۶۳۰م:پوراندخت، شاه ساسانی که سیاست خارجی و داخلی تازه ای را در پیش گرفته بود تا امپراتوری ایران را نجات دهد، ۲۵ دسامبر سال ۶۳۰ میلادی (طبق برخی تواریخ: ۲۹ دسامبر آن سال) با دولت روم شرقی قرارداد تازه صلح امضاء کرد تا فرصت یابد دست به اصلاحات داخلی بزند.

پوراندخت (دختر خسرو پرویز)، یکی از دو بانویی که بر ایران حکومت کردند می دانست که ایرانیان از جامعه طبقاتی که به آنان تحمیل شده بود شدیدا ناراضی هستند، قضات از عدالت و انصاف دور شده اند و سران ایالت ها برای خود اختیارات تازه خلق کرده و حتی سکه ضرب کرده اند. برای حل این مسائل بود که پوراندخت با روم شرقی (بیزانس) قرارداد صلح امضاء کرد و دستور رعایت عدالت، بخشودن مالیات عقب افتاده، لغو امتیازهای ناشی از برتری های طبقاتی و اختیارات اضافی فرمانداران را داده و سکه ملی واحد ضرب کرده بود.

به نوشته مورخان اروپایی، پوراندخت که شاهی باتدبیر بود حمله اعراب مسلمان از حجاز به قلمرو ایران را پیش بینی کرده و به فرماندهان ارتش اندرز داده بود که اختلافات داخلی را کنار بگذارند و آماده مقابله باشند. وی اسپهبد رستم فرخزاد را سمت فرماندهی ارتش داد. مسلمانان تا آن زمان بر سراسر جزیره العرب مسلط شده بودند. با وجود تصمیمات اصلاحی متعدد، حکومت پوراندخت هم، مانند سایر جانشینان خسرو پرویز دولتی مستعجل بود و اختلافات داخلی و نزاع بر سر قدرت در تیسفون ادامه یافت و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۹۱۶م:مقامات انگلیسی که طبق سازشنامه سن پترزبورگ (قرارداد آگوست ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه) نیمه جنوبی و شرقی ایران را به نام منطقه نفود در کنترل داشتند در پی حملات کازرونی های میهندوست به تاسیسات انگلیسی در این شهر و ناامن ساختن راههای اطراف برای جلوگیری از تردّد آزادانه انگلیسی ها و عوامل آنان، ۲۸ دسامبر سال ۱۹۱۶ دستور دادند که پانصد تن از نظامیان تحت فرمان آنان مرکب از سربازان هندی و افراد «اس پی آر» با چند توپ و مسلسل از شیراز به کازرون بروند و کازرونی ها را سرکوب کنند. توده ایرانی (نه مقامات تهران) ناخرسند از استقرار روسها و انگلیسی در وطنشان، با آنان به صورت های مختلف مبارزه می کردند و جنبش کازرونی ها هم در همین راستا بود.

این نیرو ۲۹ دسامبر (هشتم دی ماه ۱۲۹۵ هجری) شیراز را به عزم کازرون ترک کرد. نیروی اعزامی پس از درگیری با کازرونی ها که شماری داوطلب با تجهیزاتی ناچیز بودند با تحمل تلفات سنگین از نیمه راه به شیراز بازگشت.

مجسم کنید که اگر در امرداد و شهریور ۱۳۲۰ (۲۵ سال بعد) چند ایرانی! به میهن خود خیانت نکرده بودند و ارتش ایران را مرخص نساخته بودند چگونه انگلستان می توانست با نزدیک به چهار هزار سرباز عمدتا هندی (یک پنجاهم نیروهای مسلح و آماده ایران در آن زمان) که از طریق خاک عراق به ایران فرستاده بود وطن ما را که صدها سال یک امپراتوری مافوق نیرومند بود تصرف کند و شاه آن را به تبعید بفرستد!. این ادعا که تسلیم شدن بهتر از تحمل تلفات بود مسخره است. اگر این استدلال (حرف مفت) درست بود؛ پس روسها در دوران جنگ جهانی دوم به جای تحمل ۲۷ میلیون کشته باید استالن را می گرفتند و تسلیم هیتلر می کردند و به زندگی خود ادامه می دادند و …. تلفات ایرانیان از گرسنگی و بیماری و دشواری های دیگر، پس از اشغال نظامی وطن بمراتب بیشتر از جنگیدن بود.

۱۹۷۸م:۲۹ دسامبر سال ۱۹۷۸ دکتر غلامحسین صدیقی جامعه شناس، استاد دانشگاه تهران و آخرین وزیر کشور در حکومت دکتر مصدق که پس از ۲۸ امرداد مدتی را در زندان بسر برده بود به شاه که به او پیشنهاد کرده بود نخست وزیر شود اطلاع داد که نمی تواند این پیشنهاد را بپذیرد و شاه همان روز از شاپور بختیار یکی دیگر از همکاران پیشین دکتر مصدق خواست که کابینه غیر نظامی تشکیل دهد.

پیشنهاد شاه هنگامی به دکتر صدیقی داده شده بود که ژنرال ازهاری نخست وزیر وقت ظاهرا کناره گیری کرده بود. اوضاع بسیار ناآرام بود؛ تظاهرات ضد شاه لحظه ای قطع نمی شد، صدور نفت تقریبا به صفر رسیده بود، روزنامه ها در حال اعتصاب بودند، بانکها بسته بود، خارجیان با عجله ایران را ترک می گفتند و …. از دکتر صدیقی نقل شده است که گفته بود شاه با دعوت از او می خواست که آرامش نسبی برقرار شود تا بتواند دوباره دیکتاتوری کند و او قبول دعوت شاه را خیانت به ملت ـ ملتی که بپا خاسته بود می دانست. طبق همین نقل قول، صدیقی به شاه گفته بود که با تغییر این و آن مردم آرام نخواهند گرفت، آنان خواهان تغییرات ریشه ای هستند (یعنی که او باید برود).

بختیار ششم ژانویه ۱۹۷۹ زمام امور را به دست گرفت. طبق نوشته کرونیکل قرن بیستم (صفحه ۱۱۴۹ ) دولت آمریکا (حکومت کارتر) که سیاست خود را نسبت به ایران عوض کرده بود هشتم ژانویه به شاه اندرز داده بود که از ایران خارج شود. بختیار اعلام کرده بود که شاه به استراحت خواهد رفت و ۱۶ ژانویه شاه تحت عنوان مرخصی از ایران خارج شد؛ رفتی بود که بازگشت نداشت. شاه هنگام خارج شدن از ایران اظهار امیدواری کرده بود که دولت (بختیار) گذشته را اصلاح و برای آینده برنامه ریزی کند.

در پی خروج شاه از کشور، بختیار تصمیم گرفته بود که با بازگشت آیه الله خمینی از پاریس به تهران با این که دستور تشکیل دولت موقت داده بود مخالفت نکند و وی اول فوریه به تهران بازگشت و مورد استقبالی بی مانند قرار گرفت و یازده روز بعد، پس از این که ارتش از دولت دکتر بختیار سلب حمایت کرد این دولت ساقط شد و بختیار پس از مدتی پنهان بودن به طریقی که هنوز دقیقا اعلام نشده است از ایران خارج گردید و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۳م:«خوان گارسیا پونسه» داستان نگار و نقدنویس ادبی ـ هنری بلند آوازه مکزیک ۲۸ دسامبر ۲۰۰۳ در ۷۱ سالگی درگذشت و فوکس رئیس جمهور وقت این کشور در اعلامیه فوت او نوشت: "مکزیک دیروز پربارتر از مکزیک امروز بود زیرا که امروز، دیگر گارسیای بزرگ و گرانبها را ندارد".

گارسیا که اجازه نداد کتابهایش را به کمیسیون ادبی نوبل بفرستند پنجاه داستان و تالیف دیگر ازخود باقی گذارده است. او قضاوت داوران جوائز نوبل را منصفانه نمی دانست، ولی همه القاب و نشانها و جوائز ادبی آمریکای لاتین، دنیای اسپانیائی زبان، و فرانسه را پذیرفت.

تابوت جنازه گارسیا دو روز جهت ادای احترام مکزیکی ها به نویسنده خود در کلیسای بزرگ مکزیکو سیتی قرار داده شده بود.

۱۹۱۷م:لنین رهبر انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ و بنیادگذار اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی و طراح فرضیه مکمل مارکسیسم، معروف به «لنینیسم» وصیتنامه خود را که به همسرش «کروپسکایا» دیکته کرده بود ۲۹ دسامبر سال ۱۹۲۲ به پایان برد و امضاء کرد که سند تاریخی مهمی است.

کار تنظیم، دیکته کردن و اصلاح دوباره و سه باره این وصیتنامه که قرار بود در کنگره دوازدهم حزب کمونیست (آوریل ۱۹۲۳) مطرح شود یک هفته (۲۲ تا ۲۹ دسامبر)طول کشیده بود. لنین یک ماه پیش از برگزاری این کنگره در دهم مارس ۱۹۲۳ دچار سکته مغزی شد و از کار افتاد و همسرش برای پیشگیری از هرگونه تفرقه در کادر رهبری کشور، وصیتنامه را در یک صندوق گذارد و قفل زد و پس از فوت لنین آن را برای طرح در کنگره سیزدهم به چند تن از گردانندگان آن داد و از آنان قول گرفت که مفاد آن علنی نشود.

لنین در این وصیتنامه خواسته بود که شمار اعضای کمیته مرکزی حزب افزایش یابد و حتی به یکصد تن برسد تا تصمیمگیری منحصر به چند نفر نباشد که خطرناک است. در این کمیته باید از اصطکاک افراد جلوگیری شود. باید از ایجاد شکاف و انشعاب در حزب پیشگیری گردد . باید حرفهای رفیق تروتسکی را، دست کم شنید. تصمیمات مربوط به برنامه ریزی ها باید به تصویب مجلس مقننه در آید و قانون شود تا از دستبرد تفسیر در امان باشد. اگر ثبات در حزب برهم خورد افول ما حتمی است. به نظر من روابط استالین و تروتسکی باید بهبود یابد که نسبت مستقیم با ثبات حزب و در نتیجه دولت و کشور دارد. اختلاف نظر این دو تن نباید به انشعاب در حزب بیانجامد. رفیق استالین به عنوان دبیرکل حزب (اگر در این سمت باشد) اختیارات زیاد به دست می آورد که من مطمئن نیستم بتواند از عهده انها بر آید. من به توان فراوان رفیق تروتسکی تردید ندارم ،ولی اوهم نباید وقت خود را در کارهای جانبی تلف کند. رفیق تروتسکی توانمندترین عضو در کمیته مرکزی حزب است. من نگران آن هستم که اختلافهای این دو رفیق به انشعاب در حزب و تضعیف آن بینجامد. بوخارین و پیاتاکف در میان چهره های تازه، افرادی قابل و توانمند هستند.

در این وصیتنامه همچنین آمده بود: رفیق استالین مردی خشن و گستاخ است. تا اینجا زیاد بد نیست ولی با این خصلت ها ، قابل تحمل به عنوان دبیر کل حزب نخواهد بود و رفقا باید به این موضوع توجه داشته باشند. رفقا باید برداشتن او را از دبیر کلی و انتخاب فردی دیگر را برای این سمت مورد توجه قرار دهند. ما باید افراد مستعد دیگری را برای احراز مقامات حزبی و اداری آموزش دهیم. ما در پنج سال گذشته در جهانی پر از دشمن، موفق شدیم طبقه کارگر و کشاورز را به جایگاه خود برسانیم . ما ضمن بکار گیری ماشین اداری بازمانده از نظام سابق به این پیروزی ها رسیده ایم که با بهبود مدیریت ، پیشرفتهای ما بسیار چشمگیرتر خواهد بود. ماشین اداری یک جامعه باید خوب کار کند تا پیشرفت حاصل شود. ما باید عده بیشتری کارگر و کشاورز با استعداد را وارد کمیته مرکزی حزب کنیم تا خون تازه ای وارد شریانها شود. باید شدیدا مراقبت کنید که فرصت طلبان وارد صفوف شما نشوند که از درون متلاشی خواهید شد. شورا ها (ساویت ها) باید از نظر دور نباشند تا اعضای آنها به تدریج به صورت طبقه خاصه درنیایند و دست به افاده و استثمار دیگران نزنند و اگر در این زمینه کوتاهی کنید؛ پیش از این که به سوسیالیسم کامل برسید ، این بنا ویران و نظام نابود خواهد شد و …. لنین در دو ـ سه مورد با اشاره و کنایه به جانشینان خود هشدار داده است که فراموش نکنند فرضیه مارکس را در کشوری پیاده می کنند که یکپارچگی فرهنگی و آمادگی لازم را نداشته و با کوچکترین غفلت، همه مساعی نقش بر آب خواهد شد.

«تاریخ» نشان داد که به وصیت های لنین نه تنها توجه نشد بلکه عکس آن صورت گرفت؛ استالین تا پایان عمر (مارس ۹۵۳ ) دبیرکل حزب و رهبر شوروی بود، تروتسکی را اخراج و تبعید و بعدا ترور کرد و هرکس را که لنین نام برده بود و تمجید کرده بود به گوشه ای راند و … و به این سان بود که پیش بینی لنین که همانا فروپاشی نظام شوروی بود به تحقق پیوست.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۸۵۹م:۲۸ دسامبر ( دیروز ) در سال ۱۸۵۹ «جان فورتسکیو» تاریخنگار و مولف تاریخ ارتش انگلستان به دنیا آمد. وی در یک کتاب خود ارقام دقبق نیروی نظامی انگلستان ازسال ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳ (دوران جنگهای ناپلئونی ) را با تفصیل و جزئیات آورده است که نشان می دهد که کل نیروی نظامی انگلستان از انگلیسی تا خارجی ( مستعمرات و مزدور) میان ۱۵۰ هزار و ۵۹۳ تن در سال ۱۸۰۴ و ۲۵۵ هزار و ۸۷۶ تن در سال ۱۸۱۳ بود . از رقم سال ۱۸۱۳ پنجاه و دو هزار و ۷۵۷ تن خارجی بودند . در همین سال جمع تلفات نظامی انگلستان در همه جنگهااز جمله جنگ با ایالات متحده ۲۴ هزار و ۴۵۵ تن بوده است.

ارقام جالب این کتاب مربوط به شمار نیروهای انگلیسی در مستعمرات این کشور در همان دوران است . از این اعداد چنین بر می آید که شمار نیروهای اشغال کننده هند چند صد میلیونی به ۱۸ هزار تن هم نمی رسید به این شرح:

نیروهای تحت فرماندهی پایگاه مدرس ۹ هزار و ۱۹۱ تن ، بنگال ۵ هزار و ۴۴۰ و بمبئی ۳ هزار و۲۱۶ نفر.

با توجه به تسلیحات ضعیف آن زمان ، تنها ایجاد ترس و تفرقه و بزرگ جلوه دادن قدرت سلاحها و مهارتهای نظامی از طریق تبلیغات بود که باعث می شد انگلستان « آقایی » کند. یکی از موارد این تبلیغات ترساندن مردم سرزمین های دیگر از انگلستان و این که بدون اراده آن دولت کاری انجام نخواهد شد بود، به گونه ای که مردم نا آگاه و متفرق در ممالک تحت نفوذ انگلستان هر رویداد کوچکی را نتیجه سیاست آن دولت می دانستند و این درسی است که هرگز نباید فراموش شود.

۱۸۵۹م:در همان روزی که فورتسکیو به دنیا آمد (۲۸ دسامبر ۱۸۵۹ ) توماس بابینگتن تاریخنگار انگلیسی از این دنیا رفت. از کارهای مهم او تالیف تاریخ پنج جلدی میهنش انگلستان است . وی تاریخ روم باستان را به روشی دیگر نوشته است که تازگی دارد . بابینگتن که ۲۵ اکتبر ۱۸۰۰ به دنیا آمده بود در تاریخ نگاری روش قیاسی را بکار می برد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۷۹۲م:۲۹ دسامبر زاد روز «آرچیبالد الیسون» تاریخنگار اسکاتلندی است که روشنگری را یک رسالت تاریخنگار اعلام داشته و گفته است که مورخ و مدرس تاریخ که از زمان هرودوت آموزگار و مروج میهندوستی به شمار می رود باید به موازات این تکلیف مقدس، روشنگر جامعه امروز و فردا و فرداهای دورتر باشد. به نظر او، وقتی یک تاریخنگار رویدادی را که در گذشته اتفاق افتاده می شکافد باید آن را چنان مجسم سازد که اشتباهات و غفلتها تکرار نشود، زیرا رویداد های از یک طبقه باهم مشابه اند؛ تنها ابزاری که در آنها بکار گرفته شده است فرق دارد.

مهمترین اثر «الیسون» که بیش از یکصد کتاب و رساله و مقاله نوشته است، تاریخ اروپا از انقلاب فرانسه تا باز گشت بوربونها است که در آن نشان داده است که چرا عمر انقلاب فرانسه از یک دهه تجاوز نکرد.

الیسون که ۲۹ دسامبر سال ۱۷۹۲ به دنیا آمد بسال ۱۸۶۷ در گذشت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۳م:۲۶ دسامبر ۲۰۰۳ جهان یکی از بزرگترین روزنامه نگاران خود و به نظر برخی، وفادار ترین فرد به حرفه روزنامه نگاری را از دست داد که بسیاری از روزنامه ها برای اعلام درگذشت او تیتر «تک مرد روزنامه نگاری» را انتخاب کرده بودند. آی. اف. ستونI.F.Stone در آن روز در ۸۱ سالگی براثر حمله قلبی در شهر بوستون (آمریکا) درگذشت ـ روزنامه نگاری که مصاحبه های عمومی را «شستشوی مغزی مردم» خوانده بود.

«ستون» که شش دهه روزنامه و کتاب نوشت «فلسفه روزنامه نگاری» را تنظیم کرد که پیش از وی وجود نداشت و برپایه نظر او، مدارس روزنامه نگاری به پذیرش دانشجو تنها پس از «آزمایش استعداد» پرداخته اند. به عبارت دیگر؛ مدرسه روزنامه نگاری «کارخانه دیپلم سازی» نباید باشد و هرکس بدون داشتن استعداد ویژه نمی تواند روزنامه نگار شود. به نظر «ستون» روزنامه نگار در درجه اول باید تبلیغ، تحریف و دروغ را از «خبر مطلق» تشخیص دهد و گزارش ها را برحسب توجه و میزان مخاطب ردیف بندی کند.

وی که هشت روزنامه معروف آمریکا را سردبیری کرده بود و به مدت ۱۸ سال هم ناشر یک هفته نامه به نام خود (ستون ویکلی) بود با اختصاص دادن هر صفحه روزنامه به یک نوع مطلب مخالف بود و براین مخالفت آنقدر پافشاری کرد تا روزنامه ها هرکدام دارای چند سکشن (لائی) شدند و سکشن اول (آ) اختصاص به خبرهای روز یافت.

ستون روزنامه نگاران را به «امین (آنست )»، نیمه امین، و غیر امین تقسیم کرد و گفت که روزنامه نگار غیر امین باید طرد و نیمه امین به مردم شناسانده شود تا در قبول مطالب او احتیاط کنند.

ستون نوشته است: بدون داشتن روزنامه واقعا مستقل، هر کشور را – گرچه دارای انتخابات و مجلس – نمی توان «دمکراسی» نامید، زیرا که ستونهای روزنامه (نه رادیو ـ تلویزیون) باید کارنامه هر نماینده مجلس باشد و این کارنامه ملاک قضاوت مردم برای تجدید انتخاب آن نماینده باید قرار گیرد و کارنامه «حاصل کار» است نه «نطق پیش و پس از دستور». برای مردم مهم است که بدانند آیا وکیل آنان همیشه در دسترسشان بوده، و تماس تلفنی، دریافت و پاسخ نامه و تماس حضوری مردم با نماینده و یا رئیس جمهور (نماینده کل جامعه) چگونه بوده است. روزنامه های حزبی و دولتی باید با علامت خاص (لگو) از روزنامه های مستقل مشخص شوند. روزنامه دولتی نباید اعلان تجاری و تکفروشی داشته (تجاری باشد) و یا اینکه روزنامه حزبی در نیوزستاند (کیوسک عمومی) فروخته شود. روزنامه حزبی باید برای اعضای حزب و علاقه مندان ارسال شود.

«ستون» بود که «ژورنالیسم کمباتیو» را ابتکار کرد. وی هر روز ده روزنامه مختلف را دقیقا می خواند و در ستون (مقاله) همان روز خود، تفاوت انشاء و عناصر خبری، و اختلاف در عرضه خبرهارا که در آنها به دست آورده بود می نوشت و این کار خود را «افشاء روزنامه ها» عنوان داده بود.

«ستون» درپایان هر سفر یک کتاب نوشت. در سال ۱۹۵۶ از شوروی دیدن کرد و نوشت که در شوروی مردم بیش از کشورهای کاپیتالیست استثمار می شوند و رهبران شوروی به سوسیالیسم مومن و صادق نیستند و در حالی که از برابری حرف میزنند برای خود بیمارستان و فروشگاه اختصاصی دارند. پس از دیدار از اسرائیل نوشت که فلسطین باید به صورت فدراسیونی از اعراب و یهودیان درآید تا درآرامش بسر برد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۸۹۰م:۲۹ دسامبر ۱۸۹۰ واحد هفتم سواره نظام آمریکا یک اردوگاه سرخپوستان قبیله «سو» در ایالت داکوتای جنوبی در کنار نهر «ووندد نی» را مورد حمله قرارداد. در این حمله که با شلیک توپ همراه بود «بیگ فوت» رئیس قبیله و شماری دیگر از زن و مرد و کودک بومی (اصطلاحا؛ سرخپوست) کشته شدند. پاره ای از گزارشها شمار کشته شدگان را ۱۵۳ تن سرخپوست و ۲۵ نظامی و برخی دیگر ۳۰۰ سرخپوست نشان می دهد. این حمله متعاقب قتل «سیتینگ بول» و یازده تن دیگر از سران قبیله «سو» صورت گرفت که دو هفته پیش از آن در ۱۵ دسامبر روی داده بود.

اوایل دسامبر به مقامات دولتی آمریکا گزارش رسیده بود که سرخپوستان «قبیله سو» در حال رقص ارواح هستند که ممکن است پس از آن، مسلحانه درصدد پس گرفتن اراضی خود از سفید پوستان مهاجر بر آیند و کشتار کنند. مقامات دولتی برپایه خاطره جنگ «سیتینگ بول» با نیروهای ژنرال کاستر در ۲۵ ژوئن سال ۱۸۷۶ که ضمن آن کاستر و همه افراد او کشته شدند دست به اقدام زدند و واحد هفتم (واحد سابق ژنرال کاستر) را روانه محل کردند که کشتار "ووندد نی" صورت گرفت. به مناسبت کشتار «ووندد نی» هر سال مراسمی از سوی بومیان در این محل برپا می شود.

این آخرین درگیری بزرگ بومیان آمریکای شمالی با مهاجران سفید پوست بود که از سال ۱۶۰۷ میلادی پس از ورود انگلیسی ها به شمال آمریکا (ویرجینیا) آغاز شده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۹۲۳م:برج ایفل که سازنده آن مهندس الکساندر گوستاو ایفل ۲۸ دسامبر سال ۱۹۲۳ ( روزی چون دیروز ) در ۹۱ سالگی در گذشت ۹۹۰ فوت (نزدیک به ۳۳۰ متر ) ارتفاع دارد و به مناسبت یکصدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شده است .ساختن آن که در ۱۸۸۶ آغاز شده بود ۳۱ مارس ۱۸۸۹ پایان یافت . برای ساختن این برج که یک موسسه غیر دولتی انتفاعی است ۹ هزار و ۵۴۷ تن آهن بکار رفته است . ایفل که یک مهندس ساختمان و شیمی بود قبلا در راه آهن فرانسه کار ساختن پلها را برعهده داشت . هیتلر به خاطر همین زیبایی های شهر پاریس از بمباران این شهر خود داری کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۹۶۰م:در نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ اخبار مربوط به جنگهای «بیافرا» پا به پای گزارشهای جنگ ویتنام در رسانه ها به چشم می خورد. جنگهای بیافرا که دو سال و هشت ماه طول کشید منجر به مرگ یک میلیون نیجریایی شد. این جنگها را سرهنگ «اوجوک وو» با اعلام استقلال بیافرا ــ منطقه ای در نیجریه که ساکنان آن عموما از طایفه «ایبو» و مسیحی هستند ــ باعث شده بود، زیرا که در بیافرا نفت کشف شده بود و بعضی شرکت های بزرگ چند ملیتی نفت وی را تحریک به این کار کرده بودند و مورد حمایت دولتهای مربوط به این شرکتها بود.

تجزیه طلبی سرهنگ اوجوک وو که قبلا در همان منطقه فرماندار نظامی بود از سی ام ماه مه سال ۱۹۶۷ تا ژانویه سال ۱۹۷۰ طول کشید و از کشور های عضو سازمان ملل تنها پنج کشور رژیم او را به رسمیت شناختند، ولی جمع آوری کمک برای او در کشورهای مسیحی اروپا و آمریکا، همه جا، در جریان بود.

«گوون» نخست وزیر وقت فدراسیون نیجریه واحدهای دو لشکررا به بیافرا فرستاد و دستور داد که «منطقه تجزیه شده» تحت محاصره اقتصادی درآید که باعث کمبود شدید مواد غذایی و مرگ مردم از گرسنگی شده بود. جنگ نیروهای طرفین عمدتا خیابانی و پرتلفات بود. بالاخره دولت فدرال نیجریه با سلاحهای تازه ای که از شوروی دریافت کرده بود از جمله جت میگ، سرهنگ «اوجوک وو» را شکست و از کشور فراری داد و با فرار او کار استقلال طلبی هم پایان یافت.

دولت فدرال نیجریه به دولت امریکا و چند دولت اروپایی قول داد که از ایبوهای استقلال طلب انتقام نگیرد.

از «اوجوک وو» که به طرز مرموزی فرار کرده بود، دیگرخبری نبود که ۲۸ دسامبر۲۰۰۲ (و در آن سال ۶۹ ساله) نام او در میان نامزدهای انتخابات ۱۹ آوریل سال ۲۰۰۳ ریاست جمهوری نیجریه اعلام شد و در سطح جهان شگفتی به وجود آورد. تازه مردم سایر کشورها دانستند که دولت نظامی پیشین نیجریه قبلا اورا مورد عفو قرار داده بود!. وی در آستانه انتخابات آن سال وارد نیجریه شده ، حزبی به نام «اتحاد بزرگ!» تاسیس کرده و می ست که رئیس جمهوری کشوری شود که روزگاری آن را قبول نداشت و کمر به انهدام و تجزیه آن بسته بود. نیجریه ۱۳۰ میلیونی از سال ۱۹۹۹ دارای دولت غیر نظامی شده است ولی در آن چنددستگی مردم همچنان ادامه دارد. نیمی از مردم نیجریه مسلمان هستند. در مسائل نیجریه همه جا انگشت شرکتهای نفتی خارجی به چشم می خورد.

مروری برتحولات نیجریه از لحظه اعلام تجزیه طلبی اوجوک وو در مه ۱۹۶۷، پژوهشگر را در برابر علائم متعدد سئوال قرار می دهد که یافتن پاسخ برایشان به گذشت زمان بیشتری نیاز دارد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۳م:«رومانوپرودیRomano Prodi» رئیس ایتالیائی کمیسیون اتحادیه اروپا ۲۷ دسامبر ۲۰۰۳ یک کتاب داستان حاوی مواد منفجره که با پست ارسال شده بود دریافت کرد که انفجار آن به خانه وی آسیب رساند. قبلا هم پیرامون خانه "پرودی" در شهر رم دو انفجار صورت گرفته بود. یک گروه که روزنامه های ایتالیا اعضای آن را آنارشیست های تازه خوانده اند (که در دهه های اخیر تروریست عنوان گرفته اند) مسئولیت این انفجارها را برعهده گرفته و اعلام کرده بود که اتحادیه اروپا با ایجاد نظم اروپایی، عامل بسط ستمگری و استثمار شده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۴م:امواج حاصل از یک زمین لرزه که۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ در عمق اقیانوس هند روی داد در مناطق ساحلی اطراف این اقیانوس از سومالی در غرب تا سوماترا و تایلند در شرق و هند و سریلانکا در منطقه مرکزی تلفات و زیانهای مالی سنگین وارد ساخت. تا چهارم ژانویه ۲۰۰۵ بیش از ۱۵۰هزار جسد شمارش شده بود و این، در حالی بود که هزاران تن هنوز در ردیف ناپدیدشدگان باقی مانده بودند که با کشف اجساد آنان و یا سر به نیست شدن قطعی، شمار تلفات از ۲۰۰ هزار تجاوز کرد. در آن زمان نگرانی از آنجا بود که در پی این تهاجم امواج، که «سونامیsunami » نامیده می شود، در مناطق آسیب دیده بیماری های مسری شیوع یابد.

امواج اقیانوس ناشی از این زلزله شدید تحت البحری به سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت در جهات مختلف به حرکت درآمده بودند و در سر راه خود مناطق ساحلی را ویران ساخته بودند. گزارش شده بود که چنین رویدادی که ممکن است در گردش زمین هم اندکی اثر گذاشته باشد در یک قرن گذشته سابقه نداشت.

با توجه به فاصله زمانی رسیدن امواج به ساحل، چنانچه دستگاه کشف و اخطار در منطقه وجودداشت، می شد دست کم از شماری از تلفات پیشگیری کرد. چنین دستگاهی در منطقه اقیانوس آرام وجود دارد. از تبلیغات کمک رسانی که در پی این رویداد در برخی کشورها به چشم می خورد چنین بر می آمد که برخی از قدرتها، کوشیده بودند از امر کمک رسانی، برای بسط نفوذ سیاسی استفاده کنند.

چند ماه بعد از وقوع حادثه، جمع تلفات (مقتولین) سونامی دسامبر ۲۰۰۴ بیش از دویست و بیست هزار تن اعلام و گزارش شده بود که بیشترین شمار تلفات را اندونزی (منطقه سوماترا) تحمل کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۴م:پس از انتخابات ۲۶ دسامبر که دومین رای گیری نوبت دوم بود!، از ۲۷ دسامبر ۲۰۰۴ عامل تازه ای وارد مسئله اوکراین شده است که طبق پیش بینی برخی از اصحاب نظر، باز هم ادامه خواهد داشت و کانون یک بحران جهانی خوتهد بود زیرا که این کشور صحنه درگیری مجدد غرب و روسیه شده و آبستن حوادث تازه تر خواهد بود.

مرگ «کرپا » وزیر حمل و نقل کابینه اوکراین بر اثر شلیک گلوله ادامه بحران را ثابت کرد. وی از گردانندگان حزب سوسیال دمکرات اوکراین بود. برخی که مایل به مخفی کردن بحران بودند کوشیدند که مرگ او را خودکشی وانمود سازند زیرا که در کنار جسد، یک سلاح کمری به دست آمده بود. پاره ای دیگر مرگ وزیر را «قتل» خوانده بودند. در این میان دادستان کل اوکراین گفته بود که کشف سلاح در اطاق «کرپا» لزوما دلیل خودکشی نمی تواند باشد و ممکن است قاتل و یا قاتلان پس از ارتکاب قتل، سلاح را در آنجا گذاشته باشند. رسیدگی بیشتر حقیقت را به دست خواهد داد.

واقعیت این است که روسیه نمی تواند یک اوکراین غیر دوست را تحمل کند و درنتیحه بحران ادامه خواهد داشت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۴م:۲۹ دسامبر ۲۰۰۴ اعلام شد که بزرگترین رزمایش نظامی جهان در نیمه سال ۲۰۰۵ برگزار خواهد شد. طبق اعلامیه مربوط، این مانور نظامی با شرکت انبوه نیروهای مسلح روسیه و چین صورت خواهد گرفت که در آن از انواع موشک، زیر دریایی و هواپیما و ابزار های پیشرفته الکترونیک و ماهواره استفاده خواهد شد.

این مانور عظیم که در زمان تعیین شده انجام شد نخستین رزمایش مشترک روسیه و چین در طول تاریخ بود که برنگرانی رقبای جهانی آنها افزود. چین و روسیه از سال ۲۰۰۱ بمانند دهه ۱۹۵۰ به یکدیگر نزدیک شده و به صورت متحد نظامی ـ اقتصادی درآمده اند و دیگر، مانند گذشته اختلاف مرزی هم ندارند.

روزی که در روسیه ورق برگشت خورد – اظهارات مشاور سابق «پوتین» – بازگشت به سیاست های ناسیونالیستی با نگرش تزاری

۲۰۰۵م:اواخر دسامبر ۲۰۰۵ «آندری ایلاریانوف» مشاور ویژه پوتین رئیس جمهور وقت روسیه از سمت خود در کرملین کناره گبری کرد و اعلام داشت: شش سال پیش با امید به بسط اقتصاد آزاد در روسیه و گسترش و ماندگار شدن آزادی های سیاسی، همکار کرملین شدم و همه دانش و مهارت (!) خود را در تحقق آن هدفها بکار بردم ولی از سال گذشته ورق برگشت خورد و دولت (پوتین) مدل اقتصادی دیگری را در پیش گرفته است که من موافق آن نیستم و با روش تازه پوتین که همه اختیارات در مسکو متمرکز شود موافقت ندارم و آن را نوعی محدود شدن آزادی عمل مقامات محلی می دانم. من این روش را پیدایش یک نظام حکومتی تازه در روسیه مشابه تزارها می بینم که نهایتا به درگیری با غرب خواهد انجامید. ایلاریانوف که مورد حمایت غرب بود قبلا نیز چند بار از تغییر روش پوتین و بازگشت به سیاست های ناسیونالیستی با نگرش تزاری تلویحا انتقاد کرده بود.

مفسران غرب همان وقت در تفسیر کناره گیری پرسر و صدای ایلاریانوف نوشته یودند که این کناره گیری ثابت کرد که پوتین دارد به دوران «مخلوطی از امپراتوری تزارها و شوروی سابق» باز می گردد و تسریع برنامه نوسازی تسلیحات، فعال شدن در بازار استراتژیک نفت و گاز، تجدید فعالیت های فضایی، محدود کردن فعالیت سازمانهای غیر انتفاعی بین المللی، واردآوردن فشار به صورت دیکته کردن به اعضای جامعه مشترک المنافع، نزدیک شدن به دولت هایی که دوست غرب نیستند (ازجمله ایران) و سهم خواهی در عراق و … نشانه هایی از آغاز این بازگشت و فعال شدن در امور بین المللی است. به نوشته این مفسران، پوتین قبلا و از داخل تحت فشار قرارگرفته بود که راه تزارها و یا راه شوروی ها را در پیش گیرد تا روسیه به صورت یک قدرت و یکپارچه باقی بماند، و وی مخلوطی از این دو پیشنهاد را که مدلی تازه است انتخاب کرده است. این مفسران نوشته بودند که نباید فراموش کرد که پوتین یک افسر سازمان اطلاعات و امنیت شوروی بود، آموزش دیده است که چگونه با غرب مبارزه کند. او تمامی روش ها (ترفندها) و تدابیر ما و راه خنثی کردنشان را می داند. مفسران غرب، روز کناره گیری "ایلاریانوف" را روز آغاز دوران تازه ای در روسیه نوشته بودند.

یک قدرت و یکپارچه باقی بماند، و وی مخلوطی از این دو پیشنهاد را که مدلی جدید است انتخاب کرده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۳م:در ادامه کار فسادزدایی از سازمانهای مختلف در چین که گفته شده است از سال ۲۰۰۳ با شدت بیشتری دنبال می شود و در این راستا، طبق گزارش رسانه ها تا ۲۹ دسامبر ۲۰۰۵ نزدیک به پنجاه هزار کارمند دولت و مقام اداری سابق به دادگاهها تسلیم شده بودند، در نیمه دوم دسامبر ۲۰۰۵ «تیان فنگ شان» وزیر سابق اراضی نیز به جرم گرفتن رشوه هایی جمعا معادل ۵۳۸ هزار دلار آمریکا به حبس ابد محکوم شد. در چین، مجازات گرفتن رشوه به منظور بذل و بخشش و حیف و میل و سوء استفاده از اموال عمومی و وارد ساختن زیان به خزانه ملت «اعدام» است، ولی از آنجا که «تیان» به جرم خود اعتراف و ابراز ندامت کرده بود، قضات دادگاه خلق با رعایت تخفیف، او را به حبس ابد و استرداد پول هایی که گرفته بود و پرداخت غرامت زیان های وارد آورده به جامعه محکوم کردند. وی قبلا فرماندار ایالت و مدتی نیز وزیر اراضی و بخشی از منابع طبیعی چین بود.

دادگاههای خلق ویژه فسادزدایی از چین تا کنون چند مقام سابق را به اعدام محکوم کرده اند که حکم اعدام درباره آنان اجرا شده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۲۰۰۸م:"واشنگتن پست" گزارش از کسب اطلاعات درباره مخالفان سیاست های آمریکا در افغانستان با دادن رشوه ای به نام قرص تقویت توان جنسی به کدخدایان روستاها و سران طوایف و حتی "وارلردها" داده بود که رسانه های دیگر آنرا نقل کرده و در آخرین هفته دسامبر ۲۰۰۸ از اخبار پرمخاطب در سراسر جهان شده بود، بویژه که این خبر، مورد تایید یک مامور "سیا" به نام "جیمی اسمیت" قرارگرفته بود. شاید این نخستین بار باشد که از داروی تقویت قوه باء برای کسب خبر استفاده شده است.

طبق این گزارش که شبکه تلویزیونی "ای. بی. سی" هم آن را نقل کرده بود، ماموران آمریکایی به کدخدایان روستاها و بزرگان طوایف افغانستان که عمدتا سالخورده و هرکدام دارای چند زن جوانتر هستند قرص "ویاگرا" ویژه تقویت قوه باء (افزایش زودگذر توان جنسی مردان و نیاز به مصرف مکرر آن، هربار و هنگام نیاز) می دهند تا درباره مخالفان سیاست های واشنگتن و معارضان مسلح اطلاعات به دست آورند. دریافت کنندگان این قرص آبی رنگ که در آمریکا بدون نسخه دکتر فروخته نمی شود به آن اشتیاق فراوان نشان می دهند و خواهان آن هستند. این قرص ها که کدخدایان و ریش سفیدان افغان را شاد و خرسند می کند ممکن است باعث مشکلات قلب و حتی مرگ شود و به همین سبب در آمریکا، یک دکتر تا از سلامت قلب مطمئن نشود آن را تجویز نمی کند. طبق این گزارش ها، کدخدایان و اصحاب اطلاع در دهکده ها و قبایل افغانستان به قدری شیفته این قرص شده اند که حاضر می شوند قیود قومی و تعهدات اخلاقی را کنار بگذارند و برای ادامه دریافت قرص "ویاگرا" با عوامل امریکا همکاری و مساعدت کنند.

در گزارش ها آمده بود: ماموران "سیا" نیاز این کدخدایان و ریش سفیدان طوایف افغان را که در دنیای دو قرن پیش زندگی می کنند به تقویت قوای جنسی و بهره مند شدن از لذت غریزی در سنین پیری را درک کرده بودند که مبادرت به خرید اطلاع از آنان با دادن قرص ویاگرا کرده اند. ویاگرا منحصر به فرد نیست و داروهای مشابه آن هم در بازار وجود دارد. ماموران آمریکایی قبلا با دادن پول و هدایای دیگر جلب همکاری می کردند. اوایل کار حتی برای یک "وارلرد" افغانی هزینه ساخت یک استخر سرپوشیده را تامین کرده بودند.

این گزارش ها، اظهارات اخیر حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان را که گفته بود نیروهای خارجی در افغانستان دولت در درون دولت تشکیل داده اند تایید می کند. کرزای ۲۲ دسامبر ۲۰۰۸ نگرانی خودرا از عملیات نظامیان و ماموران خارجی در افغانستان اعلام کرده و گفته بود که استراتژی آمریکا در افغانستان اورا گیج کرده است و افزوده بود که دولت آمریکا درباره تصمیمگیریهای خود قبلا با او مشورت نمی کند!. نظامیان خارجی باید به جای استقرار در روستاهای افغانستان، در مرز پاکستان مستقر شوند. بازرسی خانه های مردم در روستاها و کارهایی از این دست نتیجه ندارد و مداخله در وظایف ماموران محلی است. کرزای گفته بود که اوضاع افغانستان بهتر از هفت سال پیش (سال ۲۰۰۱ و پس از رویدادهای ۱۱ سپتامبر آمریکا و مداخله نظامی این کشور در افغانستان) نیست و او از ناهماهنگی واشنگتن و کابل ناخرسند است.

به گزارش ۲۹ دسامبر ۲۰۰۸ رسانه ها، افزایش تلفات نظامیان "ناتو" در افغانستان که رو به گسترش گذارده است، همچنین بر خشم مردم کشورهای عضو این اتحادیه نظامی غرب می افزاید که نتیجه اش تظاهرات، عصیان و دست کم تغییر دولتها از طریق "صندوق آراء" است زیرا که بازگردانیدن اجساد نظامیان با تشریفات و انتشار اخبار آن صورت می گیرد.

در همین روز گزارش رسید که طالبان نه تنها در ایالت های جنوبی و شرقی بلکه در ایالت های مرکزی و نزدیک به کابل از جمله "وردک" و "لوگر" هم تقویت شده اند و امر و نهی می کنند و ….حال آنکه مردم این دو ایالت عمدتا تاجیک و هزاره (مخالف طالبان) هستند.

برخی از مفسران آسیایی این گزارش رسمی را که ۳۰ هزار نظامی آمریکایی دیگر به افغانستان منتقل خواهند شد تحلیل کرده و گفته اند: اینک آن زمان فرارسیده است که آمریکا و کشورهای عضو "ناتو" هدف و نیت واقعی خودرا از استقرار در افغانستان روشن سازند زیرا که اگر این استقرار ادامه یابد باعث برهم خوردن نظم منطقه و مقاومت دولتهای دیگر می شود که از این رهگذر منافع و امنیت خودرا در خطر می بینند. غرب باید توجه کند که افغانستان به دریا راه ندارد و در نتیجه آن بلوک نمی تواند برتری نظامی داشته باشد. غرب باید راهی را درپیش گیرد که افغانستان برایش یک "دام" نشود. قدرت های مجاور افغانستان نسبت به عملیات غرب حساس هستند. غرب در افغانستان پیرزوی نظامی نخواهد داشت و استقرار آن به سود افغانها و یکپارچکی این کشور نخواهد بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۸ دی

۱۱۵۵: به دستور پاپ یک روحانی مسیحی به نام «آرنولد برسچیا» را که گفته بود یک روحانی از کشیش تا پاپ حق ندارد صاحب مال و منال باشد آتش زدند و باقیمانده جسدش را به رودخانه تیبر که در حاشیه شهر رم جریان دارد افکندند.

۱۱۷۰: هنری دوم پادشاه وقت انگلستان پس از این که شنید توماس بکر اسقف اعظم آن کشور ( اسقف کانتربوری ) گفته است که پادشاه حق مداخله در کار او و قضاوت در باره کارهای وی را ندارد چهار تن از افسران گارد خود را مامور قتل اسقف اعظم کرد و آنان وارد کلیسای کانتر بری شدند و بکر را گردن زدند.

۱۹۱۱: «سون یات سن» به عنوان نخستین رئیس جمهوری چین اعلام شد که از دو روز بعد پس از رسمیت یافتن، کار خود را در این سمت آغاز کرد.

۱۸۱۳: نیروهای انگلیسی در جریان جنگ خود با ایالات متحده شهر« بافالو» در ایالت نیویورک را آتش زدند.

۱۹۲۰: دولت یوگوسلاوی فعالیت حزب کمونیست را در آن کشور غیرقانونی کرد . این حزب بعدا از سال ۱۹۴۵ تا سال ۲۰۰۰ بر یوگوسلاوی حکومت کرد.

۱۹۳۳: ( ۱۳۱۲ خورشیدی ) ایران دارای کارخانه سیمان شد ( سیمان شهرری).

۱۹۴۰: در یک حمله لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) به لندن، در این شهر بیش از سه هزار تن کشته و هزاران تن دیگر مجروح شدند.

۱۹۴۹: دولت مجارستان که به دست حزب کمونیست افتاده بود صنایع و کارخانه های این کشور را ملی کرد . در سال ۱۹۸۹ که ورق بر گشت بازماندگان صاحبان این کارخانه ها مدعی استرداد انها شدند.

۱۹۵۵: (۱۳۳۴ خورشیدی ) دستگاه قضایی ارتش برای نواب صفوی و هفت تن از اعضای جمعیت فدائیان اسلام کیفرخواست اعدام صادر کرد.

۲۰۰۴: ۲۸ دسامبر ۲۰۰۴ دلار بازهم در برابر « یورو » تنزل کرد و تا هر «یورو» یک دلار و ۳۶۴ هزارم دلار پایین آمد و در زوریخ گفته شد که دلار باز هم تنزل خواهد کرد.

۱۹۸۷: «یوری روماننکوYuri Romanenko» فضانورد شوروی پس از ۳۲۶ روز اقامت در فضا به زمین بازگشت ولی همزمان، گورباچف با شروع کارهایی که به فروپاشی شوروی منجر شد، این افتخار او را کمرنگ کرد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید