متن شعر زیبای ز حد گذشت جدائی شاعر عبید زاکانی

حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است

فروش ویژه

محصولات معتبر محصولات معتبر

متن شعر زیبای ز حد گذشت جدائی شاعر عبید زاکانی

image متن شعر زیبای ز حد گذشت جدائی شاعر عبید زاکانی

ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا

بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا

لبت به خون دل عاشقان خطی دارد

غبار چیست دگر باره در میانهٔ ما

تکفارس آی آر

مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه

و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا

کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد

که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما

ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست

www.takfars.ir

که زنگیان سیاهش نمی‌کنند رها

دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست

بلی همیشه پریشانی آورد سودا

عبید وصف دهان و لب تو میگوید

ببین که فکر چه باریک و نازکست او را

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقهٔ مشخصی از اجتماع قرار داد. وی در حدود سالهای ۷۷۱ و ۷۷۲ هجری قمری زندگی را بدرود گفت.

شعر سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد میکنم فریاد شاعر مهدی اخوان ثالث
  1. تعبیر خواب دیدن سفر با قایق در دریا و رود یعنی چه
  2. عکس های ماشین جدید لامبورگینی گایاردو سوهو
  3. آموزش نحوه استفاده از کورتانا در ویندوز ۱۰
  4. بهترین لباس های ایرانی پائیز سال کدام است
  5. عکس های مردی که بعد از عمل تبدیل به زن شده
  6. سخنان بزرگان

فروش ویژه

محصولات معتبر محصولات معتبر

مطالب پربازدید

مطالب محبوب

نظرات