۴۲۲م: ۲۶سپتامبر سال ۴۲۲ میلادی عهدنامه صلح ایران و روم که به جنگ دو ساله دو ابر قدرت پایان داد و چند هفته پیش از این به امضاء رسیده بود مبادله شد. در تاریخ عمومی (جهان)، از این جنگ دو ساله به عنوان «جنگ مذهبی ایران و روم» نام برده شده است، زیرا که پیش از امضای معاهده صلح، پیروان آیین زرتشت (دین رسمی ایرانیان تا سده هفتم میلادی) در قلمرو روم، و مسیحیان در قلمرو ایران از آزادی مذهب برخوردار نبودند.

برنده جنگ دو ساله که در آن بهرام پنجم (بهرام گور) مستقیما فرماندهی یگانهای ایران را بر عهده داشت، ایرانیان بودند و امتیاز دیگری را که از رومیان خواستند و به آن نائل شدند این بود که امپراتور روم ضمن معاهده صلح متعهد شد که در امور ارمنستان مداخله نداشته باشد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۴ مهر

۵۹۷م:در تاریخ طولانی یمن، که «پتولمی Ptolemy » جغرافیدان قرون قدیم، مردم آن را عرب های شاد و خوشبخت (به دلیل بارندگی و داشتن آب) خوانده است؛ ۲۶ سپتامبر یادآور دو رویداد است:

ساتراپی ایران شدن یمن در ۲۶ سپتامبر سال ۵۹۷ میلادی و جمهوری اعلام شدن آن (یمن شمالی، صنعا) در ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۶۲ (پس از کودتای ناصریست ها بر ضد محمد البدر، امام زیدیه آن).

یمن از سال ۵۷۰ میلادی که سپاه اعزامی ایران به فرماندهی اسپهبد وهرز (به دستور خسرو انوشیروان) حبشی ها را از آنجا بیرون رانده بود تحت الحمایه ایران بود و «سیف ذی یزن» با حمایت و اتکاء به نظامیان ایران بر آنجا حکومت می کرد.

پس از درگذشت سیف، خسرو پرویز شاه وقت ایران از این قضیه استفاده کرد و ۲۶ سپتامبر سال ۵۹۷ میلادی یمن را یک ساتراپی (استان) ایران اعلام کرد و یمن تا سال ۶۳۰ میلادی در این وضعیت باقی بود. در این سال و در جریان گسترش اسلام در جزیره العرب، «باذان» فرماندار ایران در یمن (عربستان جنوبی) مسلمان شد و قیمومت ایران بر آن سرزمین پایان یافت و پس از آن، یمن تا قرنها به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد.

یمن در نیمه دوم قرن بیستم (کودتای ناصریست ها در شمال و رها شدن جنوب از استعمار انگلستان) به صورت دو جمهوری درآمد (صنعا و عدن) که از ۲۲ ماه مه ۱۹۹۰ وحدت خود را به پایتختی صنعا بازیافت.

۱۵۲۳م:در این روز ـ ۲۶ سپتامبر ـ در سال ۱۵۲۳ میلادی شاه اسماعیل صفوی در جلسه مقامات کشوری و مشاوران غیر نظامی خود ابراز نگرانی کرد که اگر فوت شود چون پسرش تهماسب میرزا هنوز طفل است، قدرت به دست سران قزلباش می افتد و نه تنها بر سر و کول هم می زنند بلکه هر کدام بر پایه منافع خود در امور کشور خودسرانه مداخله خواهند کرد و هرج و مرج پدید خواهد آمد و نتیجه زحمات دهها سال ما از میان خواهد رفت. شاه اسماعیل سپس نظر حاضران را برای حل مساله جویا شد. یادداشتهای باقی مانده از آن زمان نشان می دهد که هیچیک از حاضران از ترس سران قزلباش که روسای قبایل بودند نظری ابزار نداشت و اتخاذ تصمیم را به شاه اسماعیل سپردند و با گفتن: هر چه را سلطان بپسندد مطیع هستیم خود را خلاص می کردند. برای حل مسئله دیگر دیر شده بود، زیرا شاه اسماعیل که موفق شده بود ایران را به صورت زمان ساسانیان در آورد هشت ماه بعد در ۲۳ ماه مه ۱۵۲۴ درگذشت و همچنان که پیش بینی کرده بود تا اواسط سلطنت شاه عباس که یک ارتش ملی (سراسری) به وجود آورد، کشور در کنترل سران عشایر تشکیل دهنده نیروی نظامی قزلباش بود.

۱۳۰۸ش:چهارم مهر ماه ۱۳۰۸ خورشیدی ۳۹ دانشجوی ایرانی با هزینه دولت جهت ادامه تحصیل به اروپا اعزام شدند تا در بازگشت بر پایه علوم و فنون اروپا چرخهای کشور را بهتر از گذشته بگردانند و … که دیدیم پیشرفتی که انتظار می رفت حاصل نشد!، زیرا که که قانون وقت جامع نبود و روشن نکرده بود که این دانش آموختگان فرنگ پس از بازگشت به چه کاری گمارده شوند.

به هر حال، از آن زمان تا سالها هر سال در شهریور ماه هفتاد تا یکصد و ده دانشجو به اروپا اعزام شدند.

وطن ما از زمان محمدشاه قاجار، محصل به مدارس تعلیمات عالی غرب می فرستاد، اما بدون نتیجه، زیرا برنامه درست برای استفاده از این فارغ التحصیلان در دست نداشت. ژاپنی ها یک بار محصل فرستادند و در ردیف کشورهای اروپایی قرار گرفتند. این موضوعی است که نیاز به بررسی عمیق دارد. اگر رضا شاه از این فارغ التحصیلان به جای «دوله ها و سلطنه ها» در مقامات بالای کشور استفاده کرده بود به آن آسانی برکنار و تبعید نمی شد. این فارغ التحصلان را به جای دادن مقام، به تدریس سرگرم کردند ؛ حال آن که می توانستند برای تدریس از خارج معلم بیاورند.

۱۹۷۰م:«اریک ری مارک» نویسنده داستان «در جبهه غرب همه چیز آرام است» ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۰در ۷۲ سالگی در سویس درگذشت. اریک که داستانهای متعدد نوشته است در آلمان به دنیا آمده بود.

«اریک ری مارک» در بکار بردن کلمات و برانگیختن خواننده با جملات، مهارت بسیار داشت و به گونه ای می نوشت که موثر باشد. «اریک» مستندات را در قالب داستان قرار می داد تا زحمت اثبات مدارک را به خود راه ندهد و قلم او آزاد، و نثرش شیوا و ساده و خودمانی باشد. وی کتاب «در جبهه غرب …» را که برای نخستین بار در سال ۱۹۲۹ درآلمان انتشار یافت و بعدا به زبانهای مختلف به چاپ رسید و به صورت فیلم سینمایی درآمد در نفی جنگ نوشته و جنگها را نتیجه جاه طلبی و اشتباه محاسبه سیاستمداران و دولتمردان دانسته که از مردن هزاران هزار انسان به دست یکدیگر بیم و واهمه به خود راه نمی دهند و جوانان کشور و نیز ملل دیگر را که به نام سرباز به جبهه فرستاده می شوند به کشتن می دهند و به کام مرگ می فرستند. کتاب او درباره جبهه غرب جنگ جهانی اول است. اریک در طول این داستان معروف که در میلیونها نسخه انتشار یافته در قالب ماجرا با تعجب بیان داشته که چگونه انسان دارای وجدان و شعور انسان دیگر را بدون این که شخصا خصومتی داشته باشد و در میان سکوت و بدون مکالمه با او می کشد و انسانها در کشتن یکدیگر مسابقه می گذارند و برنده مسابقه، درحقیقت فاتح جنگ است.

«ری مارک» که در ۱۸ سالگی به عنوان یک سرباز وظیفه آلمانی به جبهه غرب اعزام شده بود و در این جبهه پنج بار گلوله خورده و مجروح شده بود در حقیقت این داستان را بر پایه تجربه و تفکر خود از جنگ نوشته بود. در پایان جنگ، اریک به کارهای گوناگون از جمله تدریس ( آموزگاری ) پرداخت، سپس روزنامه نگار ورزشی نویس شد که پس از روان شدن قلمش به داستان نگاری روی آورد و تا پایان عمر آن را رها نساخت. اریک که از آلمان به آمریکا مهاجرت و تبعه این کشور شده بود در عین حال شوهر «پالت گودارد» بازیگر معروف فیلمهای سینمایی بود و دهها سال در سویس زندگی کرد.

آخرین داستان ری مارک «شب در لیسبون» عنوان داشت. سبک نگارش وی تفاوتی چندان با ارنست همینگوی نداشت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۴ مهر

۱۶۱۴م: ۲۶سپتامبر سال ۱۶۱۴، به تقلید از سایر کشورهای استعماری اروپا که چشم به تملک و غارت ثروت سرزمین های دوردست دوخته بودند، دانمارک هم «کمپانی هند شرقی!» خود را تاسیس کرد. مخترع این نیرنگ انگلیسی ها بودند. دولتهای اروپایی در آغاز کار استعمارگری، به بهانه تجارت و یا کشف مناطق (ناشناخته از نظر آنان!) وارد سرزمین های دیگر می شدند و جا خوش می کردند. آسیایی ها به ویژه کشورهای پرجمعیت آن به تصاحب استرالیا و برخی جزایر توسط انگلیسی ها که با انهدام بومیان صورت گرفت و هیچ منطق و ضابطه طبیعی آن را در «عصر دلیل» نمی پذیرد همچنان اعتراض دارند که این اعتراض به مثابه آتشی است در زیر خاکستر، و همین واخواهی نسبت به کانادا و … مشاهده می شود. نزدیک به چهار قرن است که پاره ای از اندیشمندان نظر داده اند که مهاجرنشینان اروپایی در قاره های دوردست «بین المللی» شوند و تنها به یک دسته تعلق نداشته باشند. جمعیت کره زمین حدود ۷ میلیارد و تقریبا دو برابر ظرفیت منابع آن است و مهاجرنشینان وسیع و کم جمعیت نباید به صورتی که با زور تملک شده اند اداره شوند، و این مناطق نظام تازه ای را اقتضا می کند.

۲۰۰۲م:جمهوری دمکراتیک خلق کره ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۲ با اختصاص دادن منطقه شهر سونویجو Sinuiju واقع در مرز چین به یک مرکز جهانی صنعت، بازرگانی و بانک به مدت پنجاه سال و به مدیریت یک سرمایه دار چینی، تصمیم گرفته بود به آزمایش نوعی کاپیتالیسم دست بزند که چین آن را از سه دهه پیش تجربه کرده است. به گزارش رسانه ها!،این منطقه مجاز به انشاء قوانین و ضوابط خود و ایجاد یک سازمان قضایی خاص خواهد بود و گذرنامه هایش را خودش صادر می کند و ورود به آنجا نیاز به کسب روادید ندارد و دولت کره در امور آن مداخله نخواهد داشت و در درجه اول به روی چین، ژاپن و کره جنوبی و پس از آنها سایر کشورها باز خواهد بود.

گزارش دیگری در زمینه اجرای این تصمیم انتشار نیافته است. تنها خبر این بوده است که سرمایه گذارچینی که قرار بود این مرکز را اداره کند به اتهام فساد مالی در چین زندانی شده است.

۲۰۰۳م:در پی انتشار نطق مورخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۳ ژاک شیراک رئیس جمهور ملی گرای وقت فرانسه در مجمع عمومی سازمان ملل، بسیاری از رسانه ها و تحلیلگران آمریکایی از جمله توماس فریدمن نوشته بودند که باید روشن شود که فرانسه دوست آمریکاست و یا دشمن آن.

شیراک در نطق خود که با کف زدن های حاضران در جلسه استقبال شد صریحا گفت: سازمان ملل بدترین مرحله عمر خود را می گذراند. به یک کشور عضو این سازمان بدون تصویب شورای امنیت تعرض نظامی شده است که نقض منشور سازمان است. پس از ایجاد سازمان ملل قرار بود که نظام گروهی «کلید حل مسائل» و اداره امور جهانی باشد تا هر اقدامی مشروعیت داشته باشد. اینک هم (که در مورد عراق، جهان در برابر کاری انجام شده قرار گرفته) در هرگونه بازسازی و انتقال قدرت در عراق، این مراحل باید در چارچوب سازمان ملل انجام شود تا قانونی و مشروع باشند و اگر با تصویب سازمان ملل، قرار باشد نیروهایی به عراق فرستاده شوند این نیروها باید تحت فرماندهی افسران دولت متبوع خود باشند و ….

در برابر، رسانه های فرانسه هم از اظهارات ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۳ کولن پاول وزیر امور خارجه وقت آمریکا که در اجتماع دبیران میزها و مقاله نگاران نیویورک تایمز بیان شده بود انتقاد کرده بودند. پاول گفته بود به عراقی هایی که تحت نظر مدیریت امریکائی در عراق اشغالشده فعالیت دارند شش ماه مهلت داده شده است تا یک قانون اساسی برای عراق بنویسند و نوع حکومت را که پارلمانی و یا صورت دیگر باشد تعیین کنند و سپس اختیارات انتقال یابد. مقاله نگاران فرانسوی نوشته بودند که قانون اساسی را یک مجلس موسسان باید بنویسد، نه منصوبان قدرت اشغالگر ….

در این میان، ۹ تن از متقاضیان نامزدی احراز مقام ریاست جمهوری امریکا از حزب دمکرات در انتخابات نوامبر ۲۰۰۴ در مناظره خود در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۳ در نیویورک سیاست های جورج بوش را به باد انتقاد گرفته و گفته بودند که او خود ش تصمیم به لشکر کشی به عراق گرفت و پس از ارائه اسناد (که بعدا معلوم شد درست نبودند) و قبولاندن این تصمیم خود به کنگره ۱۲۹ هزار نظامی به این کشور فرستاد ولی حالا در مجمع عمومی سازمان ملل برای جلب کمک استدعا و التماس می کند و به کسی هم اعتنا ندارد.

۲۰۰۴م:بر پایه گزارش ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۴ رابرت برنز (خبرگزاری اسوشییتدپرس)، نوشته روزنامه «یو. اس. ا ـ تودی» و نیز گزارش پنجشنبه ۲۳ سپتامبر دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا به سناتورهای عضو کمیسیون دفاع تغییرات مهمی در استراتژی جهانی آمریکا در دست انجام بود. این گزارش ها نشان می داد که:

جنگ با تروریسم، مبارزه با سایر تهدیدهای بالقوه، و محافظت از راههای حمل نفت؛ بهانه گسترش شبکه های نظامی کوچک و تازه عنوان شده است. این شبکه ها عمدتا به صورت سرپل و تخته پرش خواهند بود و به همین دلیل « لیلی پد» خوانده می شوند که به معنای زنبق آبی است ـ زنبقی که به جای زمین در آب می روید، متحرک است و با امواج و وزش باد جا به جا می شود. در این شبکه ها که تغییری عمده در استراتژی آمریکا پس از جنگ سرد سابق خوانده شده است انبار جنگ افزار، ایستگاه نظامی کوچک با نفراتی اندک مستقر خواهند بود و عمدتا در فرودگاه و یا اسکله برپا خواهند شد. از «داگلاس فایت» مرد شماره ۳ پنتاگون به عنوان معمار این تغییرات نام برده شده است که عقیده دارد : جهان امروز در شرایطی است که آمریکا باید بتواند هر لحظه در هرجا برای عملیات فوری آماده باشد. به نظر او، این برنامه باید ظرف ده سال تکمیل شود و در همین مدت هفتاد هزار نظامی آمریکایی از مناطق جنگ سرد سابق ( آلمان و … ) به آمریکا باز گردانده شوند.

محل شبکه های تازه از این قرار خواهند بود که بسیاری از آنها هم اکنون بالقوه وجود دارند:

ـ رومانی : پایگاه هوایی میحائیل کوگالنیکون، مرکز آموزش نظامی باباداگ و بندر مانگلیا( دریای سیاه).

ـ بلغارستان: پایگاههای هوایی سارافووف و ایگناتیوف برای انتقال نیرو.

ـ عمان: جزیره مسیره و پایگاه ثومرایت.

ـ آذربایجان و ازبکستان.

ـ جیبوتی ( از ۲۰۰۲ استقرار وجود دارد).

ـ سنگاپور: پایگاه هوایی پایا لبار . پایگاه دریایی چانکی.

ـ سنگال : فرودگاه داکار ( از ۲۰۰۳ استقرار وجود دارد).

ـ اوگاندا : فرودگاه انتبه

ـ خلیج گینه : پایگاه سائو تومه و پرنسیپ.

ـ اکوادور: پایگاه هوایی مانتا.

این شبکه ها علاوه بر پایگاههای سابق در اروپا و آسیا و خاور میانه از جمله بحرین، قطر ، کویت ، سعودی، حضور در عراق و افغانستان ، ایتالیا، اسپانیا ، انگلستان ، ترکیه، آلمان، کره جنوبی، اکیناوا و چند نقطه دیگر ژاپن و … و نیز پایگاههای مشترک ناتو است. در حال حاضر با لهستان ، تایلند ، فیلیپن و ازبکستان مذاکراتی در این زمینه درجریانست.

رامسفلد از این استراتژی به عنوان «تنظیم تازه» نام برده و ویلیام آرکین تحلیلگر دفاعی گفته است: وضعیت تازه، به زبان ساده همان وجود امپراتوری جهانی است. آمریکا حدود ششصد هزار نظامی در نقاط مختلف جهان دارد و کشتی های نظامی اش در دریاها در رفت و آمدند.

۱۸۸۷: امپل برلینر آلمانی نخستین گرامافون (جعبه ساز) را ساخت.

۱۷۸۹: توماس جفرسون به سمت وزیر امور خارجه دولت تازه تاسیس آمریکا تعیین شد. در تاریخ ایالات متحده وی نخسنین وزیر امور خارجه این کشور بشمار می رود.

۱۹۲۸: تا امروز ۲۳ کشور در مجمع عمومی جامعه ملل قطعنامه ؛ ضد جنگ ؛ را امضا کردند.

۱۹۳۴: افغانستان به عضویت جامعه ملل پذیرفته شد.

۱۹۳۷: لوئیس اندروز حاکم انگلیسی فلسطین در جلیله به دست اعراب کشته شد.

۱۹۳۹: دولت امریکا تصمیم گرفت که کمونیستها را از مقامات دولتی این کشور برکنار کند.

۱۹۴۰: روزولت رئیس جمهوری وقت امریکا صدور آهن و فولاد را به ژاپن ممنوع کرد. این تصمیم سپس شامل همه کشورها جز انگلستان و ممالک قاره آمریکا شد.

۱۹۴۵: در پی اعلام حالت فوق العاده در آرژانتین همه سردبیران روزنامه های این کشور رندانی شدند.

۱۹۵۳: میان دولتین امریکا و اسپانیا قراردادی امضا شد که بر پایه آن دولت اسپانیا در خاک خود به دولت آمریکا پایگاه هوایی و دریایی داد.

۱۹۶۰: فیدل کاسترو رهبر کوبا طولانی ترین نطق تاریخ سازمان ملل را که ۴ ساعت و ۲۹ دقیقه طول کشید در مجمع عمومی این سازمان ایراد کرد.

۱۹۶۲: جمهوری عرب یمن ( در آن زمان شمالی) تاسیس شد و ۲۶ سپتامبر روز ملی این کشور است.

۱۹۶۲: دولت آمریکا موشک برد کوتاه در اختیار اسرائیل قرار داد.

۱۹۷۱: نیکسون رئیس جمهوری آمریکا در الاسکا با هیروهیتو پادشاه وقت ژاپن ملاقات کرد که نخستین ملاقات سران دوکشور در طول تاریخ بشمار می رود.

۱۹۷۸: شاه ایران ( در گرماگرم انقلاب ) افراد خاندان سلطنت را از هرگونه معامله تجاری با دولت منع کرد که تصمیمی دیر بود.

۱۹۸۰: در پی بمباران پالایشگاه آبادان توسط عراقی ها هواپیماهای نظامی ایران هم چند چاه نفت عراق را به آتش کشیدند.

۱۹۸۴: رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریکا مصوبه کنگره این کشورمبنی بر تحریم اقتصادی دولت سفید پوستان جمهوری افریقای جنوبی را « وتو » کرد.

۲۰۰۳: دولت اسرائیل اعلام کرد که جمعیت این کشور به شش میلیون و هفتصد هزار تن رسیده است.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید