همه ما آدم ها فکر می کنیم که اگر یک سری از کارهایی را در گذشته انجام می دادیم یا برعکس، زندگی حالمان چه تفاوتی می کرد اما می دانیم که چنین حسرت خوردنی بی فایده و پوچ است.

مهم و ارزشمند این است که یاد بگیریم چگونه ادامه ی مسیر زندگی را به گونه ای برویم که پشیمانی برایمان نداشته باشد.

اگر چنین شرایطی برایتان رخ داده، نگران نباشید، در ادامه مسیر زندگی هر ازگاهی نگاهی بازنگرانه به زندگی مان داشته باشیم تا اطمینان یابیم که مسیر زندگی را درست طی می کنیم.

در بیانی امام جواد علیه السلام دستور العملی برای ما دارند که با اجرای این اصول در زندگی پشیمانی در ما راه نخواهد یافت: سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد :

۱ – اجتناب از عجله

۲ – مشورت کردن

۳ – توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری. (مسند الامام الجواد، ص ۲۴۷)

۱-عجله نکردن، آرامش داشتن و صبور بودن

امام علی (علیه السلام) درباره افرادی که با دیگران مشورت می کنند و بهره ای که در زندگی از آن می برند می فرماید: هر کس که از آرای مختلف استقبال کند مواقع خطا و اشتباه را می یابد و هر کس بدون عاقبت اندیشی وارد امور شود خودش را در معرض مشکلات و حوادث قرار خواهد داد. عاقبت اندیشی قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد

درباره عجله در حدیث داریم که: «الْعَجَلَهَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا» (بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۶۵؛ تحف العقول، ص ۱۴۶): عجله موضوعش آن جایی است که زمان کار نرسیده است و کار آمادگی و پختگی لازم را پیدا نکرده تا فرد آن را دنبال کند.

«عجله و شتاب» در کارها مخصوصا «عجله در قضاوت» و داوری مایه سرافکندگی و ایجاد مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی است. چنانکه این موضوع در داستان های قرآنی در ذیل داستان حضرت داوود علیه اللسلام، یونس علیه السلام نیز آمده است که به واسطه ی همین عجله در امورشان دچار ترک اولی شدند. (سوره کهف/ آیات ۶۰ تا ۸۲ و ص/ ۲۴ و قلم/ ۴۸ و۴۹)

حضرت رسول صلی الله علیه و اله می فرمایند: مردم را هلاک کرده و اگر مردم دارای تانی و خویشتن داری بودند، هیچ کس به هلاکت نمی رسید. (بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۴۰)

تذکر:

حواسمان باشد عجله ممکن است ممدوح باشد یا مذموم: یادمان باشد «سرعت و جدیت در کارها، آرى؛ اما عجله و شتابزدگى، هرگز»!

عجله مذموم آن است که: بررسى و مطالعه در جوانب کار و شناخت صورت نگیرد اما سرعت و عجله ممدوح آن است که: بعد از تصمیم گیرى لازم، در اجرا درنگ نشود، و لذا در روایات مى خوانیم: «در کار خیر عجله کنید» یعنى بعد از آن که خیر بودن کارى ثابت شد دیگر جاى مسامحه نیست. (تفسیر نمونه، آیه الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله، ج ۱۲، ص ۵۹.)

۲- مشورت

کسانی که در کارهایشان از این توانمندی استفاده می کنند و از دیگران نظر خواهی می کنند چنان است که گویا عقول دیگران را به استخدام خویش در آورده اند.

به عبارتی مشورت یعنی گران دیگران را ارزان خریدن؛ گرانی که با مدتها صرف عمر آن را به دست آورده و ما می توانیم از آن بهره مند شویم.

در قرآن کریم خداوند به پیامبرش می فرماید: (فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین) (آل عمران، ۱۵۹) «پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مِهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار[ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکّل کن، زیرا خداوند توکّل کنندگان را دوست می دارد.»

امام علی (علیه السلام) درباره افرادی که با دیگران مشورت می کنند و بهره ای که در زندگی از آن می برند می فرماید: هر کس که از آرای مختلف استقبال کند مواقع خطا و اشتباه را می یابد و هر کس بدون عاقبت اندیشی وارد امور شود خودش را در معرض مشکلات و حوادث قرار خواهد داد. عاقبت اندیشی قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد. (نهج البلاغه ، قصار ۱۶۴)

آن حضرت همواره بر این باورند که: «مَنْ لَمْ یَسْتَشِرْ یَنْدَم » (نهج البلاغه، قصار/۱۵۲) کسی که مشورت نمی کند پشیمان می شود!

در بیانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز می فرماید: «الْمُشَاوَرَهُ حِرْزٌ مِنَ النَّدَامَهِ، وَ أَمْنٌ مِنَ الْمَلَامَهِ» (نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، ص ۷۸۱) «مشورت موجب پیشگیری از پشیمانی و ایمنی از سرزنش است».

تکبر و خود را مصون از خطا دانستن از عوامل مخربی است که باعث می شود انسان به دنبال مشورت و کمک خواهی فکری با دیگران نرود! لذا همواره همه اشتباهات را تجربه می کند و چه بسا اشتباهی را مرتکب شود که راهی برای جبران ندارد. یکی از راه حل های ساده برای مصون ماندن از خیلی خطاها مشورت یعنی همان استخدام نیروی فکری انسان هاست.

۳- در امور زندگی بر خدا توکل داشته باشیم

امام صادق (علیه السلام) فرمود : هنگامی که ابراهیم علیه السلام را بالای منجنیق گذاشتند و می خواستند او را در آتش بیفکنند جبرئیل به ملاقاتش آمد و پس از سلام گفت : آیا نیاز داری که به تو کمک کنم ؟ ابراهیم در جواب گفت : به تو نه !

توکل، از آن مفاهیم دینی است که خیلی وقت ها، کم کاری ها و قصور خودمان را به پای آن می نویسیم. می گوییم توکل کرده ایم، اما در واقع منظورمان این است که تنبلی کرده ایم.

توکل به معنای تنبلی کردن نیست، توکل منافاتی با اسباب ندارد … مهم این است که دل را از دیگران ببریم و تنها و تنها به خود خدا توکل کنیم… در حقیقت معنای توکل این است که من بنده، بندگی کنم … توکل کردن به معنای دنبال کارها نرفتن نیست … توکل یعنی شخص وظیفه اش را انجام دهد، بعد از انجام وظیفه، نتیجه را به خدا بسپارد.

چنانچه در این زمینه امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرمایند: علیک بسعی و لیس به نجح". بر تو باد سعی، ولی نتیجه بر تو نیست. (به نقل از حجت الاسلام عالی).

توکل واقعی یعنی ابراهیم وار عمل کردن …

قرآن کریم جریان را چنین بازگو می فرماید: قالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا اِلهَتَکُم اِن کُنتُم فاعِلینَ: گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید اگر کاری از شما ساخته است (انبیاء، ۶۸)

آن قدر برای جمع آوری هیزم کوشش می کردند و به آن اهمیت می دادند که مرحوم طبرسی می نویسد: کسانی که بیمار بودند و به زنده بودن خود امید نداشتند وصیت می کردند که مقداری از مال آنان را صرف خریدن هیزم برای سوزانیدن ابراهیم کنند و حتی برخی از زنان که کارشان پشم ریسی بود (و با این زحمت برای خود مال تهیه می کردند) از درآمد آن هیزم تهیه می کردند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که ابراهیم علیه السلام را بالای منجنیق گذاشتند و می خواستند او را در آتش بیفکنند جبرئیل به ملاقاتش آمد و پس از سلام گفت : آیا نیاز داری که به تو کمک کنم ؟ ابراهیم در جواب گفت : به تو نه! (به نقل از نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیه الله محمدرضا مهدوی کنی رحمه الله علیه).

من ندارم حاجتی از هیچ کس با یکی کار من افتاده است و بس

گفت با او جبرئیل ای پادشاه پس ز هر کس با شدت حاجت بخواه

گفت اینجا هست نامحرم مقال علمه بال حال حس ی بالسؤال

گر سزاوار من آمد سوختن لب ز دفع او بباید دوختن

می تواند آتشم گلشن کند شعله ها را شاخ نسترون کند

من نمی خواهم جز آنچه خواهد او حال من می بیند و میداند او

و سرانجام، برای این که کار خود را به خدا واگذاشت و به او اعتماد کرد آتش بر او گلستان شد که : و قُلنا یا نارُ کُونی بَرداً و سَلاماً عَلی اِبراهیمَ : و ما گفتیم : ای آتش ! سرد و سالم بر ابراهیم علیه السلام باش! (انبیاء، ۶۹) (به نقل از نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیه الله محمدرضا مهدوی کنی رحمه الله علیه)

به امید آنکه با رعایت کردن این نکات هیچ گاه با نگاه کردن به گذشته مان دچار پشیمانی و یأس و ناامیدی نشویم.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید