image متن انشای تک صفحه ای درباره فصل زمستان

پس از اتمام پاییز، زمستان کوله بار سرد خود را بر زمین میگذارد، زمستان فصلی است، سفید. این فصل آخرین فصل سال است.

زمستان فصل سوز و سرماست، فصلی است که روی درختان شکوفه های برفی میگذارد، بر روی خاک گل های یخی می کارد و روی پنجره ی اتاق جامه ای سفید می اندازد.

در این فصل همه ی خیابان ها، کوچه ها عروس سپید پوش می شوند عروسی از جنس سرما، از جنس آرامش.

زمستان سپیدی قبل از سبزی است، زمستان برای خود هر ساله سلطنتی کوتاه ولی باشکوه درست میکند چنان سلطنتی می سازد که به او قوی ترین فصل سال می گویند.

قدرتی که درختان را می خواباند، آب ها را منجمد میکند، پرندگان را به مهارجت وادار میکند.

کوله بار این فصل پر از برف و سرما. زمستان بر روی آسمان توری ابری می کشد و برف و باران می بارد و آهنگ رعد و برق و طوفان سر می دهد.

زمستان روح لطیفی به شاهرگ هستی می بخشد. زمستان فصل آدم برفی های کوچک و بزرگ است ولی سلطنت آن زیاد طول نمی کشد وقتی که درختان از خواب زمستانی بیدار می شوند، پرندگان باز می گردند، خورشید دوباره گرم و درخشان می شود و آسمان دوباره آبی رنگ می شود.

آنگاه است که می گوییم بدرود بر زمستان و درود بر بهار.

با رفتن زمستان سال جدیدی آغاز میشود که فصل بهار فرا میرسد که جشن طبیعت است.

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی… که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی.

متن انشای دوم مخصوص فصل زمستان

من فصلی که زمین پیراهن سفید خود را بر تن میکند دوست می دارم، فصل سفید می آید با لباسی سفید و زیبا بر تن طبیعت.

همه ی این ها نشانه هایی هستند از آفریننده ای ماهر و زبردست که این ها را بر تابلوی طبیعت نقش کرده، چه خوب است که ما با چشم دل به این اثر زیبای خداوند نگاه کنیم و از آن لذت ببریم

من زمستان را خیلی دوست دارم در زمستان هوا سرد میشود و برف یا باران از آسمان می بارد و رفت و آمد در داخل شهر و اطراف آن با مشکل رو به رو میشود ولی با این حال همین اندازه که می دانم فصل زمستان هم مثل بقیه ی فصل ها نشانه ای از عظمت خدای بزرگ است باعث آرامش من می شود

در فصل زمستان هوا خیلی پاک و صاف می شود و در زمانی که ابرها نیستند موقع شب ستاره ها درخشندگی خاصی پیدا میکنند و آسمان شب های سرد زمستان بسیار زیبا و دیدنی است.

بعضی ها فصل بهار و تابستان را دوست دارند اما برای من هر فصلی نشانه ای است از شاهکار طبیعت و آفریننده ی آن و این طبیعت گوشه ای از قدرت خداوند تواناست پس چه خوب است ما هم در هر فصل با نگاهی قدر شناس کمال لذت را از زیبایی های آن ببریم

متن انشای سوم مخصوص فصل زمستان

زمستان آخرین فصل سال است، فصل سرما و برف و همچون همه ی فصل ها سه ماه دارد، دی و بهمن و اسفند.

زمستان همیشه با برف و باران و سرما همراه بوده است و همیشه هم خواهد بود.فصلی که خیلی از مردم آن را به خواب طبیعت تعبیر میکنند.

فصلی که طبیعت به خواب می رودتا که نوروز و فصل بهار فرا برسد و دوباره طبیعت نفسی تازه بکشد و دوباره زیبایی های خود را به نمایش بگذارد.

زمستان فصلی است که ابرهای زیبا، آسمان را می پوشانند و دانه های برف، زیبا و درخشان و سفیدرنگ مانند مروارید بر زمین می نشینند و زمین را سپیدپوش میکنند گویی طبیعت لباس سپیدی پوشیده است.

با آمدن زمستان زمین از آب و برکت خداوند سیراب می شود و درختان و زمین کم کم از بستر و ارامگاه خود بیرون می اید گویی که دوباره متولدشده اند.

دراین فصل بعضی از حیوانات به خواب زمستانی می روند و پرندگان به علت سرما از منطقه ی سردسیر به منطقه ی گرم سیر مهاجرت میکنند و همچنین دراین فصل سفره های زیرزمینی و چشمه ها و رودخانه ها پر آب می شوند و زمین را برای رسیدن فصل بهار آماده میکنند.

زمستان یکی از پرنشانه ترین فصل های خداوند می باشد.این فصل به ما نشان می دهد که خداوند قادر و توانا می تواند مردگان را در روز رستاخیز زنده کند و بهار بعد از آمدن زمستان بهترین نشانه ی آن می باشد.

برای خواندن متن انشای چهارم مخصوص فصل زمستان اینجا کلیک کنید

تک فارس » مطالب جالب » متن انشای تک صفحه ای درباره فصل زمستان