image, چطور وقتی در یک رابطه نفر سوم هستم رفتار کنم

بودن در یک رابطه، آن طور که بقیه فکر می کنند، برای نفر سوم ساده نیست. نفر سوم در بیشتر اوقات هیجانات منفی زیادی تجربه می کند.

گاهی عصبانی است که چرا باید تجربه رابطه عاطفی خود را این گونه شروع کند. گاهی مضطرب است که آیا این رابطه افشا می شود و واکنش نفر مقابل چه خواهدبود؟ گاهی احساس می کند فریب خورده است، زیرا خودش هم نمی دانسته که در چنین رابطه ای است.

گاهی از خودش بدش می آید به به شخص یا اشخاصی دارد آسیب می زند. گاهی گیج و آشفته است چون نمی داند درست و غلط چیست. گاهی خشم دارد از کسی که او را وارد رابطه کرده و حالا وابسته شده است. گاهی مستاصل است چون فکر می کند چاره ای ندارد. البته همیشه اینطور نیست که فرد سوم هیجانات منفی تجربه کند. برخی مواقع هیجانات مثبت را هم تجربه می کند. هیجاناتی مانند راحتی، محبت، خوشحالی از مرکز توجه بودن، حمایت شدن، انتخاب شدن، و برای اولین بار پذیرفته شدن.

در این بین آنچه مهم است، تحلیل رابطه و تصمیم درست برای نفر سوم است.

رابطه خود را بررسی کنید

اول باید خوب رابطه تان و خودتان را تحلیل و بررسی کنید. بهتر است با دقت در مورد این سوالات فکر کنید: چرا وارد این رابطه شده ام؟ چرا من را انتخاب کرده است؟ این رابطه ممکن است چه آسیب هایی برای من داشته باشد؟ تصمیم درست چیست؟ آیا لازم است از شخصی کمک بگیرم؟ اگر فرد مقابل مقاومت کرد یا برخورد مناسبی داشت چه باید بکنم؟ و…

نه ظالم باشید، نه مظلوم، نه ناجی

در روابط مثلثی، فردی که وارد رابطه می شود، در چرخه ای از ظالم بودن، مظلوم بودن، یا ناجی بودن قرار می گیرد. زمانی می خواهد انتقام خود را از فرد، خانواده و جامعه بگیرد و برای همین، نقش ظالم را بر عهده می گیرد. نفر سوم با خود می گوید: «اگر کسی به فکر من نیست پس من هم به فکر هیچ کس نخواهم بود.» زمانی هم نقش مظلوم را برعهده می گیرد و می گوید: «من که کاری نداشتم و تقصیری ندارم، به من هم ظلم شده است.»

زمانی هم با این هدف که «باید به آن خانم یا آقا کمک کنیم چون از طرف همسرش ظلم می بیند»، می خواهد نقش ناجی را بر عهده گیرد. تمام این نقش ها در برخورد با واقعیت نقش بر آب می شود و نه تنها کاری را پیش نمی برد، بلکه فرد را دچار بحران خواهدکرد. بهترین نقشی که می تواند به عهده بگیرد، نقش یک فرد قاطع و مصمم است که بتواند سرنوشت زندگی خودش را تعیین کند.

دلایل را راحت قبول نکنید

همیشه افراد برای رابطه مثلثی خود بهانه و عذر می آورند. داستان هایی مانند این که «همسرم مریض است و نمی تواند نیازهای من را برآورده کند»؛ «همسرم آدم سردمزاجی است و رابطه عاطفی خوبی نداریم»؛ «خودش گفته می توانی با شخص دیگری رابطه برقرار کنی و فقط منتظر انتخاب من است»؛ «بعد از این که با تو آشنا شدم حتما او را طلاق می دهم»؛ «من فقط نیاز به یک همدم دارم و حق من است که اگر از طرف همسرم ارضا نمی شوم، با شخص دیگری باشم» و ده ها بهانه دیگر، هیچ کدام توجیه کننده رابطه مثلثی، آن هم از نوع خیانت نیست. در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که نفر سوم با همین دلایل واهی وارد رابطه شده است و وقتی با واقعیت آشنا می شود، شوکه شده و احساس فریب خوردگی می کند.

خود را جای طرف مقابل بگذارید

برای تصمیم گیری در مورد قطع یا ادامه رابطه، شاید ساده ترین کار این است که خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. با این کار احساس همدلی بیشتری خواهیدکرد. مثلا از خودتان بپرسید: «اگر من ازدواج کرده بودم و بیمار بودم، آیا می پذیرفتم که همسرم با شخص دیگری ارتباط داشته باشد؟» یا در موقعیتی دیگر بپرسید: «اگر من در رابطه ای بودم که متوجه می شدم همسرم با شخص دیگری رابطه عاطفی دارد چه می کردم؟» و یا سوالاتی مشابه این، که بسته به موقعیتی که شما در آن قرار دارید، می تواند کمک کننده باشد.

بدانید نفر سوم می مانید

اگر گمان می کنید که بالاخره نفر مقابل از رابطه تان خارج می شود و شما می توانید با فردی که آشنا شده اید یک رابطه پایدار و البته آرام داشته باشید، اشتباه می کنید. حضور نفر مقابل به خصوص زمانی که پای فرزند در میان باشد، همیشگی است. اکثرا نفر مقابل میدان را ترک نمی کند و قصد آسیب رساندن به رابطه را دارد.

بدانید دردسرها خواهندآمد

احتمال افشای واقعیت، ترس از طرد و قطع رابطه، واکنش های منفی و شدید فرد مقابل، سرزنش دیگران، قضاوت های منفی اطرافیان، مخالفت های خانواده، احساس بدبینی و شک در رابطه، مشکلات مالی به سبب پرداخت نفقه یا مهریه، درگیری با فرزند فرد مقابل و… تنها بخشی از مشکلات احتمالی وجود این گونه روابط است. بهتر است با در نظر گرفتن تمامی جوانب، تصمیم درستی بگیرید.

منتظر واکنش های نفر مقابل باشید

شاید شما بعد از این که متوجه حضورتان در رابطه دو نفر دیگر شدید، بخواهید از رابطه خارج شوید، اما نفر مقابل در هر لحظه ممکن است به شما حمله کند. در این مواقع بهتر است کمی صبور باشید و به او حق دهید که عصبانی شود و شما را متهم و سرزنش کند. فرد مقابل از زخمی که خورده عصبانی است و در حال حاضر شما در دسترس ترین فرد برای تخلیه خشم او هستید. اگر لازم است کمی به او و خودتان فرصت دهید تا بتوانید آن چه اتفاق افتاده را تحلیل کنید و اگر واکنش های منفی دیده اید، اجازه بدهید زمان مسائل را حل کند و در فرصت مناسب، با فرد مقابل حرف بزنید.

رابطه را کامل قطع کنید

بهترین اقدام این است که رابطه خود را بعد از اطلاع از ماهیت رابطه، قطع کنید. برای این کار لازم است با معشوق خود شفاف و قاطع و محکم صحبت کنید. تصمیم خود را به صورت غیرمشروط بیان کنید. مثلا نگویید که «چون همسرت هست من می روم» زیرا این شرط ها باعث می شود که معشوقه فعلی شما بخواهد به گونه ای شما را راضی کند و شرط ها را بپذیرید، فقط به خاطر این که شما بمانید. تصمیم خود را می توانید این گونه بیان کنید: «من نمی خواهم با تو رابطه ام را ادامه دهم و تصمیم من قطعی است، حتی اگر شرایط تغییر کند.» در ادامه هم بهتر است به جای حرف زدن و دلیل آوردن، تنها به اقدامات عملی مانند قطع کامل پل های ارتباطی اقدام کنید. ممکن است فرد مقابل بعد از مدتی برگردد، بهتر است باز هم مصمم و قاطع باشید. بدانید قرار نیست که او را راضی کنید یا کاری کنید که ناراحتی نشود.

مسئولیت پذیر باشید

بعد از مشخص کردن تکلیف رابطه خود، کمی خلوت کنید و ببینید چرا وارد این رابطه شده اید؟ در مورد رفتار خود و تصمیم تان مسئولیت پذیر باشید و دنبال مقصر نگردید. البته قرار نیست تا آخر عمر هم خودتان را سرزنش کنید. بر تحلیل رابطه و مشخص کردن نقاط کور و ضعف خودتان تمرکز کنید که باعث شده وارد رابطه شوید یا آن را ادامه دهید.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید