قصه پند آموز کریم خان زند و درویش فقیر در باغ

حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است

فروش ویژه

محصولات معتبر محصولات معتبر

قصه پند آموز کریم خان زند و درویش فقیر در باغ

نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست…

image قصه پند آموز کریم خان زند و درویش فقیر در باغ

درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد.چشمش به شاه افتاد با دست اشاره‌ای به او کرد.کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند.

کریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟

درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟

تکفارس آی آر

کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟

درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.

چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد…

روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت.ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.

www.takfars.ir

تصویری هوایی از یک مزرعه چای در چین
  1. شکل خیابان کریم خان در سال ۵۴

  2. عکس زیبای یک پاندا در باغ وحش وین اتریش

  3. تصاویر دیدنی پارک ها و باغ های سبز و زیبا روی پشت بام

  4. تصاویر باغ و باغچه های روی پشت بام خانه های کشورهای مختلف

  5. عکس جالب پلنگ های سریلانکایی در باغ وحش هلند

  6. عکس های زندگی یک زوج فقیر در چاه فاضلاب

فروش ویژه

محصولات معتبر محصولات معتبر

مطالب پربازدید

مطالب محبوب

نظرات