عید عبادت آمده الحمدلله

فصل سعادت آمده الحمدلله

حیف از شب و روزی که رفت از دست ما حیف

امّا حلاوت آمده الحمدلله

گاه خدایی بودن و پاکی رسیده

اوقات رحمت آمده الحمدلله

شرح حدیث عاشقی پیداست امروز

پاداش غیرت آمده الحمدلله

می بارد ابر مغفرت دنیا چه زیباست

نور حقیقت آمده الحمدلله

هر کس گرفته نمره از حق با جواز ِ …

شش دانگ جنـــّــت آمده الحمدلله

در سایه سار لطف رحمان جا بگیرید

حرف از شفاعت آمده الحمدلله

هر چند ماه فاطمه رویت نگردید

حتما ً به هیأت آمده الحمدلله

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

اشعار عید سعید فطر

گذشت ماه صیام و رسید عید صیام

کنیـد یکسـره بهـر نمـاز عید، قیام

اگرچـه رفت مـه روزه و مـه تسبیح

مبارک است به اهل صیام، عید قیام

شراب کوثـر و باغ بهشت و جلوۀ یار

به روزه‌دار حلال و به روزه‌خوار حرام

بـرات عفـو بگیریـد از خـدای کریم

که گشته عفو عمومی به دوستان اعلام

هزار حیف! دریغا! چه زود پایان یافت

مهی که دست الهی به ما خوراند طعام

سلام بـاد بـه ماهی که بود ماه درود

درود باد به ماهـی که بود ماه سلام

سلام بـاد بـه ماهـی که بـود لیلۀ قدر

سلام بـاد بـه ماهـی که بـود ماه تمام

سلام باد به ماهی که از نسیم خوشش

رسید بوی خداوند، دم‌بـه‌دم بـه مشام

بـه وسعت همـه عالـم برای مهمانان

گشـوده بـود خداونـد، سفــرۀ اطعـام

ثواب روزه خودش بود؛ بهتر از این چیست؟

ز هـر کرامت و لطف و عنایت و اکرام

اگرچه مـاه خـدا بـود ایـن مه پر فیض

بدان جلالت و قدر از علی گرفت طعام

سلام باد به ماهی که هر شبش دل ما

به «افتتاح» و «ابوحمزه» می‌گرفت آرام

مهـی کـه بود لیالیش بهترین شب‌هـا

مهـی کـه بـود در ایـام، بهترین ایـام

مهی که هر شب و هر روز در بهشت وصال

خدای، ریخت شراب طهورتان در جام

مه ولایت سبط نبی، امام حسن

مه شهـادت مـولا علی، امـام همام

علی که ذات خـداوند بـود مـداحش

علی کـه بعـد پیمبـر امـام بـود امام

علی حقیقت قرآن، علی حقیقت دین

علی ولـی خـدا و وصـی خیـرالانام

علی معلـم آدم، علـی سفینـۀ نـوح

علی روان مسیح و علـی کلیم کلام

علی که مدح و ثنایش حقیقت توحید

علی که مهر و ولایش تمامی اسلام

علی فـروغ بـه جـان بشر دهد دائم

علی که رحمت موصولۀ خداست مدام

علی که ماه، سـلامش کند ز اوج سپهر

علی که مهر، به انگشت او سپرده زمام

نماز و روزه و حـج و زکات بـی او هیچ

کتـاب و دین و نبـوت از او گرفت قوام

نهاده بوسه شجاعت به دست و بازویش

عبــادت همــۀ اولیــاش در هـر گـام

چه حاجتی چه نیازش بر این خلافت بود

کسی که بود به کویش امین وحی، غلام

فقط نه این که به دام جهـان اسیر نشد

ببین بـه گـردن دنیـا نهـاد، مـولا دام

چقـدر دور حـرم راه می‌روی "میثم!"

به طوف خانـۀ مـولا علـی ببند احرام

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

عید فطر آمد که ساقی عاشقان را جام داد

عاشقان تشنه را از جام وحدت کام داد

بعد چندی لب فروبستن ز اکل و شرب، دوست

سفره ای گسترد از احسان و بار عام داد

تا هلال ماه شوال از افق شد آشکار

ساقی از راه وفا، کام دل ناکام داد

خلعتی از تار و پود نور بر اندام جان

حضرت جانان ز لطف بیکران انعام داد

جانب میخانه بشتابید ای میخوارگان

کاین زمان پیر مغان، اصحاب را پیغام داد

حیف، رفت آن ماه و صد شکر آمد این عید سعید

دست ساقی باز می بوسم که ما را جام داد

لب فرو بستید از نوشیدنی گر چند گاه

از خم وحدت شما را باده ی گلفام داد

دست افشان، پایکوبان جانب ساقی روید

چون که عیدی باده ی جانبخش آن خوشنام داد

روزه داران را ز راه مرحمت در صبح عید

ایزد جان آفرین پاداش آن ایام داد

«خوش عمل» چون عید فطر آمد ز لطف خویشتن

حضرت حق طبع ما را قدرت الهام داد

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

تا پیک صبا مژده ز عید رمضان داد

او باب چنان را ز رخ ماه نشان داد

از آتش دوزخ همه را حضرت جانان

از یُمن چنین روز بکف خط امان داد

از مرحمت ماه پر از فیض و ضیافت

پاداش خداوند به ما باغ جنان داد

بشنو ز خروس سحر از بام شریعت

بر پیکر این روز به آواز توان داد

بر مسلم و بر مسلمه این عید مبارک

کز نور حضورش طربی بر همگان داد

تا سود و زیان شد عملت را همه میزان

این عید صیامست نشان سود و زیان داد

مقبول نمازیست نیازش بود از پی

خوش آنکه بخیل فقرا لقمه نان داد

خورشید جهان بود همه صُم و صلاتت

کین گونه طراوت به تو و کون و مکان داد

برخیز و به شکرانه این عید سماع کن

زیرا رمضان را به تو حق هدیه گران داد

این روزه و این خمس و زکاتست پریسا

بر پیکره ی مرده ی اشعار تو جان داد

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

بگذشت مه روزه ، عید آمد و عید آمد

بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد

معشوق توعاشق شد، شیخ تو مرید آمد

شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد

شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کلید آمد

جان از تن آلوده، هم پاک به پاکی رفت

هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جام تو دل مانده به دام تو

جان نیز چو واقف شد، او نیز دوید آمد

بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته

بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم

بر بوی بهار تو، ازغیب رسید آمد

مولوی

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

هزاران آفرین بر جانت ای ماه

روان عاشقان قربانت ای ماه

مبارک باد ماه عشق بازان

که بنشینند در ایوانت ای ماه

مبارک باد عید روزه داران

نکویان جهان مهمانت ای ماه

مبارک باد شهر الله اعظم

همایون طالع رخشانت ای ماه

همه مهمان سلطان وجودیم

خوشا بر سفره ی احسانت ای ماه

نزول دفتر عشق و صعودش

شب قدر است در دورانت ای ماه

به شادروان عزت روزه داران

عیان بینند قدر و شانت ای ماه

نصیب روزه داران دیدن یار

در ایوان عظیم الشانت ای ماه

دو شادی روزه داران را فرستند

ز لطف حضرت سبحانت ای ماه

یکی هنگام افطار اندر این دار

دگر در جنت رضوانت ای ماه

مبارک باد عشق روزه داران

که گفت ( الصوم لی ) در شأنت ای ماه

دل از روزه شود آیینه ی دوست

در او پیدا رخ جانانت ای ماه

سلام سید سجاد و عباد

نثار طلعت رخشانت ای ماه

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

اشعار عید فطر, عید سعید فطر

صدهزاران شکر برگو کردگار پاک را

روزه بگرفتی زدودی از دلت خاشاک را

میرود ماه خدا ومی رسد عید خدا

بنده مومن در این مه سرزده افلاک را

در شب آخر روا باشد که احیایی شوی

فرصت آخر رسیده مومن چالاک را

چاک می گردد گریبان در وداع ماه حق

ای خدا دریاب یاران گریبان چاک را

فطره ات را در کناری نه،برای مستحق

کن رعایت سنت شاهنشه لولاک را

اول شوال عیدفطر باشد روزه دار

موسم افطار باشد ترک کن امساک را

در نماز عید شرکت کن کنار مومنین

می دهد مزدی نکو حق صائم دل پاک را

اسماعیل تقوایی

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

شعر عید فطر, شعر تبریک عید فطر

صبح نشاط دم زد، فیض سحر مبارک

عیش صبوح مستان، بر یکدگر مبارک

عید گشاد ابرو، بربست رخت روزه

این را حضر خجسته، آن را سفر مبارک

تیغ هلال شوال، باز از افق علم شد

ماه صیام بشکست فتح و ظفر مبارک

وقت سحر مؤذن آهنگ عیش برداشت

بر گوش روزه داران این خوش خبر مبارک

انجام خیر دارد، فکر شراب و ساقی

بحث فقیه و زاهد برخیر و شر مبارک

طبع حکیم و صوفی هر کس به طالعی زد

این راست نفع میمون آن را ضرر مبارک

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

گذشت، ماه خدا و رسید، عید صیام

به هر دو باد، درود و به هر دو باد، سلام

هزار شکر که عید صیام کرد، طلوع

هزار حیف که ماه صیام گشت، تمام

چه دیر ماه خدا آمد و چه زود گذشت

چو آفتاب که یک لحظه می‌پرد از بام

مه نیاز و نماز و دعا و استغفار

مهی که بوی خدا می‌رسید از آن به مشام

مه مبارک جوشن‌کبیر، رفت ز دست

مه دعای سحر، ماه سجده، ماه قیام

به افتتاح و ابوحمزه، دعای مجیر

گرفته بود دل دوستان حق آرام

سلام باد به شب‌های قدر و اعمالش

که با خدا همه شب انس داشتیم مدام

سلام باد بر آن لحظه‌های شیرینی

که می‌شد از همه سو عفو کبریا اعلام

گناهکار! ز عفو خدا مشو نومید

که ناامیدی از رحمت خداست حرام

به عید فطر بگیر از خدای خود عیدی

که میهمان خدا را خدا کند اکرام

مه مبارک ما بیشتر مبارک شد

ز مقدم حسن، آن نور چشم خیرالانام

امام دوم، فرزند اول زهرا

که بود شانۀ پیغمبر خداش مقام

به روزه‌خوار بگو خون دل خورد دائم

به روزه‌دار گواراست عید ماه صیام

خوشا کسی که به مهر علی و اولادش

گرفت روزه و گسترد سفرۀ اطعام

علی، ولی خدا، نفس مصطفی، حیدر

که حب او همه دین است و مهر او اسلام

خجسته نام خوشش حسن مطلع قرآن

حدیث مدحش در لوح گشته حسن ختام

وضو بگیر و بخوان داستان ردالشمس

که آفتاب، به دست علی سپرده زمام

بگو به خصم علی روزه و نماز، تو را

شرار آتش خشم خدا شود در کام

به روز حشر که داغ عطش به هر جگر است

خوشا کسی که ز دست علی بگیرد جام

مرام میثم تمار خوش بود «میثم»

که در ثنای علی یافت عمر او اتمام

استاد حاج غلامرضا سازگار

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

گل در بر و می در کف و معشوق بکام است

سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلالست و لیکن

بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمه ی چنگ است

چشم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر میامیز که ما را

هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مشام است

از چاشنی قند مگو هیچ وز شکّر

ز آنرو که مرا از لب شیرین تو کام است

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است

همواره مرا کوی خرابات مقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام زننگست

وز نام چه پرسی که مرا ننگ زنام است

میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز

وآنکس که چو ما نیست درین شهر کدام است

با محتسبم عیب مگوئید که او نیز

پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

که ایام گل و یاسمن و عید صیام است

image, مجوعه کامل شعرهای زیبا درباره عید فطر

سلام ما به کسی کز سوی خدای ودود

به بزم عرش علا ماه روزه مهمان بود

شد آنچنان سوی لاهو تیان سبک پرواز

که گرد عرصه ناسوت را زبال زدود

زخوان رحمت او شد هماره برخوردار

به روزی نه سزاوار خویش لب نگشود

ز عمر خویش غنیمت شمرد فرصت را

نشست هر دم با میزبان به گفت و شنود

چنان سپرد دل و جان خود به خلوت انس

که عاشقانه زدل راند فکر بود و نبود

خرید گوهر مقصود را به قیمت جان

زنقد اندک خود برد بیشماران سود

شبان قدر به خوبی شناخت ارزش عمر

فرشته اش به سلام آمد از فراز فرود

ملک گشود شبانگه بر او دریچه صیح

که راه امن بیابد به روزگار خلود

که را که دوست فراخواند و نا شنیده گرفت

چه بهره برد اگر دشمنش به یاوه ستود

مه ما گذشت عزیران من, چه زود,چه زود

زمیزبان به تمنا هماره می طلبیم

که باز وعده بگیرد به یک چنین مو عود

هلا شما که پذیرفته گشته اید به ناز

همین بس است شما را از این جهان وجود

به عید فطر بمانید خرم و پیروز

به روزگار سعید و به جسم و جان مسعود

قبول باد اطاعات و روزه داریتان

ز ناظمی به شما دم به دم درود درود


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید