موارد مصرف

این دارو در مقایسه با ضد افسردگیهای سه حلقه ای بلوکرنورونی ضعیفی برای باز جذب سروتونین و نورآدرنالین است، در عین حال باز جذب دوپامین را نیز مهار می کند. اثر ضد افسردگی آن ممکن است تا ۴ هفته بعد از شروع درمان مشهود نباشد. این دارو در کمک به ترک سیگار نیز کاربرد دارد.

فرم خوراکی آن به صورت هیدروکلراید است. برای به حداقل رساندن عوارضی چون بی قراری، اضطراب و بیخوابی که در مراحل شروع درمان دیده می شود و نیز برای کاهش خطر تشنج بایستی افزایش دوز تجویزی باشد. مجموع دوز روزانه بایستی به صورت منقسم در مقدارهای برابر تجویز شود و از میزان حداکثر دوز تعیین شده در هر وعده و نیز میزان دوز بتنهایی نباید فراتر رفت. بیخوابی در شروع درمان را می توان با حذف دوز شبانه دارو، کاهش داد. در بیماران دچار اختلال کبدی و کلیوی نیز بایستی دوز را کاهش داد.

مکانیسم اثر

فارماکوکینتیک

بوپروپیون از دستگاه گوارش به خوبی جذب می شود و ممکن است متابولیسم گذر اول وسیعی داشته باشد چندین متابولیت این دارو از نظر فارماکولوژیک فعال تر و نیمه عمر طولانی تری دارند و سطح پلاسمایی بالاتری نسبت به ترکیب مادر ایجاد می کنند. هیدروکسی بوپروپیون، متابولیت اصلی بوده که از نظر قدرت (potency) معادل با خود بوپروپیون است. تریوهیدروبوپروپیون و اریتروهیدروبوپروپیون از طریق هیدروکسیلاسیون و یا رداکسیون تولید شده و حدود یک دهم تا یک دوم ترکیب اولیه قدرت دارند. این دارو به میزان ۸۰% یا بیشتر با پروتئینهای پلاسما باند می شود. نیمه عمر نهایی بوپروپیون تازه آزاد شده حدود ۱۴ ساعت و در مورد بوپروپیون Mediated Release حدود ۲۰ ساعت است. متابولیت های این دارو عمدتاً از طریق ادرار دفع شده و حدود ۱% ترکیبات بدون تغییر دفع می شود. بوپروپیون و متابولیت هایش از جفت عبور کرده و در شیر مادر نیز پخش می شوند.

موارد منع مصرف

هشدارها

بوپروپیون باعث القاء تشنج شده لذا در بیماران صرعی منع مصرف دارد. هم چنین در بیماران دچار بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی که نسبت به این عارضه مستعدترند و نیز در کسانیکه در حال ترک الکل یا بنزودیازپین هستند نیز منع مصرف دارد. لذا بایستی با نهایت احتیاط در بیماران دارای سابقه تشنج و سایر عوامل مستعد کننده مثل سیروز شدید کبدی یا تومورهای سیتم عصبی مرکزی، بکار رود. استفاده از آن در بیماران با سایر عوامل خطر ساز تشنج (مثل سوء مصرف الکل، تاریخچه ضربه سر، یا تب و داروهای پایین آورنده آستانه تشنج) فقط بایستی زمانی صورت گیرد که شواهدبالینی قوی به نفع استفاده از آن وجود دارد. در بیماران دو قطبی و سایکوتیک بدلیل القاء مانیا بایستی با احتیاط باشد در چنین بیمارانی استفاده از این دارو جهت ترک سیگار ممکن است ممنوع باشد. در بیماران با تاریخچه MI اخیر و بیماریهای قلبی و اختلال کبدی و کلیوی بایستی با احتیاط مصرف شود. در بیماران افسرده، استفاده از این دارو در مراحل اولیه درمان تا زمان بهبودی بایستی بامانیتورینگ دقیق بیمار باشد (بدلیل افزایش ریسک خودکشی).

اختلال مهارتهای حرکتی و شناختی و یا اختلال قضاوت ممکن است با این دارو دیده شود که چنین افرادی باید از رانندگی و کار با ماشین آلات خودداری کنند.

در شیردهی اثرات آن کاملاً شناخته شده نیست ولی جای نگرانی ممکن است وجود داشته باشد.

عوارض جانبی

بی قراری (آشفتگی)، اضطراب و بیخوابی اغلب در طی مراحل اولیه شروع درمان با این دارو دیده می شود. دیگر عوارض شایع گزارش شده شامل: تب، خشکی دهان، سردرد یا میگرن، گیجی، تکرر ادرار، تهوع و استفراغ، یبوست، افزایش تعریق و راشهای پوستی است. واکنش های ازدیاد حساسیت از خارش و کهیر گرفته تا موارد کمتر شایع مثل آنژیوادما، تنگی نفس و واکنش های آنافیلاکتیوئید که می توانند علائم مطرح کننده بیماری

سرم باشند، رخ می دهد. گزارشات نادری از سندرم استونس جانسون و اریتم مولتی فرم داده شده است. افزایش تعداد ضربان قلب، درد سینه، افزایش فشار خون (گاهی شدید) یا گاهی اتساع عروق

و کاهش فشار خون وضعیتی، تپش قلب و سنکوپ نیز گزارش شده است. حملات جنون، گیجی، کابوس های شبانه، اختلال حافظه، dysguisa بی اشتهایی و کاهش وزن، گزگز شدن، وزوز گوش و اختلالات بینایی نیز گزارش شده است. تشنج (seizure) که نسبتاً وابسته به دوز است ممکن است با این دارو رخ دهد و به خصوص در بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی یا پرخوری عصبی قابل توجه است، خطر این عارضه در بیماران با سابقه اختلالات تشنجی یا سایر عوامل مستعد کننده افزایش می یابد شیوع کلی تشنج در بیماران دریافت کننده دوز درمانی بوپروپیون ۴/۰-۱/۰ % بوده است. علائم مسمومیت شامل توهم، تهوع و استفراغ، افزایش تعداد ضربان قلب، کاهش هوشیاری و مرگ (بدنبال مسمومیت شدید)، تشنج در یک سوم موارد رخ می دهد.

لاواژمعده وشارکول

فعال میزان جذب دارو را در صورتی که بلافاصله بعد از مسمومیت خورده شود، کاهش می دهد. درمان حمایتی است. بنزودیازپین ها برای تشنج ممکن است بکار رود. دیورز، دیالیز و هموپرفوزیون به نظر نمی رسد مؤثر باشند.

تداخل دارویی

– همراه با MAO و نیز در فاصله کمتر از ۲ هفته از قطع MAO نباید داده شود.

– همراه با الکل، بایستی حتی الامکان اجتناب شود چرا که آستانه تشنج را تغییر می دهد هم چنین سایر داروهای پایین آورنده آستانه تشنج مثل ضد افسردگیها، آنتی سایکوتیکها، ضد مالاریاها، آنتی هیستامین های خواب آور، کینولون ترامادول، تئوفیلین یا کورتیکو استروئیدهای سیستمیک بایستی با نهایت احتیاط مصرف شوند.

– Patch های پوستی نیکوتین همراه با بوپروپیون می تواند باعث افزایش فشار خون شود.

– مصرف همزمان آن با آمانتادین یا لوودوپا بایستی با احتیاط باشد.

– کار با مازپین، فنی توئین و فنوباربیتال باعث القاء متابولیسم بوپروپیون ولی سایمتدین و یاوالپورات باعث مهار متابولیسم آن می شود.

– بدلیل خاصیت مهار کنندگی ایزوآنزیم CYP2D6 بوسیله بوپروپیون، این دارو بایستی با داروهایی چون ضد افسردگی ها، ضد سایکوزها، بتا بلوکرها و آنتی آریتمی های IC با احتیاط استفاده گردد.

نکات قابل توصیه

مقدار مصرف

در درمان افسردگی: دوز شروع با ۱۰۰ میلی گرم دو بار در روز که در صورت لزوم، حداقل بعد از سه روز به ۱۰۰ میلی گرم سه بار در روز افزایش می یابد. در موارد شدید بیماری، در صورت عدم مشاهده بهبودی پس از گذشت چندین هفته درمان، دوز دارو ممکن است به حداکثر mg150 سه بار در روز افزایش یابد. این دارو همچنین بصورت فرآورده آزادسازی اصلاح شده موجود است که با دوز mg150 میلی گرم صبحگاهی یکبار در روز شروع و در صورت ضرورت حداقل بعد از سه روز به mg150 دو بار در روز افزایش می یابد. میزان دوز این نوع فرآورده ممکن است به میزان mg200 دو بار در روز هم برسد.

در ترک سیگار: بوپروپیون نوع آزادسازی اصلاح شده با دوز اولیه mg150 یکبار در روز برای شش روز شروع و به mg150 دو بار در روز از روز هفتم افزایش می یابد. در مان حدود ۲-۱ هفته قبل از آنکه بیمار شروع به کنار گذاشتن سیگار بکند، بایستی شروع شود تا سطح ثابت خونی بوپروپیون حاصل شود، و بطور معمول ۱۲-۷ هفته ادامه یابد. اگر هیچ گونه پیشرفت مشخص تا هفته هفتم حاصل نشود، درمان بایستی متوقف شود. استفاده از پچ های نیکوتینی داخل پوستی (ترانس درمال) در برخی بیماران ممکن است مورد توجه قرار گیرد اگر چه خطر افزایش فشار خون در چنین درمانی را باید در نظر داشت.

در بیماران دچار اختلال خفیف تا متوسط کبدی، بایستی به دفعات کمتر تجویز شود. در سیروز کبدی شدید، در برخی مناطق مصرف آن را ممنوع دانسته ولی در برخی مناطق با دوز mg150 یک روز در میان تجویز می شود. در اختلال کلیوی، نیز بایستی به دفعات کمتر و با دوز mg150 یک بار در روز داده شود.

در درمان اختلال بیش فعالی، درمان اولیه یک محرک مرکزی است. ضد افسردگیها، در صورت عدم پاسخ مناسب و یا در صورت عدم تحمل داروهای محرک تجویز می شوند. مطالعات کوچک و بزرگ، تأثیر آن را در بزرگسالان و کودکان نشان داده است.

اشکال دارویی

فرآورده ها: قرص بوپروپیون هیدروکلراید Extended

Release


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید