گواهینامه های رانندگی صادر شده در آمریکا در این سال نزدیک به دویست میلیون بود و با توجه به این که شمار خانوار در ایالات متحده در سال ۲۰۰۷ بالغ بر ۱۰۷ میلیون بود قایسه این ارقام نشان می دهد که در این کشور هرخانوار بیش از دو خودرو دارد. در سال ۲۰۰۱ شمار خودروهای جهان اندکی بیش از ۴۵۰ میلیون دستگاه بود که نسبت به سال ۱۹۷۰ دو برابر شده بودند.

۴۰۴: مسابقات غیر انسانی گلادیا تورها در رم پس از پنج قرن متوقف و ممنوع شد. گلادیاتورها که در این مسابقات باید یکدیگر را می کشتند تا سران امپراتوری و اعضای خانواده هایشان در جایگاههای ویژه لذت ببرند عمدتا از میان افسران اسیر در جنگها انتخاب می شدند.

۱۸۴۸: نخستین کشتی مهاجران چینی در بندر گاه سانفرانسیسکو پهلو گرفت . این مهاجران عمدتا مرد بودند و می گفتند که برای کار آمده اند، ولی دیگر بازنگشتند.

۱۹۰۱: بوئر ها (مهاجران سفیدپوست هلندی نژاد افریقای جنوبی) به فرماندهی یان سموتس در منطقه ترانسوال نیروهای انگلیس را شکست دادند. دولت آلمان رقیب انگلستان به بوئرها اسلحه می رسانید.

۱۹۳۳: هیتلر در سومین روز صدر اعظمی خود پارلمان آلمان را منحل کرد و اعلام داشت که اعضای پارلمان به جای خدمت ، تنها حرف می زنند و با هم رقابت و مشاجره دارند و وقت ملت را می گیرند و از پیشرفت باز می دارند.

۱۹۷۸: در حالی که درهر گوشه ازایران تظاهرات برپا بود، شاه برای دیدار از هند به این کشور رفت.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید