نوروز و آیین های باشکوه آن، مسیری سه هزار ساله و پرپیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسالترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین های جنوبی) است. آیین های برگزاری این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پیش تفاوت چشمگیر نکرده و به همین دلیل، عامل وحدت فرهنگی ساکنان ایران زمین به شمار میرود که آن را در هرگوشه از جهان که باشند، یکسان برگزار می کنند و بزرگ می دارند و به همین جهت است که اندیشمندان، «نوروز» را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانی خوانده اند که مورخان در قوه محرکه اش تردید ندارند؛ زیرا که در طول تاریخ نیروی عظیم و کارآیی های فراوان آن را درک کرده اند.

«نوروز» روز ملی و جشن همه کسانی است که در فلات ایران (ایران زمین) خود و یا نیاکانشان به دنیا آمده اند و تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله تاجیکها، افغانها، کردها و … و ساکنان سرزمینهایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری ایران را تشکیل داده بودند.

در قرن نوزدهم امپراتوری ایران براثر توطئه های استعمارگران اروپایی از میان رفت، اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنی قوم ایرانی باقی مانده و نوروز همچنان روز ملی همه مردمی است که از کوههای پامیر و بدخشان تا انتهای کوههای کردستان

سوریه و از شمال قفقاز تا رود سند و منطقه خلیج فارس سکونت دارند.

از آغاز سده ۲۱ میلادی تلاش های چشمگیر و تازه ای به منظور تحکیم رشته های فرهنکی و خویشاوندی (مهر، همدلی، انس و الفت) ساکنان ایران زمین و به ویژه میان کشور ایران و کشورهای فرارود و آسیای جنوبی صورت می گیرد که اصحاب نظر آن را یک پدیده تازه جهانی دانسته اند، زیرا که مناسبات کشورها تاکنون در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی (مادی) بوده است که باعث برانگیخته شدن رقابت دیگران، یارگیری سیاسی ـ نظامی و مسابقه های نامطلوب شده است.

نوروز، هدف از گرامی داشت آن و وقایعی که در طول قرون و اعصار در این روز روی داده است در خور توجه فراوان است.

در بسیاری از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبری، شاهنامه فردوسی و آثار بیرونی؛ نوروز به جمشید، شاه افسانهای و درپاره ای دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.

۱۷۳۵م:نادر شاه به «نوروز» و آیینهای آن علاقه مندی فراوان داشت. وی سکه خود موسوم به سکه نادری را در سال ۱۷۳۵ میلادی، در مراسم سلام نوروز رایج ساخت و تعدادی از آن را به رسم عیدی به منشیها و افسران خود داد که در یک طرف سکه نقش شده بود: «الخیر فی ماوقع» و در طرف دیگر سکه این عبارت دیده میشود: «نادر ایران زمین». این عبارت نشان میدهد که نادر یک ناسیونالیست ایرانی و خواهان احیای امپراتوری ایران در چارچوب مرزهای عهد ساسانیان، اشکانیان و هخامنشیان بود. نادرشاه در سال ۱۷۳۹ در جریان لشکرکشی به هند، پس از شکستدادن ارتش ۳۶۰ هزار نفری این کشور و دریافت تاج پادشاه هند، برای ورود به دهلی منتظر فرارسیدن نوروز شده بود تا در روزی سعد به این آرزو برسد و روز ۲۰ مارس (در آن سال؛ نوروز) وارد دهلی شد و مراسم عید را در کاخ «شاهجهان (امپراتور پیشین هند)» برگزار کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۳۰۵ش:وثوق الدوله صدر اعظم دهه ۱۲۹۰ که در پی امضای قرارداد ۹ اوت ۱۹۱۹ ( مرداد ۱۲۹۸) با دولت انگلستان که اگر به اجرا در می آمد ایران تحت الحمایه آن دولت می شد و مخالفت بعضی رجال و مجلس با آن در تیرماه ۱۲۹۹ کناره گیری کرده و به اروپا رفته بود در اسفند سال ۱۳۰۴ و دو روزمانده به نوروز ۱۳۰۵ پس از انتقال سلطنت به خاندان پهلوی به ایران بازگشت که بعدا هم مقام فرهنگی به او داده شد!.

وثوق الدوله و تنی چند از وزیرانش برای امضای قرار داد تحت سرپرستی انگلستان قرار گرفتن ایران ، از آن دولت رشوه نقدی گرفته بودند و چون می دانستند که روزی باید پاسخ این عمل خود را بدهند که در عرف بین المللی خیانت به وطن بشمار می آیداز دولت انگلستان تضمین گرفته بودند که در صورت لزوم به آنان در خاک خود پناهندگی بدهد. این رشوه بعدا از آنان اخذ و به صندوق دولت ریخته شد.

وی که از طریق دوستان انگلیسی خود آگاه شده بود که روسیه در آستانه تحولات عظیمی است در تابستان ۱۲۹۵ (۱۹۱۶) روسها را قانع کرد که تا پایان جنگ جهانی اول بمانند انگلستان از به دست گرفتن امور نظارت بر ارتش و مالیه ایران صرفنظر کنند که پذیرفتند. وثوق الدوله چند ماه بعد در اسفند همین سال سید ضیاء طباطبایی یزدی را در صدر هیاتی از جانب خود برای عقد یک رشته قرارداد در زمینه های مختلف به روسیه فرستاد و سید ضیاء طبق نوشته خود او تجربه سیاسی فراوان از این سفر به دست آورد.

اگر قرارداد اوت ۱۹۱۹ به تصویب مجلس رسیده بود این احتمال وجود داشت که به همان گونه که انگلیسی ها در جزیره العرب هر رئیس قبیله را امیر امارت کردند که اینک کشور هایی کوچکتر از یک شهر شده اند و در این دنیای آشفته و بی قانون ناچار به داشتن حامی هستند در ایران هم رئیس هر ایل و عشیره را ایلخان و دارای استقلال داخلی می کردند و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۳۲۱:از کارهای مهم اسفندماه سال ۱۳۲۱ ( مارس ۱۹۴۳ ) رفع توقیف روزنامه هایی بود که در نیمه دوم این سال از سوی دولت قوام السلطنه توقیف و یا لغو پروانه شده بودند. در آن زمان پروانه انتشار نشریه با تصویب شورای عالی فرهنگ ( معارف سابق ) صادر می شد و تنها همین شورا حق داشت که به پیشنهاد وزیر فرهنگ (وزارت فرهنگ در دهه ۱۳۴۰ به سه وزارتخانه آموزش و پرورش ، علوم وآموزش عالی و فرهنگ وهنر تقسیم شد ) طبق شرایطی به رای اکثریت اعضای حاضر لغو پروانه و یا توبیخ کند و تذکر بدهد.

قوام السلطنه بدون کسب مجوز از شورایعالی فرهنگ بیش از ۳۵ نشریه را در تهران که از کمبود مایحتاج زندگانی مردم و نامرغوب بودن نان و نایاب بودن دارو و وسائل بهداشتی انتقاد می کردند تعطیل کرده بود و به جای آنها یک روزنامه دولتی به نام اخبار روز منتشر می کرد . شورای عالی فرهنگ انتشار این روزنامه را هم که بدون مجوز آن شورا منتشر می شد غیر قانونی خواند که تعطیل شد . پاره ای از اعضای شورا در جلسه مورخ ۱۹ اسفند روزنامه نویس شدن دولت را مغایر عرف وظایف دولت که برای چنین کاری انتخاب نمی شود و نیز اصول مشروطیت ( دمکراسی ) اعلام کرده بودند.

از آن پس به مدت نیم قرن و تا آذرماه ۱۳۷۱ که « همشهری » و دو سال بعد « ایران » منتشر شدند، وطن ما روزنامه دولتی نداشت و هنگام صدور پروانه « همشهری » به نام شهرداری تهران قرار شد که این روزنامه درگیر سیاست نشود و تنها فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی ( شهری و غیر سیاسی) باشد و این موارد را هر روز در شناسنامه روزنامه چاپ کند که مشاهده می شود یکی از صفحاتش « لگوی سیاسی » دارد!. در آستانه انتشار روزنامه ایران هم تاکید شد که این روزنامه در خدمت کشور خواهد بود و منظور، آموزش عمومی و ارتقاء سطح اطلاعات و معلومات مردم است، نه تبلیغ برای قوه مجریه . اینک مشاهده می شود که این روزنامه رسمی نه تنها همانند روزنامه های معمولی در کیوسکها به فروش می رسد و با این روزنامه ها برسر تیراژ رقابت می کند ، بلکه اخبار جنائی را هم ( که ممکن است بد آموز باشند ) منعکس می کند که منطقا کار روزنامه دولت نیست. در حالی که انتشار روزنامه از سوی دولتها به حد اقل خود رسیده ، هنوز دولت ایران فلسفه انتشار روزنامه از جانب خود آن هم به شکل و شمایل روزنامه غیر دولتی و منظور خود از این کار را اعلام نداشته است.

این دو روزنامه تنها روزنامه های دولتی در جهان هستند که آگهی تجاری چاپ می کنند که این هم کار دولت نیست. به علاوه ، روزنامه ایران تنها روزنامه دولتی جهان است که بکرات از مطالب آن شکایت شده و پرونده قضایی دارد!.

۱۳۲۲ش:تهرانی ها سال ۱۳۲۲ را در سایه ترس از تیفوس آغاز کردند و نوروز خوبی نداشتند . بیماری مسری و کشنده تیفوس که نتیجه فقر ناشی از جنگ و اشغال نظامی ایران بود از اواخر سال ۱۳۲۱ بر بیچارگی مردم افزوده بود و هر روز صدها تن از این بیماری و بعضا در گوشه کوچه و خیابانهای پایتخت جان می سپردند. از ترس این بیماری که بعدا به نقاط دیگر کشور سرایت کرد کسی جرات دست زدن به کاسه دیگری و رفتن به مهمانی شام و ناهار را نداشت . با وجود این، مراسم عید دیدنی با احتیاط تمام انجام شد . در نیمه اسفند دولت وقت از مجلس اعتبار اضافی برای مبارزه با این بیماری تقاضا کرد که به میلغ پانصد هزار تومان تصویب شد ولی موثر واقع نگردید.

۱۳۲۹ش:دکتر محمد مصدق نخست وزیر وقت و مبارز راه ملی شدن نفت ایران روز ۲۹ اسفند هر سال را روز ملی شدن نفت ، یک روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد. ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ طرح ملی شدن نفت ایران به صورت قانون در آمده بود که در اجرای آن پس از پنج دهه، از انگلستان در نفت ایران خلع ید شد و این دولت را چنان بر آشفت که تا براندازی حکومت دکتر مصدق در امرداد ۱۳۳۲ دست از مخالفت، تحریک، تحریم و توطئه نکشید.

یک روز پیش از اعلام ۲۹ اسفند به عنوان یک روز ملی، دکتر مصدق جزئیات ظلمهای انگلستان به ملت ایران در طول ۱۵۰ سال و مداخلات این دولت از جمله انحصار نفت ایران در دست خود را برای دهها روزنامه نگار آمریکایی که به تهران آمده بودند تشریح کرده بود و چند روز پیش از آن هم آب پاکی روی دست نمایندگان بانک جهانی که برای میانجیگری به تهران آمده بودند ریخته و گفته بود که یک ملت مستقل و حاکم برخود بر سر حق مسلم و طبیعی اش مصالحه نمی کند و لذا نیاز به میانجیگری نیست. مذاکره با دولتی که طبیعتی سلطه گر دارد خودرا برتر می شمارد و زورگویی را حق یک دولت برتر می داند به منزله تسلیم در برابر زور و یک خیانت ملی است. انگلستان ملت باهوش و با استعداد ما را در عقب ماندگی فرو برد تا سر برنیاورد و مدعی اش شود. از اوایل قرن شانزدهم سیاست کلی دولت های سلطه گر بر این مدار بوده است که مانع رشد ملت هایی شوند که روزگاری قدرت بودند. برتری جویان که نان سلطه گری و استثمار می خورند نمی خواهند رقیب داشته باشند ـ چه این رقیب یک فرد منتقد و روشنگر باشد و چه یک ملت بیدار شده از خواب و مصمم و مبارز ـ مبارز کسب حق خود.

پس از پیروزی انقلاب در بهمن ماه ۱۳۵۷ پیشنهاد شده بود که عنوان روز ملی ۲۹ اسفند به روز "ایستادگی در برابر استکبار (سلطه گری)" تغییر یابد تا عنوانی گسترده تر باشد که موافقت نشد و استدلال شد که رسم نیست یک عنوان تاریخی تغییر یابد.

درهمین روز در اسفندماه ۱۳۳۲ و هفت ماه پس از براندازی حکومت دکتر مصدق، راجرز استیونس سفیر تازه انگلستان در تهران اعلام کرد که میان انگلستان و آمریکا در قبال نفت ایران توافق حاصل شده است!.

۱۳۳۲ش:یک هفته آخر سال ۱۳۳۲ به بحث در باره چگونگی قتل کریم پور شیرازی ناشر نشریه «شورش» در زندان گذشت. وی که به اتهام بدگویی تند از شاه و خاندان پهلوی در روزنامه اش در روزهای پیش از ۲۸ امرداد این سال دستگر و زندانی شده بود بر اثرسوختگی در زندان فرمانداری نظامی (زندان دژبان) درگذشته بود! و پزشکی قانونی تهران علت مرگ او را سوختگی شدید تشخیص داده بود. از آنجا که مرگ با این نوع سوختگی در زندان امری عادی و اتفاقی نبود در قتل او از طریق آتش زدن پس از شکنجه های فراوان تردید باقی نگذارده است که نقطه ای سیاه در تاریخ است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۳۴۹ش:«ایران تایمز بین المللی» تنها روزنامه بادوام دو زبانه(فارسی ـ انگلیسی) برون مرزی که در شهر واشنگتن منتشر می شود ۲۹ اسفند ۱۳۴۹ کار خود را آغاز کرد. ناشر این روزنامه، جواد خاکباز است که پیش از انتشار ایران تایمز از نویسندگان نشریات موسسه اطلاعات در تهران بود و در اینجا همزمان در روزنامه اطلاعات(فارسی) و تهران جرنال( نشریه انگلیسی زبان) آن موسسه قلم می زد و از چند سال پیش از انتقال به آمریکا آرزوی خود را با همکارانش در میان گذارده بود که می خواهد در واشنگتن یک نشریه منظم دو زبانه منتشر کند، نشریه ای مستقل و حرفه ای که دیکته کسی را ننویسد و بی طرفی و انصاف را شعار خود قرار دهد و به ژورنالیسم اصیل وفادار بماندو هزینه هایش را تنها خریداران و اصحاب اعلان و آگهی تامین کنند. در آن زمان ایرانیان مقیم آمریکا به پنجاه هزار تن هم نمی رسیدند ولی جواد پیش بینی کرده بود که افزایش جمعیت و درآمد نفت و کمبود جا در دانشگاههای ایران سیل دانشجویان را به سوی آمریکا سرازیر خواهد کرد که نیاز به یک نشریه دو زبانه دارند تا زبان مادری را فراموش نکنند و از حال و هوای ایران خارج نشوند، نشریه ای که به صورت یک پل رابط میان آنان و وطن عمل کند. با وجود این، وی پیش بینی نکرده بود که انقلاب روی خواهد داد که جا به جایی انبوه مردم را به دنبال خواهد داشت و هرکس خواهد کوشید بستگانش را به محل اقامت تازه منتقل کند و نیاز به یک و حتی چند نشریه دو زبانه چند برابر خواهد شد.

جواد هدف و برنامه خود را که همان زمان با همکاران در میان گذارده بود تا به امروز تغییر نداده و روش او در ۲۹ اسفند ۱۳۸۳ همان است که در آغاز کار در ۲۹ اسفند ۱۳۴۹ بود.در تهران در زمانی که جواد از انتشار یک نشریه دو زبانه در واشنگتن سخن به میان می آورد کمتر کسی بود که تحقق این آرزو، آن هم بدون کمک مالی منابع دیگر را باور کند.

۲۹ اسفند ۱۳۸۳ ایران تایمز ۳۵ ساله شد. تنها کسانی که دست اندر کار انتشار روزنامه هستند می دانند که انتشار یک نشریه به زبان مادری در کشوری دیگر تا چه حد دشواراست، چقدر فداکاری و تلاش و جوش زدن و نگران بودن لازم دارد.

موسسه ایران تایمز واقع در ساختمان ۲۷۲۷ خیابان سراسری ویسکانسین و نه چندان دور از محل دفتر حفاظت از منافع ایران در واشنگتن و محله سفارتخانه ها در عین حال پایگاه و سرپلی برای روزنامه نگاران ایرانی بوده است که پس از انقلاب جلای وطن کرده و در آمریکا سکنی گزیده اند. تقریبا همه این روزنامه نگاران پس از ورود به آمریکا مدتی همکار ایران تایمز شدند تا جای دیگری به دست آورند. جواد به برخی از آنان حتی اجازه داد که برای مدتی در ساختمان ایران تایمز مسکن گزینند. وی شخصا از بذل هرگونه کمک به روزنامه نگاران وطن دریغ نورزیده است.

ایران تایمز که می رود تا در سال ۱۳۸۴ دو نشریه انگلیسی و فارسی جدا از هم منتشر کند در کتابخانه همه دانشگاههای آمریکا یافت می شود و در دوران گروگانگیری و جنگ ایران و عراق، تنها منبع کسب خبر از ایران برای دهها هزار دانشجوی ایرانی بود و روز انتشار ایران تایمز، این دانشجویان در کتابخانه ها برای خواندن ایران تایمز نوبت می گرفتند و کسی نمی توانست بیش از دو ساعت آن را داشته باشد. هنوز هم ایران تایمز پرخواننده ترین نشریه فارسی در سراسر جهان است. هر کس که بخواهد به وطن سر بزند سراغ ایران تایمز می رود تا تلفن آژانسهای فروش بلیت و ارزانترین نرخها را از آگهی ها یشان به دست آورد.

این نشریه به بیشتر کشورها ارسال می شود. مقررات ایران پس از انقلاب فروش مستقیم نشریات فارسی زبان منتشره در کشورهای دیگر را اجازه نمی دهد مگر با صدور مجوز که جواد که دهها سال در محیط « بیل آو رایتز » آمریکا زندگی کرده و به آن خو گرفته حاضر به دادن تقاضا و احیانا به التماس افتادن برای دریافت مجوز فروش در ایران نشده است. ارسال ایران تایمز با پست و از طریق مسافران به ایران ظاهرا منعی ندارد و در ایران در دست مردم دیده شده است. در افغانستان و امارات، فروش ایران تایمز رسمی است و شنیده شده که سفیر آمریکا در کابل و سران افغانستان از خوانندگان ایران تایمز هستند. در تاجیکستان، استادان و روزنامه نگارانی که قادر به خواندن حروف عربی هستند ایران تایمز را می خوانند.

در سابق برخی از مطالب ایران تایمز در بولتن ویژه خبرگزاری پارس قرار می گرفت تا مقامات ارشد مطالعه کنند. اطلاعی در دست نیست که این روش در دهه های اخیر ادامه داشته باشد.

ایران تایمز تنها نشریه به زبان فارسی است که برای ترجمه مقالات از جراید دیگر به آنها مراجعه و کسب اجازه می کند. این نشریه از تکنولوژی پیشرفته برای خبرگیری، چاپ و توزیع استفاده می کند و برای مشترکان خود، به محض انتشار، مطالب روزنامه را به رایگان «ای میل» می کند تا اگر تاخیری در کار پست باشد، مطالب روزنامه به موقع به آنان برسد. همین ای میل کردن مطالب ممکن است مسئله توزیع در ایران را حل کند و مشترکان درون مرز، مطالب را از طریق ای میل دریافت دارند.

بیشتر مطالب ایران تایمز نقل از خبرگزاری ها، رادیوـ تلویزیونها و جراید دیگر است که در نظر دارد سرویس خبرگیری خود را هم در آینده تقویت کند و برای رسانه های دیگر منبع خبر باشد.

ایران تایمز قسمتی از جای خود را به مقالات روزنامه های فارسی و به ویژه ارگانهای احزاب می دهد و میان آنها تبعیض روا نمی دارد. نامه های وارده را با هر نظر و عقیده و بدون دست بردگی در آنها با رعایت نوبت(بر حسب جا) منتشر می کند.

جواد خاکباز ناشر ایران تایمز در سال ۱۳۸۲ با خوشحالی تمام گفته بود: شاد است که می بیند نامه های واصله از داخل ایران رو به افزایش است و صفحه نامه ها از صورت یک صدایی خارج می شود.

ناسیونالیستهای ایرانی شیفته پاراگرافی از نوشته " هرمان هسه " آلمانی هستند که ایران تایمز در هر شماره اش در بالای صفحه اول و در کنار لگو درج می کند به این شرح:

وطن معنوی ترین کلام روی زمین است؛ دوستی اش نه در آب است و نه در خاک – دوستی وطن در دل است، در خون است و شاید همان حیات دمنده ای است که در تن ما بالا و پایین می رود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۸۹۰م:بیمسارک مردی که به تدبیر او آلمان که به صورت امیر نشین های متعدد بود یکپارچه و به صورت یک قدرت در اروپا در آمد ۲۰ مارس ۱۸۹۰ از صدر اعظمی بر کنار و خانه نشین شد. وی با سه جنگ « محدود » دانمارک ، اتریش و فرانسه ــ سه مدعی ایالات آلمانی ــ را شکست داده بود و به هدف خود که ایجاد آلمان واحد بود و کسی قبلا تصورش را نمی کرد جامه عمل پوشانیده بود.

بیسمارک « جنگ محدود » را تعریف کرده ــ تعریفی که هنوز به قوت خود باقی است. طبق این تعریف ، جنگ محدود ستیز مسلحانه میان دو طرف است که پای دیگران به آن کشانده نشود . وی گفته است که ورود سایر کشورها به یک جنگ محدود باعث نقض غرض و تغییرات سیاسی ــ جغرافیایی وسیع می شود و ای بسا که نتیجه کار هم معکوس باشد.

ویلهلم دوم که هنگام نشستن برجای پدر به عنوان قیصر آلمان ۲۹ ساله بود بیسمارک را مانع جاه طلبی های خود می دید ولی به دلیل محبوبیت بیسمارک در جامعه المان قادر به تغییر او نیود.

دو سال بعد مخالفت پارلمان آلمان با یک برنامه اجتماعی بیسمارک که پارلمان عقیده داشت مآلا به زیان کارگران تمام خواهد شد این فرصت را به دست قیصر جوان داد. بیسمارک در صدد انحلال پارلمان و تجدید انتخابات بر آمد که قیصر او را به مذاکره دعوت کرد ، ولی در ساعت مقرر بیسمارک به دیدار او نیامده بود . قیصر به کشف علت پرداخت و معلوم شد که بیسمارک خواب بوده است . قیصر با اعلام این که بیسمارک پس از این همه تلاش نیاز به استراحت دارد او را معاف کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۹۴۰م:مذاکرات مهم و محرمانه هیتلر و موسولینی رهبران وقت آلمان و ایتالیا در گذرگاه « برنر Brenner» در بخش ایتالیایی آلپ در مارس ۱۹۴۰، بیستم این ماه پایان یافت که جزئیات آن سالها پس از پایان جنگ جهانی دوم افشاء شد و اتحاد دو دولت وارد مرحله ای تازه گردید.

براساس اسنادی که پس از جنگ انتشار یافت ، سران دو دولت تصمیم گرفتند که دست انگلستان را از اروپای قاره ای ، حوزه مدیترانه و خاور میانه کوتاه کنند . برای رسیدن به این هدف ، قرار شد که با شوروی متحد شوند ، زیرا نه تنها می توانست سوخت و مواد مورد نیاز را به آنها برساند بلکه برای بیرون راندن انگلستان از خاورمیانه به دلیل همسایگی با این منطقه می توانست عملا کمک کند .

هیتلر مسئولیت تماس با استالین را بر عهده گرفت تا مطامع او را تعدیل دهد و سعی کند که استالین مخصوصا در خاور میانه سهم زیادی مطالبه نکند.

در این مذاکرات قرار شد که ایتالیا ابتکار بیرون راندن انگلستان را از منطقه مدیترانه ( مالت ، مصر، قبرس و…) برعهده بگیرد و آلمان در غرب اروپا به محاصره دریایی و بمباران لاینقطع انگلستان دست بزند.

یک مورد از مذاکرات سران دوکشور درباره ایران بود. هیتلر از موسولینی که به تاسیس نیروی دریایی برای ایران کمک فراوان کرده بود پرسیده بود که آیا ناوگان تازه تاسیس ایران می تواند در برابر کشتی های انگلیسی ایستادگی کند؟ . موسولینی پاسخ داده بود که اگر آموزش افسران آن ادامه یابد و غافلگیر نشود خواهد توانست آزادی عمل در خلیج فارس را از انگلیسی ها بگیرد. موسولینی توضیح داده بود که چگونه بدون این که انگلیسی ها متوجه شوند افسران ارتش ایران را که برای آموزش زمینی به ایتالیا امده بودند فنون دریایی اموخته است.

طبق اسناد دیگر ، مذاکره با استالین برای اتحاد انجام شد ولی چون استالین نسبت ایران تمایل نشان داده بود هیتلر به او بدگمان شد و نه تنها مذاکرات را قطع کرد بلکه نقشه حمله به شوروی را کشید و به اجرا در آورد و همین امر باعث شکست او و بر هم خوردن همه برنامه ها شد. هیتلر پس از تردید نسبت به تعهدات استالین تصمیم گرفت به جای خرید سوخت از او ، منابع نفت قفقاز را تصرف کند. مورخان نوشته اند که اگر تصمیمات « برنر » عینا اجرا شده بود مسیر تاریخ در جهتی دیگر قرار می گرفت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۹۵۴م:۲۰ مارس سال ۱۹۵۴ برای نخستین بار یک روزنامه محلی در شهر کلمبیا در ایالت پنسیلوانیای آمریکا برای توزیع ، جعبه فلزی خودکار بدون متصدی بکار برد. تکنولوژی این جعبه ها که در سراسر جهان ( جز ایران و چند کشور دیگر ) معمول شده اند پیچیده نیست.

حجم و وزن سکه فنر دستگاه باز کننده جعبه را به کار می اندازد ، جعبه باز می شود و خریدار یک نسخه روزنامه از داخل آن بر می دارد . قسمت بالای صفحه اول روزنامه در پنجره جعبه برای نمایش اخبار مهم قرار می گیرد تا جلب نظر کند.

۲۰۰۸م:بیستم مارس ۲۰۰۸، پنج سال تمام از جنگ عراق که پایان آن هنوز هم ناپیدا است گذشته بود ـ جنگی که طبق آمار رسمی دولت آمریکا، در آن تا ۱۲ مارس ۲۰۰۸ سه هزار و نهصد و ۸۳ نظامی آمریکایی کشته و ۲۹ هزار و ۳۹۵ تن دیگر مجروح و یا ناقص العضو شده بودند (رقم کشته شدگان آمریکایی در مارس ۲۰۰۹ به چهار هزار و ۲۵۹ تن رسید). دراین جنگ شمار کشته شدگان انگلستان که در آن شریک شماره یک آمریکا بوده است و با وجود کنار رفتن تونی بلر، هنوز چهار هزار نظامی در آنجا دارد تا آن زمان ۱۹۷ بود. سایر متحدین آمریکا هم در این جنگ جمعا ۶۶ کشته داده بودند که عمدتا برای خوشخدمتی ارباب، شماری نظامی به عراق فرستاده بودند و گرنه مردم استونی، لاتویا، السالوادور و اسلوانی که منافعی در عراق ندارند. تعرض آمریکا به عراق – برغم مخالفت شورای امنیت و بیشتر ملل – سحرگاه بیستم مارس ۲۰۰۳ (غروب ۱۹ مارس به وقت واشنگتن) با حملات موشکی و بمباران هوایی آغاز شده بود که ظرف دو ماه منجر به اشغال نظامی این کشور شده است. دولت واشنگتن از اواخر جنگ جهانی دوم در اندیشه حضور نظامی در عراق بود که این اندیشه از سال ۱۹۵۸ و سقوط سلطنت عراق جدی تر شده و به صورت یک سیاست کلی درآمده بود. به باور مورخان تاریخ معاصر، در این پالیسی تغییری حاصل نشده است و خارج ساختن نیروهای رزمی تا سال ۲۰۱۱ (آنطور که گفته شده است) دلیل پایان یافتن حضور نظامی نیست و فرمول حضور نظامی در ژاپن، کره جنوبی و … در عراق هم اجرا خواهد شد.

طبق محاسبات دولت آمریکا، کشتگان شمارش شده عراقی در آن پنج سال از رقم ۹۰ هزار تجاوز کرده و از نیمه دوم سال ۲۰۰۷ که تلفات رو به کاهش گذارده، به طور متوسط هر روز در شهر بغداد ۲۶ تن در نتیجه این جنگ جان سپرده بودند. هزینه جنگ عراق برای آمریکا که تا مارس آن سال ۱۵۷ هزار نظامی در آنجا داشت (در مارس ۲۰۰۹ یکصد و ۴۲ هزار) هر ماه ۱۲ میلیارد دلار بوده و عامل شماره یک خرابی وضعیت اقتصاد آمریکا بشمار رفته است. این جنگ رفاه عراقی ها را از میان برده، اقتصاد این کشور را نابسامان و فساد و تباهی را افزایش داده و میلیونها عراقی را جا به جا، آواره و ناامید از آینده ساخته است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۲۰۰۸م:مورخانی که سند برای نگارش تاریخ معاصر جمع آوری می کنند و گهگاه ماحصل و نظر خود را درباره گذشت روزگار و مسائل آن تحت عنوان «تاریخ جاری» برمی نگارند، در اظهار نظرهایی که در مارس ۲۰۰۸ به مناسبت پایان پنجمین سال اشغال نظامی عراق کرده بودند جنگ عراق را یکی از غیر ضروری ترین جنگهای تاریخ معاصر، غیرقانون و خلاف عقل سلیم دانسته اند که تخیّل و اشتباه محاسبه و آزمندی تنها چند نفر باعث آن بوده و نتیجه ای هم برایشان از آن به دست نیامده است جز پایین کشیدن و تخریب مجسمه صدام حسین در میدان فردوس بغداد، و اعدام خود او که در زمان مرگ ارزش زیر صفر داشت. اشغال نظامی عراق به این صورت بار کاخ سفید واشنگتن را سنگین تر کرد و بنابراین آمریکا فاتح جنگ عراق نبوده و نخواهد بود.

این مورخان همچنین اشغال نظامی عراق را جنگی خوانده اند که با دلایل جعلی (ساختگی) و بدون مجوز سازمان ملل و به علاوه مخالفت بسیاری از ملل آغاز شد و بازجویی از ۵۹۶ هزار عراقی کوچکترین مدرکی را که دولت حزب بعث عراق فعالیت اتمی، اسلحه کشتار جمعی و یا همکاری با القاعده داشته به دست نداده است و بنابراین، آغازگران این جنگ در «دادگاه تاریخ» بی دفاع خواهند ماند. مخالفت جهانیان با این جنگ ادامه دارد. در آن سال ودر هجدهم و نوزدهم مارس در بسیاری از نقاط جهان از لندن تا لس آنجلس تظاهرات ضد جنگ و نکوهش دولت بوش در جریان بود.

طبق نوشته های پراکنده مورخان، مقاطعه کاران آمریکایی و چند کمپانی بین المللی دیگر از برندگان این جنگ غیر لازم بوده اند که جنس گران و نامرغوب (حتی آب آلوده) به نظامیان آمریکایی فروخته و با این سود کلان، مالیات بردرآمد دولت متبوع خودرا هم با تاسیس شعب «آف شور» پرداخت نکرده اند!. این جنگ همچنین باعث پیدایش مجدد نیروی مرسنر شده و هزاران مرسنر از این دست و عمدتا وابسته به کمپانی آمریکایی «بلک واتر (که در سال ۲۰۰۹ تغییر نام داد)» در مساعی امنیتی – انتظامی پس از اشغال نظامی عراق مشارکت داشتند که پدیده جهانی زیان آوری بشمار آورده شده است. درمارس ۲۰۰۸ شمار مقاطعه کاران خارجی و عمدتا آمریکایی در عراق از رقم ده هزار متجاوز بود. القاعده که پیش از آغاز تعرض آمریکا به عراق در بیستم مارس ۲۰۰۳ (نوروز ایرانیان)، در این کشور جایی نداشت در اندک مدتی در عراق دارای پایگاه و شش تا بیست هزار عضو شد و …. جنگ عراق مسئله کردهای این کشور را وارد مرحله تازه ای کرده است که درصورت قطع اشغال نظامی هم پایان نخواهد یافت.

نارضایی آمریکاییان از وضعیت عراق و ناامید شدن از حل مسئله این کشور در مارس ۲۰۰۸ بود که خواهان تغییرات بنیادی شده بودند و این خواست خود را با حمایت از «اوباما» منعکس می کردند. در آن زمان این حمایت تا آنجا پیش رفته بود که دختران کندی و کارتر (دو رئیس جمهور پیشین از حزب دمکرات) هم به پشتیبانی از این نامزد انتخاباتی شعار می دادند که شعار اوباما "تغییر" بود.

۲۰۰۹م:تصویری که رسانه ها، تحلیلگران و ناظران بی طرف از عراق در پایان ششمین سال اشغال نظامی (۱۹ مارس ۲۰۰۹) به دست داده بودند همچنان تاریک بود. چند گوشه از این تصویر از این قرار است:

ــ فساد اداری درحال گسترش بیداد می کند و یک سازمان جهانی ناظر (واچ داگ) عراق را از لحاظ وجود فساد در ادارات و مقامات، در میان کشورهای جهان در ردیف بسیار بالا قرارداده است حال آنکه پیش از تعرض نظامی ۲۰ مارس ۲۰۰۳ در ردیف بسیار پایین قرارداشت. به باور استادان علم حکومت (علوم اداری ـ سیاسی)، فساد اداری و کاغذبازی بمانند خوره و سرطان یک کشور را تدریجا از پای در می آورد و نه تنها حاکمیت ملی بلکه تمامیت آن را به مخاطره می افکند.

ــ بی اعتنایی! به رفاه مردم، فساد مالی و احتمالا ندانمکاری ها باعث ادامه فقر شده، برپیچیدگی مشکلات حیات و زندگانی روزمره افزوده و یک نمونه آن نبود آب آشامیدنی سالم (شش سال پس از آغاز جنگ و ۵ سال و ده ماه پس از اعلام پایان آن و شروع اشغال نظامی) است.

ــ مسئله صدها هزار آواره از خانه، محله، شهر و کشور به علت تفاوت نژاد، مذهب و یا داشتن مقام و … در نظام سابق است که بتدریج به مشکلات تازه منجر می شود.

ــ تعدد مذهب و نژاد و دعاوی اقتصادی (سهم از نفت و درآمدها) ـ سیاسی (سهم در مدیریت ها و مقننه) هرگروه مسئله ای است که رسیدن به توافق برسر حل آن اگر محال نباشد، کاری بس دشوار است و در نتیجه مانع ثبات. تفسیرنگاران بی طرف ادامه این نفاق، و بی ثباتی پیامد آن را به سود سیاست کلی آمریکا می دانند که مبنی بر نوعی حضور نظامی طولانی؛ ولو به صورت محدود در عراق است و ساختمان بسیار بزرگ سفارتش در بغداد که در سال ۲۰۰۸ بپایان رسید و … نشانه آن است. دولت واشنگتن همانند اسکندر مقدونی، سلوکی ها، عباسیان و عثمانیان عراق را کلید جهان می داند و می خواهد به نوعی این کلید را در دست داشته باشد. اشغال نظامی عراق، همچنانکه پیش بینی می شد مسائل نژادی ـ مذهبی عراق را که پیش از دهه سوم قرن بیستم یک کشور واحد نبود علنی تر ساخته است. اتحادیه عرب به استناد زبان عربی می کوشد که ماهیت عربی آن حفظ شود حال انکه عراق همانند آمریکا، استرالیا و کانادا یک مهاجرنشین است و به همانگونه که مهاجرین این کشورها مجبور به مکالمه به زبان انگلیسی شده اند عراقی ها هم پس از سقوط امپراتوری ایران به تدریج مجبور به تکلم عربی شدند. نژاد تنها با آزمایش «DNA» مشخص می شود نه حرف. در طول خلافت عباسیان و حکومت سلجوقیان شمار زیادی از اقوام آلتائیک (ترکمان) هم در بین النهرین ساکن و ماندگار شدند. عباسیان از این اقوام برای نظامیگری استفاده می کردند. بنابراین به سود آرامش منطقه نیست که اتحادیه عرب کردها و ایرانی تبارهای دیگر و ترکمانان عراق را نادیده بگیرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۲۰۰۹م:پیروزی موریسیو فونسMauricio Funes ژورنالیست تلویزیونی و گریلا ـ مارکسیست سابق السالوادوری در انتخابات ۱۵ مارس ۲۰۰۹ این کشور هفت میلیونی آمریکای لاتین که از یکم ژوئن این سال کار خودرا در این سمت آغاز کرد یک رویداد بزرگ تاریخی بشمار آورده شده است زیرا که السالوادور ۱۲ سال (از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۲) صحنه زدوخوردهای چریکی (چپ و راست بایکدیگر) بود و دولت واشنگتن و راستگرایان آمریکای لاتین تلاش بسیار کردند که این سرزمین ۲۱ هزارکیلومتری ساحل اقیانوس آرام به دست چپگرایان نیافتد. چپ هایی که در این نبرد گریلایی خونین و پرتلفات (که ۷۱ هزار کشته برجای گذارد) درگیر بودند عمدتا وابسته به جبهه آزادیبخش ملی «فارابوندو مارتی Farabundo Marti» بودند که ۱۷ سال پیش اسلحه بر زمین گذارد، تحمل حکومت راستگرایان را به شرط رعایت حقوق و آزادی های مدنی اعلام و تبدیل به یک حزب سیاسی شدند. مرور زمان نشان داد که دولت راستگرای السالوادور نیز در این مدت به تعهد خود وفادار مانده بود و عادی بودن وضعیت انتخابات ۱۵ مارس ۲۰۰۹ دلیل رعایت شروط و تعهدات است که در سال ۱۹۹۲ برعهده گرفته بود. جبهه «اف. مارتی» پس از فروپاشی شوروی، میان خود به تعدیل مارکسیسم دست زده و بمانند سایر چپهای آمریکای لاتین «پاپیولیست ـ ناسیونالیست» شده است. اهمیت دیگر این انتخابات در این بوده است که اندکی بیش از دو میلیون و سیصد هزار (یک سوم جمعیت السالوادور) و بیشتر نیروی کار این کشور در ایالات متحده بسر می برند و آراء خودرا از آنجا ارسال داشته و یا در مراکز مربوط در اینجا رای داده و فونس را انتخابات کرده بودند که نکته جالبی است. به عبارت دیگر؛ انتخاب یک چپگرای پاپیولیست (معتقد به مردم معمولی نه الیت ها) در ایالات متحده!. کثرت نیروی کار السالوادور در ایالات متحده به حدی بوده است که سبب شد چند سال پیش دولت السالوادور «دلار آمریکا» را پول رسمی خود اعلام دارد. افراط طبقه حاکمه السالوادور در مخالفت با افکار تساوی خواهانه (سوسیالیستی) به حدی بوده است که دولت سوسیالیستی کوبا را از آغاز پیدایش تاکنون برسمیت نشناخته بودند که فونس گفته است نخستین کار او برقراری رابطه با کوبا خواهد بود. انتخابات ۱۵ مارس ۲۰۰۹ السالوادور که ۹۰ درصد مردم آن نژاد مخلوط (بومی و اروپایی، بومی و سیاهپوست آفریقایی) هستند یک نشانه دیگر از بیداری بومیان قاره آمریکاست که در آمریکای شمالی «هیسپانیک» خوانده می شوند. برآورد شده است که این هیسپانیک ها تا ۲۰ _ ۲۵ سال دیگر در ایالات متحده نژاد اکثریت شوند که شمار آنان اینک ۵۴ میلیون نفر است.

با انتخاب فونس، اینک جز مکزیک و کلمبیا، سایر کشورهای آمریکای لاتین دارای دولت چپگرا شده اند که سیمون بولیوار و فیدل کاسترو نماد آنان هستند. در انتخابات اخیر مکزیک هم نزدیک بود که چپها برنده شوند. نامزد چپها که حزب دولت را متهم به تقلب کرده هنوز شکست نپذیرفته و خودرا رئیس کشور می پندارد. کلمبیا دارای یک گروه مجهز و مسلح چپگراست و دولت واشنگتن همه تلاش را بعمل می آورد و هزینه مالی سنگینی را منتقل شده است تا دولت کلمبیا به دست چپها نیافتد.

بررسی روحیه موریسیو فونس (موریچیو فونس) نشان می دهد که دولت او از افراطگری به دور خواهد بود و بعید است که یک پول ملی را برجای دلار آمریکا بنشاند.

فونس ۴۹ ساله که ضمن گزارشگری تلویزیونی به عنوان «فری لنس»، یک برنامه منظم تلویزیونی تحت عنوان « بدون سانسور» اجرا می کرد که عمدتا اختصاص به افشاگری داشت. همین برنامه که شجاعت و بی طرفی او را به ثبوت رسانید کمک بزرگی به کسب وجهه ملی و پیروزی اش در انتخابات کرد. کار این برنامه از زمانی گرفت که فونس در سال ۲۰۰۱ و درجریان کمک رسانی ها به زلزله زدگان السالوادور، مقاماتی را که از این کمکها سوء استفاده کرده و یا باعث حیف و میل آنها شده بودند افشاء کرد و ضعف های دولتی امر نجات مصدومین را بر شمرد. فونس پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه در رشته رسانه های گروهی و ارتباطات (روزنامه نگاری) به کار تهیه و نوشتن خبر پرداخت و همزمان با آن در مدارس هم تدریس می کرد. وی پس از مدتی تهیه خبر برای تلویزیون را ترجیح داد زیرا که ضمن استعداد، لحن گفتار او برای این کار مناسب بود و ۱۹ سال به این کار ادامه داد. حتی شبکه آمریکایی سی ان ان از خریداران گزارش های او بود. فونس یک برادر خودرا در جریان جنگ داخلی السالوادور ازدست داد. برادر او به دست پلیس السالوادور که در کنترل راستگرایان بود کشته شد. فونس با یک سوسیالیست برزیلی ازدواج کرده است که از اعضای برجسته حزب کارگران سوسیالیست برزیل (حزب لولا دا سیلوا) است و این بانو اینک سمت وابسته فرهنگی برزیل در السالوادور را برعهده دارد.

فونس در نخستین مصاحبه مطبوعاتی پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری گفت که دو ـ سه سال است که در گوشه و کنار و جهان بوی تغییر به مشام می رسد ـ از آمریکای لاتین تا روسیه و ایالات متحده. این تغییر باید متولد شود و تحقق یابد زیرا که جبر تاریخ است. وی گفت که السالوادوری ها اورا انتخاب کردند تا منافع آنان و وطن را تامین کند، اورا برای خدمت کردن انتخاب کرده اند نه سروری. او می داند که السالوادوری ها از چه مسائلی رنج می برند، چه می خواهند و چه نمی خواهند و چون انتظار آنان را می داند آن را برآورده می سازد. او از طریق برنامه تلویزیونی «بدون سانسور» خواست های هموطنان را دریافت کرده است و می داند که تشنه چه اصلاحاتی هستند. وی گسترش مناسبات بازرگانی با چین را در سرلوحه کار خود قرارداده است. همچنین جلب کمک برزیل را و بنابراین نخستین دیدار خارجی او، از برزیل خواهد بود. فونس اشاره کرد که نگاه به نشست سران ملل قاره آمریکا دوخته است که ماه آینده با شرکت «باراک اوباما» برگزار می شود.

مفسران سیاسی نوشته اند که رفتار «اوباما» نسبت به کوبا در نشست سران ملل قاره آمریکا به بسیاری از انتظارها پایان خواهد داد و اگر محدودیت های دولت واشنگتن نسبت به کوبا کاهش نیابد، لاتین ها به کشانیدن هرچه بیشتر پای مسکو و بیژینگ به منطقه دست خواهند زد و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۲۰۰۹م:پرونده قضایی ماجرای شگفت انگیزی که از آوریل ۲۰۰۹ ذهن مخاطبان رسانه ها درگوشه و کنار جهان را همراه با انزجار و احساس تنفر به خود مشغول کرده بود نوزدهم مارس ۲۰۰۹، پس از ۱۱ ماه به پایان رسید و به تاریخ پیوست. این ماجرا با انتقال یک دختر ۱۹ ساله اتریشی به نام کرستین Kerstin به بیمارستان شهر Amstetiiem و پس از بهوش آمدن او آفتابی شده بود. وی که به سبب محروم بودن از آفتاب در تمامی طول عمر، به بیماری کلیوی مبتلا شده بود در حال بیهوشی به بیمارستان انتقال یافته بود. کرستین پس از اینکه قدرت تکلم را بازیافت به پزشک معالج که از وضعیت او متعجب شده بود گفته بود که تمامی عمر را با مادرش الیزابت (متولد ششم آوریل ۱۹۶۶ ـ چهل و دو ساله)، برادر تقریبا ۱۸ ساله اش «استفان» و یک برادر ۵ ساله به نام فلیکس در یک زیرزمین زندگی کرده و دنیای خارج از آن چهار دیواری را ندیده است.

پزشک جریان را به پلیس اطلاع داد و افراد پلیس به محل رفتند و در زیرزمین یک مهندس ۷۳ ساله برق به نام جوزف فریتسلJosef Fritzel مادر و دو برادر کرستین را یافتند و به قرارگاه خود منتقل کردند. در اینجا، الیزابت مادر کرستین چنین گفت:

"پدرم جوزف فریتسل Josef Fritzel (متولد آوریل ۱۹۳۵) از ۱۱ سالگی نسبت به من سوء نظر داشت. در ۱۷ سالگی و زمانی که در یک مدرسه حرفه ای در شهر مجاور تحصیل می کردم فرار و ترک خانواده کردم ولی پدرم با کمک پلیس مرا یافت و به خانه برد و چند ماه بعد پس از مسدود کردن پنجره های زیرزمین ساختمان خانه و تبدیل آن به یک محل سکونت و بستن همه راههای ورودی به آن جز یک ورودی منتهی به یک راهرو طولانی، مرا با زور به آنجا منتقل کرد و ۲۴ سال تمام در آنجا نگهداری کرد بدون اینکه رنگ آفتاب را ببینم. در این مدت، او تنها بعد از ظهرها به من سر می زد و من در این مدت از پدرم دارای هفت فرزند شدم که وی سه تن از آنان را از من جدا کرد و به طبقه بالا برد و به مادرم سپرد و من و سه فرزند دیگرم در همان زیرزمین ماندیم. فرزند هفتم که هنگام وضع حمل دچار بیماری تنفسی بود پس از ۶۰ ساعت مرد و در این مدت اصرار من به پدرم که اورا به دکتر برساند به جایی نرسید و ظاهرا جسد کودک را پس از مرگ به داخل محل سوخت (کوره) آبگرمگن انداخت.

پلیس با شنیدن این اظهارات، الیزابت و دو فرزندش را به بیمارستان فرستاد و «جوزف فریتسل» را به اتهام تجاوز به محارم، توقیف غیر قانونی چهار انسان و باعث مرگ نوزاد شدن دستگیر کرد و دادستان شهر اورا به زندان فرستاد تا تحقیقات تکمیل شود. تحقیقات پلیس نشان داد جوزف که در جوانی، یک بار به اتهام تجاوز به یک زن به ۱۸ ماه زندان محکوم شده بود دارای هفت فرزند هم از زن خود رزماری Rosemarie شصت و هشت ساله است که دوتای آنان پسرند. رزماری که در ۱۷ سالگی با جوزف ازدواج کرده و در طبقه بالای ساختمان زندگی می کرده گفته بود که از وضعیت الیزابت و نگهداری او در زیرزمین خبر نداشت. در آن ساختمان که دارای چند آپارتمان است، خانواده های دیگری هم زندگی می کردند که از جریان اظهار بی اطلاعی کرده بودند. جوزف پس از بازنشسته شدن از کار در یک کارخانه صنعتی، مدتی نماینده فروش کالای مهندسی شده بود و سپس با خرید و ساخت و تکمیل چند ساختمان، از راه اجاره دادن آنها کسب درآمد می کرد. وی در شهر خود به یک شوهر خوب معروف بود بگونه ای که در سال ۲۰۰۶ مراسم پنجاهمین سال ازدواج او با رزماری را برگزار کرده بودند.

جوزف پس از محبوس کردن الیزابت در زیرزمین، گم شدن اورا به ضمیمه عکسی از وی به پلیس اطلاع داده بود و یک ماه بعد هم الیزابت را مجبور کرده بود که به خط خود خطاب به پلیس نامه بنویسد و بگوید که در شهر … زندگی می کند، سالم است و نیاز نیست که جستجوی وی ادامه یابد، او ۱۸ ساله است و حاکم بر سرنوشت خود. جوزف این نامه را به همان شهر برده و به پست سپرده بود و جستجو برای یافتن الیزابت متوقف شده بود.

تحقیقات دادستانی درباره اتهامات وارده به جوزف چند ماه طول کشید و محاکمه از دوشنبه ۱۶ مارس ۲۰۰۹ در دادگاه St. Poelten آغاز شد. وی در آغاز محاکمه منکر اجبار الیزابت به زندگی در زیرزمین و امتناع از انتقال نوزاد به دکتر شده بود ولی پذیرفته بود که شش فرزند الیزابت به علاوه نوزادی که درگذشته بود متعلق به او بوده اند. جوزف نمی توانست منکر این اتهام شود زیرا آزمایش دی ان ا پدر بودن اورا تایید کرده بود. قاضی تقاضای الیزابت را که در دادگاه حاضر نشود و قیافه پدر را نبیند پذیرفته بود. الیزابت به طریقه ویدئویی حرفهای خودرا زده و جزئیات کارهای پدرش را نسبت به خود شرح داده بود. جوزف در جلسه ۱۹ مارس (پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷) هنگامی که گفته های دخترش را که در جلسه دادگاه پخش شد مشاهده کرد و شنید از انکار دست کشید و به همه چیز اعتراف کرد و گفت که پس از حبس کردن دخترش در زیرزمین به خاطر ترس از فرار مجدد او، یک روز فریب شیطان را خورد و سپس این کار برای او به صورت اعتیاد درآمد که ترک آن برایش امکان پذیر نبود و از مردمی که خواندن این ماجرا در رسانه ها آنان را جریحه دار کرده است پوزش طلبید.

با این اعتراف، هیات منصفه دادگاه همان روز جوزف را مجرم شناخت و به قاضی پیشنهاد کرد که وی را به حبس ابد محکوم کند تا باعث عبرت شود. اتریش همانند سایر کشورهای اروپایی مجازات اعدام ندارد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۹ اسفند

۱۵۲۵: دولت فرانسه برای تعقیب و مجازات پروتستانها یک هیات ویژه تشکیل داد.

۱۵۴۹: دریاسالار انگلیسی توماس سیمور به جرم توطئه بر ضدبرادر خودکه مقام سوم کشور بود گردن زده شد.

۱۷۳۷: نیوتن فیزیکدان معروف در ۸۴ سالگی در لندن درگذشت.

۱۶۲۷: هلندی ها هم بمانند سایر اروپاییان برای استثمار مشرق زمین کمپانی هند شرقی هلند ( اندونزی ) را تاسیس کردند.

۱۸۸۵: یوجن هریگل فیلسوف آلمانی به دنیا آمد و۷۲ سال عمر کرد.

۱۸۹۶: نیروهای نظامی آمریکا به بهانه محافظت از اتباع این کشور وارد نیکاراگوئه شدند.

۱۹۲۸: صدور گذرنامه سیاسی درایران محدود شدو در چارچوب قانون قرار گرفت.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید