۵۲۶م:ارتش ایران در سر راه خود به مصر برای تصرف این کشور و تکمیل جامعه مشترک المنافع جهانی که از برنامه های کوروش بزرگ بود اواخر دسامبر سال ۵۲۶ پیش از میلاد شهر استراتژیک غزّه واقع در ساحل مدیترانه را تصرف کرد و در اینجا منتظر رسیدن کشتی هایی شد که حکمران قبرس و نیز "پولیکراتس" حکمران جزیره یونانی ساموس وعده فرستادن آنها را داده بودند. قرار بود که این کشتی ها و کشتی های فنیقی ها پیاده نظام ایران را به دلتای رود نیل منتقل کنند و سوارنظام پارسی هم از طریق حاشیه ساحلی صحرای سینا خودرا به آنجا برساند. در آن زمان غزّه از بنادر مهم مدیترانه شرقی بود. به علاوه، به همانگونه که از نام آن استنباط می شود به داشتن استحکامات نظامی معروفیت داشت. غزّه که تاریخی چهارهزار ساله دارد همچنین از مراکز تجارت و تبادل کالا میان شرق و غرب بود و به شهر خوشبخت هم شهرت داشت. غزّه اواخر هزاره دوم پیش از میلاد توسط یونانیان و عمدتا یونانیان جزیره «کرت Crete» تصرف شده بود و این یونانیان (Mycenaean Greece)که در اینجا ساکن شده بودند فیلیستین Philistin (مردم دریانورد) خوانده می شدند. مورخین یونان باستان این واژه را فیلیستینوی Philitinoi و مصریان باستان فالوستاPhalusta نوشته اند. ایران هخامنشی پس از تصرف غزّه، تا سال ۳۳۲ پیش از میلاد به مدت ۱۹۳ آن را در اختیار داشت و در این سال پادگان ایرانی غزّه در برابر اسکندر مقدونی مقاومت شدید کرد و چون نیروی کمکی نرسید شکست خورد.

کمبوجیه پس از تصرف ممفیس (پایتخت شمالی مصر) و سپس دیدار از مصر جنوبی، تصمیم به تصرف لیبی و سودان (نوبی) گرفت که سپاه اعزامی او به سوی لیبی در ۵۰ کیلومتری مرز لیبی امروز (واحه سیوه) دچار یک توفان صحرایی شد و بسیاری از افراد آن در زیر شن مدفون شدند که اخیرا ضمن اکتشافات نفتی استخوانها، لباسها و جنگ افزارهایشان به دست آمده است. سپاه اعزامی کمبوجیه به نوبی (سودان) نیز از منطقه کوش و شهر نپاتا پیشتر نرفت. در یک سند که از "ناسته سنگ" پادشاه وقت نوبی برجای مانده و در یک موزه انگلستان است کمبوجیه را "کمباسودن" نوشته و تصرف منطقه شمالی سودان توسط ایرانیان را تایید کرده است.

پس از کمبوجیه، داریوش بزرگ – خود به مصر رفت و به هزینه ایران دستور جمع آوری و تنظیم تاریخ مصر و ساختن آبراهی میان دریای سرخ و رود نیل را داد تا کشتی های ایران از خلیج فارس به مدیترانه بروند و نیاز به استفاده از کشتی های یونانیان نباشد که مورد اعتماد پارسیان نبودند.

۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ و دو هزار و پانصد و ۳۵ سال پس از افتادن بندر غزه (امروزه شهری ۴۲۰ هزار نفری) به دست ارتش ایران، این شهر و سراسر نوار ۳۶۱ کیلومتر مربعی غزه (با جمعیت کل نزدیک به یک میلیون و پانصد هزار نفر) مورد حملات هوایی اسرائیل قرارگرفت، آسیب فراوان دید و بیش از ۲۵۰ کشته و صدها مجروح داد. نواز غزه به طول ۴۱ کیلومتر و عرض از ۶ تا ۱۲ کیلومتر که از ژوئن ۲۰۰۷ توسط حماس اداره می شود در طول تاریخ خود همواره در معرض تهاجم قرارداشته است. غزه پیش از افتادن به دست ایران در دسامبر ۵۲۶ پیش از میلاد، در سال ۷۳۲ پیش از میلاد به تصرف آشور درآمده و در سال ۵۸۶ پیش از میلاد به دست امپراتوری بابل افتاده بود. غزه درجریان جنگهای سه گانه اسکندر مقدونی از دست ایران خارج و به تصرف او درآمد که دو قرن بعد رومی ها آن را از دست جانشینان اسکندر خارج کردند. این منطقه در سال ۶۳۷ میلادی به تصرف سپاه اسلام به فرماندهی عمرو عاص درآمد. در طول جنگهای صلیبی چند بار از کنترل حکومت "مصر – سوریه" خارج و به دست مسیحیان اروپایی افتاد و سپس عثمانی آن را بسال ۱۵۱۱۷متصرف شد. ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۹۹ و درجریان لشکرکشی به شرق، غزه را متصرف شد که باردیگر به دست عثمانی افتاد. گاهی حکمران مصر به نام عثمانی بر آنجا حکومت می کرد. در سال ۱۸۳۲ محمدعلی پاشا حکمران مصر که اسما وابسته به عثمانی بود غزه را بخشی از خاک مصر اعلام کرد و …. انگلیسی ها در هفتم نوامبر ۱۹۱۷ پس از یک نبرد پرتلفات آن را از دست عثمانی خارج و تا سال ۱۹۴۸ اداره کردند. اداره امور غزه که در سال ۱۹۲۹ علیه یهودیان شورش دامنه دار کرده و دولت لندن را مجبور به تخلیه آن منطقه از یهودیان ساخته بود از زمان نخستین جنگ اعراب و اسرائیلی ها تا سال ۱۹۶۷ در دست مصر بود که در این سال در جنگ از اسرائیل شکست یافت. غزه سپس تا سال ۱۹۹۴ و انعقاد قرارداد اسلو در اشغال اسرائیل بود و … و هنوز هم وضعیت آن روشن نیست و بنابراین ناآرامی و جنگ و خونریزی ادامه خواهد داشت. این وضعیت درعین حال ضعف سازمان ملل و بی حالی اتحادیه عرب را منعکس می کند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۸۶۸م:مورخان زبانشناسی به این نتیجه رسیده اند که منظور یعقوب لیث صفاری قهرمان ملی همه ایرانیان و ایرانی تبارها از رسمی ساختن دوباره زبان فارسی که در سال ۸۶۸ آن را در کرمان اعلام داشت و در سال ۸۷۵ میلادی با جزئیات بیشتر آن را باردیگر مورد تاکید قرارداد، بکارگیری همان لهجه ای بوده است که در دربار ساسانیان به آن تکلم می شد و مکاتبات رسمی به آن صورت می گرفت. از همان زمان این پارسی را "پارسی دری (پارسی دربار)" خوانده اند. مورخان تحولات زبان، این نتیجه گیری خودرا در نشست دسامبر ۱۹۶۸ (و در جلسه بیست و هشتم این ماه) اعلام داشتند.

یعقوب لیث در سال ۸۶۸ میلادی پس از آزاد کردن کرمان، پارسی را زبان رسمی همه ایرانیان اعلام کرده بود و گفته بود که از آن پس به زبانی که او نمی فهمد مکالمه و مکاتبه نکنند. زبان مکاتبات و مذاکرات رسمی از سال ۶۵۲ میلادی عربی بود، زیرا اعراب حاکمان شهرها بودند و زبان دیگری نمی دانستند و به ایرانیانی که عربی نمی دانستند و سعی در یادگرفتن آن نمی کردند «عجم به معنای گنگ» خطاب می کردند که هنوز هم این اصطلاح از میان نرفته است. یعقوب لیث اخطار کرده بود که از آن پس اگرکسی در قلمرو او جز به فارسی سخن بگوید و بنویسد شدیدا مجازات خواهد شد.

یعقوب که رهبری بزرگ و در تاریخ ایرانیان منحصر به فرد است ظرف دو سال هرات، بلخ، کابل و قندهار یعنی همه افغانستان امروز را که در آن زمان ایران خاوری (آریانا ـ ملک کیان) خوانده می شد از دست اعراب خارج ساخت و سا ل ۸۶۸ میلادی نیز کرمان و همه پارس را گرفت و به فتوحات خود ادامه داد. «محمد وصیف» پس از بازستانی هرات توسط یعقوب از اعراب، در ستایش از او اشعاری سروده که باقی مانده اند. فرق یعقوب با سایر ایرانیان استقلال طلب این بوده است که مطلقا حاضر به سازش و تماس با خلیفه بغداد نبود و اورا بیگانه می خواند، اما سایرین ــ جز مرداویز ــ اسما و ظاهرا خلیفه بغداد را رد نمی کردند.

پارسی دری که زبان اشعار فردوسی، رودکی، حافظ، سعدی، خیام، جامی، مولوی، نظامی و … است به تدریج تکامل یافته است. این زبان فرزند پارسی میانه و نوه پارسی باستان است. زبانهای پشتو، بلوچی، کردی و اوستیایی (منطقه ای در قفقاز شمالی برادران پارسی دری و نوه های پارسی باستان هستند. پارسی دری را پارسی تاجیکی هم می گویند. زبانشناسان روس نوشته اند که پسوند «دری» به این سبب بکار برده می شود که نشان دهد که مردمان دره جیحون (آمو دریا) که فاصله ای زیاد از سرزمین های عربی داشتند این زبان را ازدست ندادند و به صورت امانت به سایر ایرانیان باز گردانیدند و واژه دری منسوب به این دره است.

پارسی تا دهها سال پس از یعقوب لیث عاری از واژه های عربی بود که بعدا به تدریج، نویسندگان و شاعران برای غنای کلام از زبان عربی واژه عاریه کردند. فردوسی تلاش بسیار کرد که این واژه های خارجی را از پارسی بزداید و تاحدی هم موفق شد. در میان کشورهای اسلامی اولیه، ایرانیان تنها ملتی هستند که زبان خود را حفظ کرده اند.

ایرانیان تاکنون چندبار تلاش کردند تا خط کتابت را هم تغییر دهند که به علت پیدایش خطاطان بزرگ و زیبا نویسی، ایجاد تغییراتی در شکل حروف عربی در فارسی نویسی (پیدایش رسم الخط فارسی)، همین خط را حفظ کردند و حرفه مّشاقی به معنای آموزگار خوشنویسی به وجود آمد. طبق بعضی روایات، رضاشاه (پهلوی اول) به اقتباس از اتاترک در صدد تغییر خط کتابت ایران بود ولی از مخالفت روحانیون شیعه بیم داشت و اگر وقایع شهریور ۱۳۲۰ پیش آمد نکرده بود شاید به تدریج دست به این کار هم می زد.

۱۹۲۸م:۲۸ دسامبر ۱۹۲۸ (هفتم دی ۱۳۰۷ خورشیدی) دولت وقت اعلام کرد که از آغاز سال نو (سه ماه بعد) پوشیدن لباس متحد الشکل از سوی مقامات و کارمندان دولت ایران اجباری است و این تصمیم که به اجرا درآمد مشابه اقدام پتر اول تزار روسیه دو قرن پیش از این به منظور مدرنیزه کردن روسها بود . هدف از پوشیدن لباس یورنیفورم این بود که لباسهای ایرانیان مشابه لباسهای عادی اروپائیان باشد که بعدا تعمیم داده شد و حتی با پیژاما بیرون رفتن از خانه و قدم زدن در کوچه و خیابان خلاف شناخته شد و برایش جریمه نقدی تعیین گردید.

۱۹۴۶م:تئودور دریزر Theodore Dreiserداستان نویس آمریکایی که فقر را با تمامی وجود خود لمس کرده بود و حقایق زندگی در جامعه این کشور را در داستانهایش منعکس می کرد ۲۸ دسامبر سال ۱۹۴۵ درگذشت. وی داستانهای متعدد نوشت که معروفترین آنها «خواهر کری»، جینی گرهارت، تراژدی آمریکایی، روسیه از نگاه دریزر، درباره خودم و … هستند.

داستان «خواهر کری» شرح زندگی دختر فقیری است که فقط به خاطر پول با یک ثروتمند سالخورده ازدواج می کند و …. «تراژدی آمریکایی» شرح زندگی مردی است که تلاش کرد از طبقه فقیر خود را بالا بکشد که به اتهام قتل اعدام شد. ضمن این داستان، نویسنده ثابت کرده است که جامعه امریکا به ارتکاب جنایت معتاد شده است .

دریزر که تمایل سوسیالیستی داشت به دعوت دولت مسکو از شوروی دیدن کرد و کتاب «روسیه از نگاه درزیر» را نوشت. «دریزر» در یک خانواده تنگدست در ایالت ایندیانا که دارای ده فرزند بود به دنیا آمده بود و او فرزند نهم این خانواده بود. با وجود این موفق شد در دانشگاه تحصیل کند و روزنامه نگار شود . وی در روزنامه ها حوادث شهری را پوشش می داد که این کار، او را به داستان نویسی کشاند . برای نوشتن کتابهایش به نیویورک رفت و ویراستار یک موسسه نشر کتاب شد تا در آمدی هم برای امرار معاش داشته باشد.

نخستین کتاب او که به دلیل انعکاس فقر، باب ذائقه آمریکاییان نبود در شهر بوستون ممنوع الفروش شده بود.

وی عقیده داشت از آنجا که «داستان» خواننده فراوان دارد و در خاطر می ماند و اندیشه و رفتار را تغییر می دهد بهترین وسیله برای انعکاس واقعیات مخصوصا واقعیات تلخ است تا جامعه، خود را اصلاح کند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۱۳۱۴ش:علی مسعودی هفتم دی ماه ۱۳۱۴ خورشیدی (۲۸ دسامبر ۱۹۳۵) در تهران، محله دروازه شمیران در یک خانواده سیاسی ـ فرهنگی چشم به جهان گشود. پدرش که یک استاد ادبیات و از مجاهدان دمکراسی در دوران انقلاب مشروطیت بود بعدا (در دوران قاجاریه) به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و چهار دوره نماینده پارلمان بود. وی ازجمله رهبران انقلاب مشروطیت بود که در اعتراض به ادامه استبداد دست به مهاجرت زده بود. پدر علی مسعودی در دوران پادشاهی رضا شاه به ترکیه تبعید شده بود که در جریان دیدار رضا شاه از ترکیه، شخص آتاتورک از وی خواست که اجازه بازگشت مسعودی را به وطن بدهد که موافقت شد و مسعودی در سال ۱۳۲۵ در وطن درگذشت. تدریس و تالیف حرفه نیاکان علی مسعودی از قرن پنجم هجری به این سوی بوده است. این خانواده برای میهن، تاریخنگاران و ادیبان متعدد پرورش داده است.

علی مسعودی که از نوجوانی شور میهندوستی و رهایی وطن از بقایای استعمار در سر داشت، در دوران تحصیلات متوسطه در تهران به جنبش های ناسیونالیستی پیوست و در همان سن کم در شمار فعالان نهضت ملی ایران قرار گرفت و چون از ۱۵ سالگی با داریوش فروهر آشنایی نزدیک داشت، فعالیت های سیاسی خود را در چارچوب حزب ملت ایران متمرکز ساخت.

در پی رویداد ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و بازداشت دکتر مصدق رهبر ملیون ایران و در جریان سرکوبی نهضت ملی ایران، علی مسعودی به فروهر و چند ناسیونالیست ایرانی دیگر در انتشار نشریات زیرزمینی «راه مصدق» و «آرمان ملت» پیوست و نه تنها برخی مقالات، بلکه همه کاریکاتورها و نقاشی های نشریات زیرزمینی ملی گرا را ترسیم می کرد و تیتر نویسی و طرح و آرایش صفحات آنها از او بود. گاهی هم بمانند سایر ملیون به کار توزیع شبانه این نشریات کمک می کرد. در آن زمان، فعالیتی دشوار تر از انداختن نشریه مخالفان دولت در منازل در ساعات شب، درحالی که در تهران و حومه حکومت نظامی و منع رفت و آمد شبانه برقرار بود وجود نداشت و این نوع فعالیت، بازی با جان بود. علی مسعودی در جریان همین توزیع شبانه، در سال ۱۳۳۳ دستگیر و دو سال و هفت ماه از عمر خود را در زندان سپری کرد ـ زندانی که خالی از شکنجه نبود. علی در طول زندان وضعیت مبارزان همبند را مشاهده کرد و از احساس و آرزوهای آنان آگاه شد و پس از خروج از زندان، منبع این اطلاعات برای مولفان و روزنامه نگاران دیگر قرار گرفت.

علی مسعودی پس از رهایی از زندان سیاسی، ژورنالیسم را که در طول فعالیت آشگار و پنهان دوران مبارزات ملی تجربه کرده بود پیشه خود ساخت و چون نشریات وقت جرات استفاده از نوشته های او را نداشتند به کار تصویرکشی برای اخبار فاقد عکس و پاورقی رسانه ها و کاریکاتورهای غیر سیاسی پرداخت و در اندک مدتی کاریکاتورها و تصویرهای او مورد استفاده بیش از هفتاد درصد مطبوعات تهران قرار گرفت و از این بابت، شهرت فراوان به دست آورد. این شهرت سبب شد که او را به سمت دبیر نقاشی دبیرستانهای پایتخت هم بکار گیرند. مسعودی قبلا پروانه لازم را از هنرستان کمال الملک به دست آورده بود.

شهرت علی مسعودی در کار تصویرگری خبری سبب شد که در اوایل دهه ۱۳۴۰ سناتور عباس مسعودی موسس و مدیر نشریات اطلاعات وی را دعوت به همکاری کند و به سمت مهم سردبیری امور هنر نشریات موسسه بگمارد. وی در این سمت در طول دو دهه به زیبا سازی شکل نشریات موسسه اطلاعات کمک بسیار کرد به گونه ای که کارهای او در تاریخ مطبوعات ایران، یک انقلاب خوانده شده و پایه هایی را که او گذارده همچنان دنبال می شود.

علی مسعودی که عاشق ژورنالیسم است، هرگاه که خواست در کنار طرح و تصویر و کار راهنمایی کاریکاتوریست ها و عکاسان خبری، بار دیگر دست به قلم ببرد به ساواک احضار شد. چون بدون سپردن تعهد، رهایی از چنگ ساواک امکان نداشت، مقاله های مسعودی به نام دیگران (نه اسم مستعار که آن هم در آن زمان ممنوع بود) به چاپ می رسید. با وجود این، علی مسعودی در نشریات فصلی حزب ملت ایران مستقیما فعالیت داشت و این فعالیت، به کار او در موسسه اطلاعات که در این موسسه هم پی در پی ارتقاء مقام می یافت صدمه نمی زد زیرا همه می دانستند که علی مسعودی عاشق بی قرار وطن است و میهندوستی محض، جرم و گناه بشمار نمی آید. علی به خاطر شهرت میهندوستی دوآتشه اش، مورد احترام عموم ایرانیان بوده است. وی ثابت کرده است که تنها خواهان سربلندی وطن و سعادت هموطنان است و مال و مقام نمی خواهد.

علی مسعودی، به گفته خودش، یک سال پس از انقلاب چون از روند کارها راضی نبود و جریان امور او را افسرده ساخته بود جلای وطن کرد و مقیم آمریکا شد. علی در آمریکا به کار نوشتار، گفتار و کشیدن تصویر که حرفه مادام العمر او هستند ادامه داده تا نه تنها امرار معاش کند بلکه دمی از خدمت به ایران و هنر غافل نماند.

علی مسعودی در طول اقامت خود در آمریکا که افزون بر ربع قرن است، تابلوهای جالب متعدد ترسیم کرده است که اصالت خاص خود را دارند و ارباب هنر آنها را بی نظیر توصیف کرده اند.

علی مسعودی در اظهاراتی در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴ خورشیدی) تاکید کرده است: در هرجا که باشم برای تامین دمکراسی و حفظ تمامیت وطن و رعایت همه حقوق، سعادت و رفاه هموطنان تلاش می کنم و آرزویی جز تحقق آن ندارم.

وی ضمن آوردن شواهدی از تاریخ طولانی و پرافتخار ایرانیان همچنین گفته است که ناسیونالیسم تنها داروی درمان بیماری ایران است که حدود دو قرن به آن مبتلا شده است. وی هر سخنرانی عمومی اش را با بیان «زنده و سرفراز باد ایران و پیروز و شاد باد ایرانیان» پایان می دهد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۱۳۸۴ش:طبق یک اعلامیه رسمی که ششم دی ماه ۱۳۸۴ (۲۷ دسامبر ۲۰۰۵) در تهران انتشار یافت، علیرضا ملکیان روزنامه نگار بنام به سمت معاونت وزارت ارشاد در امور پارلمانی منصوب شده بود. وی بعدا معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شد و این سمت را تا پاییز ۱۳۸۸ برعهده داشت. ملکیان بیش از ربع قرن حرفه روزنامه نگاری را تجربه کرده و چند سال پیش از سوی یک سازمان جهانی فعال در این حرفه، در ردیف روزنامه نگاران بزرگ ایران که شمار آنان از انگشتان دست تجاوز نمی کند قرار گرفته بود. این بنیاد، شیوه مقاله نویسی ملکیان را جالب، مطابق قاعده و حرفه ای توصیف کرده بود. ملکیان در مقاله نویسی، عموما از تاریخ مثال می آورد تا نظر خود را درباره موضوعی که می نویسد توجیه کند. روشن و روان می نویسد و لحنی ملایم بکار می برد. وی شاید تنها روزنامه نگار فعال ایران باشد که مقاله را طبق اصول و قواعد روزنامه نگاری جدید می نویسد و به همین لحاظ، خواندن مقالات او هرقدر هم که طولانی باشند خسته کننده نیستند.

ملکیان مراحل روزنامه نگاری را طی کرده و چند سال سابقه سردبیری و عضویت در شورای سردبیری روزنامه های بزرگ کشور را داشته است. وی سالها این سمت را در کیهان و جام جم داشت. خبرنگاران و دبیرانی که با او کار کرده اند متفق القول گفته اند که مدیریت وی بر تحریریه و راهنمایی اعضای آن حرف ندارد. ملکیان سالها از همکاران صفار هرندی (وزیر وقت ارشاد) در کار روزنامه نگاری بود. وزارتخانه مورد بحث در طول عمرخود تنها سه بار وزیر روزنامه نگار داشته که یکی از آنان صفار هرندی بود. ژورنالیسم ایران ضعف و مشکلات بسیار دارد و بیشتر این ضعف ها و عقب ماندگی نتیجه ورود غیر روزنامه نگار به درون این حرفه است. ضعف ژورنالیسم ما عمدتا به دلیل فقد و یا قلت تجربه روزنامه نگاری وزیران پیشین ارشاد (قبلا به نام وزارت اطلاعات و جهانگردی و پیش از آن سازمان انتشارات و تبلیغات) بوده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۲۰۰۸م:۲۸ دسامبر ۲۰۰۸ (بمناسبت پایان سال میلادی) ناشران روزنامه های آمریکا اعلام کردند که افت تیراژ، کاهش اعلان و در نتیجه زیاندهی آنها در طول سال (۲۰۰۸) همانند سالهای بعد از ۲۰۰۳ ادامه داشته است. در همین اعلامیه به کمپانی رسانه ای "گانت" اشاره شده بود که تصمیم گرفته بود روزنامه های این کمپانی در منطقه دیترویت از جمله دیترویت فری پرس، تنها دو روز در هفته "هوم دلیوری" داشته باشند. بیش از ۲۰ ناشر دیگر گفته بودند که صفحات نشریات خودرا کاهش خواهند داد و از عرض صفحات ۵ر۲ تا ۵ سانتیمتر خواهند کاست و …. این ناشران اذعان کرده بودند برغم تطبیق محتوای خود با عصر اینترنت، کاهش مخاطب و زیاندهی ادامه داشته و از رقابت با وبسایت ها و آنلاین ها (نشریات اینترنتی کم هزینه و احیانا بدور از رعایت برخی ملاحظات) تلویحا ابراز عجز کرده بودند.

در سال ۲۰۰۴ به سردبیران روزنامه ها توصیه شده بود که چون اخبار به صورت مطلق در اینترنت قرارمی گیرد و در دسترس مخاطبان است برای جلب مخاطب، به مقاله نگاری (نظر) و فیچر نویسی و چاپ کاریکاتور و تصویر روی آورند و اخبار را به صورت توصیفی – مشاهده ای و گام به گام (ناراتیو) ارائه کنند نه بشکل مثلث معکوس و رعایت شش عنصر خبر و ترتیب دادن آنها بر حسب اهمیت این عناصر که از آغاز قرن بیستم از قواعد خبرنویسی بوده اند. سردبیرانی که این روش را دنبال کرده بودند در دسامبر ۲۰۰۸ اعلام کردند که نتیجه برعکس بوده است و نه تنها مخاطبان بیشتری را ازدست داده بودند بلکه با اعتراض استادان روزنامه نگاری رو به رو شده بودند که گفته بودند ژورنالیسم خوب یعنی خبر مطلق و رعایت قواعد خبرنویسی و اگر قواعد رعایت نشود که مفهوم روزنامه نگاری از دست می رود و بازگشتی خواهد بود به نشریه داری قرن هجده تا نیمه قرن نوزدهم. بعلاوه، توصیف نویسی باعث طولانی شدن مطلب و گرفتن جای روزنامه و وقت مخاطب می شود و قید خواندن روزنامه را می زند. مردم به جای خبر "نظر" و شرح صحنه و داستان نمی خواهند و کار آنان ضربه سختی به ژورنالیسم بوده است. این سردبیران گفته بودند که گرفتن نتیجه معکوس و دریافت این اعتراضها باعث شد که به روش سابق بازگردند.

ادامه کاهش تیراژها در سال ۲۰۰۹ سبب شد که کارخانه بزرگ کاغذسازی مستقر در شهر فرانکلین آمریکا تعطیل شود و هزاران تن کارکنان آن بیکار شوند. ۲۷ دسامبر ۲۰۰۹ (بمناسبت پایان سال) گزارش هایی انتشار یافت که مفاد آنها مشابه اعلامیه ۲۸ دسامبر سال ۲۰۰۸ بود و حکایت از ادامه افت تیراژها نه تنها در آمریکا بلکه در سطح جهان می کرد. طبق این گزارشها، بسیاری از روزنامه های آمریکا اعلام کرده اند که تصمیم گرفته اند از کارکنان خود بخواهند که داوطلبانه چند هفته در سال را سرکار نیایند (دستمزد نگیرند) تا موسسه بدون تعدیل نیروی انسانی بتواند به حیات خود ادامه دهد. وضعیت شبکه های تلویزیونی بهتر از روزنامه ها نیست و اعلان های لابلای بخش اخبار آنها مدتی است منحصر به آگهی های موسسات ساخت دارو شده است.

کارشناسان امور رسانه ها و موسسات سنجش عقاید براین باور خود تاکید می کنند که بازگشت رسانه های چاپی به دوران پیش از عصر وبسایت ها و آنلاین ها محال است و برای رسانه های چاپی راهی نیست جز ورود به کسب و کار و نیازمندی مردم هر شهر یعنی توجه کردن به آگهی های مردم به مردم (نیازمندی ها ـ وسیله رفع نیاز روزمره فرد و افراد جامعه شدن) و یا کاهش صفحات برحسب میزان آگهی و در صورت نبودن اعلان، انتشار در حد ۴ و یا ۸ صفحه در روز و یا دو ـ سه شماره در هفته یعنی بازگشت به وضعیت قرن ۱۹٫ این قانون تحول است. به عبارت دیگر؛ اینترنت اطلاع رسانی را که قبلا کار رسانه های چاپی بود و بعدا رسانه های صوت و تصویری شریک آنها شدند متحول ساخته و تکامل داده و باید واقعیت را پذیرفت به همانگونه که پرورش و استفاده از اسب با عمومیت یافتن اتومبیل به حد اقل رسیده است.

۱۹۴۹م۲۸: دسامبر سال ۱۹۴۹ ژولیانا ملکه هلند بر استقلال اندونزی که دکتر احمد سوکارنو آن را چهار سال پیش از این اعلام کرده بود صحه گذارد و سوکارنو هم به ملاحظات بین المللی از نمایندگان مردم اندونزی خواست که رئیس جمهوری انتخاب کنند و آنان هم وی را در این سمت تایید کردند ومجمع عمومی سازمان ملل رای به عضویت اندونزی دراین سازمان داد.

اندونزی که قرنها مستعمره هلند بود و « هند هلند » خوانده می شد در آغاز جنگ جهانی دوم به تصرف ژاپنی ها در آمد ه بود .

دکتر سوکارنو از ۱۹۲۹ با ایجاد وحدت میان گروه های ناسیونالیست و رادیکال یک جبهه واحد برای کسب استقلال اندونزی به وجود آورده بود و مبارزه می کرد. مشکل کار او این بود که پیش از استعمار هلند ، اندونزی یک کشور واحد نبود . این مشکل در پایان جنگ جهانی دوم با کمک ژاپنی ها حل شد. نیروهای ژاپنی اشغال کننده اندونزی پس از تسلیم شدن آن دولت ، به جای تحویل اسلحه خود به متفقین این سلاحها را در اختیار سوکارنو گذاشتند و سوکارنو سه ماه بعد ، در ۱۳ نوامبر سال ۱۹۴۵ با تکیه بر این سلاحها استقلال اندونزی را به عنوان یک جمهوری اعلام کرد و ۲۹ ژوئن سال بعد ( ۱۹۴۶ ) رئیس این کشور شد.

از این زمان میان نیروهای اعزامی هلند و افراد سوکارنو جنگ آغاز شد و ادامه یافت زیرا که هلند نمی خواست مستعمره قدیمی خود را از دست بدهد.

جنگ تا سال ۱۹۴۹ ادامه یافت که هلندی ها با اعزام چترباز ، شبانه پایتخت اندونزی را تصرف و دکتر سوکارنو را به اسارت گرفتند که در پی اخطار هند که نیرو خواهد فرستاد و فشار شوروی ، سازمان ملل مداخله کرد و سوکارنو آزاد گردید و هلند دوم نوامبرهمین سال با دادن استقلال به اندونزی موافقت کرد و ۵۶ روز بعد ملکه ژولیانا بر این تصمیم شورای وزیران هلند صحه گذارد. ظاهرا موافقت شده بود که این روز را « روز استقلال » اندونزی به شمار آورند.

سوکارنو که مردی ضد استعمار و ضد استثمار بود با تجربه فراوان از مبارزه خود و زجرهایی که در این راه متحمل شده بود بعدا با همفکری چوئن لای ، نهرو ، تیتو و عبدالناصر جنبش « عدم تعهد » را تاسیس کردند که نشست موسسان آن در اندونزی تشکیل شد.هدف این بود کشورهایی که عضو دوبلوک آن زمان نبودند بتوانند یکپارچه از خود در قبال زورگویی یکی از این دو بلوک دفاع کنند که به جهان سوم معروف شدند.

از کارهای مهم دیگر سوکارنو اعلام سازما ن ملل به عنوان ابزاری در دست پنج کشور فاتح جنگ جهانی دوم بود و در یک زمان عضویت اندونزی در سازمان ملل را تا زمانی که این پنج دولت حق رد ( وتو Veto

) داشته باشند به حالت تعلیق در آورده بود.

اقدام دیگر او ادعای ارضی نسبت به بخشی از مالزی مستعمره آن زمان انگلستان و جنگ با این کشور بود.

سوکارنو از اوایل دهه ۱۹۶۰ با تجربیاتی که به دست آورده بود در باره دمکراسی تغییر عقیده داده بود و می گفت که رسیدن به دمکراسی واقعی با هر مردمی امکان پذیر نیست ، انتخاب شدگان پس از رسیدن به قدرت به جای خدمت، می خواهند قدرت خود را که برایشان منشاء همه چیز است حفظ کنند و در این راه از ارتکاب به هر عملی خود داری نمی کنند و به تدریج از ستونهای همیشگی قدرت می شوند که با حکومت موروثی تفاوت چندان نخواهد داشت. بنابراین ، دمکراسی هنوز یک فرضیه زیبا است که از آن سوء استفاده می شود و شرایط محیطی فراوان می خواهد تا تحقق یابد. وی با این فکر که اینک هوادارانی پیداکرده است مدتی هم پارلمان اندونزی که آن را « تئاتر » می خواند به حالت نیمه تعطیل در آورده بود.

در دوران حکومت دکتر سوکارنو که پدر جمهوری اندونزی خطاب می شود ، حزب کمونیست این کشور پس از شوروی و چین بزرگترین حزب کمونیست جهان به شمار می آمد و همین امر باعث سازش پنهانی غرب با پاره ای از ژنرالهای اندونزی شده بود و میان ارتش و حزب کمونیست دشمنی به وجود آمده بود که این حزب در یک زمان پیروز شد و بسیاری از ژنرالها را از میان برد و در زمان دیگر (سال ۱۹۶۶ ) ژنرالها پیروز شدند و نه تنها حزب کمونیست را مضمحل ساختند بلکه اختیارات سوکارنو راهم محدود به ریاست تشریفاتی کشور و حفظ عنوان پدر ملت کردند.

طولی نکشد که سوکارنو در گذشت و این ژنرالها و در صدر آنان سوهارتو تا همین چندی پیش به صورت دیکتاتور حکومت می کردند . در سال ۱۹۹۹ گسترش فساد مالی و اداری باعث قیام مردم و حذف سوهارتو شد که پس از یکی دوسال دختر سوکارنو که رهبری حزب پدرش را بر عهده داشته و با دیکتاتوری ژنرالها مبارزه کرده بود زمام امور اندونزی را به دست گرفت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۱۹۸۹م:الکساندر دوبچک Dubcek سوسیالیست لیبرال ۲۸ دسامبر سال ۱۹۸۹ به ریاست پارلمان تازه چک اسلواکی که دیگر در انحصار کمونیستهای مطلق گرا نبود انتخاب شد و به این ترتیب پس از ده سال و چند ماه به قدرت باز گشت. وی در ژانویه سال ۱۹۶۸ به دبیرکلی حزب کمونیست چک اسلواکی که قدرت را در این کشور به دست داشت برگزیده شده بود و به پیاده کردن افکار خود و انعطاف پذیرکردن سوسیالیسم مطلق (مارکسیسم) پرداخته بود. خود او عنوان این سوسیالیسم را «کمونیسم با چهره انسانی» گذارده بود. دوبچک پس از طرح تفکر خود که نوعی تجدید نظر طلبی در ایدئولوزی مارکسیسم تلقی شده بود به مسکو فرا خوانده شد که در آنجا از عقیده اش دفاع کرد و چون حاضر به بازگشت از آن نشد؛ در آگوست همین سال نیروهای کشورهای عضو پیمان ورشو وارد چک اسلواکی شدند و اختیارات دوبچک را کاهش دادند که سرانجام در آوریل سال ۱۹۶۹ از سمت های حزبی و دولتی برکنار و به عنوان مهندس به یک کارخانه فرستاده شد.

رویدادهای نیمه دوم سال ۱۹۸۹ و خروج انحصار قدرت از دست حزب کمونیست و تجدید انتخابات چک اسلواکی باعث ورود دوبچک به پارلمان شد که به ریاست آن انتخاب گردید . وی در این سمت باز از سوسیالیسم ملایم دفاع کرد و حاضر به دست کشیدن کامل از سوسیالیسم نشد که خواست غرب بود. طولی نکشید که اعلام شد دوبچک در یک حادثه رانندگی کشته شده است!. از آنجا که به اتفاقی بودن این حادثه تردید شده است مورخان همچنان به تحقیق خود در این باره ادامه می دهند و موشکافی آنان عمدتا روی این موضوع است که چه عواملی با اصرار دوبچک به ادامه راه سوسیالیسم ضدیت می کردند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۲۰۰۵م:در برخی تفسیرها ملاقات بوش و پوتین در ماه فوریه ۲۰۰۵ در اسلواکی، یک دیدار سخت و حساس توصیف شده بود. پوتین قبل از این دیدار در یک مصاحبه مطبوعاتی گفته بود که صریحا از بوش خواهد پرسید که آیا آمریکا واقعا درصدد ایزوله کردن روسیه است؟. اگر نیست چرا در حوزه نفوذ سنتی روسیه مداخله و نفوذ مسکو را در اینجا محدود می کند و از غرب و جنوب به گرد روسیه عملا دیوار می کشد – همان کاری که در طول جنگ سرد بر ضد شوروی انجام گرفت و این اتحادیه (شوروی) در قفس افتاد و بعدا فروپاشید.

این مفسران نوشته بودند که اگر پاسخ بوش «نه» باشد که خواهد بود و خواهد گفت که قصد محاصره روسیه در میان نیست، پوتین بر پایه دلایل و مشاهدات خود به طرح سئوالات دیگر از انتخابات اوکراین گرفته تا استقرار نیروهای آمریکایی در آسیای مرکزی و مداخله در قفقاز جنوبی و گسترش ناتو تا بالتیک سابق شوروی و ممانعت از ورود روسیه به میدان فعالیتهای اقتصادی جهان و … خواهد پرداخت. در این صورت، بوش و مشاورانش در وضعیت سختی قرار خواهند گرفت. اگر انکار کنند و قول مساعد بدهند نخواهند توانست آنها را به اجرا درآورند و معارضه ای که از اکتبر ۲۰۰۴شروع شده با یک مکث کوتاه گسترش خواهد یافت و جدی تر و علنی تر خواهد شد. اگر قولی ندهد، باز هم معارضه بدون مکث ادامه خواهد داشت.

این ملاقات در زمان تعیین شده انجام شد ولی جزئیات آن اعلام نشد. سخت شدن موضع پوتین از آن زمان به بعد نشانه از آن است که میان دو دولت توافق کامل حاصل نشده بود.

۲۰۰۴م:اظهارات جورج بوش در باره مهاجرت که در مصاحبه مطبوعاتی دسامبر ۲۰۰۴ او عنوان شد مورد انتقاد قرارگرفت.

وی گفته بود که با ورود موقت کارگران آمریکای لاتین و دیگران به آمریکا برای انجام کارهایی که آمریکاییان حاضر به انجام آنها نیستند موافق است به این شرط که پس از انقضای دوره کار و اقامت خارج شوند و به این دسته جواز اقامت دائم و تابعیت داده نخواهد شد.

رسانه ها و اندیشمندان آمریکای لاتین و برخی از کشورهای مهاجر فرست از این اظهار بوش انتقاد کرده و گفته بودند که آمریکا همانند امپراتوری روم باستان برای اتباع خود امتیاز قائل شده و کارگران مهاجر را تنها برای انجام کارهای سخت و پست که اتباع آمریکا حاضر به انجام آنها نیستند (استثمار) می خواهد و پس از انجام کار و یا ازکار افتادگی و بهانه های دیگر بیرون می راند.

۲۰۰۵م:بیست و هفتم دسامبر ۲۰۰۵، به تصویب شورای شهر گراس در اتریش، شبانه نام «شوارتزنگر» بازیگر فیلم، ورزشکار زیبایی اندام و فرماندار انتخابی کالیفرنیا از روی ورزشگاه ۱۵ هزار و سیصد نفری این شهر برداشته شد. ماموران شهرداری با برداشتن حروف فلزی ۲۰ گانه نام شوارتزنگر، این تصمیم شورای شهر را که به خواست مردم گرفته شده بود اجرا کردند و استادیوم به نام قدیمی خود بازگشت داده شد.

شهر گراس زادگاه شوارتزنگر است که پس از انتخاب شدن او به فرمانداری کالیفرنیا، ورزشگاه شهر به نام او تجدید نام داده شده بود. دلیل تغییر نام ورزشگاه این بود که شوارتزنگر حاضر نشده بود مجازات اعدام «ستانلی ویلیامز» را به حبس ابد تبدیل کند و وی در دسامبر ۲۰۰۵ ( چند روز پیش از تصمیم شورای شهر گراس) اعدام شد. در اروپا، مجازات اعدام لغو شده است. مردم گراس در نامه های خود به شورای شهر «اعدام» ویلیامز را محکوم کرده و نوشته بودند که ویلیامز با تالیف چند کتاب و ایراد سخنرانی ضبط شده ثابت کرده بود که اصلاح شده و دیگر نیازی به کشتن او نبود، اعدام یک وحشیگری است (عملی بربریک).

شوارتزنگر که یک جمهوریخواه (محافظه کار) است با رعایت سیاستهای این حزب با بخشودن ویلیامز موافقت نکرده بود و عمل او «سیاسی» و به خاطر حفظ مقام تلقی شده بود. مردم گراس شعار می دادند: نخست انسانیت، بعد سیاست.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۲۰۰۵م:بیست و پنجم دسامبر ۲۰۰۵ (روز کریسمس) ناتان چیتهامCheatham بیست و هفت ساله در منطقه فرفکس (حاشیه غربی شهر واشنگتن) نخست مادر ۵۳ ساله اش «شیلاSheila» را در خانه اش کشت و سپس به خانه یک آشنا در ۱۶ کیلومتری منزل مادرش رفت و او را که زنی ۵۰ ساله به نام «جنیناJenina» بود با شلیک گلوله به قتل رسانید و در همانجا پسر ۱۹ ساله جنینا را از پای درآورد و میهمان آنان را که جوانی به نام کریستوفر بود کشت و آنگاه روی یک تختخواب این خانه خوابید و یک گلوله هم به مغز خود شلیک کرد و هر پنج نفر درگذشتند. انگیزه این رویداد با مرگ مرتکب قتل هم روشن نشد. ناتان از خود خانه نداشت، گاهی با مادرش، زمانی با برادرانش و بعضی اوقات هم با دوستانش زندگی می کرد.

بررسی سوابق درمانی و کیفری او نشان می دهد که به دکتر اعصاب برای دریافت داروی ضد افسردگی و از این قبیل مراجعه می کرد. چند سابقه دستگیری هم داشت. یک بار به خاطر رانندگی اتومبیلی که اعتبار شماره اش (پلاک) به خاطر ندادن مالیات سالانه منقضی شده بود دستگیر شده بود که کار به درگیری او با پلیس کشیده بود. بار دیگر با مقداری کم کوکایین دستگیر شده بود که با تپانچه پلیس را تهدید کرده بود و بار سوم به اتهام تیراندازی به یک سگ دستگیر شده بود، ولی هیچیک از این اتهامات به محکومیت او نیانجامیده بود، زیرا که وکیلش با مهارت تمام کار رسیدگی به پرونده ها را عقب می انداخت. ناتان با سپردن ضامن آزاد شده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۷دی

۱۰۶۵: کلیسای وست مینستر West Minster Abbey در لندن گشایش یافت .

۱۴۸۲: پیمان صلح آترشت Atrecht به جنگ هشتاد ساله پایان داد و وضعیت هلند در قبال اسپانیا را روشن ساخت.

۱۸۲۸: یک زمین لرزه شدید در منطقه « اچیکو » ژاپن باعث مرگ بیش از ۳۰ هزار تن شد.

۱۸۴۹: خشکشویی لباس با استفاده از ترپنتین Turpentine اختراع شد.

۱۹۰۴: درج پیش بینی وضع هوا در روزنا مه های آمریکا و اروپا آغاز گردید.

۱۹۱۰: در انگلستان دولت ائتلافی روی کار آمد ، زیرا هیچیک از احزاب نتوانست در پارلمان اکثریت به دست آورد . استادان علوم سیاسی با بررسی همین دولت به این نتیجه رسیده اند که در یک دمکراسی، دولت ائتلافی بهتر از حاکمیت یک حزب می تواند خدمت کند.

۱۹۴۵: برپایه موافقنامه برتون وودز Bertton Woods منعقد در ۲۲ ژوئیه سال ۱۹۴۴، صندوق بین المللی پول International Monetary Fund به منظوردادن وام عمران و نیز حفظ سلامت پول و بهره با ملاکی که از احتساب مجموعه پولهای کشورها بدست آید بارای ۲۸ کشور در مجمع مالی سازمان ملل تاسیس شد . شوروی در رای گیری شرکت نداشت . این رای گیری در ۲۷ دسامبر صورت گرفت و به کشورهای غایب تا پایان دسامبر فرصت امضای مصوبه داده شد. اخیرا ایراد هایی به طرز کار این صندوق وارد آمده است.

۱۹۲۳: الکساندر گوستاو ایفل سازنده برج ایفل پاریس در ۹۱ سالگی در گذشت . در سایت ۲۹ دسامبر ( فردا ) در زمینه این برج شرح خواهیم داد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید