۲۴۵پیش ازمیلاد:۱۴ سپتامبر سال ۵۱۴ پیش از میلاد چند واحد از یک سپاه ارتش ایران از منطقه ای در مجاورت تنگه بسفور (Bosphorus) که دو قاره آسیا و اروپا را از هم جدا می کند – در محلی که قرنها بعد شهر قسطنطنیه (استانبول) ساخته و اواخر دهه ۱۹۶۰ پلی که رفت و آمد زمینی میان اروپا و آسیا تامین کند، زده شده است – گذشتند تا به همراه واحدهای دیگر سپاه که قرار بود از نقطه ای پایین تر، از دریای مرمره بگذرند به پیشروی خود به سوی منطقه دانوب ادامه دهند و «سیتی ها Scythians » را از اطراف این رود و جنوب سرزمینی که امروز اوکراین خوانده می شود دور سازند و به سمت اروپای شمالغربی (اسکاندیناوی) برانند. ژنرال بغابیش فرماندهی کل این سپاه را بر عهده داشت که سه ماه بعد از دریای مرمره گذشت.

سیتی ها یا سکاها، آرین هایی بودند که دسته ای از آنان پیشتر، به گونه ای مسالمت آمیز از آسیای میانه به جنوب مهاجرت کرده و در منطقه وسیعی که به نام آنان سیستان، و یا سکستان نامیده می شود اسکان یافته بودند، ولی گروه های دیگر این قوم که با ایرانیان از یک ریشه اند در ناحیه وسیعی از شمال آسیای میانه تا جنوب روسیه و منطقه دانوب استقرار یافته و گاهی هم متعرض قلمرو ایران مخصوصا در آناتولی (ترکیه امروز)، سوریه، فینیقیه (لبنان و قسمت ساحلی سوریه) و فلسطین بودند.

این لشکر کشی ایران به اروپا که به تصمیم داریوش بزرگ انجام شد از رویدادهای مهم جهان باستان است. سپاه اعزامی ایران در ژوئیه سال بعد (۵۱۳ پیش از میلاد) در داکیه (رومانی امروز) پیروز شد و ماموریت خود را به انجام رسانید (به رویدادهای ۱۳ ژوئیه مراجعه شود).

داریوش بزرگ هنگامی تصمیم به لشکر کشی به اروپا گرفت که اطلاع یافت سیتی ها قصد ورود به قلمرو ایران در آناتولی و از آنجا به شرق مدیترانه را دارند. ارتش ایران پیش از حمله به دانوب، سیتی ها را از قفقاز و اطراف دریای مازندران فراری داده بود.

ارتش ایران در حمله به منطقه دانوب و عبور از این رود به مسئله سیتی ها پایان داد و آنان مجبور شدند که منطقه ای از جنوب روسیه، اوکراین تا اسکاندیناوی را مسکن دائمی خود قرار دهند و حرکت دائمی از گوشه ای به گوشه دیگر را دست کم به صورت سابق را رها کنند و جذب مردم بومی محل شوند.

باید توجه داشت که سیتی های آریایی با طوایف آریایی دیگر که در آلمان و اسکاندیناوی و هلند و شمالغربی فرانسه مستقر شده بودند و بعدا دو طایفه انگلز و ساکسون از آنان در انگلستان مرکزی استقرار یافتند فرق دارند، ولی نژاد و ریشه زبان همه آنان از جمله پارسی یکی است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۴۸۰پیش از میلاد:دولت هخامنشی ایران با دادن پناهندگی به تمیستوکلس Themistoclesدشمن شمار یک خود، یادگار پسندیده ای از ایرانیان برای نسلهای بشر باقی گذارده که ۲۵ قرن به عنوان اوج مدنیت و رعایت احوال و شئون انسانها مورد احترام است. این پناهندگی پر سر و صدا که توسیدیدسThucydides، دیودوروسDiodorus و پلوتارکPlutarch آن را برای نسلهای بشری بعد از خود شرح داده اند فصلی آموزنده از تاریخ عمومی را تشکیل می دهد. تمیستوکلس یک اندیشمند، دمکراسی دوست، دولتمرد، و نظامی (استراتژ) یونانی بود که در این زمینه ها اندرزهای بسیار از وی به جای مانده که بکار بسته می شوند. تمیستوکلس بود که در زمان اقتدارخود، با گوشزد کردن خطر گسترشگری ایرانیان به آتنی ها، سطح استخراج معادن نقره یونان را چند برابر کرد و با درآمد اضافی برای وطن ۲۰۰ کشتی سه ردیف پاروزن Trireme (ترایریم = تریرم) ساخت و به این وسیله قدرت دریایی را ۳ برابر کرد و سپس در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، با دو خدعه جنگی، ناوگان ایران را وارد تنگه (کانال) کم عرض سالامیس ساخت و به دام انداخت و ….

تمیستوکلس که بقای استقلال یونانیان آن عصر نتیجه اندیشه های اوست، پس از ناموفق ساختن ایران در تصرف شبه جزیره یونان، خود گرفتار رقابت های داخلی بر سر قدرت شد و برخی از رقیبانش او را متهم کردند که بیش از جمع کل درآمد مشروع، ثروت اندوزی شخصی کرده که اتهامی برابر با سوء استفاده مالی از قدرت بود ـ اتهامی که شنیدن آن برای مردم معمولی و طبقه بی ثروت جامعه جالب است.

این اتهام باعث طرد تمیستوکلس از قدرت و ضبط اموال اضافی او در سال ۴۷۱ پیش از میلاد شد که میزانش چشمگیر هم نبود. این اقدام باعث رنجش تمیستوکلس و مهاجرت او از آتن به اسپارت شد و چون پس از مدتی اقامت در اسپارت، این منطقه را به حد آتن دمکراتیک و دارای دادگاههای منصف و مطمئن ندید با ارسال این پیام برای آتنی ها که زندگی در منطقه ای که دادگاهش اطمینان بخش و تضمینی برای حفظ حقوق انسان نباشد از دوزخ بدتر است عزم آرگوسArgos و سپس کورکورا Cocyraو آنگاه ایونی (در آسیای صغیر) کرد و وارد شهر مگنسیا Magnesia در ایونی (قلمرو ایران) شد و با فرستادن پیامی توسط پیک ویژه ساتراپ محل به شوش و از آنجا به پاسارگاد از دولت ایران تقاضای پناهندگی کرد.

اردشیر یکم (درازدست) شاه وقت از دودمان هخامنشیان در بیست و چهارم سپتامیر سال ۴۶۴ پیش از میلاد نه تنها به تمیستوکلس پناه داد، بلکه فرمانداری شهر مگنسیا را هم به وی سپرد و برایش یک مستمری سالانه برابر ۵۰ تالنتTalent (تالان) نقره در نظر گرفت و از او خواست که در عوض، نظرات و پیشنهادهایش را برای شخص او (شاه) ارسال دارد.

تمیستوکلس به مدت چهار سال و چند ماه با احترام تمام در مگنسیا زندگی کرد و در سال ۴۶۰ پیش از میلاد در ۶۵ سالگی درگذشت. بعدا که از او رفع اتهام و اعاده حیثیت شد، یونانیان بقایای استخوانهایش را به آتن منتقل و در وطن دفن کردند.

این اندرزهای همیشه مهم از تمیستوکلس باقی مانده که بسیاری از اندیشمندان و سران کشورها از آن استفاده کرده اند:

ـ یک مدیر (از مسئول شهر تا کشور و هر واحد دیگر) باید فردی باشد که قدرت تحلیل رویدادها، قضایا و گزارش ها را داشته باشد تا قضاوت ها، نتیجه گیری ها و تصمیماتش درست، منصفانه، و در درازمدت موثر و مفید باشد. یک فرد کم حوصله و کینه توز نباید به مدیریت انتخاب شود.

ـ هر گونه اتهام و به ویژه اتهامات ناشی از بدبینی، غرض آلودگی و بخل، پیش از اثباتشان در یک دادگاه منصف نباید ملاک کار قرار گیرد و اثربخش باشد (موثر واقع شود) و یک فرد و افراد را خنثی کند که زیان سنگینی برای جامعه خواهد بود.

ـ در یک جامعه، رقابت باید تشویق، و بخل و حسد عمیقا نفی و نهی شود. هیچ عاملی بهتر از رقابت سالم باعث پیشرفت نمی شود و بخل ریشه همه بدبختی های بشر است.

ـ کشور دارای دریا، اگر نیروی دریایی موثر نداشته باشد محکوم به قرارگرفتن تحت سلطه و قیادت است.

ـ با نیروی دریایی است که یک ملت کوچک می تواند باقی بماند و حتی جهانگیر شود (الیزابت اول ملکه قرن شانزدهم انگلستان این اندرز تمیستوکلس را در قابی روی میز دفتر کارش قرار داده بود و تحت تاثیر همین اندرز برای انگلستان یک نیروی دریایی موثر به وجود آورد که آرمادای اسپانیا را شکست داد و با این قدرت برتری انگلستان قرن ها در جهان حفظ شد).

ـ ملل همزبان و دارای گذشته مشترک (اشاره به کشور ـ شهرهای یونانی) باید به صورت متحد بسر برند و گرنه موفق نخواهند شدند (با این اندرز، یونانی ها اتحادیه دلیان Delian Leage را میان خود تشکیل دادند).

ـ برای یک جامعه هیچ نعمتی بالاتر از داشتن دمکراسی و مدیریت خوب نیست و این نعمت تا زمانی باقی ماندنی است که افراد جامعه قدردانش باشند و از اصالت آن پاسداری کنند.

تمیستوکلس با اشاره به اختلاف نظر خود با آریستیدس Aristides (دولتمرد دیگر آتنی)، بارها تاکید کرده بود که رجال یک ملت پس از رو به رو شدن با یک مخالف خارجی (مشترک)، بایداختلاف های خود موقتا کنار بگذارند و یکپارچه و یکزبان باشند تا موفق شوند و باقی بمانند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۱۶۱۵م: ۲۴سپتامبر ۱۶۱۵ میلادی شاه عباس که از تفلیس عازم اشرف در مازندران بود تا با "پدرو دو لاواله" فرستاده پادشاه اسپانیا ملاقات کند و پیام او را دریافت دارد، در گوکجه شنید که سلطان عثمانی صدر اعظم این کشور را که پس از شکست ارتش عثمانی از ایران، برای جلب موافقت به ترک مخاصمه، به ایران امتیازهای متعدد داده بود برکنار ساخته و گفته است که برای رفع این تحقیر به جنگ ایران خواهد شتافت.

شاه عباس برای پیشگیری از این حمله، دو سپاه از ارتش ایران را روانه "وان" و ارزروم کرد و تصمیم گرفت که پس از ملاقات با نماینده اسپانیا، لشکر خراسان و لشکر همدان و قزوین را هم به کمک دو سپاه اعزامی بفرستد که چند روز بعد به او خبر دادند که سلطان عثمانی در گذشته و جانشین او برای اجتناب از درگیری تازه ای با ایران اعلام کرده است که تعهدات صدر اعظم سابق را می پذیرد و خود را به رعایت آنها مکلف می داند. با وجود این، شاه عباس دو سپاه اعزامی را من باب احتیاط به پادگانهای خود بازنگردانید.

۱۸۰۲م:الکساندر یکم تزار روسیه که برنامه های پتر یکم را دقیقا مطالعه کرده بود، از دومین سال سلطنت خود به فکر جهانگشایی در جنوب غربی و شرق آن کشور افتاد و پس از جلب موافقت ژنرالها و بزرگان روس در سپتامبر سال ۱۸۰۲ با اندیشه درصدد تحقّق آن برآمد. در آن زمان، اروپا جولانگاه ناپلئون بناپارات ـ دشمن شماره یک انگلستان ـ بود و اندیشه تزار تضاد چندانی (جز بر سر لهستان) با هدفهای ناپلئون نداشت. تزار با توجه به تجربه پتر یکم و احتراز او و جانشینش از درگیری با نادرشاه تصمیم گرفت که با دولت تهران برضد عثمانی ائتلاف کند زیرا که هر دو دولت معارض عثمانی بودند. در آن زمان «جان ملکم» فرستاده انگلستان به ایران، (که بعدا به خاطر خدماتش به دولت متبوع، لقب «سر» گرفت و «سر جان ملکم» شد) در تهران بود. انگلیسی ها که از طریق منابع خود در سن پترزبورگ متوجه تصمیم الکساندر یکم شده و نگران از دست رفتن هندوستان و متصرفات دیگر خود در آسیای جنوبی و منطقه خلیج فارس پس از ائتلاف احتمالی روسیه و ایران بودند دست به تحریک سران این دو کشور علیه یکدیگر زدند مخصوصا که به دوستی با تزار در جنگ با ناپلئون نیاز داشتند. در این میان، تحریکات مجدد حکمران تفلیس هم علیه ایران که از یک دهه پیش از آن خودرا تحت حمایت روسیه قرارداده بود آغاز شد. حرکت قبلی حاکم تفلیس تعرض به منطقه «گنجه» بود که آغامحمدخان قاجار برای تنبیه او به تفلیس رفته و در آنجا عده ای را اعدام و مصادره اموال کرده بود (که چنین خشونتی به مصلحت ایرانیان نبود).

در آن سال و در مرحله اول، هدف تزار تملک بقیه آلاسکا، غرب کانادا و شمال غربی ایالات متحده امروز تا نزدیکی سانفرانسیسکو بود. ولی تحت تاثیر آن دو محرّک (حاکم تفلیس و انگلیسی ها) برای گسترش قلمرو روسیه، از قفقاز آغاز کرد که جز شهر تفلیس بقیه آن در کنترل ایران و خوانین مورد تایید تهران بود.

تزار برای اجرای این تصمیم خود، ژنرال «سی سیانوف= تسی تسیانوف» را با لشکری به شهر تفلیس که هنوز اسما در قلمرو ایران بود فرستاد. وی از اینجا به تصرف نقاط دیگر گرجستان و آبخیز (آبخازیا) و باطوم پرداخت و سپس پیشروی خود را به سوی جنوب دنبال کرد که منجر به آغاز جنگ اول ایران و روسیه در سال بعد شد. سی سیانوف در جریان پیشروی، به اشاره ایران و با طرح نقشه ای کشته شد که فرماندهان بعدی (ژنرالهای اعزامی تزار) موفق شدند هدفهای او را تامین کنند و سرانجام پس از دو جنگ و امضای دو قرارداد (گلستان و ترکمنچای)، مرز جنوبی امپراتوری روسیه در غرب دریای مازندران، در سال ۱۸۲۸ رود ارس تعیین شد. دست لندن در همه این ماجرا در کار بود و تلاش های «سر گور اوزلی» بخشی از اعمال نفوذ لندن بود. انگلیسی ها که دقیقا ناظر بر پیشروی تزار در منطقه قفقاز بودند و نقش جاسوسی دوجانبه را داشتند، به مصلحت خود ندیدند که روسها در جنوب ارس هم متصرفاتی داشته باشند و پس از عقد معاهده ترکمنچای تنها به روشن نگهداشتن آتش کینه تهران و سن پترزبورک نسبت به هم ادامه دادند که روسها متوجه منطقه «فرارود» شدند و باردیگر طرح الکساندر یکم و سازش با تهران جان گرفت و این بار هدفشان این بود که مناطق تاجیک نشین افغانستان و بویژه هرات درکنترل ایران باقی بماند که دولت لندن به تحریک خان های محلی برضد ایران دست زد، به ایران اعلان جنگ داد و همزمان با روسیه به توافق رسید که مرز متصرفات و مناطق نفوذ طرفین در شرق ایران، آمودریا (جیحون) باشد و به این ترتیب ایران عملا کوچک شد.

دربار تهران بعدا (اواخردوران ناصرالدین شاه و زمان مظفرالدین شاه) متمایل به روسیه شد که متقابلا دولت لندن به کمک مشروطه خواهان شتافت تا اختیارات شاه و دربار او محدود شود. این نبرد پنهانی ادامه داشت تا نوبت به محمدعلی شاه رسید و نفوذ روسیه رو به افزایش گذارد و مجلس به توپ بسته شد، مشروطیت به حالت تعلیق درآمد و …. این جدال و رقابت بعدا رنگ اقتصادی (نفت، امتیازهای تجاری، تاسیس بانک و واگذاری گمرک و …) هم به خود گرفت. پس از انقلاب بلشویکی و درجریان جنگ داخلی روسیه، انگلیسی ها که میدان را خالی دیده بودند نه تنها درصدد تحت الحمایه کردن ایران برآمدند بلکه به شمال ایران نیروی نظامی فرستادند تا با کمک فراریان، قفقاز را بگیرند که با مقاومت میرزا کوچک خان و دیگران روبرو شدند و در این میان بلشویکها هم جنگ داخلی را برغم کمک قدرتهای وقت به «سفیدها = ضدکمونیستها) بردند و ….

تحولات اخیر و بویژه از سال ۲۰۰۸ و نزدیک شدن ایران و روسیه ـ دو امپراتوری سابق ـ به یکدیگر، لندن و وارثان آن را دوباره وحشت زده کرده است و این وحشت که تهران و مسکو با کمک یکدیگر کارهایی بکنند و … در تفسیرهای رسانه های غرب به وضوح دیده می شود. این مفسران بر آن قسمت از مصاحبه یکساعته احمدی نژاد با «لاری کینگ» که سه شنبه شب از «سی ان ان» پخش شد انگشت گذاردند زیرا که رئیس جمهور ایران حاضر نشد بگوید که در جریان جنگ عراق با ایران، مسکو هم به صدام کمک می کرد تنها گفت آمریکا و چند کشور اروپایی کمک دهندگان به صدام بودند. وی در نطق خود در نشست مجمع عمومی سازمان ملل همان حرفهایی را زد که روسها، چاوز و … می زنند ازجمله پایان اقتدار (امپراتوری) آمریکا نزدیک است، از زورگویان جهان تنها آمریکا و دو سه متحد آن باقی مانده اند، بحران مالی آمریکا نتیجه نقل و انتقالات نظامی آن در گوشه و کنار جهان، نفوذ اصحاب پول و … (ضعف های اخلاقی مقامات دولتی و کمبود ضوابط جهت نظارت دولت بر معاملات) بوده و آزمندی کاپیتالیست ها، ضعف های کاپیتالیسم و ناخرسندی توده ها از ادامه آن را آشگار ساخته است. به دستگاههای خبررسانی غرب در ۲۳ و ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۸، هنگامی که جورج بوش ضمن نطق ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۸ خود در مجمع عمومی سازمان شروع به تهدید غیر مستقیم ایران کرد، احمدی نژاد که حضور داشت انگشت شست خود را به سوی پایین گرفت (به هیچ انگاشتن ـ اصطلاحا: بیلاخ آمریکایی)!.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۱۳۲۱ش:در این روز در سال ۱۳۲۱ (۱۹۴۲) و زمانی که ایران در اشغال نظامی خارجی بود، دولت وقت دوباره از مجلس خواست که با چاپ (بی پشتوانه) دو میلیارد ریال، اسکناس دیگر موافقت کند، زیرا که دولتهای اشغالگر آن را خواسته بودند. قبلا هم چنین درخواستی از مجلس شده بود و همین اسکناس های اضافی باعث تورم پول و بالا رفتن قیمت ها در کشور شده بود که سالها ادامه داشت.

۱۳۳۰ش:دوم مهرماه ۱۳۳۰ دکتر مصدق نخست وزیر وقت کارکنان انگلیسی صنعت نفت را که حاضر به انعقاد قرارداد استخدام با دولت ایران نبودند از کشور اخراج کرد که بیشترشان به بصره رفتند و منتظر حمله نظامی انگلستان و بازگشت به خوزستان شدند!. هدف لندن عمدتا این بود که با خودداری متخصصان آن کشور از همکاری با ایران، پالایشگاه آبادن بخوابد و ایرانیان دچار مضیقه نفت و بنزین شوند و از مصدق روی برگردانند.

دولت انگلستان اخراج کارکنان انگلیسی صنعت نفت را از ایران عملی یکجانبه و مغایر موازین بین المللی اعلام کرد! و دکتر مصدق در پاسخ اعتراض انگلستان گفت که چنین موازینی وجود ندارد و اگر هم داشته باشد، خودتان (قدرت های جهانی) آنها را بر پایه منافعتان ساخته اید و ….

دکتر مصدق در واکنش به گزارشهای رسانه ها مبنی بر احتمال حمله نظامی انگلستان به تاسیسات نفتی ایران و اشغال آنها، در یک پیام رادیویی گفته بود که دولتمردان ایران از بلوغ کافی برخوردارند و لذا، از بلوفها و بازی های دیپلماتیک که تهدید نظامی یک قلم از آنهاست واهمه نمی کند. اینها همه اش حرف است. حمله نظامی آمادگی های قبلی، پیش بینی ها و محاسبات طولانی لازم دارد.

درست در همین روز در سال ۱۳۵۹ پالایشگاه آبادان ـ و در آن زمان بزرگترین پالایشگاه نفت در دنیا ـ توسط نیروهای عراقی گلوله باران شد، شدیدا آسیب دید و از کار افتاد. تاسیسات آسیب دیده این پالایشگاه بعدا هم توسط عراقی ها پی در پی بمباران و گلوله باران شد. به این ترتیب، در این زمینه صدام همان عمل سال ۱۳۳۰ انگلستان را تکرار کرده بود. به نظر می رسد که از زمان پایان جنگ هشت ساله عراق با ایران، دستها و نیروهایی هستند که نمی خواهند کشور نفتخیز ایران در حد نیاز داخلی خود پالایشگاه نفت داشته باشد و این ضعف پایان نیابد و ….

۲۰۰۴م:بانو «فرانسواز ساگان» نویسنده فرانسوی ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۴ در ۶۹ سالگی از بیماری قلبی ـ ریوی درگذشت. ساگان در سال ۱۹۵۴ در ۱۸ سالگی با نوشتن داستان «سلام بر غم» به شهرت رسیده بود. این داستان که به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده و یک شاهکار ادبی خوانده می شود سرگذشت «سسیل» دختر ۱۷ ساله یک خانواده ثروتمند است که تنها توجه به لذت های زندگی داشت و از تنهایی، به طرح توطئه قتل پرداخته بود.

ساگان ۴۰ داستان و نمایشنامه دیگر هم نوشته است از جمله لبخند، بازهم خداحافظ، چشم های ابریشمی، رختخوابی که جمع نمی شد، حافظ قلب، یک روستا در سوئد و بالاخره اتو بیوگرافی خودش. بیشتر نوشته های ساگان زمینه روانشناسی داشته اند. هنر او در نوشتن محاور (درام) بود.

ساگان یک بار در جریان دیدار از آمریکا با اتومبیل تصادف کرد، شدیدا مجروح شد، ولی زنده ماند.

ساگان با این همه شهرت و مهارت، علاقه مندی به ارسال کتابهایش به مسابقه های بین المللی و دریافت جایزه نداشت و می گفت که برای مسابقه، کتاب نمی نویسد، و تنها برای مردم می نویسد که داوران باانصافتر هستند.

او در زمینه اندیشه فلسفی نکات جالبی از خود به یادگار گذارده از جمله این نکته: قوانین برای انطباق با خواست مردم و تحقق آن باید طرح و تصویب شوند؛ نه با این هدف دولت، که مردم بر خلاف میل و نیازشان ، پس از تصویب و اجرای قانون موضوعه خود را با آنها وفق و تطبیق دهند.

ساگان که روحی سرکش و نا آرام داشت در یک بیمارستان در نرماندی درگذشت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۱۸۵۳م:مورخان زادروز روزنامه انگلیسی «نورترن دیلی تایمزThe Northern Daily Times » در ۲۴ سپتامبر سال ۱۸۵۳ را آغاز پیدایش روزنامه های محلی در جهان ثبت کرده اند که انتشار منظم دارند و شمار آنها در سراسر جهان در سال ۲۰۰۰ از رقم ۱۷ هزار تجاوز کرده بود. قبلا انتشار روزنامه اختصاص به پایتخت و شهرهای بزرگ داشت. سالهاست که توجه به روزنامه های محلی بیش از روزنامه های سراسری شده است زیرا که روزنامه های سراسری( منتشره در سطح کشور) هر روز بیش از روز پیش درگیر در رقابت های سیاسی شده و تحت تاثیر سیاست های دولت متبوع و یا جناح مخالف آن (حزب اقلیت) قرار گرفته اند. به همین سبب است که بعضی از روزنامه های محلی در صفحات بیشتر و با مقدار بیشتری آگهی انتشار می یابند.

روزنامه های محلی عمدتا بدون توجه به سیاست های دولت، اخبار و نظرات را منتشر می سازند. از لحاظ اخبار بین المللی و تصمیمات دولت و مذاکرات پارلمان تفاوتی میان روزنامه سراسری و محلی نیست زیرا که از آژانسهای خبری مشترک و مشخص استفاده می کنند. تنها معدودی از روزنامه های سراسری، دفاتر اختصاصی و خبرنگار ویژه در کشورهای دیگر و مراکز ایالتی دارند و خبر اختصاصی منتشر می سازند. بررسی زمان مرور بازدید کنندگان از ادیشن اینترنتی روزنامه ها نشان می دهد که بازدیدگان به مشاهده تیترهای روزنامه های سراسری اکتفا می کنند و مطالب را در روزنامه های محلی مربوط ( محل وقوع رویداد) می خوانند. روزنامه های سراسری معمولا اخبار محلی خود را، طبق قرار داد، از تحریریه روزنامه های محلی می گیرند . کار مبادله خبر امری عادی شده است ولی روزنامه های سراسری به علت ضیق جا قادر به انتشار همه اخبار دریافت شده نیستند. برخی از مردم پس از نقل مکان به گوشه ای دیگر از کشور و یا جهان، وفاداریشان را به روزنامه شهر زادگاه خود حفظ می کنند و آن را از طریق پست دریافت می دارند و یا در اینترنت می خوانند.

روزنامه « نورترن دیلی تایمز» که مادر روزنامه های محلی به حساب آورده شده است در۱۸۵۳ در شمال انگلستان به توزیع داده شد و نخستین شماره اش را که حاوی مطالبی درباره هدف روزنامه و معرفی تحریریه آن بود و رایگان توزیع شد به شماره صفر در ۲۲ سپتامبر منتشر کرده بود، و شماره صفر دادن از سوی روزنامه های تازه تاسیس از همان زمان رسم شده است.

در کشورهای پیشرفته که نشریات روزانه توزیع خانه به خانه (هوم دلیوری) دارند، روزنامه های محلی (شهرستان) سریعتر به دست افراد می رسند و ساکنان محل را به خود معتاد کرده اند. روزنامه های محلی با انتشار جزئیات رویدادهای محل، آن چنان مورد اعتماد جامعه خود شده اند که وقتی از یک نامزد انتخاباتی جانبداری کنند، به دلیل همین اعتماد، مردم عمدتا به همان نامزد رای می دهند. بنابراین روزنامه ها در اعلام جانبداری خود از یک نامزد نهایت دقت را به عمل می آورند تا بعدا از آنها سلب اعتماد نشود.

بر خلاف روزنامه های سراسری،روزنامه های احزاب به فروش روزنامه های محلی آسیب نمی زند. خرید روزنامه های رسمی احزاب (ناشر افکار حزب) که در دمکراسی های جهان چشمگیر است به جهت اطلاع از نظرات مخالف است. این روزنامه ها بیش از خبر، به مقاله، اظهار نظر و مصاحبه (البته در جهت سیاست و برنامه های حزب) می پردازند و هر اشتباه جناح حاکم (دولت)، بازار آنها را گرمتر می کند. روزنامه های حزبی که عامل بزرگی در گسترش دمکراسی بشمار آورده شده اند عمدتا از روزنامه نگاران سالمند و با تجربه استفاده می کنند و دولتها مکلف به دادن کمک مالی به آنها (احزاب) هستند تا دمکراسی رشد و نمو کند و پایدار بماند.

۱۲۷۰م:۲۴ سپتامبر سال ۱۲۷۰ «ریموند لول» اسپانیائی از خانواده اشراف، پس از یادگرفتن زبان عربی و اطلاع از علوم شرق، در اجتماعی از شوالیه های اسپانیایی اعلام کرد که شوالیه بودن تنها نتیجه بهتر جنگیدن و سواری نیست، برخوردار بودن از دانش، هنر و ادب و برتری داشتن در تفکر هم نوعی شوالیه بودن است. هر کس در هر کاری که بر دیگران برتری و پیشی داشته باشد قهرمان همگنان خود است.

وی در همین جمع پیشنهاد کرد که روحانیون همه ادیان الهی باید گرد هم آیند و اختلافهای مذهبی را از میان بردارند و ثروت شاهان به جای مصرف شدن در جنگ و جدال، برای پیشرفت ادب و دانش هزینه شود.

۱۷۸۹م:در این روز در سال ۱۷۸۹ ،کنگره آمریکا با تصویب قانون نظام قضایی این کشور، دادستان کل و سایر دادستانها، دادیارها و بازپرسها و پلیس را سازمانهایی جدا از قوه قضایی تعریف کرد و ضمیمه قوه مجریه ساخت. ولی آنها را ضابط دادگاه ها قرار داد و تاکید کرد که تنها دادگاه ها و قضاوت آنها که در سه طبقه (بدایت، استیناف، و تمیز) قرار خواهند داشت، قوه قضایی محسوب می شوند و کاملا مستقل از دو قوه دیگر و حافظ حقوق مردم و قانون اساسی هستند و فقط آنها حق دارند که دستور بازرسی و توقیف افراد را صادر و میزان کیفرشان را تعیین کنند ولی در مواردی که متهم اعتراف نکند فقط هیات منصفه است که مجرمیت و برائت را اعلام می کند.

دادستان کل آمریکا که اصطلاحا وزیر گستری هم خطاب می شود از اعضای کابینه است.

۱۷۸۹م:۲۴ سپتامبر ۱۷۸۹ دستگاه قانونگذاری آمریکا قانون تاسیس پستخانه دولتی را در این کشور که بر سر در ساختمان مرکزی آن شعار پستخانه ایران زمان داریوش بزرگ به نقل از تاریخ هرودوت نقش بسته است که «برف و باران و توفان مانع حرکت چاپارها نخواهد بود» تصویب کرد. در آمریکا از همان زمان پستخانه یک موسسه فدرال و وابسته به دولت مرکزی است (نه حکومت های ایالتی). در آمریکا، پستخانه ها گذرنامه هم صادر می کنند و با تلفن، پیک می فرستند و بسته های ارسالی (بدون مزد اضافی) از منازل و دفاتر را می گیرند و می فرستند. هنگام تحویل نامه ها به منازل و دفاتر، نامه های ارسالی را هم دریافت می دارند تا ارسال شود. افراد در صورت مسافرت، از پستخانه محل می خواهند که تا آمدنشان نامه ها و بسته هایشان را نگهداری کند و در روز معین تحویل آنها بدهد و یا در صورت تغییر آدرس، نامه ها را به آدرس تازه بفرستد و این کارها بدون پرداخت پول اضافی صورت می گیرد. همه صورتحسابها و مبادله چکها از طریق پست انجام می شود. نشریاتی که تا ساعت شش بامداد هر روز به پست داده شود، همان روز و حداکثر تا ظهر توزیع می شود و نرخ رساندن کتاب و نشریه بسیار ارزان است و زیان مالی حاصله را دولت می پردازد.

۱۹۶۰م:نیکیتا خروشچف رهبر وقت شوروی ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۰ در نطقی با تاکید خواست که مقر سازمان ملل از نیویورک به کشوری دیگر منتقل شود تا قیافه بیطرفانه داشته و رفت و آمد نمایندگان کشورها و دسترسی به آن سهل باشد. خروشچف این خواست خود را در «مجمع عمومی بدون اختیار این سازمان جهانی» که هر سال در سومین سه شنبه سپتامبر نشست سالانه خود را می گشاید بیان داشت و راهی را باز کرد که هر سال یک و یا چند رئیس کشور آن را تکرار می کنند. این مجمع دهها سال است که به صورت یک تریبون آزاد درآمده که مهمترین فایده آن شده است. هر سال یک و یا چند رئیس کشور با بیانات خود قهرمان مجمع می شوند و گل می کنند که در سال ۲۰۰۶ محمود احمدی نژاد و هوگو چاوز (از ایران و ونزوئلا) به این مقام رسیدند. چاوز در نطق خود، جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا را صریحا «اهریمن» خواند.

در سپتامبر ۲۰۰۶ جلوگیری از ورود تنی چند از همراهان احمدی نژاد به آمریکا (از طریق عدم صدور ویزای ورود) و بازداشت موقت نیکلاس مادورو Nicolas Maduro وزیر امورخارجه ونزوئلا هنگام بازگشت از مجمع در فرودگاه نیویورک، باردیگر پیشنهاد خروشچف را زنده کرده بود که در مقالات مفسران رسانه ها نقل شده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۲۰۰۴م:انتخابات محلی سه ایالت آلمان و انتخابات پارلمانی قزاقستان در هفت روزی که به ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۴ ختم شد، علاوه بر نتایج معمولی، دو نتیجه دیگر را منعکس کردند. این انتخابات در آلمان ثابت کرد که ناسیونالیسم در هر شکل آن، آلترناتیو هر ایسم دیگر است زیرا که مردم از اجرای قوانین و عدالت بین المللی مایوس شده و در هرجا که ببینند سوسیال دمکراسی هم درجا می زند بسراغ ناسیونالیسم می روند تا دست کم روی خود حساب و بر پایه فرهنگ و سنن خویش عمل و مسائل مشترک ملی را حل کنند. در انتخابات سپتامبر ۲۰۰۴ در دو ایالت آلمان، بسیاری از رای دهندگان به سوسیال دمکراتها و نیز کمونیستهای سابق پشت کرده و به نئو نازیها (ناسیونالیستها) روی آورده بودند.

اعتراض گروه ۵۵ (کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا) که سازمانی به منظور نظارت بر انتخابات کشورها به وجود آورده است انتخابات اخیر قزاقستان را مطابق استاندارد بین المللی (درحقیقت استاندارد کشور های عضو) تشخیص نداد. این گروه ۳۳۰ ناظر به قزاقستان فرستاده بود. این انتقاد در حالی صورت می گرفت که اندیشمندان معروف، کل وضعیت دمکراسی را به مفهومی که در ۱۵۰ سال اخیر جریان داشته و نماد اصلی آن انتخابات است زیر سئوال برده و گفته اند که تمرین تعاریف موجود از مسیر درست خارج شده و مردم که این مسئله را درک کرده اند هر دوره کمتر از دوره قبل در آن مشارکت می کنند و لذا "مقامات دولتی" ثابت می مانند و یا متناوبا جایشان عوض می شود و این وضعیت تفاوتی با دوران حکومتهای غیر انتخابی ندارد. بنابر این، تعاریف و تمرین دمکراسی باید دوباره نویسی و دقیقا رعایت شود و هر کشور و دست کم هر فرهنگ، خود بر دمکراسی که می خواهد اجرا کند تعریف بنویسد و لازم نیست که قوانین انتخابات در سطح جهان یکسان و به یک صورت اجرا شود. قوانین باید مطابق خواست و استعداد هر ملت باشد.

۲۰۰۵م:بیست و دوم سپتامبر ۲۰۰۵ شاهزاده سعود الفیصل وزیر امورخارجه کشور سعودی در ساختمان سفارت این کشور در واشنگتن اخطار کرد که نبود عاملی که عراق را یکپارچه نگهدارد، می تواند منطقه ما، خاورمیانه، را وارد یک جنگ تمام عیار و طولانی سازد. وی که با روزنامه نگاران گفت و شنود داشت به دولت جورج بوش اخطار کرد که عراق دارد به سوی از هم پاشیدگی و انفصال پیش می رود ـ تحولی که می تواند منطقه را به جنگ بکشاند.

شاهزاده سعود افزود: اینک به نظر می رسد که همه نیروها و فشارها در جهت پاشیدگی عراق از هم قرار گرفته اند و او انتظار دارد که هرکس که این تذکر او را می شنود آن را به گوش جورج بوش و همکارانش در کاخ سفید برساند تا متوجه خطر باشند، که خطری بزرگ است.

تفسیر نگاران نوشته اند که این، بزرگترین نظر منفی و اظهار نا امیدی یک مقام برجسته جهان عرب درباره اوضاع عراق بود.

اظهارات سعود الفیصل یک روز پیش از سالروز تاسیس کشور سعودی که به نام پدر بزرگ اوست بیان شده بود.

عبدالعزیز سعود بانی کشور سعودی که از سال ۱۹۰۲ کار یکپارچه کردن این سرزمین وسیع را با تصرف ریاض و خارج ساختن آن از دست طایفه الرشید آغاز کرده بود. وی در هشتم ژانویه ۱۹۲۶ تصرف حجازشامل شهرهای مکه و مدینه را تکمیل کرد و پس از یکی ساختن نجد و حجاز، در ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۳۲ ایجاد کشور سعودی را که به نام خود اوست اعلام داشت که روزملی این کشور است. این کشور پس از کشف نفت در سال ۱۹۳۸ ثروتمند شده است. دولت انگلستان ۲۹ مه ۱۹۲۷، طبق قرارداد جده استقلال حکومت عبدالعزیز را برسمیت شناخته بود. قبل از جنگ جهانی اول، سرزمین های عربی تابع دولت عثمانی بودند، ولی محمد بن سعود حکمران یک منطقه در مرکز کشور سعودی امروز، از سال ۱۷۵۰ در صدد کسب استقلال و یکپارچه ساختن قطعات این سرزمین برآمده بود که پس از متحد شدن با محمد عبدالوهاب (بانی یک تفکر اسلامی)، این تلاش شدت یافته بود. پس از درگذشت عبدالعزیز که دارای فرزندان متعدد از همسران وابسته به طوایف سراسر کشور بود پسرانش یکی پس از دیگری به سلطنت رسیده اند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۲۰۰۵م:بیست و سوم سپتامبر ۲۰۰۵ اتوبوس حامل ۳۸ سالخورده و عمدتا علیل که همانند دو میلیون آمریکایی دیگر از نقاط ساحلی ایالتهای تکزاس و لوئیزیانا به نقاط شمالی و امن تر منتقل می شدند در جاده شماره ۴۵ بر اثر داغ شدن ترمزهایش دچار حریق شد و شعله های آتش به کپسولهای گاز استنشاقی مورد استفاده چند سالخورده رسید، آنها را منفجر ساخت و اتوبوس به صورت یک گلوله آتش درآمد. در این حادثه ۲۴ سالخورده کشته و بقیه سالخوردگان و خدمه آنان و راننده اتوبوس مجروح شدند. جمع سرنشینان اتوبوس ۴۵ نفر بود. انتقال مجروحین به بیمارستان در میان ترافیک سنگین هم کاری بسیار دشوار بود. جاده شماره ۴۵ که بندر گالوستون تکزاس را به شهر دالاس متصل می کند و به طول ۲۵۰ مایل است در روز حادثه مورد استفاده ۵۰ هزار خودرو کوچک و بزرگ که فراریان از نزدیک شدن توفان دریایی «ریتا» را به شمال منتقل می کرد قرار داشت و همین ترافیک سنگین و پی در پی ترمز کردن، باعث داغ شدن ترمزهای اتوبوس شده بود. بسیاری از خودرو ها به دلیل کندی حرکت، بنزین خود را از دست داده و متوقف شده و راه دیگران را بسته بودند. اتوبوسی که آتش گرفت ساکنان سالخورده خانه سالمندان «برایتون گاردنز» را از هوستون به دالاس می برد تا از توفان «ریتا» در امان بمانند. حادثه در ۱۷ مایلی شهر دالاس روی داد و اتوبوس به شکلی که در عکس (بالا) دیده می شود در آمد. پلیس با قرار دادن یک پارچه پلاستیکی آبی رنگ در اتوبوس سوخته، اجساد مردگان را از دید مردم پنهان کرده بود. بیشتر قربانیان توفان قبلی (کاترینا) که شهر نیوارلئان را متروکه ساخت، سالخوردگان بودند که توان فرار و محافظت از خود را نداشتند و دهها تن از آنان تنها در یک خانه سالمندان جان سپردند و این تجربه باعث شد که این بار سریعا سالمندان را به جای امن منتقل کنند که یکی از اتوبوسهای حامل آنان آتش گرفت.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۲۰۰۵م:در تابستان سال ۲۰۰۵ یک «کت فیشCatfish» سه متری چهار صد کیلو گرمی آب شیرین از رودخانه مکونگ، در شمال تایلند گرفته شد و در اختیار زیست شناسان قرار گرفت تا بررسی کنند و دلایل علمی بزرگ شدن آن را به دست آورند زیرا که تاکنون یک «کت فیش» آب شیرین به این بزرگی رکورد نشده بود. این ماهی از نوعی بوده است که قاعدتا نباید تا این حد بزرگ می شد. مردم محل نام عفریت بر آن گذارده بودند. زیست شناسان گفتند که تلاش می کنند ضمن کشف راز بزرگ شدن این ماهی آب شیرین تا به این اندازه حیرت آور، تخمک آن را برای تولید مثل مورد استفاده قرار دهند تا ببینند که ماهی های تولید شده از نسل آن، به همین بزرگی خواهند شد و یا عامل دیگری باعث این بزرگی غیر طبیعی شده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۲ مهر

۱۹۳۵: دولت حزب نازی آلمان ( ناسیونال سوسیالیست ) تصمیم گرفت همه شرکتها و بنگاههای یهودیان این کشور را از دست آنان حتی به صورت خرید خارج سازد.

۱۹۴۵: دولت انگلستان تصمیم گرفت که مسئله فلسطین را در سازمان ملل مطرح سازد.

۱۸۵۲: نخستین پرواز انسان با بالن در فرانسه صورت گرفت و مهندس "هانری گیفاد" با بالنی که خود ساخته بود از پاریس به "تراپه" پرواز کرد.

۱۹۵۸: دولت پاکستان به پیمان بغداد ( که بعدا به سنتو تغییر نام داد) پیوست.

۱۹۵۸: شرمن آدامز sherman adams دستیار آیزنهاور رئیس جمهوری وقت امریکا چون افشا شد که برای مدیر یک موسسه صنعتی پارتی بازی کرده است از سمت خود کناره گیری کرد.

۱۹۶۰: نخستین کشتی که با نیروی اتم به حرکت در می آمد (ناو هواپیمابر اینترپرایز) در کارگاه کشتی سازی امریکا در بندر نیوپورت نیوز( ایالت ویرجینیا ) ساخته شد.

۱۹۶۴: سناتور "بری گلدواتر " نامزد احراز مقام ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه در یک نطق انتخاباتی گفت که قدرت نظامی کلید صلح است.

۱۹۷۹: در پی دیدار سادات از اسرائیل و مذاکره با بگین نخست وزیر این کشور و حصول بعضی توافقها اتحادیه عرب تصمیم گرفت مقر خود را از قاهره منتقل کند.

۱۹۸۸: دولت کانادا از آن دسته از ژاپنی های مقیم کانادا که در جریان جنگ جهانی دوم به اردوگاه فرستاده شده بودند رسما عذر خواهی کرد و قول پرداخت غرامت داد.

۱۹۹۰: بهای نفت خام در بازارهای جهانی به سبب تصرف کویت از سوی عراق به هر بشکه چهل دلار رسید.

۱۹۹۰: صدام حسین در نطقی گفت که اسرائیل را منهدم خواهد کرد.

۱۹۹۰: دولت سعودی به سبب حمایت جمهوری یمن از عراق و نیز حمایت ضمنی اردن دست به اخراج نمایندگان و اتباع دو کشور از خاک خود زد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید