image, متن و شعرهای مناسبتی برای شب های عزیز قدر و شهادت امام علی (ع)

رادمردی مهربان با دست های پینه دار

در میان کوچه های شهر غربت رهسپار

کیسه های نان و خرما روی دوش خسته اش

کیست این مرد غریبه ، با لباسی وصله دار؟

کهکشان ها شاهد غم های بی اندازه اش

ماه می گرید برایش چون دل ابر بهار

نیمه شب ها لابه لای نخل ها گم می­شود

چاه می داند دلیل گریه های ذوالفقار

در کنار چاه هرشب ایستاده جبرئیل

تا تکاند از سر دوش علی گرد و غبار

چند سالی هست بعد ماجرای فاطمه

لرزشی افتاده بر آن شانه های استوار

قامت سرو بلندش در هلال افتاده است

زیر بار رنج های تلخ و سخت روزگار

جای رد ریسمان های زمخت فتنه ها

سال ها مانده است بر دست کریمش یادگار

***

دم نبود آدم نبود و عالم نبود علی بود

بعد حضرت حق فقط یکی بود اونم علی بود

آب خاک و دریا نبود دنیا نبود علی بود

حضرت مسیحی نبود و موسی نبود علی بود

آسمون نبود کهکشان نبود شاه لو کشف بود

حرفی از بهشت در میان بود ایون نجف بود

ثروت سلیمان نگین انگشترش نمی شه

اون فاتحه خیبره کسی منکرش نمی شه

قربون سیاست مداری و حیبت و وقارش

رنگ رعد و برق می پره با یک برق ذوالفقارش

می زنه به میدون با ذکر یا زهرا دم می گیره

به چه صحنه ای پشت سرش اباالفضل قدم می گیره

همه گل ها بر جمالش قربون ابروی هلالش

هرکی تو میدان با حیدر رو به رو شد بد به حالش

یا علی علی یا حیدر

یا علی بگو خستگی برون کن

یا علی بگو اهل عالم و غرق در جنون کن

خاطرات معراج حضرت مصطفی علی بود

آخرین کلام خدا به احمد یک یا علی بود

دست حق علی صوت حق صدای خوش علی بود

هر کجای عرش عکس ناز عاشق کش علی بود

(علی عالم رو صفا داد علی قلبم رو جلا داد

علی امشب دست قول سفر کرب و بلا داد

علی علی علی علی

***

سکوت می وزد و بادها پریشانند

و در به در همه در کوچه های بارانند

شب است و تشنگی نخل ها نمی خوابند

یتیم های خدا هم گرسنه ی نانند

قنوت نافله ها هم ز درد می سوزند

به یاد مسجد و محراب نوحه می خوانند

هزار آدم آواره ی پشیمان گرد

دوباره منتظر سوره های انسانند

تمام کوفه پر از ردّ اشک های علیست

و چاه ها که پر از ناله های پنهانند

شکست فرق نماز خدا به شمشیری

به من نگو که دگر کوفیان مسلمانند!

هنوز خون سرش روی فرق محراب است

و جمع قبله نشینان هنوز گریانند

هنوز کوفه و شهر مدینه می گریند

و بین یک در و دیوار روضه میخوانند

***

دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد

وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه

حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

رفتی برای زینب تو خستگی ماند

دیگر پرستارت به پیکر نا ندارد

خونت نوشته گوشه محراب مسجد

این کوه طور عاشقی موسی ندارد

دنیا پدر جان تا خود روز قیامت

مانند تو گریه کن زهرا ندارد

رفتی و از این شهر بردی مهربانی

کوفه برای ماندن ما جا ندارد

رفتی خیال دشمن تو گشت راحت

در سر به غیر از فکر عاشورا ندارد

فکری به حال روزگار دخترت کند

در روزهایی که حرم سقا ندارد

***

جونم فداته،نجف بهشت قلب این سینه زناته

یا علی مولا،دل شکسته ام اسیر و مبتلاتهعلی علی جان،نوای آسمونی ِ خوبای عالَم

شبای قدره،با داغ تو برای ما مثل محرّمیه شبی هم ایشالا ما،با غم و سوز دیرینه

توی ایوون طلای تو،میزنیم بر سر و سینهعلی مولا علی مولا علی مولا علی مولا…

امام دلها،پیرو ِ تو باید که باشه اهل تقوی

با ذکرت آقا،میفته تو دلای ما شور تولّا

از کرم تو،مِسِ وجود ِ ما با یا حسین طلا شددل حزینم،هوایی ِ زیارت کرببلا شد

به غم نور عین تو،ما شدیم مبتلا آقا

دعا کن روزی ِ ما شه،اربعین کربلا آقا

گل زهرا حسین مولا…

***

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت

ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرتاز نفس های بلندت میل رفتن می چکد

حق بده امشب بمیرم در کنار بسترتتا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را

مهلتی تا که ببندم دستمالی برسرتحیف شد، از آن­همه دلواپسی کودکان

کاسه های شیر­ مانده روی دست دخترتکاش می­مردم نمی­دیدم به خاک افتاده است

هیبت طوفانی دلدل سوار خیبرتخلوت شبهای سوت و کور نخلستان شکست

با صدای وا علی و وای حیدر حیدرتشهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را

دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرتبا شمایی که امیر کوفه اید اینگونه کرد

الامان از کاروان دختر بی معجرتمی روی اما برای صد هزاران سال بعد

میل احسان می نماید غیرت انگشترت

***

خون جبین به گلشن حسنش گلاب شد

چون شمع سوخته نور پراکند و آب شداز خون او به دامن محراب، نقش بست

بر این شهید، ظلم و ستم بی‌حساب شدشمشیر، گریه کرد به زخم سر علی

حتی به غربتش جگر خون کباب شدمحراب! ناله از دل خونین کشید و گفت:

یا فاطمه! دعای علی مستجاب شدمویی که شد سفید زهجران فاطمه

جرمش مگر چه بود که از خون خضاب شد؟هرکس گرفت سهم خود از دست روزگار

سهم تراب، خون سر بوتراب شدفرق علی دو‌تا شد و جبریل صیحه زد

ای وای! چار رکن هدایت خراب شدهر پادشه ستم به رعیت کند ولی

پیوسته بر علی ز رعیت عذاب شدهم شیر حق برای شهادت شتاب داشت

هم خصم بهر کشتن او در شتاب شد«میثم!» سرشک دیده و خون‌جگر کم است

بــر رهبــری کـه پیـر به فصل شباب شد

***

آیا سحری به رنگ خون دیدی تو محراب و تو منبری چنین دیدی تو

خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

ان زاده کعبه و امین حرمین افتاده میان خاک و خون دیدی تو

انکس که ستیز خیبر و بدر و احد چون شیر بغرید چنین دیدی تو

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

ایا تو درون ظلمت شام سیاه نان اور کودک یتیم دیدی تو

ایا دل پرز خون و گریان چشمی از جور زمانه و زمان دیدی تو

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

او زخم تن و زبان که در طول زمان با جان به خرید و دم نزد دیدی تو

ایا زمیان مردم کوفه و شام مظلوم تر از علی کسی دیدی تو

***

دیشب سحر را باب محنت باز گردید

سوزو گداز مرغ شب آغاز گردید

دیشب درون سفره ی شب زنده داران

غم بود و ماتم بودو رنج و دردو حرمان

***

دیشب به منبر راز دل محراب می گفت

از صبح خونین گل مهتاب می گفت

دیشب درو دیوار کوفه داد میزد

فریاد از بی رحمی بیداد میزد

***

دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد

آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد

دیشب فضا را غرق سوزو ساز می کرد

گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد

***

دیشب قرارش همعنان درد می شد

رخساره ی با خون خزابش زرد می شد

دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد

بر صورت خونین بابا بوس می زد

***

دیشب حسینش همچو باران اشک می ریخت

کز اشک او از چشم گردون رشگ می ریخت

دیشب به فکر میزبانی بود کلثوم

یادآور آن میهمانی بود کلثوم***

دیشب به پشت پرده زینب زار می زد

از فرط غم سر بر درو دیوار می زد

دیشب فضا بوی گل مهتاب می داد

گویی که سقایی به ساقی آب می داد

***

دیشب اجل آهنگ سازو برگ می زد

پرونده ای را مُهر سرخ مرگ می زد

دیشب علی عزم دیار یار می کرد

عزم جدایی از درو دیوار می کرد

دیشب علی با فرق تا ابرو شکسته

می رفت نزد همسر پهلو شکسته

***

در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد

محراب پر ز خون دل بوتراب شد

سیمرغ عشق، از قفس آزاد گشت باز

آری قسم به کعبه، علی(ع) کامیاب شد

لرزان اساس خلقت و سرگشته کائنات

جانها ز داغ او، همه در التهاب شد

پیچید در فضای جهان بانگ «قد قُتِل»

روح الامین به سوی زمین با شتاب شد

بر سر زدند جمله مَلَک‏های آسمان

گریان، که پایگاه هدایت خراب شد

گیسوی شب، سپید شد از داغ مرتضی

وقت سحر، که صورتش از خون خضاب شد

کشتند چونکه شیر خدا را به سجده‏گاه

دیگر برای کشتن حق فتح باب شد

جسمی به خاک رفت که جان‏ها فدای اوست

داغی به جای ماند، که دل‏ها کباب شد

***

شب قدر است و امشب راز دارم

نگه تا صبح امشب باز دارم

شب قدر است و باید قدر دانم

قدم در پیشگاه قدر دانم

شب قدر است و امشب هجر مولاست

دلم از عشق پر شور و غوغاست

شب قدراست و اخترها غمینند

تو گویى جملگى سر در جبینند

بلى امشب شب بیمارى اوست

شب تودیع یار خوب و نیکوست

شب سرخ شهادت بین تو امشب

شب درد سعادت بین تو امشب

چه امشب دیده‏اش خونبار و گریان

نظر افکند او بر شیر یزدان

على اى فاتح هم بدر و خیبر

على اى بر یتیمان جمله سرور

سر خونین خود بردار اى دوست

ببین زینب که طور، رخساره‏ ى اوست

حسن بنگر، حسین و هم ابوالفضل

عنایت کن، کرم بنما، نما بذل

***

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود

فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او

صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟

زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد

آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید

اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت

عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد

زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون

عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون

رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود

***

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او

پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست

***

کن عنایت بار اِلها سائل این خانه را

این منم در میزنم بگشا در کاشانه را

خدای من….

آمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنا

لیله القدر است و من نامه سیاهم ربّنا

خدای من….

آمدم تا بگذری از جرم بی پایان من

حیّ من معبود من یکتای من یزدان من

خدای من….

نامه ی اعمال من با تباهی ها قرین

کن گذر از بنده ات حقّ امیرالمومنین

خدای من…

کن گذر از ما به حقّ ناله های حیدری

که نمی آید دگر سوز صدای حیدری

علی جانم…

مسجد کوفه بگو مولای مظلومان چه شد

حُجّت الَّه،جانِ احمد،ناطق قرآن چه شد

علی جانم….

مسجد کوفه بگو از فرق مجرح علی(ع)

پر زده از بام تن تا به خدا روح علی(ع)

علی جانم…

دو سه روزی هست مولا میهمان فاطمه(س) است

همدم سوز دل و اشک روان فاطمه(س)است

گوید ای زهرای(س) من تا که سرم بکسته شد

گرچه دست صبر عالَم از غم من بسته شد

لیک من یاد تو افتادم که پهلویت شکست

تازیانه خوردی و از کینه بازویت شکست

یاد آن روزی که دل با سوز غم آغشته شد

بین آتش بودی و محسن همانجا کشته شد

*بر غم عشقت آقا اسیرم

که تو سلطانی و من فقیرم

آرزویم بُود وقت مُردن

یا علی گویم آندم بمیرم

من بنده تو مولایی

من قطره تو دریایی

ای معنیِ آقایی

یا سیّدی یا حیدر….

*نوحه های ملائک دم تو

ای خدای غم اعظم تو

خورده آقا گره تا قیامت

لیله القدر من با غم تو

ای بهترین رویایم

ای گرمی آوایم

ای سیّد و مولایم

یا سیدی یا حیدر…

*عمر تو یکسره درد و غم بود

هَمدَمت ناله و سوز سینه

لیکن آغاز این غضه هایت

بوده از کوچه های مدینه

دل خسته و مغمومی

از حق خود محرومی

تو اولین مظلومی

یا سیدی یا حیدر…

*با ،شرار عطایت علی جان

پرتو افشان نما شمع ما را

(این/یک) شب جمعه ای جان زینب

کربلایی کن این جمع ما را

ای خاک کویت طلا

این دل شده مبتلا

کن قسمتم کربلا

آه …..کربلا کربلا…

از لطف زهرا(س)علی علی ذکر لبامه

گوهر اشک محبتش نور چشامه

با نام حیدر

دل پر می گیره

سراغ کوی دلبر می گیره

علی علی جان… علی علی جان…

*سوز غمش در دل خراب سینه زنها

پر پر شدن از خزون داغش یاسمنها

حزین به یاد غم تو زهرا(س)

غریب کوفه تویی یا مولا

علی علی جان….علی علی جان…

*ای لَیلَهُ القَدرِ همه نام تو آقا

مرغ دلم پر می زد سر بام تو آقا

با عشق تو قلبم مُنجَلیّه

نوای قلبم علی علیّه

علی علی جان….علی علی جان…


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید