image, مجموعه کامل جمع آوری شده شعرهای ماه محرم

نفس بده که نفس پای این علم بزنم

نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدمهات آرزو دارم

که سرنوشت خودم را بخون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح

چه می شود که سری گوشه ی حرم بزنم

کنار سینه زنان چه می شود ارباب

میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

هزار حاجتم اما رسیده ام امشب

که چشم بر قدم صاحب علم بزنم

نفس بده که ز شب تا غروب تاسوعا

میان نوحه کنانت دوباره دم بزنم

image, مجموعه کامل جمع آوری شده شعرهای ماه محرم

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین

ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم

بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست

اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین

بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران پروانه گان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سربه قاچ زین نهاد این راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سرکند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخون

دل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسین

ساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین

image, مجموعه کامل جمع آوری شده شعرهای ماه محرم

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین

قلب مجروح درون سینه هامان را ببین

یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون

تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین

***

گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی

می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی

باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا

باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی

***

ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست

بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست

گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا

فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟

***

ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست

نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست

شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم

که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست

image, مجموعه کامل جمع آوری شده شعرهای ماه محرم

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد

در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شد

شمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای

با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای

غریب مادر(۳) وایبا نام تو آقا – بر سینه می کوبم – بازم به تن – رخت غم ای حسین جانم

بازم غزل خونم – مجنون و دیونم – بازم دم محتشم ای حسین جانم

کتیبه های ماتمت آقا- رمز جنونه – وای

دوباره ذکرت- روی لب ما – کرده جوونه – وای

غریب مادر(۳) وایزد خیمه ثاراله – با حسرت و با آه – با چشم خون روضه خون زینب کبری

دریای غم جاری- کار همه زاری – درقاب چشم حسین غربت زهرا

بوی جدایی- می وزد ازاین دیار ماتم-وای

می ترسم آخر – بشه نصیب – خواهر تو غم – وای

غریب مادر(۳) وای***

حالا برای خنده که دیر است گریه کن

بابا نخواب…موقع شیر است…گریه کن…

در مانده ام میان دوراهی…کجا روم؟

چشمم که رفته است سیاهی…کجا روم؟

جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد

دنبال آب، من به همه رو زدم نشد…

عمه تو را ز دور نشان میدهد نخواب

هی شانه ی رباب تکان میدهد نخواب

شد وقت بازی ات کمرت را گرفته ام

با احتیاط زیر سرت را گرفته ام

قنداقه ات که بست لبت باز شد علی؟

خندید مادرت… چقدر ناز شد علی

افسوس مادرت شب شادی ات ندید

چشم رباب حجله ی دامادی ات ندید…

در خیمه گرم کرده خودش مجلست علی

جای نفس بلند شده "خس خست " علی

تا پشتِ خیمه کار ِ پدر سر به زیری است

تازه زمان دیدن دندان شیری است

همبازی تو ساقه ی تیر است گریه کن

بابا نخواب موقع شیر است گریه کن***

اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود

در خون غروب واقعه تصویر می شود

یا رب پناه می برم از کرب و البلا

خواب علی هر آینه تعبیر می شود

روزی برای گفتن منزل مبارکی

این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شود

اینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم

از جام چشم ساقی من سیراب می شود

‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است

همبازی گلوی گلم تیر می شود

‏باران سنگ منتظر ابر کینه است

اینجا حسین فاطمه تکفیر می شود

اینجا سر حقیقت الله و اکبری

بر روی نی به گفتن تکبیر می شود

‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز

از فرط غصه خواهر تو پیر می شود

‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین

از نفس مطمئنه چه تفسیر می شود

هرکس که زهره اش ز علمدار رفته است

اینجا سر سه ساله من شیر می شود

زینب که شرم می کند از رویش آفتاب

اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود

image, مجموعه کامل جمع آوری شده شعرهای ماه محرم

***

روز و شب دارم دعا

آرزومه ای خدا

دیدن شیش گوشه ی کرببلا

همه رفتن کربلا

به دیار نینوا

اسم من از قلم افتاده خدا

من و این دیده ی تر

من و قلب پرشرر

من و یک عکس ضریح کربلا

حرم اربابم حسین

صحن بین الحرمین

شده فکر و ذکر و خواب هر شبم

همه سوز و ساز من

اینه امتیاز من

که غلام و سینه چاک زینبم

میرسه تو هیئتا

به مشام جان ما

بوی دلنواز یاس از علقمه

بَه! که چه غوغا میشه

محشری بر پا میشه

شب جمعه کربلا با فاطمه

چی میشه روز جزا

به سپاس گریه ها

ما بشیم از همه آدما جدا

مست شاه نینوا

جای جنت خدا

ما بشیم ساکن کوی کربلا

***

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است

دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است

وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق

قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق

دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد

به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد

دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا

غروب غربت جانکاه سیدالشهدا

صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است

فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است

خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه

دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله

برات گریه دوباره به چشممان دادند

به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند

حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست

مزار خون خدا فی قلوب من والاست

محرم آمده آقا صدایمان کردی

برای عرض ارادت، جدایمان کردی

لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم

عنایتی که فقط در امان تو باشم

بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها

پری بده به دلم در شکسته بالی ها

مرا به غربت بی انتهای خود بردی

شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی

هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است

هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است

صدای مرثیه‌ی آب آب می آید

صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید

هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست

هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست

امید اهل حرم می رود به قربانگاه

و یا به سوی منا می رود ذبیح الله

شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید

نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید

از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد

ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد

صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید

صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید

خمیده خواهری انگار می رود از حال

گمان کنم که رسیده حوالی گودال

میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟

میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

image, مجموعه کامل جمع آوری شده شعرهای ماه محرم

دارد می آید محرم

یک کاروان دل به سویت

تو رهروی سوی فردا

دارد می آید محرم

ماه پر از یاد مولا

دارد می آید محرم

ماه مساجد، تکایا

ماه غم و اشک و ماتم

بر غربت ابن زهرا

دارد می آید محرم

ماه همیشه سیه پوش

ماهی که هر انقلابی

از یاد آن گشته پرجوش

دارد می آید محرم

ماه حسین و علمدار

هیهات از هرچه ذلت

از زندگانی چو مردار

هیهات از هرچه بیعت

با هر یزید زمانه

از مسلک اهل کوفه

از اشک بی پشتوانه

دارد می آید محرم

و کربلا کل دنیاست

شمر و اباالفضل و هانی

نقش من و تو همین هاست

باید که خود را بیابیم

ما در کدامین سپاهیم؟

یا در عمل اهل حقیم

یا آنکه اهل تباهیم

***

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

***

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید

محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام

نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف

راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست

فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید

انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد

باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید