۱۷۳۹م:به نوشته «میرزا مهدی» منشی و وقایع نگار نادرشاه که «لکهارت» مولف تاریخ این شاه ایرانزمین و مرد نیرومند شرق مطالب او را هم سند تالیف خود قرارداده است نبرد کرنال Karnal میان ارتش های دو امپراتوری ایران و هندوستان از پانزدهم ذیحجه (مصادف با ۲۴ فوریه ۱۷۳۹) آغاز شده بود. محل صف آرایی دو ارتش، دشت مجاور شهر کرنال (امروزه شهری ۲۲۰ هزار نفری) واقع در ایالت هاریانا و ۲۰ فرسنگی (۱۲۰ کیلومتری) شمال دهلی بود. محمدشاه امپراتور گورکانی (تیموری ـ مغول تبار) هندوستان شخصا در صحنه نبرد حضور داشت. خان دوران، سعادت خان و نظام الملک از فرماندهان نیروهای نظامی او و علیخان کیانی و احمدخان درّانی دو تن از ژنرالهای نادرشاه در نبرد کرنال بودند. به نظر مورخان نظامی معاصر، این نبرد را که بیش از یک روز و چند ساعت طول نکشید نبوغ نظامی نادر برنده شد و تاکیک های او و ازجمله دوانیدن شترهای حامل تنورهای سفری شعله ور به سوی ستون های هندی فیل جنگی. به علاوه، نادر در این نبرد از توپهای سبک قابل حمل بر پشت شتر معروف به "زنبورک" استفاده کرد که جا به جایی آنها سریع و آسان بود. شمار تلفات هندیان را در این جنگ؛ ده تا سی هزار تن نوشته اند. تلفات ارتش ایران به دو هزار نفر هم نرسید. بامداد هفدهم ذیحجه (۲۶ فوریه) محمدشاه به دیدار نادر شتافت و تاج سلطنت هند را به او تقدیم کرد و کناره گیری و تسلیم شدن خودرا اعلام داشت. با اینکه به نوروز ایرانیان ۲۴ روز مانده بود، نادرشاه تصمیم گرفت که در این روز ملی و سعد وارد دهلی شود و تا آن روز در اردوگاهش، خارج از شهر دهلی بسر برد.

علت لشکرکشی نادر به هندوستان، با اینکه قبلا ایالات غربی از جمله پنجاب داوطلبانه به قلمرو نادر پیوسته بودند و مناطق شمال غربی دره سند (نواحی پیشاور و راولیندی و …) بخشی از ایران خاوری را تشکیل می دادند، این بود که شورشیان قندهار به قلمرو هندوستان فرار کرده بودند و امپراتور این کشور حاضر به استرداد آنان نبود. نادر قبلا این شورشیان را سرکوب و قلعه آنان در قندهار را ویران و در آنجا شهر تازه ای ساخته بود. نادر هنگامی به هندوستان لشکر کشیده بود که محمدشاه گرفتار فساد و نفاق داخلی و سرکشی برخی از راجه ها بود و انگلیسی ها مترصد افزایش ضعف داخلی جهت بسط نفوذ خود در آن شبه قاره.

نادرشاه قبل از بازگشت از دهلی (که هفته اول ماه مه آن سال صورت گرفت) محمدشاه را در سلطنت هندوستان ابقاء و به مناطق غرب رود سند و انتقال تخت طاووس و کوه نور به ایران بسنده کرد.

زیان عمومی حمله نظامی نادر به هندوستان این بود که امپراتور این کشور بیش از پیش تضعیف و راه بر تصرف تدریجی شبه قاره بر انگلیسی ها که قبلا تحت نام کمپانی هند شرقی و تجارت قدم به بنگال گذارده بودند هموار شد و ….

مورخان مشرق زمین و روس ابراز نظر کرده اند که اگر نادر بخشی از نیروی نظامی خودرا در هند باقی گذارده و یا از ابقاء محمدشاه خودداری کرده بود؛ انگلیسی ها قادر به تصرف هندوستان و از آنجا دست اندازی به ایران خاوری (افغانستان) و اعمال نفوذ در ایران نمی شدند و تاریخ مشرق زمین مسیر دیگری را می پیمود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۹۱۸م:از هزاران سال پیش در ایرانزمین پنجم اسفند (سپندارمذ) روز زمین بود و مراسم آن برگزار می شد. ایرانیان از عهد باستان همه تلاش خود را بکار می بردند تا زمین (محیط زیست) آلوده نشود. از آنجا که زمین مادر و زاینده محصولات و هستی بخش است و ایرانیان باستان زنان را نیز دارای همین خصلتهای خوب تشخیص داده بودند بعدا روز زمین به «روز زن و زمین» تبدیل شد و «روز فداکاریها» قرار گرفت. برگزاری مراسم و گرفتن جشن به مناسبت این روز، قدمت تمدن ایرانیان را ثابت و جهانیان را نسبت به آن وادار به تعظیم و احترام می کند. پس از ساسانیان، برگزاری مراسم این روز ملی هم کمرنگ شد، ولی آن گروه از پارسیان که در پی حمله عرب جلای وطن کردند و ایرانیان زرتشتی نسبت به آن وفادار مانده اند که به نظر می رسد به تدریج دوباره دارد رونق می گیرد. «جمشیدنوشروان مهتا» نخستین شهردار کراچی که یک پارسی بود تلاش بسیار کرد که پنجم اسفند در شبه قاره هند روز «زن و زمین» شود. در آن زمان هندوستان متعلق به انگلستان بود و «هندوستان انگلیس» نام داشت. جمشیدنوشروان که به میهن نیاکان (ایرانزمین) عشق می ورزید این تلاش خودرا از سال ۱۹۱۸ آغاز کرده بود. وی که ۱۲ سال شهردار کراچی (در آن زمان یک شهر هندوستان در ایالت سند) بود و مدارس و بناهای متعدد در آنجا ساخت و به یادگار گذاشت و پیشاهنگی پسران را به وجود آورد یکم آگوست ۱۹۵۲ در ۶۶ سالگی درگذشت.

مورخان تاریخ قرون قدیم و وسطا «زن ایرانی»را نمونه نجابت، وفاداری، شرافت، اخلاق، فداکاری، گذشت و مهربانی اعلام کرده اند که این خصلت همچنان حفظ شده است. در تاریخ ملل دیگر به موارد متعدد از بی وفایی همسران دولتمردان و سیاستمداران معروف اشاره شده است که تاریخ باشکوه ایران عاری از این ناپاکیهاست که افتخاری است بزرگ و نشانه تمدن ایرانی.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۳۳۱ش:ششم اسفند ۱۳۳۱ سرلشکر (بازنشسته) فضل الله زاهدی توسط ماموران آگاهی پلیس (شهربانی) بازداشت شد. اتهام وی تحریک افسران بازنشسته به اقدام مشترک برضد دولت وقت (حکومت دکتر مصدق) بود. وی متهم شده بود که کانون افسران بازنشسته را تبدیل به لانه توطئه بر ضد دولت منتخب مردم کرده و با برخی از دولتهای بیگانه به ویژه انگلستان که ایران را محاصره دریایی و تحریم اقتصادی کرده است در تماس است. دکتر مصدق که پس از سلب بسیاری از اختیارات نظامی شاه، وزیر دفاع هم شده بود بسیاری از افسران ارشد از جمله زاهدی را بازنشسته کرده بود ولی مانع تشکیل یک کانون از سوی آنان و دور هم جمع شدن و مذاکره کردنشان نشده بود زیرا که به آزادی اجتماع افراد به عنوان یک حق اساسی بشر وفادار مانده بود. پس از دستگیرشدن، از زاهدی که شش ماه بعد پس از براندازی دولت دکتر مصدق، رئیس دولت شد درباره شورش مسلحانه ابوالقاسم خان بختیاری (بختیار) در منطقه مسجد سلیمان که از این رهگذر تلفاتی به نیروهای مسلح وارد آمده بود نیز تحقیق شده بود. شایع شده بود که عوامل انگلستان و نیز کانون افسران بازنشسته با ابوالقاسم خان تماس داشته و احتمالا محرک او در شورش مسلحانه، نافرمانی از دولت متبوع و نهایتا تصرف مناطق نفتخیز داشتند. در آن زمان دولت وقت واحدهای لشکر دهم را برای سرکوب ابوالقاسم خان و افراد مسلح او به مسجد سلیمان فرستاده بود. زاهدی همچنین متهم شده بود که شاه را تشویق به ترک کشور می کند تا نظامیان بر ضد دولت برانگیخته شوند و جوّی به وجود آید که از محبوبیت دکتر مصدق کاسته شود و زمینه براندازی او فراهم گردد.

گفته شده بود که بیست نظامی بازنشسته و مقام دیگر و افراد سرشناس محلی در فهرست کسانی بودند که باید دستگیر می شدند، ولی سرتیپ افشارتوس رئیس شهربانی وقت (پلیس) دستگیری های بیشتری را تایید نکرد. وی گفته بود که دستگیری زاهدی به دستور مقامات قضایی و طبق قرار بازپرس صورت گرفته است.

در فهرست مورد بحث که در برخی از نشریات تهران انتشار یافته بود، نام همان کسانی برده شده بود که در براندازی ۲۸ امرداد (شش ماه بعد) دست داشتند از جمله «رشیدیان» ها. موضوع تشویق شاه به خروج از کشور هم دو ـ سه روز بعد روشن شد و خود او اعلام کرد که با همسرش ثریا وطن را ترک خواهد کرد (زیرا نمی تواند شرایط موجود را تحمل کند) که ماجرای نهم اسفند ۱۳۳۱ روی داد و ….

«تاریخ» نشان داد که نرمش بعدی دولت در قبال لیست متهمان به توطئه، و مجازات نشدن زاهدی سبب شد که توطئه ادامه یابد و از جمله افشارتوس ربوده و مقتول و براندازی انجام شود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۳۳۲ش:پنجم اسفند ۱۳۳۲ دستگاه قضایی ارتش برای "امیرمختار کریم پور شیرازی" ناشر روزنامه توقیف شده "شورش" تقاضای مجازات اعدام کرد. کریم پور که پس از براندازی ۲۸ امرداد خود را پنهان کرده و دو ماه بعد (در زرگنده قلهک) دستگیر شده بود در روزنامه اش از وجود فساد میان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژه های صریح شخص وی را مورد اهانت قرار داده بود. ۲۴ اسفند ۱۳۳۲ (۱۹ روز پس از صدور کیفرخواست) اعلام شد که کریم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!. کریم پور در زندان دژبان مرکز بازداشت بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۳۰۴ش:۲۴ فوریه زادروز محمد ابن بطوطه مولف و سفرنامه نگار معروف است که در ۱۳۰۴ میلادی در شهر طنجه کشور مغرب (مراکش) به دنیا آمد و ۷۴ سال عمر کرد. ابن بطوطه که ۳۰ سال از عمر خود را در سفر گذرانید و از اسپانیا ، شمال آفریقا ، عربستان، سوریه، عراق، آناتولی (ترکیه امروز) ، ایران، آسیای میانه، هند، چین، سریلانکا، جزایر مالدیو و آفریقای شرقی و مرکزی دیدن کرد شرح این مسافرت و اوضاع بلاد مورد بازدید را نوشت که معتبرترین جغرافیای قرون وسطا بشمار می رود.

ابن بطوطه که سالها پس از حمله چنگیز، از شمالشرقی ایران و ایران شرقی (افغانستان امروز) دیدن کرده نوشته است که ویرانی های قشون مغول چنان بوده است که هنوز مرمت نشده اند. از نوشته های ابن بطوطه چنین بر می آید که در نقاط مورد حمله مغول، نوعی فرهنک ترسیدن و بی علاقگی به آینده (پیشرفت) برقرار شده و در مردم شوق ابتکار، انگیزه و خلاقیت دیده نمی شود و به نظر می رسد که به گذران عمر در حداقل قانع و راضی هستند و امید به آینده را از دست داده اند.

وی از شیراز دیدن کرد و از سیاست حاکم فارس و کرمان که با رفتار خود مانع حمله مغول به ایران جنوبی و مرکزی شده بود تمجید کرده است. او در طول سفر خود هشت سال در دهلی اقامت کرد تا با هندوئیسم و فلسفه هند آشنا شود. تاریخ فرهنگ اجتماعی اسلام نیز از تالیفات ابن بطوطه مغربی است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۳۱۷ش:دکتر هرمز آذر ـ جراحی که نخستین عمل قلب باز را در شیراز انجام داد، بیمارستان قلب در شیراز راه اندازی کرد و به بیمارستان قلب تهران حیات تازه بخشید، پنجم اسفند ۱۳۱۷ (۲۴ فوریه ۱۹۳۹) به دنیا آمده است. هرمز فرزند دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ دولت دکتر مصدق مراحل تحصیلات پزشکی را در آمریکا و در دانشگاههای کالیفرنیا (شعبه برکلی)، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، کیس وسترن، جانز هاپکینز و پیتسبورگ و نیز در لندن گذرانیده و نیمه سال ۲۰۰۸ از کار در بیمارستان «سنتارا هارت» شهر نورفک و تدریس در موسسه آموزش پزشکی «ایسترن ویرجینیا» بازنشسه شده است ولی به شرکت در سمینارها و کنفرانسهای پزشکی سالانه ایران و ایراد سخنرانی برای دانشجویان پزشکی کشور زادگاه ادامه می دهد.

دکتر هرمز آذر در ژوئیه ۱۹۷۰ به دعوت هیاتی که برای استخدام استاد جهت تدریس در دانشگاه شیراز به آمریکا رفته بود و رئیس وقت دانشگاه شیراز هم از اعضای هیات بود از آمریکا به شیراز رفت و در اینجا از او خواسته شد که ضمن تدریس، بخش قلب بیمارستان دانشگاه را هم راه اندازی کند. پس از راه اندازی، در همین بخش بود که در سال ۱۹۷۱ نخستین عمل قلب باز در شیراز انجام گرفت که روزنامه های وقت چگونگی آن را بازتاب دادند. هرمز در همین شیراز بود که متوجه یک مشکل اداری بزرگ ایران شد و آن قطعی شدن هرگونه استخدام با نظر مثبت ساواک بود. وی در طول چند سال تدریس و عمل جراحی در دانشگاه شیراز و حمایت رئیس و مقامات این دانشگاه از او که دعوتش از آمریکا به ایران کرده بودند موفق نشد که مهر تایید از ساواک بگیرد (و عمدتا به دلیل اینکه فرزند دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ کابینه دکتر مصدق بود). در این مدت، دستمزد و مزایای او با تلفن رئیس دانشگاه پرداخت می شد و …. وی در ایران مانده بود زیرا که پدر ملی گرایش به گوش او می خواند که از این آب و خاک هستی و باید علم و هنر خودرا در خدمت به همین کشور و ملت بکارگیری.

در سال ۱۹۷۴ از دکتر هرمز آذر دعوت شد که به تهران برود و بیمارستان قلب (اسما بیمارستان قلب) واقع در نزدیکی پارک ملت (خیابان ولیعصر) را بازسازی کند. وی با تصور اینکه در اینجا از مزاحمت ساواک آسوده خواهد شد به تهران رفت و همه علم و تجربه خود را برای نوسازی این بیمارستان بکار برد، ولی پرونده استخدام او به علت مخالفت ساواک تکمیل نشد و بازهم پرداخت دستمزد او با تلفن و موقتا (علی الحساب) صورت می گرفت. از آن زمان تا سال انقلاب، ساواک پنج بار بر پرونده استخدامی او مهر «رّد» زده بود.

پس از پیروزی انقلاب در فوریه ۱۹۷۹، قرار شد که روسای موسسات از جمله بیمارستانها انتخابی باشند و شورای هر موسسه، رئیس را انتخاب کند. در بیمارستان قلب تهران، شورای بیمارستان دکتر هرمز آذر را به سمت رئیس انتخاب کرد، ولی مشکل انتقال حسابهای دولتی در بانکها و مسائل مالی، کار ریاست کردن را دشوار ساخته بود. برای مثال؛ روز می شد که برای تامین غذای بیماران لنگ می ماندند و …. در همین مقام، یک روز یک کارمند کارگزینی پرونده دکتر آذر را نزد او آورد تا ببیند که ساواک پنج بار اورا رّد کرده بود ولی چون به وجودش احتیاج بود قضیه مسکوت مانده بود. هرمز در سال اول انقلاب و روی کار آمدن دوستان قدیمی پدر (دکتر مهدی آذر)، با مشکلات مالی و بعضی بی نظمی های اداری ساخت و تلاش خودرا برای رسانیدن بیمارستان قلب تهران به پای بیمارستان های مشابه در کشورهای پیشرفته چند برابر کرد ولی دو دخترش که در آمریکا بودند و با مادر آمریکایی شان «جانت» زندگی می کردند بابا می خواستند و هرمز برغم اصرار پدرش بر ماندن، هنوز سال نخست انقلاب پایان نیافته بود به آمریکا بازگشت و به «جانت» و دخترانش ملحق شد و ناحیه «همتون رودز» ویرجینیا را برای سکونت انتخاب کرد که مرکب از هفت شهر به هم چسبیده و چهار میلیون جمعیت است و بکار جراحی قلب در «جنرال هاسپیتال» نورفوک و بعدا «سنتارا هارت» و تدریس در دانشکده پزشکی محل پرداخت که درست پس از ۳۰ تمام بازنشسته شده است.

منش ویژه، مهربانی و حسن سلوک دکتر هرمز آذر به قدری در همکاران و مردم تاثیرگذار بوده است که این مردم پس از رو به رو شدن با یک ایرانی، نخستین سئوالی را که مطرح می کنند این است: دکتر آذر را می شناسی؟.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۵۸۲م:گریگوری سیزدهم پاپ وقت ۲۴ فوریه ۱۵۸۲ ضمن صدور اعلامیه ای، براصلاحات تقویمی دکتر آلوسیوس لیلیوس صحه گذارد و تقویم تازه که مشکل قمری ـ شمسی ندارد و مسأله سال کبیسه در آن حل شده است جای تقویم ژولیان را گرفت و اینک جهانی (یونیورسال) شده است و تاریخ و قراردادهای بین المللی را به آن می نویسند. این سالنما به تقویم گریگوری (گریگوریان) معروف است.

ایتالیائی ها، اسپانیایی ها، پرتغالی ها و لهستانی ها بلافاصله پس از دریافت تاییدیه پاپ این تقویم را جانشین تقویم ژولیان (تهیه شده به دستور سزار ژولیوس در قرن یکم پیش از میلاد) کردند و کشورهای دیگر به تدریج آن را پذیرفتند و روز و ماه را برپایه آن تنظیم کردند. برای مثال؛ چهارم اکتبر، پانزدهم قرار گرفت.

۱۸۶۸م:۲۴ فوریه ۱۸۶۸ مجلس نمایندگان امریکا با ۱۲۶رای موافق در برابر ۴۷ رای مخالف محاکمه پارلمانی (ایمپیچمنت Impeachment ) «اندرو جانسون» رئیس جمهوری وقت این کشور را به اتهام بی اعتنائی نسبت به یک قانون موضوعه و نیز انتصاب افرادی که شهرت به نادرستی داشتند تصویب کرد. این محاکمه و مقدمات آن سه ماه طول کشید. ۱۳۲ سال بعد، ویلیام (بیل) کلینتون دومین رئیس جمهوری آمریکا بود که مجلس نمایندگان این کشور برای او کیفرخواست صادر کرد. در ماجرای واتر گیت، ریچارد نیکسون درمعرض محاکمه پارلمانی (ایمپیچمنت) قرار گرفته بود که کناره گیری کرد و جرالد فورد جانشینش وی را بخشید. رونالد ریگن نیز در دهه ۱۹۸۰ در ماجرای «ایران ــ کنترا» تا یک قدمی محاکمه پارلمانی پیش رفته بود.

طبق قوانین آمریکا، در یک ایمپیچمنت کمیسیون قضایی مجلس نمایندگان کار بازپرس را انجام می دهد و در صورت صدور قرار مجرمیت، این قرار را به مجلس می فرستد که در حکم دادستان است و رای عمومی مجلس "کیفرخواست" محسوب می شود که جهت محاکمه متهم به سنا فرستاده می شود. جلسات محاکمه در سنا به ریاست رئیس دیوان عالی تشکیل می شود زیرا که رئیس سنای آمریکا معاون رئیس جمهور این کشور است و معاون یک مقام قاعدتا نمی تواند ریاست محاکمه اورا برعهده داشته باشد. در پایان محاکمه، رای گیری می شود و محکومیت و برائت بسته به شمار آراء سناتورهای مخالف و موافق است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۹۴۵م:احمد ماهر پاشا نخست وزیر وقت مصر ۲۴ فوریه سال ۱۹۴۵ پس از قرائت متن اعلان جنگ مصر به کشورهای محور (آلمان و متحدانش) در پارلمان آن کشور، همانجا به ضرب گلوله کشته شد.

در ماههای پیش از پایان جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورها برای این که از قافله فاتحان جنگ عقب نمانند، و یا به توصیه انگلستان و آمریکا به آلمان و متحدانش و نیز ژاپن اعلان جنگ دادند که جنبه سمبولیک داشت.

یک روز پیش از مصر، ترکیه و دو روز بعد سوریه، فنلاند و… به آلمان اعلان جنگ داده بودند. جنگ جهانی دوم در جبهه های اروپا دو ماه و چند روز بعد و در خاور دور (جبهه ژاپن) در ماه اوت (امردادماه) پایان یافت.

۱۹۵۳م:۲۴ فوریه ۱۹۵۳ به کنگره آمریکا پیشنهاد شده بود: اینک که جنگ سرد کمونیسم و کاپیتالیسم و درنتیجه معارضه دولتهای پیرو این دو ایدئولوژی یک واقعیت روز شده است باید در جوار دستگاه حکومتی آمریکا یک مدیریت واحد جنگ سرد (آشگار و یا غیرعلنی) ایجاد شود و کار برنامه ریزی ها و مخصوصا اداره سیاست های تبلیغاتی و فعالیتهای رسانه ای را به دست گیرد و صدای آمریکا نیز از وزارت امور خارجه جدا گردد و …، زیرا که دستگاههای تبلیغاتی، کارشناسان روابط عمومی و رسانه ها اسلحه جنگ سرد هستند.

برای تصویب این طرح همچنین استدلال شده بود که سلاح اتمی مانع جنگ جهانی دیگری خواهد شد بنابراین هرگونه معارضه درآینده، به شکل جنگ سرد (نطق، نوشته و بازی های دیپلماتیک ـ تهدید و ارعاب، قهر و آشتی) خواهد بود و برنده این جنگ؛ بلوک، جناح و دولتی خواهد بود که سیاست تبلیغاتی و رسانه ای بهتر و منجسم، روزنامه نگاران بسیارماهر، دیپلماتهای زبردست (کارکشته) و پالیسی میکرهای آزموده داشته باشد.

این طرح، با جزیی تغییر و اضافه شدن یک بند مبنی بر توجه هرچه بیشتر به سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (از لحاظ بودجه، تجهیزان و نیروی انسانی) به تصویب رسید که مورخان، فروپاشی بلوک شرق (ازجمله شوروی) و عقب نشینی کمونیسم را از نتایج آن بشمار آورده اند.

در پی پیروزی این طرح بود که کانونهای فکر و مطالعه به صورت انستیتوها، مراکز پژوهش، انجمن، NGO ها (سازمانهای غیر دولتی) و … به وجودآمده اند و پالیسی میکرهای سابق، دیپلماتها و ماموران اطلاعاتی بازنشسته، پی.آر.پی ها (کارشناسان روابط عمومی و مدیران تبلیغات) و … به آنها پیوسته اند و هرروز هم تقویت می شوند. در این زمینه، در دو دهه گذشته برخی از کشورها به اقتباس از آمریکا به اجرای چنین طرحهایی دست زده اند. پاره ای از دولتها و ازجمله روسیه برخی از اینNGO ها را که در کشورهای دیگر فعالیت آزاد دارند از عوامل جاسوسی خوانده اند.

به باور برخی از مفسران، واشنگتن روش قدیم انگلستان مبنی بر خرید و یا برسر کار آوردن بعضی از رجال کشور مورد نظر (هدف) به علاوه، رسانه ها و دست اندرکاران آنهارا مورد مطالعه و بررسی قرارداده است.

۲۰۰۵م:مذاکرات جورج بوش رئیس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا در بروکسل، برلین و براتیسلاوا در هفته چهارم فوریه ۲۰۰۵، انتقاد علنی بوش از برخی سیاستهای داخلی روسیه و ضدیت آشگار او با فروش اسلحه اروپایی به چین و همراه شدن نسبی دولتهای برتر اتحادیه اروپا و آمریکا باهم در قبال مسئله عراق و امور دیگر ازجمله ایستادگی و سرسختی نشان دادن ایران؛ بزعم مفسران برخی از رسانه ها صف آرایی دوباره غرب را در برابر هرملتی در جهان که بخواهد قد علم کند علنی تر کرده است. به اظهار تحلیلگران، معارضه تازه اجتناب ناپذیر بود زیرا که اقتدار هر دولت دیگر مآلا به تضعیف غرب می انجامد که از قرن شانزدهم و زمان یافتن راههای دریایی و تصاحب قاره آمریکا نان قدرت نمایی، اعمال نفوذ و سلطه گری را می خورد و این موضع غرب تا زمانی می تواند ادامه داشته و محفوظ بماند که ملل دیگر از مشکلات داخلی و منطقه ای و یا عقب ماندگی و فساد اداری و ضعف مدیریت خارج نشوند. به اظهار این تحلیلگران، جناح غرب به دلیل پیوستن بیشتر کشورهای گروه شوروی سابق به آن اینک دارای ابعادی بیشتر از دوران جنگ سرد قرن بیستم است. در برابر این بلوک (غرب) عملا بقیه جهان قرار گرفته است که راهی ندارد جزاینکه به تدریج به صورت یک بلوک واحد درآید. لذا، همه تلاش غرب در این است که با ایجاد تفرقه مانع تحقق این همبستگی و اتفاق شود و مسائل فعلی و آینده جهان نتیجه همین تلاش، و ایستادگی هایی است که در برابر آن خواهد شد. تا اینجا، جناح غرب عبارت است از: اعضای اروپایی ناتو، آمریکای شمالی (کانادا و ایالات متحده)، استرالیا، ژاپن و کره جنوبی.

یک مفسر چپگرای هندی در این زمینه گفته بود: در قرون گذشته بسیاری از ملل خارج از بلوک غرب تحت استعمار قدرتهای اروپایی بودند و هنوز هم سایه این استعمار (البته به شکلی دیگر) از سر آنها دور نشده است. این ملل که خود را در معرض استثمار و مداخله غرب می پندارند راهی جز اتفاق با یکدیگر و قرار گرفتن در گروه در شرف تاسیس تازه ندارند که شالوده آن به صورت سازمان شانگهای ریخته شده و لاتین های آمریکا نخستین دسته از ملل تحت سلطه سابق هستند که به بزرگان آن سازمان (بویژه مسکو) روی آورده اند. بنابراین، انگیزه اتفاق این ملل فعلا تدافعی است – دفاع از منافع ملی. می خواهند در این دنیا که میثاق ها و سازمان های جهانی با اشغال نظامی خودسرانه عراق توسط آمریکا رنگ باخته اند باقی بمانند و حاکمیتشان را حفظ کنند و چون هدفشان مشخص و یکسان است مجبور به همکاری و معاضدت با هم هستند و تا زمانی که تفکر معاضدت ادامه داشته باشد، ایجاد بلوک اکثریت ادامه خواهد یافت. بنابراین، مساعی ملل جناح دوم (اکثریت) بر سر بقاء و منافع خواهد بود، نه بمانند جنگ سرد نیمه دوم قرن ۲۰ بر سر ایدئولوژی. رهبران بلوک غرب همان سه دولت گرداننده جنگ سرد سابق (به علاوه آلمان واحد) هستند.

وی افزوده بود: استقبالی که در طول دیدار فوریه ۲۰۰۵ جورج دبلیو بوش از بروکسل، از تمایل اوکراین به عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا (دو بازوی جناح غرب) شد ثابت کرد که معارضه سرد تازه در همان جبهه جنگ سرد سابق فعالتر از نقاط دیگر جهان خواهد بود که در نوامبر ۲۰۰۴ و در جریان انتخابات اوکراین جرقه آن زده شد و بعدا هم چند درگیری مقدماتی به منظور سنجش آمادگی دو حریف صورت گرفت.

این مفسر گفته بود که پوتین و همکارانش افسران اطلاعاتی شوروی سابق هستند و نمی شود دستشان را خواند و نیات و حرکتهای بعدی آنان را پیش بینی کرد. بحران مالی سال ۲۰۰۸ و فروریختن برخی از ستون های کاپیتالیسم غرب وضعیت این جناح را تضعیف کرده است و ملل دیگر منتظر تحولات بعدی ناشی از آن هستند. با اینکه بحران مالی وضعیت را در خاور دور تحت الشعاع قرارداده است ولی مسئله تنگه تایوان و یا اختلاف نظر بر سر جزایر کوریل و نیز مسئله تسلیحات کره شمالی در جای خود باقی اند و آتش هایی هستند در زیر خاکستر.

در فوریه ۲۰۰۵ و در بروکسل، مخالفت علنی رئیس جمهوری وقت آمریکا با فروش اسلحه پیشرفته از اروپای غربی به چین، چینیان را عصبی ساخت و به آنان ثابت کرد که استراتژی غرب در قبال چین همان است که بود. علنی شدن این مخالفت (در نطق رسمی رئیس جمهور وقت آمریکا، نه در اطاف در بسته)، نوعی به مبارزه طلبیدن چین تعبیر شد. چین در دهه های اخیر روشی آرام و مسالمیت آمیز داشته که معلوم نیست چرا رئیس جمهور وقت آمریکا در ملاقات بروکسل خواسته بود که این اژدهای خفته را بیدار کند. قبلا و در همان ماه (فوریه ۲۰۰۵) آمریکا و ژاپن در یک جلسه مذاکرات مشترک، مطالبی در حمایت از تایوان زده بودند که تعجب آور بود زیرا که انتقال کانون بحران به خاور دور به سود آن دو دولت نخواهد بود. بلوک غرب در برابر هر اقدام چین درقبال تایوان، عملا نمی تواند کاری انجام دهد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۵ اسفند

۱۸۲۱: مکزیک استقلال یافت . تا آن زمان ، مکزیک بزرگترین متعلقه اسپانیا در قاره آمریکا بود. با وجود این ، مکزیک زبان و فرهنگ اسپانیایی و مذهب کاتولیک را حفظ کرده است.

۱۹۰۳: دولت آمریکا پایگاه نیروی دریایی خود را در گوانتانامو کوبا تاسیس کرد.

۱۹۴۸: حزب کمونیست چک اسلواکی که مورد حمایت شوروی بود زمام امور این کشور را به دست گرفت و ۴۱ سال به حکومت خود ادمه داد.

۱۹۷۴: دولت پاکستان بالاخره بنگلادش را برسمیت شناخت . بنگلادش تا سال ۱۹۷۱ بخش شرقی پاکستان بود که در این سال باکمک نظامی هند استقلال به دست آورد و نام بنگلادش بر خود نهاد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید