فلج خواب پدیده‌ای شایع است که توضیح جامعی برای آن وجود ندارد. هنگام روی دادن فلج خواب، فرد از خواب بیدار شده، اما توانایی حرکت کردن را ندارد. حدود چهل درصد از افراد در طول زندگی خود فلج خواب را تجربه می‌کنند، اما تعداد کمی، دچار توهم حضور موجوداتی سایه وار در اطراف خود می‌شوند.

فلج خواب می‌تواند برای بسیاری از افراد تجربه‌ای ترسناک باشد، و درک روشنی از اینکه علت اصلی آن چیست، می‌تواند کمک شایانی به کسانی که از آن رنج می‌برند بکند.

محققان می‌گویند فلج خواب زمانی روی می‌دهد که فرد در مرحله‌ای از خواب که به آن حرکت تند چشم (REM) می‌گویند، از خواب بیدار شود. افراد در این مرحله معمولاً در حال خواب دیدن هستند، اما عضلات شان تقریباً فلج شده است. فرضیه‌ای که دربارۀ فلج عضلات در این مرحله از خواب داده شده است، آن را به دلایل تکاملی نوع بشر می‌داند که باعث می‌شود ما آنچه را که در خواب می‌بینیم اجرا نکنیم.

با این وجود، توضیح اینکه چرا برخی افرادی که فلج خواب را تجربه می‌کنند، دچار این احساس می‌شوند که موجودی ترسناک در اتاقشان حاضر است یا روی سینه‌شان نشسته است، سخت تر است.

یک توضیح محتمل در این باره می‌تواند این باشد که این توهم روشی است که مغز برای برطرف کردن سردرگمی‌اش به کار می‌بندد. این سردرگمی هنگامی روی می‌دهد که در بخشی از مغز که نقشۀ عصبی جسم فرد یا "خود" در آن ذخیره شده، اختلالی رخ دهد.

شاید در بخشی از مغز تصویر یا الگویی از جسم وجود داشته باشد که به صورت ژنتیکی در آن شکل گرفته است. تحقیقات پیشین این فرض را مطرح کرده‌اند که احتمالاً این بخش از مغز، بخشی از لوب‌های آهیانه هستند. لوب‌های آهیانه بخش بالایی وسط نیم‌کره مغز است.

ممکن است در هنگام فلج خواب لوب‌های آهیانه بر نورون‌های که در مغز مسئول انتقال فرمان حرکت هستند تسلط دارند، اما حرکتی را در اعضای بدن، که به صورت موقت فلج شده‌اند، تشخیص نمی‌دهند. این اتفاق می‌تواند در چگونگی تصویری که مغز از بدن می‌سازد، اختلال ایجاد کند. ظاهر شدن یک مزاحم در اتاق می‌تواند ناشی از تلاش مغز برای فرافکنی "خود" فرد در قالب تصویری توهمی باشد.

چرا فلج خواب اینقدر ترسناک است؟

تجربیات متفاوت افراد از فلج خواب می‌تواند با باورهای فرهنگی آنها مرتبط باشد. نظرات خاصی که در فرهنگ افراد وجود دارد می‌تواند به چگونگی تجربه‌ای که آنها از یک پدیدۀ خاص دارند شکل دهد.

آیا بختک واقعی است؟

به عنوان نمونه، در تحقیقی که در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسید، جلال و همکارش، دیوون هینتون، درصد افرادی که دچار فلج خواب می‌شوند و استرسی که در نتیجۀ این اتفاق به آنها دست ‌می‌داد را در میان افرادی از دو جامعۀ مختلف بررسی کردند: مصر و دانمارک. آنها دریافتند که مصری‌های حاضر در تحقیق بیش از دانمارکی‌ها دچار فلج خواب می‌شدند، و همچنین مدت زمان درگیری‌شان با آن بیشتر است. ضمن اینکه مصری‌ها بیش از دانمارکی‌ها می‌ترسیدند که در حین فلج خواب، بمیرند.

جلال می‌گوید: "اینها دو فرهنگ بسیار متفاوت دارند؛ مصر بسیار مذهبی است، در حالی که دانمارک درمیان کشورهای جهان، بیشترین درصد افراد لائیک را دارد."

دانمارکی‌های حاضر در تحقیق، علت فلج خواب را عوامل فیزیولوژیک، عملکرد نادرست مغز یا خوابیدن در حالتی نامناسب می‌دانستند، در حالیکه اکثر مصری‌ها معتقد بودند که این پدیده علت ماورای طبیعی دارد.

در یک بررسی دیگر، نزدیک به نیمی از مصری‌های حاضر در تحقیق بالا گفته بودند که "جن" مسبب فلج خواب است.

جلال و همکارانش به این نتیجه رسیده‌اند که افرادی که دارای عقاید ماورای طبیعی این چنینی هستند، معمولاً به هنگام فلج خواب ترس بیشتری را تجربه کرده و به علاوه این پدیده مدت زمان بیشتری در بدن آنها طول می‌کشد. جلال می‌گوید که ممکن است ترس در واقع منجر به طولانی تر شدن زمان فلج خواب شود.

جلال می‌گوید: "اگر دچار ترس باشید، فعالیت بخش ترس مغز می‌تواند احتمال اینکه در حین فلج خواب، بیدار شوید و کل اتفاقات را تجربه کنید، را بالاتر ببرد. و با تجربۀ این اتفاق ترس شما هم بیشتر خواهد بود. و در کنار اینها تصورات فرهنگی راجع به چیستی آن هم در ذهن شما پدید می‌آید و ترس شما را بیشتر هم می‌کند.

به عقیدۀ او، تبیین علمی فلج خواب می‌تواند به افرادی که به خاطر تصورات فرهنگی‌شان تجربیات ترسناک و استرس‌زایی از آن دارند، کمک کند.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید