۶۲پیش ازمیلاد:دهم ژانویه سال ۶۲ پیش ازمیلاد پمپی Pompey ژنرال رومی و یکی از اعضای شورای ۳ نفری ریاست امپراتوری روم اعلام کرد که سوریه و مناطق اطراف آن ضمیمه قلمرو روم خواهد بود. در آن زمان سوریه به مراتب بزرگتر از امروز و پایتخت آن انتاکیه (Antioch) و شامل جنوب غربی ترکیه امروز، قسمتی از اردن امروز و لبنان بود. این تصمیم،چهل روز بعد توسط یک فرستاده ویژه به اطلاع امپراتوری ایران رسانده شد. پاسخ ایران این بود: دست روم از مناطق ساحل شرقی مدیترانه کوتاه. این مناطق از جمله سوریه و ناحیه اورشلیم باید استقلال داشته باشند و یا تحت الحمایه ایران باشند.

این پاسخ دندان شکن بر امپراتوری روم گران آمد و عزم جنگ با ایران را کرد. کراسوس ژنرال دیگر و یکی از اعضای شورای سه گانه ریاست بر روم تدارکات لازم برای این جنگ را فراهم کرد و ۹ سال بعد (۵۳ سال پیش از میلاد) با سپاهی انبوه وارد شرق مدیترانه شد. ارتش ایران به فرماندهی سپهبد «سورنا» به حرکت درآمد و جنگ دو ارتش در منطقه حرّان (کارهه آن زمان – کنار رود فرات، مرز امروز سوریه و ترکیه) آغاز شد. در این جنگ سپاه روم درهم شکست، کراسوس و پسرش کشته و رومیان به مدیترانه ریخته شدند. این جنگ بزرگترین پیروزی شرق برغرب در طول تاریخ بشمار می آید. مورخان نظامی علت پیروزی ایران را برتری اسلحه و تاکتیک جنگ و احساسات شدید ناسیونالیستی ایرانیان دانسته اند. شکست کارهه تحقیر بزرگی برای امپراتوری روم بود. درسی که از این جنگ باید گرفت این است که ملتی که نتواند به موازات زمان؛ اسلحه دفاعی لازم، تکنولوژی مربوط، غرور ملی، روحیه و آمادگی دفاع از خاک وطن، آزادی و استقلال خود را داشته باشد محکوم به بردگی، استثمار شدن و ذلت است.

۱۳۱۴ش:بیستم دی ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی (۱۰ ژانویه ۱۹۳۶) وثوق الدوله (حسن وثوق) رئیس الوزراء سالهای ۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ که بعدا اعتراف به گرفتن رشوه از دولت انگلستان کرده بود تا ایران را دربست تحت الحمایه آن دولت قرار دهد و قسمتی از این پول را به صندوق دولت مسترد کرده بود به ریاست فرهنگستان ایران منصوب شد!.

می دانیم که فرهنگستان یک کشور، بزرگترین رسالت و وظیفه ملی ــ میهنی در آن کشور بر عهده دارد. انتصاب وثوق الدوله به ریاست فرهنگستان، در عین حال ثابت می کند که برخلاف تصور؛ نفوذ دولت لندن در ایران همچنان ادامه داشت.

۱۳۲۵ش:بیستم دی ماه ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۰ژانویه ۱۹۴۷ ) دکتر مصدق در مسجد شاه در اجتماع مردم معترض به احتمال مداخله دولت در انتخابات در شرف انجام، به قوام السلطنه نخست وزیر وقت اخطار کرد که دست خود را از جریان انتخابات دور نگهدارد و فلسفه دمکراسی و رای مردم را به بازی نگیرد. دکتر مصدق که بارها قوام را عامل بیگانه (انگلستان) خوانده بود در آن اجتماع گفته بود که ما باید انتخابات درست داشته باشیم، و یا این که مطلقا انتخابات نداشته باشیم. کاری نکنید که مداخله در انتخابات یک عادت شود که در این صورت مردم به آن اعتنا نخواهند کرد و لفظ انتخابات در ایشان شور و اشتیاق به وجود نخواهد آورد. مداخله دولت در انتخابات خیانت به حقوق مردم است. بگذارید هرکس را که می خواهند برگزینند. اگر بعدا احساس کنند که درانتخاب افراد اشتباه کرده بودند دفعه بعد دقت بیشتری بعمل می آورند و چشمشان را بازتر می کنند و تکرار این عمل – همان تکامل دمکراسی است. دکتر مصدق قوام را تهدید به تحریم انتخابات کرد.

۱۳۵۲ش:از بیستم دی ماه ۱۳۵۲(دهم ژانویه ۱۹۷۴) و دو ماه و چند روز پس از بالارفتن بهای نفت خام در سطح جهان که ناشی از تحریم صدور آن از جانب کشورهای عربی بود و افزایش درآمد ارزی ایران از این رهگذر، به تصمیم دولت وقت خرید و فروش ارز در میهن ما آزاد شد به این ترتیب که هر کس می توانست به هر بانک مراجعه و تا هر مبلغ پول خارجی که می خواست به نرخ دلاری هفت تومان خریداری کند و هیچ شرط و محدودیتی در کار نبود که سالها بعد معلوم شد یک توطئه بوده است که کشور های صادر کننده نفت هرگز نتوانند این در آمد (ارزهای نفتی) را صرف «تولید درآمد» و سرمایه گذاری داخلی کنند و ثروتشان به جای نقصان، افزایش یابد. شاه در سال ۱۳۵۶ (سال۱۹۷۷ میلادی) که کشور با تورم پول رو به رو شده بود پی به اشتباهات اقتصادی مقامات دولتی برده بود و گفته شده است که کناره گیری هویدا در آن سال به همین دلیل بود.

در سال های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ (۷۴ – ۱۹۷۵) هم برخی ایرانیان دلسوز به دولت وقت اندرز داده بودند که به منظورحفظ ثروت ملی، از فروش ارز (دلاری هفت تومان) با هدف تامین هزینه های جاری دست بردارد و یا دست کم ارز را دو ــ سه نرخی کند؛ برای تفریح و تفرج (مسافرت اتباع) یک نرخ، برای خریدهای متفرقه و ابزارهایی که در اولویت نیستند نرخ دیگر و برای خریدهای لازم و سرمایه گذاری های بنیادی نرخ هفت تومان که به این اندرزها توجه نشد و مشکلات بعدی و … نتیجه همین آزادی بدون قید و شرط معاملات ارز بود. در آن زمان دولت وقت مدعی بود که با این عمل «ریال ایران» را بین المللی کرده و مردم ناآگاه از اقتصاد و معاملات پول هم باور می کردند و نمی دانستند که این پول، حاصل فروش ثروت ملی است که دیری نخواهد پایید، و نسلهای بعد بی نصیب خواهند ماند.

با آزاد شدن فروش ارز، طولی نکشید که ایران به صورت گورستان اتومبیلهای اروپایی به ویژه آلمانی درآمد که هر مسافر ایرانی در سفر به اروپا یک دستگاه اتومبیل دست دوم خریداری می کرد و با خود به ایران می آورد و ….

۱۹۷۹م:آژانسهای خبری نهم و دهم ژانویه ۱۹۷۹ از واشنگتن از قول مقامات دولت جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا گزارش کرده بودند که دولت آمریکا از طریق «ویلیام سولیوان» سفیر این کشور در تهران به شاه پیام داده است که به مصلحت است ایران را ترک گوید. اسوشیتدپرس این اقدام را نشانه تغییر در سیاست آمریکا نسبت به شاه دانسته و یونایتدپرس که منبع خبر خود را «دیوید نیوسام» معاون وزارت امور خارجه آمریکا ذکر کرده بود نوشته بود که اگر شاه برود بعید است که بتواند بازگردد و اضافه کرده بود که با رفتن شاه، بختیار نخست وزیر تازه شانس بهتری برای کنترل اوضاع خواهد داشت!. آژانس فرانس پرس در این زمینه چنین نوشته بود: به نظر مقامات تصمیم گیرنده آمریکایی، ادامه حضور شاه در ایران مانع برقراری آرامش در این کشور خواهد بود و لذا بهتر است که ایران را ترک گوید.

سپهبد ربیعی آخرین فرمانده نیروی هوایی در نظام سابق درجریان محاکمه اش در دادگاه انقلاب در آن زمینه گفته بود: آمریکایی ها دم شاه را همانند یک موش مرده گرفتند و از کشور بیرون انداختند!. ربیعی با اینکه اواخر کار، از مخالفت خود با انقلابیون کاسته بود به حکم قاضی شرع دادگاه انقلاب اعدام شد.

اسناد از طبقه بندی خارج شده نشان می دهد که دولت کارتر تا آخرین هفته حکومت بختیار باورنداشت که روحانیون شیعه برندگان واقعی انقلاب ایران خواهند بود. دولت کارتر تلاش داشت و امیدوار بود که ملّیون (هواداران مصدق) قدرت را به دست گیرند و سلطنت در ایران به صورت کشورهای پادشاهی اروپا درآید. در آن زمان میان سایرس وانس وزیر امور خارجه وقت و برزینسکی مشاور ویژه کارتر (توتور= آموزگارخصوصی دروس علوم سیاسی کارتر) بر سر مسائل ایران و اینکه چه گروهی بهتر است در این کشور برسرکارآید اختلاف نظر بود. سران مسکو هم که از انقلاب ایران حمایت می کردند چشم به پیروزی کمونیست ها داشتند که از فعلان در انقلاب بودند. در آن زمان چند گروه چپگرای ایرانی از جمله سه جناح کمونیستی در انقلاب شرکت داشتند که اواخر وقت روز پیروزی انقلاب فرستنده های رادیو تلویزیون به دست آنها افتاده بود.

۱۹۸۰م:نماینده مسکو در شورای امنیت سازمان ملل نهم ژانویه ۱۹۸۰ قطعنامه پیشنهادی دولت آمریکا مربوط به افغانستان را «وتو» کرد. دولت آمریکا به استقرار نظامی مسکو در افغانستان اعتراض و در این زمینه به شورای امنیت سازمان ملل شکایت برده و این اقدام مسکو را خطری برای صلح جهان خوانده بود. دولت وقت مسکو در پاسخ به اعتراض دولت واشنگتن اعلام کرده بود که اعزام موقتی این نیرو به خواست دولت افغانستان صورت گرفته؛ قانونی و مشروع است. یک دولت حاکم حق دارد که در صورت رو به رو بودن با خطر؛ از دوستان و همسایگان کمک بخواهد. دولت افغانستان با توطئه آمریکا رو به رو بود که تقاضای کمک نظامی از ما کرد که با آن دولت پیمان دوستی و علاوه بر آن قرارداد عدم تعرض و کمک متقابل داریم. دولت آمریکا نه تنها طرح کودتای داخلی اجرا کرده (ماجرای حفیظ الله امین) که ضمن آن رئیس دولت افغانستان کشته شده بود بلکه با دادن پول، اسلحه و آموزش نظامی؛ در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان بحران ساخته و قصد براندازی دولت کابل را داشته که این دولت تا رسیدن به توان دفاعی لازم خواستار استقرار نیروهای ما شده است و ما به هیچوجه قصد ماندن، سلطه و قدرت طلبی نداریم.

مرور زمان نشان داد که روس ها در دهه بعد از افغانستان خارج شدند و دولت واشنگتن (به تحریک و اغواء لندن) به بهانه پایان دادن به عملیات «بن لادن و طالبان» که ساخت آمریکا بوده اند وارد افغانستان شده، دولت برکنار کرده، بافت و ساختار و در نتیجه آرامش را برهم زده و نه تنها در آنجا ماندگار شده بلکه پای اعضای ناتو را هم به آنجا باز کرده که یک آتشفشان جهانی بوجود آمده است زیرا که افغانستان میان چهار قدرت بالقوه معارض غرب قرارگرفته و به دریا راه ندارد که انتقال نیروی بیشتر به آنجا برای غرب آسان باشد. سکوت فعلی این چهار قدرت (روسیه، ایران، چین و هند) عمدتا برای این است که غرب هرچه بیشتر در باتلاق افغانستان فرو برود تضعیف شود. گرنه هر آن می توانند بمانند شکایت ژانویه سال ۱۹۸۰ آمریکا به شورای امنیت؛ آنها هم اقدام به شکایت و اعتراض و … کنند.

همزمان با «وتو» قطعنامه آمریکا در ژانویه ۱۹۸۰، دولت مسکو اعلام کرد که از این پس با همه توان از تلاش آمریکا و دو دولت انگلستان و فرانسه برای تصویب قطعنامه تحریم اقتصادی ایران در شورای امنیت (در رابطه با گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران) جلوگیری خواهد کرد. در اعلامیه دولت مسکو آمده بود که این دولت تصمیم راسخ دارد که از هرگونه تعرض نظامی آمریکا به ایران جلوگیری کند و در صورت لزوم کشتی جنگی به خلیج فارس بفرستد.

گروگانهای آمریکایی تا لحظه انقضای حکومت جیمی کارتر آزاد نشدند و ۴۴۴ روز در ایران بودند. در پی تعرض نظامی آمریکا که در آوریل ۱۹۸۰ در صحرای طبس شکست خورد مقامات تهران گفته بودند تا روزی که جیمی کارتر در کاخ سفید باشد گروگانها که از عوامل جاسوسی و نفوذی آمریکا در ایران بودند و یا اینکه به این عملیات کمک می کردند رها نخواهند شد. همین گروگانگیری و دربند بودن طولانی گروگانها باعث شکست کارتر در انتخابات نوامبر ۱۹۸۰ شد.

۲۰۰۴م:بانو اینگرید تولین Ingrid Thulin که در دوران فعالیت هنری خود ماهرترین بازیگر فیلم سینمایی سوئد عنوان داشت نهم ژانویه ۲۰۰۴ در ۷۷ سالگی در گذشت. اینگرید که از انستیتوی هنرهای دراماتیک سوئد فارغ التحصیل شده بود چهار دهه در عالم سینما فعالیت داشت و فیلم کلاسیک "توت فرنگی وحشی" معروفترین فیلمهای اوست و پس از آن فیلمهای " گاهی جیغ و زمانی هق هق" ، "شعبده باز" ، ؛ "لعنتی" و ….

تولین برنده جایزه بهترین فیلم سال ۱۹۵۸ کان (فرانسه) شده بود. وی سالهای آخر عمر خود را در رم زندگی می کرد ولی پس از ابتلاء به بیماری سرطان به وطن بازگشته بود و در آنجا بستری شده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۹۵۱م:سینکلر لویس Sinclair Lewis داستان نگار و نمایشنامه نویس آمریکایی دهم ژانویه ۱۹۵۱ درگذشت. وی نخستین نویسنده آمریکایی بود که در سال ۱۹۳۰ جایزه ادبی نوبل دریافت کرد. در ۲۶ داستان و نمایشنامه سینکلر همه جا دیدگاه کاپیتالیستی و آمریکائیزاسیون مشاهده می شود و به این لحاظ است که وی را مظهر زندگی و تفکر آمریکایی خوانده اند. عنوان داستانهای معروف او عبارتند از: بی گناه، پادر هوا، خداجو، تیمور لنگ و …. وی در نوشتن داستان کوتاه سبک ژورنالیستی (مشابه خبرهای جنایی روزنامه ها) نیز مهارت داشت و دارای یک مجموعه از این دست است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۸۳۴م:دهم ژانویه زادروز تاریخنگار بنام انگلیسی جان اکتون John Acton است که لقب «سر Sir » از دولت متبوع گرفته بود. وی در سال ۱۸۳۴ به دنیا آمد و در تاریخنگاری نوآوری متعدد بوجود آورد. اکتون که ۱۹ ژوئن ۱۹۰۲ فوت شد تاریخ عهد جدید و معاصر (از ۱۴۵۳ تا ۱۹۰۲) را مورد توجه قرار داده بود و کوشش داشت که در تالیفات خود از نتایج رویدادها پند و اندرز استخراج کند و عنوان فصول نوشته هایش قرار دهد که شماری از آنها از این قرارند:

ـ قدرت تمایل به فساد و زورگویی در فرد پدید می آورد و هرچه قدرت بیشتر باشد تمایل زورگویی بیشتر خواهد بود (که از این بابت باید مراقب خود و خویشتندار باشد).

ـ یک قدرتمدار باید بداند که پلیس تاریخ در تعقیب اوست و «تاریخ» تخته سیاه کلاس درس نیست که بشود آن را پاک کرد (مواظب رفتار و گفتار خود باشد و از قضاوت تاریخ بهراسد).

ـ چاپلوسان و نیرنگبازان سران و مقامات ارشد را هدف قرار می دهند و به هر راهی متوسل می شوند تا به او نزدیک شوند و پیرامونش را بگیرند و وی را از مردم و واقعیات دور می سازند.

ـ رای دهندگان در هر انتخابات پارلمانی نباید اکثریتی بسازند که زورگو شود.

ـ آهای رای دهنده: پیش از رفتن به پای صندوق رای مجسم کن که وکالت و اختیارات را به چه کسی می سپاری؛ باید روانشناسی این فرد را بدرستی بدانی.

– نامزد ریاست دولت باید قبلا رای دهندگان را از انتصاباتش آگاه گرداند زیرا که دولت یک مجموعه است نه فرد.

ـ دشوارترین وظیفه یک رئیس دولت یافتن افراد شایسته است و نباید در این امتحان مردود شود.

– تاریخ روح را روشن می سازد، توان اندیشیدن را بالا می برد و فرد را دورنگر می کند.

اکتون حکومت فدرال را بهترین نوع حکومت می داند و می گوید که اگر نشود یک کشور را فدراسیون کرد دست کم باید اختیارات مقامات محلی و منطقه ای را تا سرحد استقلال افزایش داد. نباید چشم و گوششان متوجه پایتخت و رئیس دولت باشد؛ دست روی دست بگذارند و انتظاربکشند.

بیوگرافی نویس «اکتون» نوشته است که که گلدستون نخست وزیر انگلستان عمیقا تحت تاثیر اندرزهای آن مورخ بود که افکار او عمدتا در «تاریخ آزادی» آمده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۳۳۱ش:خسرو قدیری روزنامه نگار با تجربه وطن ۱۸ دی ماه ۱۳۳۱ به دنیا آمده است. وی کار روزنامه نگاری را از "کیهان" آغاز کرد و سالها در صفحه اخبار بین الملل این روزنامه مطالب مربوط به سایر کشورها را پوشش می داد و ترجمه و تنظیم می کرد. قدیری از لحظه تاسیس روزنامه همشهری در سال ۱۳۷۱ در این روزنامه آغاز بکار کرد و دبیر اخبار بین الملل بود و در این سمت تلاش می کرد که در انتخاب اخبار مربوط به رویدادهای جهان بیطرفی کامل رعایت شود و گرفتار موج سیاست نشود. انتخاب خبر از خبرگزاری ها برای روزنامه ای که ماهیت سیاسی ندارد، کاری آسان نیست و وی می کوشید که ضمن اطلاع رسانی کامل و دقیق، وارد سیاست هم نشود.

مهارت قدیری در انتخاب اخبار و تنظیم آنها و روش ساده نویسی او و پشتکار و سر وقت بودن باعث شد که به معاونت سردبیری همشهری ارتقاء یابد و در این سمت داوری منصف میان تحریریه این روزنامه بوده و حقوق هرکس را محفوظ داشته است. قدیری در حال حاضر (سال ۱۳۸۸ هجری خورشیدی) همچنان سمت معاون اول اجرایی سردبیر همشهری (مسئول صفحات خبری روزنامه) را برعهده دارد. شهرت وی نه تنها در مهارتش در انتخاب و تنظیم اخبار و مدیریت منصفانه تحریریه است بلکه نظر به عقل و درایت، غالبا مورد مشورت روزنامه نگاران قرار می گیرد. قدیری نشان داده است که به دلیل وفاداری به ژورنالیسم، با هر مدیریت و ناشر می تواند کنار آید و کار کند و به دلیل هوش سرشار و خرد، هیچگاه بر له و یا علیه کسی وارد عمل نمی شود. به باور روزنامه نگاران ارشد و قدیمی، تداوم کار قدیری در همشهری و بودن بیش از یک دهه در مقام اجرایی تحریریه یکی از عوامل پیشرفت این روزنامه بوده است که سالها مقام اول را در میان مطبوعات ایران حائز است. قدیری مشوق دایر شدن و ادامه کار بسیاری از ستون ها و صفحات "همشهری" بوده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۲۰۰۴م:شهربانو مازندرانی که در سال ۲۰۰۴ ادعا شده بود ۹۷ سال از عمرش می گذرد شاید خبر نداشت که زلزله بم او را به صورت یک زن مشهور در جهان درآورده و جهانیان از سرگذشت او که سوم ژانویه ۲۰۰۴ – چند روز پس از وقوع زلزله، زنده از زیر آوار بیرون آورده شده بود آگاه و با چهره اش آشنا شده اند.

در آن ماه و درپی شبکه های تلویزونی و روزنامه ها، مجله ها به چاپ عکسهای بزرگی از شهربانو پرداخته بودند و همه «سرچ انجین» های فعال در اینترنت دسترسی به عکسها و شرح احوال او را میسر ساخته بودند. رسانه های سایر ملل برای مخاطبان خود نام شهربانو را ( بانوی شهر) معنی کرده و گفته بودند که شهربانو نامی است که از زمان باستان در امپراتوری پارسیان رایج بوده است.

شهرت شهربانو مرهون گسترش و پیشرفت ابزارهای خبر رسانی است که در دو دهه اخیر ره صدساله رفته اند. با وجوداین، این ابزارها هنوز آن طور که باید در خدمت انسان و حقوق او قرار نگرفته اند زیرا که سهم عامل انسانی در دنیای رسانه ها ۹۰ و حصه ابزار ۱۰ است و رسانه ها به عنوان ابزار انتقال اندیشه، احساس، اطلاعات و اخبار در سراسر جهان شدیدا دچار کمبود نیروی انسانی ماهر و واقف بر رسالت خود هستند و تا این نقیصه رفع نشود فایده رسانی آنها محدود خواهد بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۳۲۴م:در سال ۱۳۲۴ میلادی، نهم ژانویه – و دیروقت شب مارکو پولو ایتالیایی که سفر حقیقت یابی مهمی به چین کرده بود در زادگاه خود درگذشت. سفرنامه او عامل عمده پیشرفتهای غرب شد که ادامه دارد. در این سفرنامه که به زبانهای فرانسوی و ایتالیایی انتشار یافت وی به اقتباس از چینی ها به ملل اروپایی یاد داد که چگونه باروت بسازند و دارای اسلحه آتشین شوند، اغذ بسازند و کتاب منتشر کنند و دانش و فرهنگ خود را بالا ببرند و قطب نما بسازند تا بتوانند در دریاهای دور و عمیق کشتیرانی کنند و …. همین راهنمایی ها سبب شد که اروپائیان بر سرزمین های دوردست مسلط و تمامی قاره آمریکا را مالک شوند و … .

«مارکو» در سال ۱۲۵۴ در «ونیز» ایتالیا در یک خانواده بازرگان به دنیا آمده بود. شش ساله بود که پدر و عمویش «مافیو» و «نیکیلو» عازم منطقه دریای سیاه شدند تا تجارت کنند که وقوع جنگ در منطقه باعث شد مسیر خود را تغییر دهند و سر از چین درآورند. آنان هنگامی به ونیز بازگشتند که مارکو ۱۵ ساله بود و بر دو زبان دیگر مسلط شده بود. دو سال بعد این دو برادر تاجر «مارکو» را که مادرش فوت شده بود در سفر تازه با خود بردند و این بار مقصد آنان چین و دربار خان بزرگ مغول بود.

اعضای این هیات پس از رسیدن به تبریز تصمیم به ادامه سفر از طریق دریا گرفتند و عازم هرمز از مسیر کرمان شدند،اما در هرمز با مشاهده وضعیت کشتی های موجود از سفر دریایی منصرف و به کرمان بازگشتند و از مسیر هرات،بلخ و بدخشان، یارقند، ختن، لوپ نور و دشت گبی خود را به چین و دربار قوبیلای خان مغول رساندند.

«مارکو» به دلیل تسلط بر چند زبان و استعداد و هوش فراوان مورد توجه خان بزرگ (خان خانان) قرار گرفت و سالها در دربار او بود و حتی از جانب وی به سفارت به مناطق دیگر آسیا اعزام شد و با دانش، فنون و هنر شرق آشنا گردید و دارای ثروت قابل توجهی هم شد و چون بیم داشت که خان سالخورده فوت شود و او نتواند این ثروت را با خود به ایتالیا منتقل کند، از خان اجازه بازگشت موقت گرفت و خان هم از فرصت استفاده کرد و از او خواست که خانزاده خانم «کوکاچین» را تا ایران بدرقه کند و او را به ارغون – ایلخان مغول ایران برساند که از وی همسر خواسته است. «مارکو» با این خانزاده خانم مغول از راه دریا به ایران آمد. دو سال در راه بود و هنگام ورود به ایران شنید که ارغون درگذشته است که غازان پسر و جانشین ارغون به جای پدرش با خانزاده خانم «کوکاچین» ازدواج کرد. خان بزرگ سکه ویژه ای به «مارکو» داده بود که به منزله «گذرنامه» او بود و با این گذرنامه موفق به رساندن خود و ثروتش به "ونیز" شد.

وی هنگامی به ونیز رسید که میان این «کشور – شهر» با کشور – شهر «جنوا» جنگ بود و مارکو فرماندهی یک کشتی جنگی را بر عهده گرفت و در جنگ شرکت جست ولی اسیر شد و به زندان «جنوا» افتاد. هم سلولی او «روستیچلو Rustichello» یک نویسنده از مردم «پیسا» بود و مارکو از این فرصت استفاده کرد و در طول یک سال خاطرات خود را از سفر ۲۴ ساله اش به شرق و شرح ثروت شرقی ها و علوم و فنون آنان و چگونگی ساختن باروت که چینی ها در جشن ها برای آتشبازی از آن استفاده می کردند، قطب نما، کاغذ و … برای روستیچلو دیکته کرد و این سفرنامه که نخست به زبان فرانسه انتشار یافت غرب را متحول کرد و به مقام امروز رساند زیرا با استفاده از فنون چین و باروت اسلحه آتشین ساخت و با کمک قطب نما راههای دریایی دور را کشف کرد و با استفاده از کاغذ کتاب نوشت و جهان را به زیر سلطه خود کشید. مارکو پس از آزاد شدن از زندان به "ونیز" بازگشت و در ۷۰ سالگی در آنجا درگذشت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۳۴۹م:(کنفدراسیون سویس) بوده اند، نهم ژانویه ۱۳۴۹ میلادی مردم شهر به دستگیری همشهریان یهودی پرداختند و دستگیرشدگان را آتش زدند. شهر بازل که ساکنان آن آلمانی زبان هستند و از مراکز صنعتی و داروسازی سویس است در گوشه شمال غربی سویس و در تلاقی مرز آلمان و فرانسه و در کنار رود راین واقع شده است.

طاعون لنفاوی که اینک ثابت شده است با مهاجرت اقوام آلتائیک از شمال غربی آسیای مرکزی به شبه جزیره کریمه و اوکراین و از آنجا به اروپای مرکزی سرایت کرده بود در قرن چهاردهم میلادی تقریبا نیمی از جمعیت قاره اروپا را نابود کرد. این بیماری تا آغاز قرن بیستم، گاه به گاه در اروپا شیوع می یافت و کشتار می کرد. این نوع طاعون در آن زمان درمان پذیر نبود و بیمار را در کمتر از یک هفته می کشت.

۱۸۵۸م:انسون جانزAnson Jones آخرین رئیس جمهوری تکزاس مستقل نهم ژانویه ۱۸۵۸ خودکشی کرد. وی که در ماساچوست به دنیا آمده و در نیویورک و فیلادلفیا تحصیل پزشگی کرده بود و سپس ساکن تکزاس شده بود از فراماسونرهای آمریکا بود. وی گمان می کرد که اگر ضمیمه شدن جمهوری تکزاس به فدراسیون آمریکارا تایید کند و تکزاس به صورت یک ایالت درآید وی سناتور این ایالت در کنگره آمریکا خواهد شد ولی پس از الحاق تکزاس، رای کافی برای سناتور شدن به دست نیاورد، آزرده خاطر شد و خودکشی کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۹۱۶م:نبرد گالیپولی Gallipolis (داردانل ـ چاناکاله سواشلری) نهم ژانویه ۱۹۱۶ با پیروزی نیروهای عثمانی پایان یافت. این نبردرا نیروهای فرانسوی و انگلیسی ازجمله واحدهایی از استرالیا و نیوزیلند در ۱۹ آوریل ۱۹۱۵ و در دومین سال جنگ جهانی اول آغاز کرده بودند. هدف فرانسه و انگلستان از فرستادن نیرو به نزدیکی استانبول پایتخت عثمانی گرفتن این شهر و تسلط بر تنگه بسفور بود تا کشتی های روسیه بتوانند آزادانه رفت و آمد کنند. روسیه متحد فرانسه و انگلستان و عثمانی متحد آلمان بود. نبرد گالیپولی به اروپاییان که قصد نابودی عثمانی و تجزیه خاک اصلی آن (آناتولی) و دادن تراکیه (تراس ـ ترکیه اروپا) را به یونان داشتند فهماند که در صورت شکست عثمانی تنها خواهند توانست اقمار آن را متصرف شوند نه آناتولی را. ایستادگی ترکها در نبرد گالیپولی بسیار شدید و قهرمانانه بود. از نبرد گالیپولی بود که مصطفی کمال ـ از فرماندهان نیروهای عثمانی به صورت یک قهرمان ملی سربرآورد که بعدا و پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، یونانیان را عقب راند و جمهوری ترکیه را بوجود آورد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۹۳۱م:«کنگره تاریخ» در ژانویه سال ۱۹۳۱ (از دهم ژانویه به مدت یک هفته) در پاریس برگزار شده بود که یکی از مطالب مورد بحث آن رقابت دیپلماتیک حکومت بلشویکها در دهه ۱۹۲۰ با غرب به ویژه انگلستان در خاورمیانه و بالتیک بود. در این کنگره از جمله پیمان عدم تعرض ایران و شوروی (حکومت بلشویکها) که در اکتبر سال ۱۹۲۷ امضا شد مورد بحث بود. در این پیمان؛ دو کشور متعهد به همکاری، دوستی با یکدیگر و حفظ بیطرفی در قبال هم شده اند. حکومت بلشویکها سپس شعار متحد کردن خلقهای خاورمیانه و شرق بر ضد امپریالیسم و استعمار انگلیسیها و آزادی مردم ستمدیده آسیا از استثمار و سلطه سرداد.

در این کنگره گفته شد که حکومت بلشویکی (کمونیستی) روسیه در نیمه دهه ۱۹۲۰ در یک اقدام حساب شده بی سابقه که حمله دیپلماتیک کمونیستها خوانده شده است با همه کشورهای مجاور قلمرو روسیه پیمان دوستی، بی طرفی و عدم تجاوز امضا کرد از این قرار: باترکیه در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۲۵، با آلمان در ۲۲ آوریل ۱۹۲۶، با لهستان و افغانستان در ۸ اوت و با ایران در اول اکتبر سال ۱۹۲۷٫

حکومت بلشویکی روسیه قبلا در ۲۸ فوریه سال ۱۹۲۱ ضمن عقد پیمانی از همه دعاوی مالی و ارضی – اقتصادی و سیاسی – تزارها نسبت به ایران صرف نظر کرده بود و در مقابل؛ایران پذیرفته بود که بر ضد آن دولت با دولتی دیگر متحد نشود و به مسکو حق داده بود که اگر نیروی خارجی خصم روسیه وارد ایران شود آن دولت هم بتواند نیرو وارد ایران کند. حکومت مسکو درهمین زمان پیمانهای تقریبا مشابهی نیز با ترکیه و افغانستان امضا کرده بود.

طبق مذاکرات کنگره تاریخ، انگلستان که نمی خواست بلشویکها همه حواس خود را متوجه آسیا کنند و این قاره را که تامین کننده منافعش بود از دست بدهد، همه مساعی خود را به کار برد که مسکو حواس و تلاش خود را متمرکز در اروپا کند و از آسیا غافل بماند. همین «ضد حمله» سبب شد که کمونیستها در سال ۱۹۲۷ در چین شکست بخورند.

بلشویکهای روسیه پس از این که با ترفندهای انگلستان متوجه صحنه اروپا شدند اعتصابهای کارگری را در انگلستان دامن زدند و این اعتصابهارا سرآغاز سوسیالیستی شدن این کشور تصور کردند و شادمان از پیروزی قریب الوقوع حزب کارگر، با یک اقدام (نیرنگ) بی سابقه انگلیسی روبرو شدند و شکست خوردند و آن این بود که در آستانه انتخابات،دولت انگلستان نامه دولت مسکو به امضای زینوویف Zinoviev به دبیر اول حزب کمونیست انگلستان را که قبلا به دست آورده بود، در روزنامه های لندن منتشر کرد که در آن راههای به قدرت رسیدن این حزب با کمک سایر چپگرایان انگلستان آموزش داده شده بود. انتشار این نامه و تفسیرهای از پیش آماده شده مطبوعات درباره آن، سبب شکست حزب کارگر در انتخابات و پیروزی محافظه کاران شد و….

۱۹۶۴م:«نهم ژانویه» در پاناما روز شهیدان است. در این روز در سال ۱۹۶۴ دانشجویان و جوانان پانامایی تصمیم به نصب پرچم ملی خود در کنار پرچم آمریکا در منطقه آبراه پاناما (Canal Zone) گرفتند تا حاکمیت پاناما را بر منطقه آبراه به ثبوت برسانند. پلیس آمریکایی منطقه آبراه که محل سکونت اتباع آمریکا و استقرار نیروهای نظامی این کشور است مانع نصب پرچم شد و میان طرفین درگیری روی داد که نظامیان آمریکایی وارد معرکه شدند و دراین گیر و دار ۲۱ جوان پانامایی جان دادند. همین رویداد سرانجام باعث شد که در سال ۱۹۷۷ دولت کارتر طبق قراردادی تعهد کتبی مبنی واگذاری حاکمیت منطقه آبراه (نه تخلیه آن) در پایان قرن بیستم را به دولت پاناما بدهد که به اجرا درآمده است. این قرارداد حق آمریکا به ادامه استقرار واحد نظامی در منطقه آبراه را سلب نکرده است. دولت آمریکا از اوایل قرن بیستم در منطقه آبراه پاناما پایگاه نظامی داشته است. با کمک دولت آمریکا بود که پاناما در سال ۱۹۰۳ از کلمبیا جدا شد و اعلام استقلال کرد و امتیاز ساختن آبراه را به آمریکا داد. نیروهای آمریکایی مستقر در همین منطقه با کمک واحدهای اعزامی بر نظامیان پانامایی فائق و «نوریه گا» رئیس دولت این کشوررا دستگیر، به آمریکا منتقل و در فلوریدا به جرم همکاری با قاچاقچیان و مانی لاندری زندانی کردند. عکس زیر دو دانشجوی پانامایی را نشان می دهد که در روز شهیدان، عکسهای مقتولین نهم ژانویه ۱۹۶۴ را بر نرده های دانشگاه آویخته اند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۹۴۲م:پیمان ۲۶ کشور محارب با نیروهای محور (آلمان، ایتالیا، ژاپن و…) از ۱۰ ژانویه سال ۱۹۴۲ قوت اجرایی پیدا کرد و پیمان ملل متحد نام گرفت که به موجب آن مقرر شده بود هیچیک از امضا کنندگان پیمان حق نخواهد داشت به تنهایی با کشورهای محور وارد مذاکره شود و یا آتش بس برقرار کند.

این پیمان بعدا پایه تشکیل سازمان ملل قرار گرفت که اعضای اولیه آن متحدین جنگ جهانی دوم بودند. اگر پیمان سال ۱۹۴۲ نبود، ممکن بود هیتلر با کشورهای دیگر بسازد و نیروهای خود را در یک جبهه متمرکز کند. به هر گوشه حمله کردن ارتش آلمان با امکانات محدود داخلی بزرگترین اشتباه هیتلر بود که به نابودی اش انجامید.

این مبنا برای ایجاد سازمان ملل یکی از دلایل ناکامی های آن برای حفظ صلح عادلانه در جهان تلقی شده است. تجربه دهها ساله وجود سازمان ملل نشان داده است که از این سازمان تا منشور آن، مخصوصا ضوابط حاکم بر شورای امنیت اصلاح نشود برای حفظ ملل جهان از خطر جنگ و تعرض نظامی کار موثری ساخته نخواهد بود. محدود بودن تعرض بزرگ ها به کوچکها در نیمه دوم قرن بیستم نتیجه وجود سازمان ملل نبود؛ بلکه به دلیل وجود دو قدرت متعارض با هم در صحنه جهان بود که این وضعیت پس از فروپاشی شوروی، دیگر وجود ندارد و اشغال نظامی عراق (بدون مجوز سازمان ملل) روشنترین مثال آن است. آخرین شخصیتی که خواهان اصلاح اساسنامه سازمان ملل شد، پاپ وقت بود که در سخنرانی اول ژانویه سال ۲۰۰۴ خود اکیدا به این موضوع اشاره کرد. از همان نخستین سال تاسیس سازمان ملل که شهرت یافت اندیشه تاسیس آن از روزولت و چرچیل به دلایل خاص سیاسی بوده است، بسیاری از اندیشمندان آن را "سازمان دولتها" خواندند و گفتند که تا در منشور این سازمان ترتیبی برای مجازات دولتهایی هم که به حقوق مردم کشور خود تعرض و نسبت به آنان جور و ستم و تبعیض روا می دارند داده نشود، این دستگاه یک سازمان ملل نخواهد بود و نخواهد توانست امنیت را حفظ کند زیرا که پایه صلح و امنیت از سوی مردمی که به آنان ستم می شود همواره در معرض تزلزل خواهد بود که نمونه اش خرابکاری هایی است که جریان دارد و به درخواست حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه که اصرار داشت «تروریسم» تعریف شود و "علت" از میان برداشته شود نه معلول، ترتیب اثر داده نشد. به اظهار اندیشمندان، تمدن در جهانی وجود خواهد داشت که به دولت ها که در هر کشور مرکب از چند صد نفرند از سوی یک سازمان جهانی اجازه و امکان تعرض به حقوق مردم خود و ظلم و ستم داده نشود و در صورت ارتکاب مجازات شوند. این اندیشمندان خواستار گسترش اختیارات قضایی سازمان ملل و دادگاههای جهانی شده اند تا برای مفسدین سیاسی، افتصادی و اداری جای امنی در کره زمین وجود نداشته باشد. چنین سیستم قضایی بین المللی موجب کاهش چشمگیر فساد اداری خواهد شد. انفجارهای انتحاری ثابت کرده است که شمار ناراضیان جهان از وضعیت موجود رو به افزایش است و نیاز به وضع قوانین جهانی بیشتری است.

۱۹۴۶م:دهم ژانویه سال ۱۹۴۶ نخستین مجمع عمومی سازمان ملل نشست خودرا در لندن با شرکت نمایندگان ۵۱ کشور عضو (متحدان غرب در جنگ با آلمان، ژاپن و ایتالیا – جنگ جهانی دوم) تشکیل داد و اتلی نخست وزیر چپگرای وقت انگلستان در مراسم گشایش این اجلاس گفت که این سازمان به این شرط پیروز خواهد شد که هر دولت عضو، حفظ صلح را برمنافع اختصاصی خود ترجیح دهد و نکوشد که سازمان ملل را ملعبه خواستهای خود قرار دهد و از آن به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفهای سیاسی و ملی استفاده کند.

نخستین شکایتی که در این مجمع مطرح شد دادخواهی ایران بود که دولت شوروی را متهم ساخت برغم تعهد قبلی نه تنها نیروهایش را از ایران خارج نساخته بلکه این نیروها مانع نقل و انتقال واحدهای ارتش ایران درقلمرو این کشور می شوند و با این اقدام، تمامیت ارضی و حاکمیت ایران به مخاطره افتاده است، که قرار شد دو کشور ـ نخست با مذاکرات دوجانبه بکوشند مسئله را میان خود حل کنند و در صورت رسیدن به بن بست، آن وقت سازمان بررسی کند و تصمیم مقتضی بگیرد، که مسئله در مذاکرات دو جانبه حل شد.

این مجمع در سالروز تشکیل جامعه ملل گشایش یافته بود که ۲۶ سال بیشتر عمر نکرد. بسیاری از استادان علوم سیاسی ضوابط، ارکان و حتی عنوان (نام) جامعه ملل را بیشتر می پسندند که جنگ جهانی دوم را بهانه شکست آن قرار داده بودند. در جامعه ملل (برخلاف سازمان ملل) به هیچ کشوری امتیاز خاص داده نشده بود. به عقیده بسیاری از استادان علم سیاست لزومی نداشت که عنوان این سازمان «سازمان ملل متحد» باشد؛ زیرا که همه اعضای آن متحد و دوست یکدیگر نیستند. نام این سازمان از پیمان ۲۶ گانه دولتهای در حال جنگ با المان گرفته شده که در دهم ژانویه سال ۱۹۴۲ متعهد شده بودند با دولتهای محور (آلمان، ایتالیا و ژاپن) به طور جداگانه وارد مذاکرات ترک مخاصمه و حتی اتش بس نشوند. چون امریکا و انگلستان، طراحان آن پیمان، در آن تدبیر موفق شدند؛ بر همان پایه پیشنهاد تاسیس سازمان ملل متحد را مطرح ساختند و روح حاکم بر سازمان نیز همان است که میان اعضای آن پیمان به وجود آمده بود. بزرگترین ایراد به سازمان ملل، قرارداده شدن حق رد (وتو) در دست پنچ دولت (فاتحان جنگ جهانی دوم) در شورای امنیت – بازوی اجرایی آن سازمان – است. هدف اصلی از ایجاد سازمان ملل جلوگیری از جنگ و خونریزی است که این حق رد (امتیاز پنچ دولت) مانع از اعمال آن می شود و جنگهایی که پس از تاسیس سازمان ملل رخ داده به همان دلیل بوده است. ضعف بزرگ دیکر سازمان ملل که که شمار اعضای آن تا سال ۲۰۰۸ به ۱۹۲ کشور رسیده است بی اختیار بودن مجمع عمومی آن است که هرسال یک نشست عادی دارد که در ماه سپتامبر آغاز می شود. این مجمع درحقیقت یک تریبون آزاد برای نطق کردن است.

جهانیان عدم وقوع جنگ سوم جهانی را در نیمه دوم قرن ۲۰ باید مدیون معارضه دو ابر قدرت وقت باشند تا سازمان ملل، که بسیاری از اصحاب نظر آن را «سازمان علیل» لقب داده و خواهان یک تجدید نظر جامع در آن شده اند و گفته اند که باظهور قدرتهایی چون هند، برزیل، آلمان، ژاپن و … لزوم چنین اصلاحاتی بیش از هروقت دیگر احساس می شود و در غیر این صورت احتمال انشعاب وجود خواهد داشت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۲۰۰۴م:«الکساندر ورشبو A. Vershbow » سفیر وقت آمریکا در مسکو، دهم ژانویه ۲۰۰۴ در مرکز جهانی «کارنگی» در نطقی فرهنگی گفت که پوتین مرد قدرتمند روسیه، دیگر آن یوتین پیش از انتخابات (دسامبر ۲۰۰۴) نیست. او بر موج پیروزی سوار است، قاطع و خشن سخن می گوید – مخصوصا با دولتهای عضو شوروی سابق، از مخالفت با اقداماتی ازجمله گسترش ناتو و استقرار آمریکا در عراق و … دست بر نمی دارد و حاضر نیست درباره لیبرالیسم (به سبک غرب) و این گونه مقوله وارد بحث شود و ….

وی گفت که با این تغییر ناگهانی روش، آینده رفتار روسیه با آن همه تسلیحات اتمی ـ موشکی اش و نیز وجود احساسات ناسیونالیستی ذاتی در روس ها و شیفته قدرت دولتی و مردان نیرومند بودن، روشن و قابل پیش بینی نخواهد بود. ورشبو قبلا سفیر آمریکا در مقر ناتو بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲۰ دی

۱۷۶۶: «توماس پین» تالیف معروف خود ـ «عقل سلیم» را که محتوای آن از عوامل برانگیخته شدن مهاجرنشینان آمریکایی شمالی به کسب استقلال از انگلستان بشمارآمده است منتشر ساخت.

۱۷۹۹: ۱۷۹۹ ویلیام پیت W. Pitt نخست وزیر وقت انگلستان برای تامین هزینه های جنگ با ناپلئون که کمر به نابودی انگلستان از طریق جنگ و تحریم اقتصادی و محاصره دریایی بسته بود یک مالیات ویژه به همان نام وضع کرد و اعلام داشت که پس از رفع خطر این مالیات لغو خواهد شد. تاثیر روانی وضع این مالیات؛ افزوده شدن انزجار انگلیسی ها از ناپلئون بود.

۱۸۱۵: آخرین جنگ انگلیسی ها با آمریکا که به جنگ نیوارلئان معروف است به شکست انگلیسی ها انجامید. فرمانده نیروهای آمریکا دراین جنگ ژنرال اندرو جاکسون بود که بعدا رئیس جمهوری این کشور شد.

۱۸۷۰: «جان راکفلر» ثروتمند آمریکایی کمپانی «استاندارد اویل» را به ثبت داد که قراربود در اهایو فعالیت داشته باشد که در اندک مدتی دارای شعب متعدد شد و همه ایالت های نفتدار آمریکارا با اضافه کردن نام ایالت بر نام کمپانی دربرگرفت و چون به صورت کارتل درآمد در سال ۱۹۱۱ دیوان عالی آمریکا فعالیت آن را از شمول قانون ضد تراست دانست و حکم به تجزیه داد که کمپانی های بزرگ نفتی از اکزان تا موبیل و شوران و … از بطن آن بوجودآمده اند. تاسیس استاندارد اویل بود که راکفلر را در زمان خود میلیاردر اول جهان کرد. سرمایه کمپانی های نفتی که از تجزیه استاندارد اویل بوجود آمده اند بیش از یک تریلیون دلار است.

۱۹۲۸: دولت استالین «تروتسکی» را برغم وصیت نامه لنین از شوروی تبعید کرد.

۱۹۴۶: شیخ عبدالله پسر شیخ خزعل با عده ای افراد مسلح به خرمشهر حمله برد.

۱۹۵۰: جاکوب مالیک نماینده شوروی در سازمان ملل در جلسه شورای امنیت اعلام کرد که اگر نماینده تایوان به جای جمهوری خلق چین در این شورا شرکت کند وی در جلسات شورا حاضر نخواهد شد.

# ۱۹۷۲: شیخ مجیب الرحمن رهبر جنبش استقلال بنگلادش (پاکستان شرقی سابق) پس از ۹ ماه از زندان دولت پاکستان آزاد شد و به عنوان رئیس کشور تازه تاسیس وارد بنگلادش شد. وی قبلا نماینده پاکستان شرقی در پارلمان پاکستان بود. استقلال بنگلادش بدون مداخله نظامی هند امکان پذیر نبود.

۱۹۸۹: در پی خروج نیروهای دولت مسکو از افغانستان، واحدهای نظامی کوبا نیز تخلیه آنگولا را آغاز کردند که این دو رویداد آغاز پایان یک دوره از تاریخ بشمار آورده شده است زیرا که این عقب نشینی کمونیستها ادامه یافت. واحدهای نظامی کوبا به کمک دولت کمونیست آنگولا که با شورشیان هوادار غرب این کشور بالقوه بسیار ثروتمند (دارای نفت و الماس و محصولات کشاورزی فراوان) فرستاده شده بودند.

۱۹۹۰: کمپانی ناشر مجله تایم با کمپانی وانر کاموکیشن یکی شدند که شبکه خبری کابلی «سی ان ان» از متعلقات آنهاست.

۲۰۰۵: محمود عباس نخست وزیرپیشین دولت خودگردان فلسطین به ریاست جمهور فلسطینی ها انتخاب شد و بر کرسی یاسر عرفات تکیه زد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید