۱۹۰۷م:مظفرالدین شاه قاجار هشتم ژانویه ۱۹۰۷ (هجدهم دیماه سال ۱۲۸۵ خورشیدی) و ده روز پس از امضای نظام نامه مشروطیت (قانون اساسی که عمدتا از قانون اساسی بلژیک ترجمه شده بود) در ۵۴ سالگی، ظاهرا از بیماری سل درگذشت و ده روز بعد پسرش محمدعلی میرزا تاجگذاری کرد و شاه شد؛ بدون این که از نمایندگان مجلس شورای ملی برای شرکت در این مراسم دعوت بعمل آورد.

مظفرالدین شاه که مانند پدرش و عمدتا با استقراض پول با بهره سنگین از بیگانه (روسیه و انگلستان) سه بار (در سالهای ۱۹۰۰، ۱۹۰۲ و ۱۹۰۰۵) به سفر اروپا رفته بود! دارای شش پسر و ۱۸ دختر بود. وی پس از قتل پدرش ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی در سال ۱۸۹۶ میلادی به شاهی رسیده بود.

مظفرالدین شاه قاجار ۳۵ سال ولیعهد بود و در تبریز می زیست و در نتیجه به دور از بازی های سیاسی تهران و کسب تجربه. در زمان سلطنت او نیز که مردی کارآمد نبود مقامات کشوری و لشکری همان ها و از همان خانواده های انگشت شمار بودند که در زمان ناصرالدین شاه و پدر او محمدشاه برکرسی ریاست می نشستند؛ واجد شرایط لازم برای مدیریت سازمانهای عمومی نبودند، دلواپسی وضعیت مردم (عوام الناس) و دلسوزی برای کشور نداشتند، دارای حرمسرا و املاک شخصی و تشریفات بودند و بیشتر وقت خود صرف آن امور و رقابت و دشمنی با یکدیگر می کردند، دارای خصلتی خود خواه و مستبد بودند، امتیاز طبقاتی و داشتن مقام و منزلت را یک حق طبیعی برای خود می پنداشتند، زیر نفوذ دولتهای استعمارگر وقت قرار داشتند و مرعوب آنها بودند، و به همین دلایل وضعیت کشور – در جهانی که چهار نعل به پیش می رفت، همیشه درحالت پس رفتن بود. قرارداد انحصار نفت «دارسی» برای مدت ۶۰ سال در زمان مظفرالدین شاه امضا شد که نفت ما بعدا دربست در اختیار انگلستان قرار گرفت و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ دی

۱۳۳۷ش:۱۸ دیماه ۱۳۳۷ (۸ ژانویه ۱۹۵۹) سناتور ابوالفضل لسانی مولف کتاب طلای سیاه (نفت) و حقوقدان معروف قربانی یک دروغ تلفنی شد، سکته کرد و درگذشت.

وی در سالهای آخر عمر بارها گفته بود که تا کشورهای خاور میانه دارای نفت هستند بدبختند و آنها را آرام نخواهند گذارد؛ و بهتر بود که این منطقه فاقد نفت بود تا همانند قرون قدیم و وسطا به پیشرفتهای فکری، ادبی و علمی نائل می شد و اروپا را در فنون و صنایع پشت سر می گذارد. داشتن نفت بدون قدرت نظامی (که از حق ملت صاحب نفت و منافع آن دفاع کند)، مصیبت ساز است. به علاوه، درآمد بادآورده نفت مردم کشورهای نفتدار را تنبل می کند. نفت کالایی تمام شدنی است.

۱۳۴۹م: ۱۸دی ماه ۱۳۴۹ (ژانویه ۱۹۷۱)، دولت وقت اخذ عوارض املاک شهری را تحت عنوان «نوسازی» به شهرداری ها واگذار کرد. در همان زمان کسانی بودند که گفته بودند در ایران هم مانند کشورهای دیگر عوارض سالانه مستغلات باید برپایه بهای روز (قیمت بازار) وصول شود و هزینه های شهر از همین محل تامین گردد و اداره مدارس، درمانگاههای، پلیس و زندان، آب، برق و تلفن مانند همه کشورها از جمله آمریکا به شهرداری ها واگذار شود و دولت به امور مهم و برنامه ریزی بپردازد که گوش شنوا وجود نداشته است و اینک درآمد عمده شهرداری از فروش فضا تامین می شود!.

لازم است دانسته شود که در بیشتر کشورها، صاحبان مستغلات باید هر سال درصدی از بهای واقعی آنها را بدون چون و چرا به شهرداری شهر بپردازند و به همین ترتیب عوارض اتومبیل و از این قبیل اموال را تا شهر اداره شود. برای مثال: عوارض سالانه یک اتومبیل ده هزار دلاری در برخی از ایالتهای آمریکا، هر سال ۴۵۰ دلار است که اگر صاحب آن تا آخر سال نپردازد، آن اتومبیل حق تردد و یا پارک شدن در آن شهر را ندارد و شهرداری برای وصول طلب خود آن اتومبیل و یا قسمتی از متعلقات بدهکار و حتی خانه او را به حراج می گذارد. این عوارض، سوای مالیات سالانه دولت است که از هر اتومبیل برای تردد در جاده ها اخذ می شود. درآمد عمده دولتها از تفاوت فروش مستغلات به نام «سود سرمایه و یا کپیتال گین» است که کمترین آن در آمریکا، و معادل ۲۰ درصد است. به عبارت دیگر، دولت ۲۰ درصد از سود (تفاوت بهای خرید و بعدا فروش) را برمی دارد. در همه کشورها، جز چند شیخ نشین کوچک، یک قلم درآمد دولتها از مالیات فروش بنزین است. در وطن ما، دولت بنزین را سوبسید می کند، چرا؟. این تبعیضی برای کسانی است که اتومبیل ندارند. سوبسید اتوبوسهای شهری کافی است. باید شرط دایر کردن هرگونه مغازه و کارگاه و رستوران از خواربار فروشی تا خیاطی؛ داشتن ماشین الکترونیک و پلمب شده فروش متصل به شبکه باشد تا مالیات دولت و شهر بلافاصله مشخص و اخذ شود و برای فروشنده و برای صاحب کسب که از چنین ماشینی استفاده نکند و مدرک ماشینی فروش به خریدار ندهد مجازات سنگین وضع شود. به علاوه، چرا باید ارزش پول ایران (ریال) که متعلق به یک کشور بالقوه ثروتمند است از سیر نزولی دائمی ( شروع از ۱۳۵۸) خارج نشود؟. چرا روزنامه ها هر روز ضمن انتشار بهای سکه طلا و ارزهای خارجی نمی نویسند: امروز هم ریال … تنزل کرد. بالارفتن سکه طلا و ارز، یعنی پایین رفتن ارزش ریال به همان نسبت. آیا ریال باید تا این حد پایین برود یا آن را تعمدا پایین می برند؟. کشوری که درآمد بادآورده از نفت دارد نباید پولش این قدر ضعیف باشد. در سال ۱۳۲۹ ضمن طرح ملی شدن نفت، پرداخت هزینه های جاری دولت از محل آن ممنوع شده بود ولی به گزارش برخی روزنامه ها، اینک بخش بزرگی از هزینه های دولت از درآمد نفت تامین می شود. مجسم کنید که اگر همانند اواخر دهه ۱۳۷۰ هجری خورشیدی هر بشکه نفت به ۱۵ دلار تنزل کند، چه خواهد شد؟. در زمان حکومت دکتر مصدق هم ما نفت داشتیم ولی صادر نمی شد زیرا که در محاصره دریایی بودیم که به این امر هم باید توجه شود. نفت گندم نیست که هر سال بکاریم و برداریم، ثروتی است تمام شدنی که باید آن را با ثروت دیگر معاوضه کرد و نه این که آن را فروخت و خورد و در فکر آیندگان نبود که چند برابر امروز خواهند بود.

۱۶۴۲م:گالیله Galileo Galilei فیزیکدان، فضا شناس، فیلسوف و دانشمند بزرگ قرون جدید و سازنده تلسکوپ هشتم ژانویه سال ۱۶۴۲ میلادی درگذشت. وی در ۱۵ فوریه سال ۱۵۶۴ در پیسای ایتالیا به دنیا آمده بود.

وی بود که اعلام کرد زمین و ستارگان در مداری مشخص به دور خورشید می چرخند. تا آن زمان گمان می رفت که خورشید به گرد زمین می چرخد.

گالیله که در دو دانشگاه در ایتالیا تدریس کرد پس از ساختن تلسکوب و اطلاق این واژه بر آن، قمرهای سیاره مشتری را با آن کشف کرد. ابتکار روش تجربی برای تحقیقات علمی نیز از اوست. درگیری گالیله با مقامات وقت کلیسای کاتولیک فصلی از تاریخ آن زمان اروپا را تشکیل می دهد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ دی

۱۳۲۹ش:۱۸ دی ماه سال ۱۳۲۹ هجری خورشیدی در پی دو ماه تلاش پی گیر روزنامه نگاران وطن، طرح لغو همه قوانین مطبوعاتی کشور به استثنای قانونی که مجلس، دو سال پس از مشروطه شدن کشور وضع کرده بود از تصویب گذشت که پیروزی بزرگی برای «ژورنالیسم ایران» در طول تاریخ بشمار رفته است.

این مبارزه در پی تحت فشار قرار گرفتن مطبوعات که در باره نفت چیزی ننویسند از نیمه آبان آن سال آغاز شده بود و عبارت بود از: تحصن روزنامه نگاران در ساختمان مجلس، شرکت نویسندگان در اجتماعات و ایراد نطق و خواستن از مردم به ارسال

نامه و طومار اعتراضیه به مقامات مربوط، توسل به دادستان کل و مقامات قضایی دیگر که ضوابط مطبوعاتی ایران مغایر روح قانون اساسی کشور و موازین جهانی است، کاستن از صفحات روزنامه ها، و به این بهانه خودداری از انتشار اخباری که وزارتخانه ها ارسال می داشتند، سفید گذاردن جای ستون برخی نویسندگان معروف و مورد علاقه مخاطبان و خواستن از روشنفکران دیگر به پیوستن به آنان و …. در آن زمان ژنرال رزم آرا نخست وزیر ایران بود. در طول این مبارزات بسیاری هم بودند که می گفتند قانون مطبوعات زائد است و ضرورت ندارد و ایران نیز مانند بسیاری از کشورها نباید قانون مطبوعات داشته باشد و روزنامه نگاری یک حرفه است مانند حرفه های دیگر و باید در دست صنف مربوط باشد نه دولت و….

مطبوعات آزاد از قید و بندهای حکومتی عمری کوتاه داشت و پس از براندازی ۲۸ امرداد سال ۱۳۳۲، باردیگر مقررات سابق را به نام قانون مطبوعات از گور در آورده و حاکم برنشریات کردند و تا کنون هم هرچند وقت یک بار بر سخت شدن آنها به ویژه دادن پروانه نشر به اصحاب این حرفه افزوده شده است ــ سختگیری که در کمتر کشوری نظیر دارد. همین غیر حرفه ای بودن قانون و ضوابط مطبوعات و انشاء آنها توسط کسانی که اهل این حرفه نبودند سد پیشرفت ژورنالیسم وطن شده است. نبود یک دادگاه قانون اساسی نیز مانع از آن شده است که ابطال این ضوابط درخواست شود.

۱۹۷۶م:چوئن لای Chou en – lai مشاور نزدیک مائو، از بنیادگذاران حزب کمونیست و نخست وزیر جمهوری توده ای چین در این روز در سال ۱۹۷۶ در ۷۸ سالگی در گذشت. وی از موسسان جنبش غیر متعهد در جهان بشمار می رود.

چوئن لای از زمان تشکیل جمهوری توده ای چین در سال ۱۹۴۹ تا لحظه فوت نخست وزیر این کشور بود. بنابراین در سازمان دادن به ساختار تازه چین نقش موثر داشته است.

چوئن لای که در سال ۱۸۹۸ به دنیا آمده بود درفرانسه و ژاپن تحصیل کرده بود. اوهمه جا در کنار مائو بود ازجمله راهپیمایی طولانی. ابتکار تاسیس سازمان جوانان احزاب کمونیست و ضابطه پذیرفتن عضو برای احزاب کمونیست و آزمایش تشخیص استعداد و تمایل واقعی به سوسیالیسم از اوست. وی تا روزی که حزب ملیون «کومین تانگ » برای دریافت کمک به خارجی متوسل نشده بود از حامیان همکاری حزب کمونیست با آن بود و می گفت: هدف هر دوحزب خدمت به چین و چینیان است، ولی با روشهای متفاوت و چون هدف واحد است همکاری نه تنها منعی ندارد بلکه لازم است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ دی

۲۰۰۵م:دو دقیقه پس از نیمه ششم ژانویه ۲۰۰۵ با تولد یک نوزاد پسر در یک بیمارستان شهر پکن، جمعیت چین به یک میلیارد و سیصد میلیون تن رسید. این رویداد از خبرهای مهم وقت در رسانه های جهان بود. جمعیت چین برغم اجرای قانون یک زوج یک فرزند که از دو دهه پیش به اجرا درآمده افزایش یافته است. رسانه ها دقت دولت چین در جمع آوری آمار و ارقام را تحسین کرده اند و برنامه ریزی های این کشور بر پایه ریاضیات و محاسبات و ارقام را یکی از رموز موفقیت های اقتصادی آن دانسته اند. چینی شماره یک میلیارد و سیصد میلیون سه کیلو و ۶۶۰ گرم وزن داشت. قانون محدود شدن فرزند، افزایش جمعیت این کشور را که قبلا سالانه ۳ و ۳ دهم درصد بود به هشت دهم درصد (کمتر از یک در صد) کاهش داده است. کاهش فرزند باعث توجه هرچه بیشتر خانواده ها به یگانه فرزند شده و نسلی «عزیز دردانه» به وجود آورده است. این قانون، آوردن دو فرزند برای اقلیت های نژادی و برخی از روستاها را اجازه داده است. جامعه شناسان پیش بینی کرده اند که در دهه های آینده، پس از به پیری گراییدن نسل حاضر، دولت چین ناچار خواهد بود برای مدتی این قانون را معلق سازد.

۲۰۰۵م:برکناری آخرین لیبرال از سمت حساس خود در کرملین ششم ژانویه ۲۰۰۵ سوژه تفسیر و تحلیل بسیاری از رسانه ها بود. این فرد کسی جز «آندری ایلاریونوف» نبود که در عین حال نمایندگی روسیه درگروه ۸ (کشورهای صنعتی) را برعهده داشت. انتقاد ایلاریونوف از سیاست پوتین در قبال مسئله انتخابات اوکراین بهانه برکناری او بود که متهم به حمایت از نظرات غربی ها شده بود.

برخی از مقاله نویسان ضمن تفسیر سیاست های پوتین او را یک «ژیوگوئیست (میهندوست بسیار افراطی)» نامیده و نوشته بودند که اجرای برنامه های دور و دراز رهبر روسیه تازه آغاز شده و متوقف نخواهد شد و با برداشتن هر گام، روسها برای او با هیجان و با صدای بلندتر کف خواهند زد. او با درگیری و خلع ید از چند ثروتمند یهودی که از حراج اموال ملی و برنامه نادرست غیر دولتی سازی دهه ۱۹۹۰ سوء استفاده بسیار کرده بودند از جمله فراری دادن دو تن از آنان از روسیه که بر رسانه های این کشور هم دست انداخته بودند و با به زندان فرستادن یکی دیگر (مالک کمپانی یوکوس) روسها را که از آن وضعیت به خشم آمده بودند شاد ساخت. ایستادگی در برابر پیشروی غرب در قلمرو شوروی سابق و دادن اخطارهای مستقیم و غیر مستقیم به اعضای جامعه مشترک المنافع که فراموش نکنند قبلا پاره هایی از روسیه بودند و جدایی شان زیاد هم قانونی نبوده است بر شادی روسها افزود. مخصوصا که به تجدید استقرار نیروهای روسیه در برخی نقاط جامعه مشترک المنافع دست زد. گام بعدی او، محدود ساختن انتخاب فرمانداران ۸۲ گانه و عملا انتصابی کردن آنان و سختگیری شدید نسبت به جدایی طلبان چچن و برقراری نظم و امنیت در روسیه بود که بازهم مورد تایید روسها قرار گرفت. پوتین به موازات این گامها، به بهبود اقتصاد پرداخت و بعضی از مزایای رفاهی سابق مردم روسیه را به آنان باز گردانید و به این ترتیب کمونیستها و سوسیالیستها را هم راضی کرد و با از سرگیری تقویت نظامی و تجلیل از نظامیان سابق و برگزاری سالگرد پیروزی های نظامی، ژنرالهای شاغل و بازنشسته را موافق خود گردانید. پوتین با دور ساختن لیبرالهای هوادار غرب از رسانه های روسیه که این روند همچنان ادامه دارد آنها را به تدریج وارد معارضه با رسانه های غرب کرد که در دو ماه گذشته نشانه های این ایستادگی به چشم خورده است. یک مورد از این ایستادگی پنجم ژانویه ۲۰۰۵ نشان داده شد که نوشتند: چرا رسانه ها غربی غفلت کردند و ننوشتند که نخستین هواپیماهای حامل کمک به آسیب دیدگان زلزله زیردریایی اخیر اقیانوس هند (سونامی) از روسیه و هند فرستاده شده بودند و چرا بعدا ننوشتند که نیروی هوایی روسیه همه امکانات حمل و نقل خود را که دارای بزرگترین هواپیماهای جهان است در اختیار سایر کشورها برای انتقال کمک گذارد و خود، پول و مواد غذایی، گندم، دستگاه تصفیه آب و بیمارستان صحرایی به نقاط آسیب دیده ارسال داشت و ….

۲۰۰۵م:تمجید مکرر چین و هند از یکدیگر در روزهای چهارم تا هفتم ژانویه ۲۰۰۵ در نشست دولتها در اندونزی که با هدف کمک به آسیب دیدگان زلزله دریایی اخیر برگزار شده بود رویداد تاریخی تازه ای تلقی شده بود زیرا که چنین نزدیکی از سال ۱۹۶۲ تا آن زمان سابقه نداشت. در نشست جاکارتا، چین از آمادگی، سرعت عمل و سازماندهی هند در رساندن کمک به آسیب دیدگان خود و سایر کشورهای منطقه تمجید و قدردانی کرد و وعده هند را که در اختیار سایر کشورهای منطقه به رایگان دستگاه اخطار زلزله و توفان خواهد گذارد ستود. در آن سونامی، تلفات هند نه هزار و پانصد تن بود که مسائل وارد آمده را بدون کمک خارجی حل کرد و در عین حال کمکهای چشمگیر و فوری به سریلانکا داد. با میانجی گری روسیه، روابط چین و هند صمیمانه تر از هر زمان پس از درگیری مرزی سال ۱۹۶۲شده و آماده اتحاد هستند.

۲۰۰۶م:«ایوو مورالس» رئیس جمهور بولیوی که در ژانویه سال ۲۰۰۶ از این گوشه به آن گوشه جهان می رفت تا شریک اقتصادی «منصف و عادل» برای وطن خود بیابد و در هر کشور هم تنها چند ساعت توقف می کرد بیش از هر موضوع دیگر، توجه مردم و در نتیجه رسانه ها را جلب کرده بود زیرا که لباس عادی برتن داشت و بدون کوچکترین ملاحظه دیپلماتیک و این که اظهارات او به اطلاع سران کشورهای دیگر می رسد، سخن می گفت و هر آن چه را که در دل داشت به زبان می آورد.

وی که یک سرخپوست (از بومیان بولیوی) است گفته بود: بولیوی کشوری است ثروتمند و دارای انواع منابع و مردمی پرکار که تاکنون غارت شده است. او نیامده است که انتقام بگیرد، ولی نظام و سیستمی را مستقر خواهد ساخت که «غارتگر» نتواند به وجود آید. اگر مردم روشن شوند نخواهند گذارد که کسی، داخلی و خارجی، غارتشان کند. برای در تاریکی و ظلمت باقی ماندن مردم بوده است که «افراد و موسسات درصدد غارتگری»، نخست می آیند و نشریات و رسانه های دیگر را می خرند و یا نشریات و رادیو – تلویزیون تازه راه اندازی می کنند تا نه تنها ذهن مردم روشن نشود بلکه آن را از پایه منحرف سازند و در جهت پیشبرد منافع خود قرار دهند که از این پس چنین اجازه ای داده نخواهد شد. حربه های لیبرالیستی، دیگر کهنه شده اند و دست کم ما از آنها نمی ترسیم. باید در یک کشور، نظام و سیستمی ساخت و آن را جا انداخت که سلطه گر (داخلی و خارجی) نتواند حصار آن را بشکافد و به داخل رخنه کند و سیستم را از درون فرو بپاشاند. ما ارزش پول ملی مان را بالا می بریم. به جای شرکت های بزرگ، به خود مردم وام می دهیم تا خانه بسازند، در سالمسازی محیط و یکنواخت کردن آموزش و پرورش نهایت تلاش را بکار خواهیم برد و از الگوی کوبا و پزشکان و معلمان آن استفاده خواهیم کرد. تجربه نشان داده است که یک کمپانی و یا فرد نباید بیش از حد ثروتمند و از این راه دارای قدرت شود و به سود خود عمل کند، دولت بیاورد و دولت ببرد و همه چیز را تغییر دهد. انتخابات خوب، مردم را با نشاط می کند. من در طول عمر خود بولیویایی ها را این چنین شاد و سر زنده ندیده بودم. جان مردم بولیوی از فساد اقتصادی و اداری، بند و بست ها و تبعیض به جان رسیده بود و به همین سبب بود که مرا انتخاب کردند و من به اعتماد آنان خیانت نخواهم کرد. فساد اداری ـ اقتصادی در بولیوی به قدری زیاد بوده است که صدای شرکت های خارجی را هم بلند کرده بود که قاعدتا خودشان از بوجود آورندگان این فساد هستند تا منافع بیشتری داشته باشند. در گذشته، تنها هنر پارلمان بولیوی افزایش دستمزد اعضای پارلمان و مقامات ارشد بود که نخستین گام من به نصف تقلیل دادن این حقوق ها است. مردم بولیوی با شکم گرسنه روی گنج می خوابیدند و این پارلمانی ها و مقامات ارشد بی اعتنا بودند. مقامات ما و کمپانی های خارجی یک کار دیگر هم داشتند و آن قاچاق بود تا حقوق گمرکی پرداخت نشود و خزانه دولت خالی بماند و محتاج باشد.

مورالس گفت که دولت او از تجربه تلخ و شیرین دوستان استفاده خواهد کرد، دوستانی یکرنگ و دارای حسن نیت. وی تاکید کرد که می خواهد یک «چه گوارا» باشد، چه گوارای دمکرات.

مورالس قبلا گفته بود که برای ملاقات با شیراک تغییر لباس نخواهد داد و کراوات نخواهد زد و اندکی بعد مقامات فرانسوی گفتند که به خواست مورالس احترام می گذارند و با هر لباسی که بخواهد می تواند با شیراک دیدار داشته باشد. در این دیدار ترتیب مشارکت شرکت نفت دولتی فرانسه (توتال) با دولت بولیوی داده شد.

دولت چین پیش از ورود مورالس به آن کشور اعلام داشت: چین آماده همکاری صمیمانه در همه زمینه ها و در همه سطوح با بولیوی از جمله استخراج نفت و تاسیسات آب و برق و مخابرات است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ دی

۲۰۰۸م:انحطاط انسان که ظاهرا با پیشرفت های تکنولوژیک مسابقه سرعت گذاشته است در مسیر خود سبب پیدایش واژه ها و عناوین تازه شده است ازجمله سکس ترافیک، مانی لاندری، پریزون کالچر، نارکوکالچر Narcoculture، پولپرستی و …. سکس ترافیک در پی انحلال بلوک شرق و فروپاشی شوروی رو به گسترش گذاشت و سوداگران فساد و تباهی و خوشگذرانان مجال ورود به آن منطقه و ایجاد باندهای مافیایی صدور زن ـ درست بمانند صدور برده سیاه در قرون شانزدهم و هفدهم از آفریقا زدند و شهرهای بزرگ قاره آمریکا، اروپای غربی و برخی از کشورهای ثروتمند عربی را پر از زنان خودفروش و عمدتا به صورت "سکس سلیو" کردند. این فرهنگ دختر شایسته منطقه را هم در امان نگذارده و دامنگیر او هم شده است. قرار براین بوده است که دختران شایسته (قبلا معروف به ملکه زیبایی) واجد شرایط اخلاقی و انسانی باشند تا بتوانند گام به مسابقه بگذارند و در طول داشتن این عنوان از افتادن به دام رسوایی و بدنام شدن دوری جویند. به همین جهت در آخرین هفته سال میلادی ۲۰۰۸ هنگاهی که ـ Laura Zuniga Huizar لورا زونیگا مویزار ۲۳ ساله ـ دختر سال ۲۰۰۸ آمریکای لاتین (هیسپانیک) در خودرو " SUV" قاچاقچیان مواد مخدر مشاهده شد رسانه ها آن را خبر اول خود کردند و دنباله این خبر را در سال ۲۰۰۹ هم رها نساختند.

لورا یک آموزگار مکزیکی دبستان در ایالت سینالا بود که برای شرکت در مسابقه دختر آمریکای لاتین (میس هیسپانیک امریکا) ثبت نام کرد و برنده شد و طی مراسمی تاج بر سرنهاد و معروفیت یافت، به جلسات سخنرانی دعوت و معلم درستی و اخلاقیات شد. درآمد چشمگیری هم از آگهی های تجاری (مدل شدن) به دست می آورد. به رسانه ها گفته بود که در نظر دارد بعدا به تهیه فیلم مستند دست زند که نوعی کار آموزش عمومی است. بنابراین، کسی باور نمی کرد لورا روزگاری معاشر قاچاقچیان مواد مخدر شود که به سوداگران مرگ معروفند.

بیست و سوم دسامبر ۲۰۰۸ و در آستانه کریسمس، پلیس مکزیک ویژه مبارزه با مواد مخدر در یک ایست بازرسی دو خودرو "اس یو وی" را که باهم حرکت می کردند متوقف ساخت. لورا و هفت مرد سرنشینان این دو خودرو بودند. در این دو اتومبیل چند تفنگ و تپانچه و ۱۶ سلفون ماهواره ای و ۵۳ هزار دلار اسکناس و … به دست آمد. بررسی سوابق این هفت مرد نشان داد که اعضای یک باند مواد مخدر هستند، قبلا هم دستگیر شده بودند و کار آنان حمل مواد مخدر از کلمبیا از طریق مکزیک به ایالات متحده بود. لورا به ماموران گفت که عازم کلمبیا بودند که دستگیر شدند. بیست و ششم دسامبر ۲۰۰۸، قاضی مربوط بدون اینکه نتیجه بازپرسی از لورا را فاش سازد وی را بازداشت کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ دی

۲۰۰۹م:پنجم ژانویه ۲۰۰۹ «آدولف مرکل Adolf Merckle» میلیاردر ۷۴ ساله آلمانی که بحران جاری کاپیتالیسم وی دچار مشکلات مالی کرده بود خودکشی کرد. آدولف که قبلا سرمایه شخصی او بیش از ۹ میلیارد دلار اعلام شده بود پنجمین میلیادر آلمان بشمار می رفت. وی یک امپراتوری صنتعی را اداره می کرد که در آن یکصد هزار تن کار می کنند. فروش تولیدات کارخانه های او در سال ۲۰۰۸ اندکی بیش از ۴۱ میلیارد دلار بود. شهرت ادولف مرکل که پدربزرگش یک آلمانی ساکن بوهم بود در ساخت داروهای جنریک (بدلی) و سیمان بود. دو کارخانه معروف او در این دو زمینه Ratiopharm Int ریشیوفارم اینترنشنال (داروسازی) و هایدلبرگ سمنت Heidelberg Cement هستند. اشتباه مرکل ورود به معاملات سهام کارخانه پورشه ـ فولکس واگن بود که به او چهارصد میلیون دلار زیان وارد ساخته بود. درآمد بدون زحمت معاملات سهام و اوراق بهادار در سالهای اخیر که ارزش خرید و فروش آنهارا بدون هیچ منطقی و بی توجه به دارایی کارخانه و بنیاد و سطح بازده و درآمد آن بالا برده است بسیاری را وارد این کار کرده بود که به سقوط ناگهانی در سال ۲۰۰۸ انجامید. چاپ بیش از حد اسکناس دلار و افزایش بدهی های دولت آمریکا که این پول را جهانی کرده است مزید برعلت شده است.

خودکشیآدولف مرکل نیز در نوع خود کم سابقه بوده است. آدولف پس از اینکه شنید که سهام کارخانه هایش بازهم شش و نیم درصد پایین رفته است دچار افسردگی شدید شد و چند روز در این حالت بود تا اینکه پنجم ژانویه تصمیم خودکشی را در یادداشتی شرح داد آن را در کشوی میزش گذاشت و با اتومبیل تا خط آهن بلوبورن Blaubeuren رفت و منتظر آمدن یک قطار شد و سپس خود را در معرض برخورد با آن قرارداد و به این ترتیب خودکشی کرد. اشتغال به صنایع شیمیایی در خاندان مرکل ارثی بوده است. آدولف دارای چهار فرزند است.

چند روز پیش از خودکشی آدولف، د لا ویلهوشت میلیاردر فرانسوی و صاحب یک مرکز بزرگ مبادله و فروش سهام انتحار کرده بود. وی از این که با اندرز و تبلیغ باعث جلب مردم به خرید سهام و اسناد بهادار (از طریق موسسه خود) شده و آنان را دچار زیان سنگین کرده بود متاسف شده و خودکشی کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ دی

۱۹۱۸: وودرو ویلسون رئیس جمهوری وقت آمریکا اصول ۱۴ گانه خود برای برقراری یک صلح پایدار را اعلام داشت . وی قبلا استاد دانشگاه بود.

۱۹۵۷: به تصمیم خروشچف باردیگر منطقه خود مختار « چچنو ــ اینگوش » در قفقاز شمالی تاسیس شد. استالین آن را منحل و بسیاری از چچنی ها را به اتهام قصد همکاری با نیروهای هیتلر به نقاط دیگر شوروی تبعید کرده بود.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید