۷۹۸م:کرونیکلر های اروپایی شکست سپاه اعزامی خلیفه عباسی از خراسان به سیستان برای سرکوب کردن بپاخیزی پسران آذرک را یازدهم ژانویه سال ۷۹۸ میلادی نوشته اند. این بپاخیزی از نخستین قیامهای مسلحانه ایرانیان در جنوب خاوری وطن برای کسب استقلال و حاکمیت ملی بود. حمزه پسر بزرگ آذرک پس از این که شنید علی بن عیسی بن ماهان ژنرال و فرماندار عباسیان پسر خود عیسی را مامور سرکوبی قیام سیستانیان کرده است، با چند صد تن انقلابی استقلال طلب در کوههای سر راه کمین کرد و لشکر اعزامی را پراکنده ساخت. علی بن عیسی بن ماهان، خود ۱۴ سال بعد در دو نبرد در ری و همدان، از نیروی داوطلب ایرانی «انقلاب استقلال» شکست خورد و کشته شد.

سالها بعد یعقوب لیث تلاش پسران آذرک را دنبال کرد و موفق شد. قیامگران سیستانی می گفتند که حکام عباسی همان می کنند که در اسلام نهی شده است؛ ظلم، اسراف و توجه به تجملات و تشریفات. آنان استدلال می کردند که منظور از ردّ حکومت عباسیان دفاع از اسلام راستین است و تاکید داشتند که اسلام نگفته است که ایرانیان برای ثبوت مسلمان بودن خود، لزوما حاکم عرب داشته باشند و به عربی سخن بگویند.

۱۲۹۷ش:خانواده های افسرانی که توسط انگلیسی ها اعدام شده بودند برای شکایت از وثوق الدوله رئیس الوزراء وقت که به اعتراض آنان توجه نکرده بود ۲۲ دیماه۱۲۹۷ (۱۱ ژانویه ۱۹۱۹) مقابل کاخ گلستان اجتماع کردند ولی از دست دربار سلطان احمدشاه هم در این زمینه کاری برنیامد!. انگلیسی ها ۲۲ تیرماه همان سال (ژوئیه ۱۹۱۸) درست چهار ماه مانده به پایان جنگ جهانی اول، چهارده افسر نیروهای مسلح ایران را بدون کوچکترین دلیل اعدام کرده بودند ــ موضوعی که مورخان ما، آن طور که باید به آن توجه نکرده اند.

این افسران به منظور دفاع از وطن که قبلا اعلام بی طرفی کرده بود با نیروهای انگلیسی جنگیده و بعدا دستگیر شده بودند.

انگلیسی ها ماهها پس از این که لنین همه معاهدات مغایر تمامیت و حاکمیت ایران و امتیازات و مطالبات روسیه و روسها را یکجانبه لغو کرد؛ و در پی سازش محرمانه با وثوق الدوله درباره عقد قراردادی که چندی بعد تنطیم شد (قرارداد سال ۱۹۱۹) اعلام کردند که نیروهای خود را از ایران بیرون خواهند برد و «اس پی آر» را منحل خواهند کرد!. قرارداد ۱۹۱۹ (معروف به قرارداد لندن و وثوق الدوله) بگونه ای تنظیم شده بود که در صورت اجرا وطن ما دربست تحت سرپرستی انگلستان قرار می گرفت و عملا تحت الحمایه آن دولت می شد و ….

۱۳۳۶ش:پس از ده ماه و ۱۷ روز تعقیب و زد و خورد بالاخره ۲۱ دی ماه ۱۳۳۶ (دهم ژانویه ۱۹۵۸) دادشاه بلوچ که سردبیر وقت روزنامه اطلاعات اورا «دادشاه یاغی» می نوشت کشته شد و دو همسر و باقیمانده همدستان وی که چند نفر بیش نبودند دستگیر شدند!. برای بدام انداختن دادشاه که یک خرده مالک ناراضی و عاصی از رفتار ماموران دولتی بود، ژاندارمری ایران (که در دهه ۱۳۶۰ با پلیس ادغام و نیروی انتظامی نام گرفته اند) متوسل به یک سرشناس محلی شد و او به قید سوکند و با ارسال یک جلد قرآن دادشاه را برای مذاکره و سازش با دولت دعوت کرده بود که ژاندارمهایی که در هشتکوه بر سر راهش به خانه سرشناس محل کمین کرده بودند او، برادرش محمد و دو تن از همدستانشان را کشتند. در این آخرین زد و خورد، چند ژاندارم نیز جان خودرا از دست داده بودند. (اواخر تابستان سال ۱۳۳۶ – سپتآمبر ۱۹۵۷ – نگارنده این سایت به عنوان خبرنگار وقت روزنامه اطلاعات برای چند روز به محل فرستاده شده بود تا از نزدیک چگونگی تعقیب دادشاه را به تهران گزارش کند. اعزام خبرنگار از تهران، به صورت نوبتی انجام می گرفت).

ماجرا از چهارم فروردین ۱۳۳۶ شروع شده بود. در این روز دادشاه و برادرش محمد با چند تن دیگر در نیمه راه چاه بهار ـ ایرانشهر و در پیچ و خمهای تنگ سرخ (سرخه) واقع در منطقه کوهستانی «الاشار ـ سپید کوه» راه را برخودرو رئیس منطقه ای کرمان «اصل چهار ترومن» بستند که با همراهانش از ایرانشهر رهسپار چاه بهار (چابهار) بود. در این ماجرا، کارول (کرول) رئیس ۳۷ ساله اصل چهار ترومن، ویلسون ۳۵ ساله همکار او، همچنین مترجم و راننده ایرانی این گروه کشته شدند و بانو آنیتا همسر ۳۵ ساله کرول به اسارت درآمد. هفت روز بعد از وقوع حادثه، جسد بانو آنیتا در چند کیلومتری محل ربوده شدن او به دست آمد که ضعف ژاندارمری ایران تلقی شد که نتوانسته بود در یک فضای محدود و در فرصتى که داشت مخفیگاه ربایندگان را بیابد.

ژاندارمری ایران همه تلاش خودرا بکار برد ولی نتوانست دادشاه و همدستانش را که از این کوه به آن کوه می رفتند در مدتی کوتاه که انتظار می رفت دستگیر کند (مشابه قضیه بن لادن در قرن ۲۱، البته در ابعادی کوچکتر). این وضعیت باعث شده بود که شاه، دادن ترفیع درجه افراد و افسران ژاندارمری را موکول به دستگیری دادشاه کند. قضیه یکبار دیگر و هنگامی که آن چند نفر با تفنگ برنو (تک تیر) هواپیمای حامل رئیس ستاد ژاندارمری را سرنگون و اورا کشته بودند بزرگ شده بود و خبرگزاری های پرمشترک جهان (معروف به بیگ ـ ۴) خبرنگار به محل فرستاده بودند. پس از کشته شدن دادشاه، روزنامه های تهران به اصرار دولت عکس جنازه وی منتشر ساختند تا مردم گزارش مرگ او را باور کنند. همچنین عکس یکی از دو زن اورا.

در هشت سال و دو ماهی که از عملیات نظامی مستقیم آمریکا در افغانستان می گذرد، مطبوعات بارها به مسئله دادشاه اشاره داشته و به پیروزی نظامی آمریکا تردید کرده اند زیرا که منطقه و افراد متشابه اند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۱ دی

۲۰۰۵م:طبق یک گزارش روزنامه همشهری چاپ تهران( ۸ژانویه ۲۰۰۵)، مدیر عامل مخابرات ایران گفته بود که بر پایه قانون برنامه سوم، موظف به واگذاری بخشی از تصدی گری خود به بخش خصوصی است و بخش خصوصی برای ارائه خدمات تلفن ثابت (خانگی ـ غیر موبایل) عملیات خود را در چند استان کشور آغاز می کند. طبق روال عادی مطبوعات معاصر وطن، در این خبر هم که درک آن توسط عوام الناس دشوار است روشن نشده بود که این بخش خصوصی چه کسی و شرکتی است و چگونه به این امتیاز دست یافته است و کدام قسمت از «تصدی گری!» واگذار خواهد شد و چرا؟. آیا این قسمت از قانون برنامه سوم با اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی که صریح و روشن است مغایرت ندارد؟ و فردا و فرداهای دور به آن ایراد گرفته نمی شود و …. همچنین می دانیم که سودآورترین موسسات جهان تاسیسات مخابراتی هستند و میلیاردرهای امروز جهان عمدتا از دست اندرکاران چنین موسساتی هستند. به علاوه، سرمایه داران در گوشه و کنار جهان مترصد واگذاری موسسات مخابراتی دولتی به بخش خصوصی اند و ….

با "سود – ده " بودن سازمانهای مخابرات ظاهرا دلیلی برای واگذاری و فروششان وجود ندارد، مگر با مبلغ بسیار گزاف و بیشتر از ارزش واقعی و پول نقد.

مدیر عامل مخابرات (که همشهری از او نقل کرده بود) دست کم باید می گفت که عایدی خزانه دولت (بیت المال) از محل این واگذاری چه مبلغ بوده و یا خواهد بود.

این گزارش درست در روزی انتشار یافت که ۵۲ سال پیش از آن، شرکت تلفن که از آغاز کار غیردولتی بود با تصویب یک قانون در مجلس شورای ملی دولتی شده بود. دکتر مصدق از فرصت تظاهرات چند روزه ملت به حمایت از خود استفاده کرد و پس از اخذ رای اعتماد از مجلس، بلا فاصله لایحه ملی شدن شرکت تلفن ایران را به پارلمان داد که به تصویب رسید، امتیاز ملت تلقی شد و از بیستم دی ماه ۱۳۳۱ به اجرا درآمد و ….

مقامات دولتی و هر تصمیم گیرنده یک سازمان عمومی پیش از دست زدن به هر اقدامی از این دست لازم است نوارهای محاکمات انقلابی دادگاه شرع به ریاست صادق خلخالی و قضات دیگر در طول ۱۸ ماه اول پس از انقلاب را گوش کنند تا ببیند صدها تن از مقامات نظام سابق را به همین دلایل اعدام، زندانی و مصادره اموال کرده بودند. «فلسفه تاریخ» یک واقعیت است که باید به آن توجه داشت.

این نگارنده در دوران آن محاکمات، «خلیل بهرامی» خبرنگار وقت روزنامه اطلاعات که محاکمات دادگاههای انقلاب را برای روزنامه پوشش می داد تشویق کرده بود که از محاکمات نوار تهیه کند و در دوران بازنشستگی به صورت کتاب درآورد.

۲۰۰۵م:عقاید «سیدنی هوک » فیلسوف تجربی (نه اثبات ریاضی) قرن بیستم آمریکا که هر سال دو بار (به مناسبت زادروز و سالگرد فوت او) در رسانه ها مطرح می شوند تا از یاد نروند، در ژانویه ۲۰۰۵ با توجه به کاری که «آرمسترانگ ویلیامز» روزنامه نگار آمریکایی کرده بود رنگ و جلای ویژه داشت و توجه بیشتری به آن شده بود که سالها پیش خصوصیات یک روزنامه نگار حرفه ای را بیان کرده بود. ویلیامز به عنوان یک فرد، کاری مغایر قانون نکرده است ولی عمل وی در کسوت روزنامه نگار مغایر اصول این حرفه و مباین نظرات اجتماعی «هوک» و بسیاری از اصحاب حرفه روزنامه نگاری بوده است. هوک که در ژانویه ۱۹۰۲ به دنیا آمده بود و ۸۷ سال عمر کرد درباره رسانه های همگانی، روزنامه نگاری و روزنامه نگار تاکید بر استقلال کامل رسانه (جدا از دولت بودن) و بی طرف بودن روزنامه نگار دارد و خرید رسانه ها توسط شرکتهای غیر تخصصی و کمپانی های بزرگ را عملی خلاف رسالت این حرفه دانسته که اگر صورت گیرد؛ چنین رسانه ای از شمول تعاریف کلاسیک روزنامه نگاری خارج می شود و از آن پس نمی توان آن را رسانه همگانی (آیینه انعکاس زشتی و زیبایی های جامعه) نامید. وی روزنامه نگاران را از سازش با اصحاب منافع و قرار گرفتن در درون آنها برحذر داشته و گفته است که در این صورت، دیگر مستقل و بی طرف نخواهند بود و رسالت خود را از دست خواهند داد( همان کاری را که آرمسترانگ ویلیامز انجام داده و با دریافت ۲۴۰ هزار دلار از دپارتمان آموزش و پرورش آمریکا، به معرفی یک برنامه این دپارتمان پرداخته و برای پیشبرد آن تبلیغ کرده است).

به نظر هوک و سایر اصحاب حرفه روزنامه نگاری، روزنامه نگار تا زمانی که به این حرفه اشتغال دارد حتی نباید مشغله و منافع دیگر – جز تدریس و تالیف داشته باشد( مثلا کارمند دولت باشد و یا در روزنامه های متعلق به دولت کار کند) زیرا که رسانه های همگانی نه تنها باید اطلاع رسانی جامع و بی غرضانه کنند و سطح دانایی مردم را به موازات تحولات روز بالا ببرند بلکه زبان حال مردم، و وسیله منصفانه انتقال عقاید و نظریات و شناساندن بی غرضانه اصحاب اندیشه به جامعه ملی و جهانی باشند. رویدادهای بین مردمی (اصطلاحا: حوادث شهری) و اجتماعی شیپور نقاط ضعف جامعه هستند که به صدا در می آیند و اگر درست و ماهرانه توصیف و گزارش شوند برای مردم عبرت آموز و برای دولت زنگ خطر خواهند بود تا مسئله را دریابد و دست به حل معضل، اصلاح کار و پیشگیری بزند.

۲۳پیشازمیلاد:اکتاویوس (اوکتاویان) چند سال پس از آن که سنای روم او را با لقب اوگوستوس به عنوان تنها کنسول روم ( امپراتور انتخابی ) تعیین کرد و نگهبان دمکراسی و حقوق مردم قرار داد یازدهم ژانویه سال ۲۳ پیش از میلاد در مراسمی ناگهان و بدون مقدمه خود را تبعه اول وبالاتر از همه اتباع دیگر و همسرش را هم بانوی اول روم (بانوی بانوان) خواند و این رسم از آن زمان در دنیای غرب رایج شده


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید