عروسها هم بعضا از این طرز فکرهای قدیمی و البته باطل بی بهره نیستند. بسیاری از دختر خانم ها اصلا از قبل از ازدواج از خانواده ی همسر تصور منطقی و درستی ندارند و در همان فراز و فرودهای ازدواج هم با ملاحظه ی هر نوع اختلاف سلیقه ای ،فکر می کنند بعد از ازدواج که به اصطلاح خرشان از پل گذشت ،روابط خود را با خانواده ی همسر قطع خواهند کرد .

اما اگر کمی منصف و مودب به ادب مسلمانی باشیم به آسانی و با اندکی صبر و خویشتنداری از این سدهای ارتباطی عبور خواهیم کرد و مادرشوهر را مثل مادرمان و عروس را مثل دخترمان خواهیم دید.

مادر شوهر عزیز

یادتان باشد که شما هم وقتی ازدواج کردید پسر مادر دیگری همسر شما شد و با عشق و عاطفه از شما حمایت کرد.

همچنین توجه داشته باشید که عروستان رقیب شما نیست.مطمئن باشید محبتهای زوجیتی جای محبت مادر فرزندی را نخواهد گرفت. همانطور که خودتان همسرتان را به نوعی و مادرتان را به نوعی دیگر دوست داشته و دارید پسر شما هم می تواند محبتهای مختلف و گوناگونی را با هم تجربه کند و غالب هر کدام را بشناسد مگر اینکه مهارتهای ارتباطی را به او نیاموخته باشید و بسیار بی تجربه بار آمده باشد که در این صورت مدتی طول می کشد تا این مهارتها را بیاموزد. البته پسرها معمولا به سادگی و آسانی دخترها نمی توانند محبت خودشان را به خانواده خود نشان دهند و به ظاهر، سرد و بی عاطفه جلوه می کنند. این رفتارها را نباید به همسرانشان ربط داد.

همچنین توجه داشته باشید که عروس شما جوان و بی تجربه است شاید دارای پیش داوریهایی باشد که او را نگران آینده ی روابطش با شما سازد. کافی است تا زمان جلب اعتماد لازم ،با صبر و احترام برخورد کنید و بی جهت به خاطر مسائل بی ارزش دلخوری درست نکنید.

اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید گاهی از دریچه ی نگاه او به خودتان بنگرید تا بتوانید او را درک کنید و راه چاره ی مناسبی پیدا کنید . از مردمک چشم مادر شوهرتان نگاه کنید تا عروسی را ببینید که بعد از ده سال زندگی هنوز مثل یک مهمان غریبه کنار شوهرش می نشیند و در گوش او زمزمه می کند

عروس خانم

شاید شما هم صاحب فرزند پسر بشوید. وقتی پسرتان مرد می شود علاقه ی شما به او بیش از هر زمان دیگری گل می کند.نباید مانع روابط همسرتان با مادرش بشوید و قطع رحم کنید .قطع رحم از بزرگترین گناهانی است که بخشیده نخواهد شد. اصلا شما به داشتن روابطی خوب با کسانی که همسرتان به آنها تعلق دارد، احتیاج دارید. با گذشت زمان این مطلب برای هر خانمی بهتر معلوم می شود .مردی که از ریشه ی خود به آسانی ببرد و اصالت خود را حفظ نکند چندان قابل اعتماد نیست .چنین مردهایی معمولا دارای بیماری روانی هستند. اگر بتوانید با احترام و محبت روابط سالمی را با خانواده ی شوهرتان به دست اورید آنها بهترین پشتیبانان شما در زندگی خواهند بود.

اگر از رفتاری رنجیده می شوید که مدام هم تکرار می شود،اولا از واسطه کردن همسرتان بپرهیزید که شرایط سخت را بحرانی می کند و بد را بدتر می نماید اما آن مطلب را رو راست با مادر شوهرتان در میان بگذارید اگر چه مدت کوتاهی موجب دلخوری شود بهتر از این است که از آنها فاصله بگیرید در حالیکه علت رویگردانی شما را نمی دانند و احیانا آن را به حساب تکبر می گذارند.

اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید گاهی از دریچه ی نگاه او به خودتان بنگرید تا بتوانید او را درک کنید و راه چاره ی مناسبی پیدا کنید . از مردمک چشم مادر شوهرتان نگاه کنید تا عروسی را ببینید که بعد از ده سال زندگی هنوز مثل یک مهمان غریبه کنار شوهرش می نشیند و در گوش او زمزمه می کند. زمزمه هایی که بیشتر، غیبت خانواده ی همسر به نظر می رسد.

آقای عزیز

اگر کمی مهارتهای کلامی و ارتباطی را بهتر بیاموزید می توانید تنها با حرف زدن مشکلات را حل کنید. اگر همسرتان نسبت به رابطه ی شما با مادرتان حساسیت نشان می دهد برای این است که او را از محبت واقعی و عمیق خودتان مطمئن نکرده اید. او را مطمئن کنید که هیچ چیزی بین شما فاصله نخواهد انداخت. نگویید قبول دارم که آنها مقصرند اما تو هم بی تقصیر نیستی. اصلا دنبال مقصر نباشید و سعی نکنید همسرتان را محکوم کنید تا این بحث و جدلها به زندگی شما هم کشیده شود بلکه بگویید مهم این است که من دوستت دارم و روی همین مسئله تکیه کنید و سعی کنید وارد جزئیات بحث نشوید.

ضمنا

هیچگاه تحت تاثیر حرفهای همسرتان ازمحبت کردن به مادرتان دریغ نکنید اما تحت تاثیر حرفهای مادرتان هم به همسرتان ستم نکنید و همواره صبور و ساکت کار درست را انجام دهید.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید