اولین سوالی که باید به آن جواب دهید این است که آیا شما به نظم و ترتیب یا تمیزی وسواس دارید یا واقعا همسرتان عادت غیربهداشتی دارد یا مسئولیت ناپذیر است.

برای این که به این سوال ها جواب دقیقی بدهید، باید بدانیم که آیا بی نظمی و تمیز نبودن در جا های دیگر هم شما را مضطرب می کند؟ آیا وقتی که عادت همسرتان را به دیگران می گویید، آن ها هم در ناخوشایندبودن عادت او با شما موافقند یا می گویند این عادت فقط نوعی سبک زندگی است و نباید به او گیر دهید؟

اگر شما در مقابل بی نظمی و تمیز نبودن، بیش از حد مضطرب می شوید و دیگران می گویند که این فقط نوعی سبک زندگی است و نباید به همسرتان گیر بدهید یا همسرتان می گوید این هم نوعی نظم یا تمیزی است و فقط نوع نگاهمان با هم متفاوت است، به احتمال زیاد عادت همسرتان چندان هم نامطلوب نیست و این شمایید که وسواس نظم یا تمیزی دارید.

صبور باشید

اگر به تازگی ازدواج کرده اید یادتان باشد بعضی از این عادت ها کم کم از بین می روند. درواقع زندگی زیر یک سقف مجموعه بسیار زیادی از انطباق با یکدیگر است. احتمالا شما هم عادت هایی دارید که برای همسرتان ناخوشایند است و با بازخورد نشان دادن نسبت به این عادت ها کم کم هر دو به رفتار های جدید مورد پسند هم نزدیک می شوید.

همدلی کنید

یادتان باشد که همسرتان در فضایی دیگر- غیر از فضایی که شما در آن بزرگ شده اید- بزرگ شده است. پدر و مادر بیش از حد سختگیر یا بیش از حد آسان گیر می توانند عادت هایی از جنس بی نظمی یا مقید به بهداشت نبودن را در فرزندانشان به وجود آورند. آسان گیر ها همیشه وظایف فرزندانشان را به عهده می گیرند و او را به اصطلاح در پر قو بزرگ می کنند و برای همین او هیچ وقت نمی آموزد که مثلا باید تختش را مرتب کند یا ملحفه را جمع کند یا در شامپو را ببندد.

از آن طرف، پدر و مادر سختگیر، نظم و رفتار های بهداشتی را چنان با تحکم به کودک می آموزند که انجام این وظایف برای کودک با بی میلی و ناخوشایندی همراه می شود. این کودک روزی بزرگ می شود و چه در خانه مجردی و چه در خوابگاه دانشجویی و چه در زیر یک سقف با همسرش، دوست دارد آن رفتار ها را انجام ندهد. وقتی که شما ریشه های یک رفتار را می دانید راحت تر با آن همدلی می کنید و فکر نمی کنید همسرتان از روی قصد و برای اذیت کردن شما آن رفتار ها را انجام می دهد.

پدر و مادرش نشوید

وقتی شما هم می خواهید با سختگیری بیش از حد یا با طعنه و کنایه رفتار های بد همسرتان را از بین ببرید، شاید در کوتاه مدت جواب بگیرید؛ اما در بلندمدت او از زیر بار نظم یا تمیزی شانه خالی می کند. از طرفی اگر مثل مادر ها و پدر های آسان گیر خودتان وظایف همسرتان را انجام دهید؛ برای مثال در شامپو و خمیردندان را ببندید یا اگر قرار گذاشته اید هر روز یک نفرتان تخت را جمع کند به جای او هم این کار را انجام دهید، همسرتان هیچ وقت تبعات کارش یعنی خراب شدن خمیردندان، ریختن شامپو یا شلختگی اتاق خواب را نخواهددید ، بنابراین رفتارش تغییری نمی کند.

برچسب نزنید

هیچ وقت به دلیل عادت های ناخوشایند همسرتان برچسب هایی مثل «بی مسئولیت»، «بی توجه»، «شلخته» یا «تنبل» به همسرتان نزنید. این برچسب ها فقط باعث می شود او گارد بگیرد و رابطه عاطفی تان، هم تحت الشعاع این بحث ها قرار می گیرد. ممکن است در جواب برچسب ها، او هم عادت های ناخوشایند شما را یادآوری کند و مسئله اصلی در یک کَل کَل بی پایان گم شود. به جای آن با همسرتان در این قالب صحبت کنید: «وقتی تو این کار ها را انجام می دهی، من این احساس را دارم.» اگر قرار باشد مسئله عادت های ناخوشایند حل شود، این جمله به احتمال بیشتری مسئله را حل می کند تا برچسب زدن.

بپذیرید

اگر از همه این راه ها استفاده کردید و جواب نداد، وقت آن است که یک تصمیم اساسی بگیرید. بهتر است چیزی را که نمی توانید کنترل کنید، بپذیرید و انرژی تان را روی چیز هایی بگذارید که می توانید تغییر دهید. اگر عادت های ناخوشایند همسرتان را با این که تلاشتان را کرده اید نتوانسته اید تغییر دهید، بهتر است آن ها را بپذیرید و تمرکزتان را روی چیز هایی بگذارید که می توانید تغییر دهید؛ چیز هایی مثل رشد رفتار خودتان.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید