۱۲۹۴م:هفتم فوریه ۱۲۹۴ (جمادی الاخری ۶۹۳ قمری) و دوران حکومت گیخاتوخان مغول حکمران وقت، ایران بمانند چین دارای پول کاغذی (اسکناس) شد که «چاو» نام داشت. حکام مغولی چین (دودمان یوان) از سال ۱۲۷۱ پول کاغذی در آن کشور رایج کرده بودند زیرا که طلا و نقره موجود در چین تکافوی هزینه های سنگین آنان نبود. قدمت پول کاغذی در چین که به صورت «بلوکی ـ نوعی مهرزنی» چاپ می شد به سال ۶۰۰ میلادی بازمی گردد ولی پولی دائمی نبود و هرگاه که هزینه های دولت بالا می رفت و طلا برای ضرب سکه کافی نبود پول کاغذی چاپ می کردند که نوعی برات (حواله خزانه داری دولت) بود. گیخاتوخان که مردی ولخرج و سطحی بود و بزرگ وزیرش ـ صدر جهان (صدرالدین احمد خالدی زنجانی) ولخرج تر از او ـ تصمیم به رایج کردن پول کاغذی گرفتند که این تصمیم به اجرا درآمد و «چاو» که قطعی بزرگ داشت و «چاو مبارک» خوانده می شد به جریان گذارده شد. طولی نکشید که مخالفت با این پول از شیراز و تبریز آغاز و لذا، چند ماه بیشتر عمر نکرد. با اینکه گیخاتو حکم به لغو آن داد، صدای مخالفت با او نه تنها خاموش نشد بلکه گسترش یافت، نظامیان را هم فراگرفت و به تدریج تبدیل به انتقاد عمومی از فساد اداری شد. گیخاتو پس از اینکه از مخالفت تنی چند از ژنرال هایش آگاه شد و شنید که دست به نافرمانی زده و درصدد شورش نظامی برآمده اند در سال ۱۲۹۵ میلادی از ترس فرار کرد و به مغان شمالی (نخجوان) رفت و در آنجا کشته شد. فساد اداری و بوروکراسی بد در ایران از زمان مغولها و کمی بیش از ۷۰۰ سال پیش آغاز شد، در عصر جانشینان شاه عباس به صورتی دیگر درآمد و پیچیده تر شد و پس از یک دوره اصلاحات در زمان نادر و کریمخان، از اواخر سلطنت فتحعلیشاه قاجار رو به وخامت نهاد و … بگونه ای که دو مستشار آمریکایی بیطرف ـ مورگان شوستر و دکتر میلسپو ـ به یک نسبت از حل این مسئله ابراز یاس کرده بودند. مورخان ولخرجی حکمرانان مغولی ایران از اموال عمومی و خزانه (بیت المال)را به دلیل بی اطلاعی از رموز و فنون حکومت و بی اعتنایی نسبت به آن به علت ادامه علامه مندی به زندگانی در حال کوچ و بذل و بخشش به بستگان و خواص نوشته و افزوده اند که این میراث مغول منحصر به ایران نیست، روسیه و چند منطقه اروپایی و آسیایی پیرامون آن هم از قربانیان این میراث هستند که همانا بوروکراسی و فساداداری است. همین فساد اداری یکی از علل فروپاشی شوروی بوده است زیراکه پس از درگذشت لنین، وارثان انقلاب بلشویکی او نتوانستند و یا نخواستند به آن پایان دهند که در فرهنگ کشور ریشه دوانیده است.

کار انتشار پول کاغذی در اروپا در سال ۱۵۷۴ در هلند و در سال ۱۶۶۰ در سوئد آغاز شده و در آمریکا چاپ و انتشار آن از پنجم فوریه ۱۶۹۰ و در مهاجرنشین ماساچوست صورت گرفته است، ولی تا پایان دهه ۱۹۶۰ پشتوانه پولهای کاغذی عموما طلا بود و در حقیقت هر اسکناس یک «حواله طلا» بود و دولتها نمی توانستند بیش از موجودی طلا، اسکناس (بانک نوت) به جریان بگذارند، لذا ارزش پول تقریبا ثابت بود. بحران مالی جهانی در دو سال اخیر نتیجه کثرت چاپ دلار آمریکا و توزیع آن در جهان است. دلار آمریکا از زمان اجرای طرح مارشال (نزدیک به ۶۰ سال پیش) پول جهانی شده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۲۸۶ش: ۱۸بهمن سال ۱۲۸۶ (هفتم فوریه ۱۹۰۸) نخستین قانون مطبوعات در ایران در ۵۳ ماده از تصویب مجلس شورای ملی گذشت. گرچه این قانون بهتر از اصلاحیه ها و قوانین مطبوعاتی بعد از آن (به استثناء ضابطه موقت دولت مصدق) بود، اما بسیاری هستند که وضع چنین قانونی را بدعتی منفی می دانند که مانع از رشد ژورنالیسم وطن شده است، زیرا که این قبیل مقررات (صرف نظر از کدام کشور) نشر روزنامه را مقید ساخته و امر انتشار را در کنترل دولت قرار داده حال آن که ژورنالیسم، خود یک رکن از قوای دمکراسی است و رکن های متشکله یک دمکراسی باید منفک از هم باشند.

مقایسه قانونهای مطبوعات ایران در طول زمان با هم، هرکدامشان را ناقض بخشی از قانون دیگر نشان می دهد و چنین برمی آید که اصول و فلسفه «روزنامه نگاری» و استانداردهای جهانی این حرفه در تنظیم این ضوابط ملاک کار نبوده و تنها سیاست دولتهای وقت منظور نظر بوده است. برای مثال؛ در یک برهه یک قانون مطبوعات ایران کارمندان دولت را ممنوع از داشتن نشریه عمومی (حرفه ای) و اشتغال به کار روزنامه نگاری می کند و قانون دیگر این مورد منطقی را حذف، و قانون سوم دوباره برقرار می دارد. قانون چهارم علنا یک دسته از اتباع ایران را از این حرفه محروم می کند و به گونه ای تنظیم شده است که برخلاف کشورهای دیگر و اصل تفکیک قوا، دولت و سازمانهای عمومی را هم روزنامه نگار وناشر روزنامه می کند! و …. حال آن که نشریه، رسانه ای است مانند رسانه های دیگر ازجمله کتاب، سینما، تابلوهای خیابانی و … و کسب و کاری است همانند طبابت، مهندسی، کتابفروشی، رستورانداری و … و نباید از آن واهمه داشت. نمی توان پروانه ساخت اتومبیل نداد زیرا که اتومبیل ممکن است تصادف کند و آدم بکشد. روزنامه اینک بزرگترین وسیله دفاعی یک ملت است و اگر در دست یک ژنرال با تجربه (روزنامه نگار حرفه ای) باشد منافع و سلامت ملت را حفظ و جامعه را در برابر هرگونه پیش آمدی آماده می سازد. در قرن ۲۱ نفوذ قدرتها به خاطر موشکها و بمب هایشان نیست، به دلیل رسانه هایشان است که راه اجرای سیاستهای آنها در هر زمینه را هموار می سازند. هنگام تدوین یک قانون حاکم بر یک حرفه لازم است که اصول حقوق بشر، حقوق اساسی اتباع مندرج در قانون اساسی، اصل آزادی اشتغال و انتخاب حرفه و کار مفید و مسالمت آمیز و خدمت به وطن در نظر گرفته شود. سالهاست که ثابت شده است مجله های تخصصی بیش از مدارس به ارتقاء معلومات اتباع کمک کرده اند ولی در وطن ما (طبق قانون مطبوعات) برای انتشار یک ماهنامه تخصصی که یک خدمت میهنی است باید از هفت خوان بررسی صلاحیت ها! عبور کرد و … تا مجوز گرفت. در تازه ترین قانون مطبوعات ما، نشریات و انواع روزنامه (حرفه ای، حزبی و تخصصی) تعریف نشده اند، شرح وظایف سردبیر که فرمانده تحریریه روزنامه است و همچنین شرایط حرفه ای احراز مقام در تحریریه (اصطلاحا اطاق خبر) روشن نشده است و … که در عمل تولید مشکلات کرده است. انتقاد علنی اخیر مدیر مسئول روزنامه حزبی «کارگزاران» از تحریریه اش، به دلیل فقد تعریف «روزنامه حزبی» در قانون مطبوعات مصوب سال ۱۳۶۴ است. روزنامه حزبی ناشر افکار و نظرات و فعالیت های آن حزب است و اصولا باید تحت نظر مستقیم دبیرکل و هیات مدیره (دفتر سیاسی) حزب باشد. در کشورهای دیگر، سخنگوی هر حزب عملا مدیریت روزنامه ارگان آن حزب را برعهده دارد و دبیرکل حزب سردبیر اجرایی آن را منصوب می کند و در روزنامه حزبی مقامی به نام «مدیر مسئول» وجود ندارد و منطقی برای وجود چنین مقامی نمی توان وجود داشته باشد زیرا که حزب مسئول است. «مدیر مسئول روزنامه» مقامی است عمدتا مخلوق قانون مطبوعات ایران. سردبیر اجرایی روزنامه و «پروف ریدر کل» است که مطالب را می خوانند. کار مدیر عمدتا تنظیم امور مالی ـ اداری است و وقت خواندن همه مطالب و اطمینان از صحّت آنها را ندارد و درنتیجه نباید مسئول مطالب روزنامه قرارگیرد. «ناشر (در ایران؛ صاحب امتیاز = پروانه)» مالک روزنامه است و برایش امکانپذیر نیست که پیش از انتشار، مطالب دهها صفحه یک نشریه یومیه را بخواند و روی هر کلمه دقت کند و احیانا دستور بررسی مجدد و تعویض بدهد، فرصت نیست!. در قوانین پیشین مطبوعات ایران همانند قوانین مدنی ـ کیفری همه کشورها، نویسنده مطلب مسئول صحّت آن و سردبیر مسئول انتشار و «پروف ریدر» مسئول بی غلط بودنش است، نه مدیر (مسئول امور اداری، امضاء کننده چکها و …) و یا دارنده پروانه. در کشورهای دیگر امور مطبوعات که قوه چهارم یک دمکراسی هستند در دست صنف مطبوعات (برگزیدگان اهل این حرفه) قراردارد. قانون مطبوعات مصوب سال ۱۳۶۴ دست کم در قسمت تعریف های حرفه ای آن درخور کشوری با این همه پیشرفت تکنولوژیک و ورود به باشگاه فضایی نیست. جهانیان در برابر عظمت تاریخ ایران و خدمت ایرانیان به تمدن و فرهنگ بشر سر تعظیم فرود می آورند.

۱۳۲۸ش:سه ماه پس از تاسیس جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق ، وی ۱۸ بهمن ماه ۱۳۲۸ خورشیدی در اجتماعی بزرگ که به دعوت این جبهه برای اعتراض به سوء جریان انتخابات سنا و مجلس شورای ملی در میدان بهارستان برگزار شده بود خطاب به مردم ، آنان را درجزئیات مداخله دولت در کار انتخابات قرار داد و گفت که دولت با گشودن مجلس، پیش از برگزاری انتخابات شهر تهران مرتکب نقض قانون شده است که جرم است و مشروعیت حکومت کردن را از دست داده است.

دکتر مصدق قبلا پیش از انجام انتخابات سنا به دولت اعتراض کرده بود که فهرست نامزدهای خود را چاپ و در دسترس انتخاب کنندگان قرار داده و یک نسخه از این فهرست در دست اوست که در پاکت گذارده و لاک و مهر کرده تا پس از انتخاب سناتور ها آن را اعلام دارد . وی گفته بود که دولت با این عمل، همه اعضای سنا را انتصابی کرده است و چنین حکومتی همانا « دیکتاتوری » است. دکتر مصدق با بیان این اعتراض به احمد اباد تبعید شده بود که یک روز پس از لغو تبعید در اجتماع میدان بهارستان شرکت و اعتراض خود را تکرار کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۹۵۴م:هفتم فوریه ۱۹۵۴ (۱۸ بهمن ۱۳۳۲) دکتر شاخت اقتصاددان آلمانی برای سومین بار در طول سه دهه به ایران دعوت شد تا برای حل مسائل اقتصادی وطن ما و پیشرفت راه حل بدهد و این بار (شش ماه پس از براندازی ۲۸ امرداد) عمدتا با هدف دادن نظر درباره چاپ اسکناس تازه.

چرا در ایران این همه به دکتر شاخت توجه می شد؟. برای این که از همان نخستین سفر او به ایران (در دهه ۱۳۱۰)، روزنامه ها تبلیغ وسیع کرده بودند که او به دلایل نژادی دوستدار تاریخ ایران، هواخواه پیشرفت کشور ما و یک کارشناس اقتصادی بی طرف است و با دادن طرح های مالی، کمک بزرگ به حل مسائل اقتصادی آلمان کرده بود که پس از جنگ جهانی اول دچار بحران مالی و کاهش ارزش پول این کشور تا حد یک نان به هزاران مارک شده بود. «شاخت» یک اقتصاددان ناسیونالیست آلمانی (متمایل به حزب نازی) بود که از گزند بگیر و ببندهای پس از جنگ جهانی دوم جان سالم به در برده بود. وی که (به خواست هیتلر) پیشنهادهای مالیاتی و گمرکی و راه صنعتی شدن ایران را به دولت رضاشاه داده بود، در سپتامبر ۱۹۵۲ (مهر ۱۳۳۱) نیز در تهران به دولت دکتر مصدق اندرزهای فراوان در زمینه اقتصاد بدون نفت و سیاستهای مالیاتی و پولی و رساندن هزینه های دولت به حداقل ارائه کرده بود. این بار هم روزنامه های تهران پیرامون ملی گرا و نابغه بودن شاخت و کمک او به حل مسائل اقتصادی دولتهای ضد استعمار که جویای استقلال ملی هستند «بدون این که نظردیگری داشته باشد» مطالب متعدد نوشته و از او یک نماد بزرگ ساخته بودند.

سال بعد که دولت کودتا از «شاخت» دعوت بعمل آورد، نخست او به آمدن به تهران تن نداد و پاسخ داد که دادن اندرز از آلمان هم عملی است که دولت تهران اصرار بر مذاکره از نزدیک کرده بود. هدف دولت زاهدی از دعوت «شاخت» انتشار اسکناس تازه (به بهانه راه افتادن نفت) بود و … ولی دکتر شاخت نظر دیگری داشت. وی موافق چاپ اسکناس بزرگتر از ۲۰ تومانی و فداکردن کار رقابت تولیدات داخلی با خارج (با افزایش تعرفه گمرکی بر واردات) نبود و آن را مانع پیشرفت و مرغوب شدن محصولات داخلی می دانست و بر گرفتن مالیات تصاعدی (برحسب درآمد) و سیاست پولی بر پایه انعطاف پذیر بودن نرخ بهره نظر داشت و گرفتن مالیات فیکس (ثابت) را که مورد نظر پولدارهای ایران بود که به کودتا کمک کرده بودند رد می کرد. دکتر شاخت به زاهدی هشدار داده بود که مانع بازگشت فساد اداری به ایران شود زیراکه شنیده بود آنانکه در برانداختن دولت دمکراتیک دکتر مصدق کمک کرده بودند [طلبکاران کودتا] قصد سوء استفاده دارند بدون داشتن استحقاق، مقام می خواهند و درصدد به انحصاردرآوردن معاملات، امتیازات و … هستند.

ایجاد فروشگاههای دولتی بزرگ (نظیر فروشگاه فردوسی که بعدا به فروشگاههای شهر و روستا تبدیل نام دادند به هدف پایین آوردن قیمتها با از میان برداشتن دست واسطه ها) و نیز تاسیس فروشگاهها تعاونی کارکنان (دولت و شرکتها) از توصیه های دکتر شاخت به دولت ایران بوده اند. نخستین فروشگاه از این دست (فروشگاه فردوسی) توسط آلمانی ها به وجود آمد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۹۰۰م:هفتم فوریه سال ۱۹۰۰ زادروز حزب کارگر‌ (زحمتکشان) انگلستان است . اتحادیه های کارگری انگلستان در این روز تاسیس چنین حزبی را اعلام داشتند که از ۲۰ روز بعد فعالیت خود را آغاز کرد. این اتحادیه ها در سال ۱۸۸۱ با کمک گروهی از روشنفکران چپگرا فدراسیون سوسیال دمکرات و در سال ۱۸۸۴ «جامعه فابیان» را تاسیس کرده بودند. انقلاب صنعتی انگلستان تاسیس حزب کارگر را اجتناب ناپذیر کرده بود.

سوم اوت سال ۱۸۹۲ مردی برکرسی عضویت مجلس نمایندگان انگلستان نشست که با همه فرق داشت. پارلمان انگلستان تا آن روز در عمر ششصد و اندی ساله خود به یاد نداشت که مردی در ردیف نمایندگان که همیشه با لباس رسمی (فراک) حضور می یافتند بنشیند که کلاهی پارچه ای بر سر، شلواری چهارخانه برپا و کتی یقه کارگری که از پشم نامرغوب ساخته شده بود برتن داشته باشد. وی« جیمز هاردی » کارگر معدن بود که به خود جرات داده بود نامزد شود، رای بیاورد و به عضویت مجلس در آید.

او از ده سالگی روزها کار و شبها به مدرسه رفته بود و عضو اتحادیه کارگران معدن بود. جیمز هنگام معرفی نمایندگانی که برای نخستین بار وارد مجلس شده بودند ، خود را یک سوسیالیست خواند و به این ترتیب پارلمان انگلستان دارای نخستین کارگر سوسیالیست شد.

عضویت جیمز هاردی در مجلس و اثبات شایستگی اش به تاسیس حزب کارگر انگلستان شتاب داد.

این حزب شش سال پس از تاسیس دارای ۲۹ نماینده در پارلمان شد. چهار سال بعد عده این نمایندگان به ۴۲ تن رسید و به تدریج در رقابت با حزب محافظه کار جای حزب لیبرال را گرفت و رقیب اصلی آن حزب شد و در سال ۱۹۲۴ موفق به تشکیل کابینه گردید و زمام امور انگلستان را به دست گرفت .

از نخستین کار های دولت حزب کارگر به رسمیت شناختن حکومت شوروی بود. با وجود این ، حزب کارگر به دلیل موقع بین المللی انگلستان مجبور شد رئوس سیاست های این دولت را دنبال کند.

به تدریج رهبران این حزب که رنجها و محرومیت های دوران کارگری را فراموش کرده بودند از سوسیالیسم هم فاصله گرفتند و سایه ای از سوسیالیسم شدند.

مردم انگلستان پس از پایان جنگ جهانی دوم ، حزب کارگر را بر چرچیل ترجیح دادند ، زیرا که احساس کرده بودند در آن شرایط ، دیگر به او نیاز ندارند . با وجود این، تا دچار مشکل جهانی شدند دوباره سراغ وی رفتند و هم او بود که دولت دکتر مصدق را برانداخت ، زیرا که مصدق دست انگلستان را پس از ۱۵۰ سال از ایران کوتاه کرده بود.

از آن پس دو حزب محافظه و کارگر متناوبا حکومت انگلستان را به دست داشته اند و حزب لیبرال که در دهه های آخر قرن ۲۰ دوباره جانی گرفته است ائتلاف و همکاری با حزب کارگر را بر حزب محافظه کار ترجیح داده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۹۳۷م:جورج برنارد شاو درام نویس، اندیشمند و شخصیت ایرلندی تبار هوادار سوسیالیسم در فوریه ۱۹۳۷ که دغدغه از انتخابات بعدی انگلستان وجود داشت در مصاحبه ای که نظر او را در این زمینه خواسته بودند گفت: بروید از کسانی که می خواهند نامزد شوند بپرسید که چرا متقاضی و داوطلب خدمت عمومی (به مردم و کشور) هستند که مستلزم فداکاری ، تحمل زحمت و مشقت بسیار و قبول انواع خطر است. اگر استدلال آنان شما (روزنامه نگاران) و مردم را قانع کرد که نامزدهای شایسته ای هستند، در هر حوزه بهترینشان را انتخاب کنید. اگر به خاطر جویای نام است که در حاشیه نشستن و نوشتن انتقاد از کارهای زیان آور مقامات و نیز دادن اندرز و اندیشه برای بهبود امور و تامین رفاه مردم برای جراید و یا به صورت کتاب و نمایشنامه که شهرت بیشتر و ماندنی تر به بار می آورد. داشتن مقام عمومی هم که تولید ثروت نمی کند، مگر با سوء استفاده از مقام و منزلت. من صوفی نیستم ولی بزرگترین قدرت را هم در کنترل نفس و تسلط بر خویش می دانم، نه قدرت چند روزه (سلب شدنی و چند روزه مصرف) که مسئولیت فراوان، ناراحتی وجدان و دیدن کابوس در خواب و … دارد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۶۸۸م:امروز زاد روز « پیر ماریووPierre De Marivaux » کمدی ــ درام نویس معروف قرن ۱۸ فرانسه است که در ۱۶۸۸ به دنیا آمد و در ۱۷۶۳ در گذشت .

از وی ۳۰ نمایشنامه باقی مانده که بیشتر آنها به زبانهای دیگر ترجمه شده اند و بعضی از انها عنوان شاهکار گرفته اند . «نوکر قلابی» ، «عشق و شانس» ، «ماریان» و «پی گیری مضاعف» از نوشته های او هستند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۸۳۷م:هفتم فوریه زادروز «جیمز اگوستوس هنری موری James Augustus Henry Murray» زبان شناس بلند آوازه اسکاتلندی و مولف دیکشنری انگلیسی آکسفورد است که در سال ۱۸۳۷ به دنیا آمد و ۷۸ سال عمر کرد.

جیمز موری که به نوشته خودش از جوانی علاقه مند به شاخه «تاریخ زبان» از رشته انسانشناسی شده بود پس از چند سال تدریس و مدیریت مدرسه، به دنیای واژگان پای نهاد و کار تدوین دیکشنری آکسفورد را به دست گرفت و تا لحظه مرگ آن را رها نساخت. جیمز موری نوشته است که پژوهش در دنیای واژگان و دیکشنری نویسی یک خدمت بزرگ به همه مردمی است که می خواهند بخوانند و بنویسند و سخن بگویند.

«موری» نه تنها معنا و تعریف و تلفظ هر واژه انگلیسی را به دست آورد بلکه تاریخ و ریشه هر واژه را نیز تحقیق کرد و برای آگاهی همگان در لغتنامه قرارداد که کاری بس مهم و پرزحمت است. کسانی دست به چنین کارهایی می زنند که غرق در عشق به مردمند، زیرا مزد و پاداش و لقب نمی تواند یک هزارم چنین زحماتی را جبران کند . وی به پاس این خدمت، از رئیس کشور انگلستان لقب «سر» گرفت.

زبان انگلیسی یک زبان گرمانیک (از خانواده آلمانی زبانهای هند ـ اروپایی) همانند پارسی است. ۱۶ـ ۱۵ قرن پیش چند طایفه ژرمن (آلمانی) به جزایر بریتانیا مهاجرت کردند و این زبان را همگانی ساختند. بعدا براثر تهاجمات اقوام اسکاندیناویایی به ویژه نروژی ها، لغات متعدد ازاین زبانها وارد انگلیسی شد. در قرن یازدهم میلادی، فرانسویان به فرماندهی ویلیام (ویلیام فاتح) انگلستان را تصرف کردند و در طول حکومت خود فرانسه را زبان دولتی انگلیسی ها کردند. از قرن پانزدهم، ناسیونالیسم انگلیسی «زبان انگلیسی» را زنده کرد ولی به صورتی تازه و پراز لغات فرانسوی، اسکاندیناوی و لاتین. از زمان همگانی شدن اینترنت و تعدد سرچ انجین های انگلیسی، این زبان عملا بین المللی شده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۲۰۰۶م:ششم فوریه ۲۰۰۶ انتشار عکس و اظهارات بانو Isabelle dinoire و در آن زمان سی و هشت ساله که ۲۷ نوامبر ۲۰۰۵ تحت عمل پیوند صورت قرار گرفته بود جالب ترین و پر مخاطب ترین گزارش روز رسانه ها اعلام شده بود. وی نخستین انسانی است که تحت عمل جراحی «پیوند چهره» قرار گرفته است و اینک با لب ها، بینی، چانه و دهان یک بانوی متوفا به زندگی ادامه می دهد و حالت عادی را بازیافته است.

از ۲۷ نوامبر ۲۰۰۵ درباره این عمل جراحی گزارش های متعدد انتشار یافته بود ولی به روزنامه نگاران اجازه مصاحبه و عکسبرداری از ایزابل داده نشده بود و به همین سبب، جهانیان مشتاقانه در انتظار عکس او با لب و بینی و چانه تازه بودند.

ایزابل که فرانسوی و از ساکنان شمال این کشور است مورد حمله یک سگ قرار گرفته بود و این سگ لبها، بینی، چانه و قسمت جلویی دهان او را پاره کرده و جدا ساخته بود به گونه ای که ترمیم آن بدون عمل «پیوند چهره» امکانپذیر نبود. پس از یافت شدن عضو مورد نیاز، جراحان بیمارستان«Amiense» فرانسه تصمیم به عمل پیوند گرفتند و اعضای صورت یک زن در حال فوت (براثر مردن سلولهای مغز) را در جای اعضای ازدست رفته چهره ایزابل پیوند زدند و قیافه او اینک به حالت طبیعی خود در آمده است.

ایزابل در نخستین مصاحبه مطبوعاتی خود پس از عمل جراحی، ضمن سپاسگزاری از بستگان زن متوفا که امکان امید به زندگانی عادی را به او دادند گفت که وضعیت چهره او عادی و مثل این است که بینی و لب ها و چانه از اول هم مال خودش بوده است ولی سخن گفتن هنوز برای او سخت است. وی درباره آثار زخم روی گونه هایش گفت که جای دندان سگ است که قرار است بعدا با عمل جراحی پلاستیک اصلاح شود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۹۴۵م:رسانه های آمریکا هفتم فوریه ۱۹۴۵ (دو ماه و ۲۳ روز پیش از افتادن برلین به دست ارتش سرخ و خودکشی هیتلر) فاش کردند که سران روسیه، آمریکا و انگلستان از چند روز پیش در کریمه (ساحل دریای سیاه) گرد آمده اند تا وضعیت خود و مناطق متصرفه و سیاست ها را روشن سازند که پس از شکست هیتلر، میان سه دولت اختلاف بروز نکند و کشمکشی دیگر آغاز نشود. با وجود این، نشست سران سه گانه در کریمه تا یازدهم فوریه محرمانه مانده بود و در این روز اعلامیه این نشست انتشار یافت که مورخان عنوان کنفرانس یالتا برآن گذارده اند زیرا که در این شهر برگزار شده بود.

سرمقاله نگاران روزنامه های آمریکا قبلا با انتشار نظرات و دلایل خود، روزولت را تشویق به برپایی این نشست کرده بودند که قرار بود پس از سقوط برلین تشکیل شود. سرمقاله نگاران روزنامه های آمریکا نوشته بودند که با کوچکترین بهانه، میلیونها سرباز روس قادر خواهند بود که به پیشروی خود از برلین و وین به سوی ساحل اقیانوس اطلس ادامه دهند و همه اروپا را تصرف کنند و ضمن سازش با شارل دوگل، نظامیان آمریکایی و انگلیسی را که از لحاظ شمار به یک سوم آنان هم نمی رسند به دریا بریزند. دوگل یک ناسیونالیست فرانسوی (منتفر از انگلوساکسونیسم) است و آماده سازش با مسکو که با این عمل چپ های فرانسه را هم راضی خواهد کرد. این مقاله نگاران در نوشته هایشان به روزولت یادآور شده بودند که شمار کمونیست ـ سوسیالیست های اروپا در طول جنگ داخلی اسپانیا و متعاقب آن جنگ جهانی دوم افزایش چشمگیر یافته است که به صورت پارتیزانهای استالین عمل خواهند کرد.

در طول این نشست، روزولت بدون اطلاع چرچیل از استالین خواست که در خاور دور علیه ژاپن وارد جنگ شود. چرچیل مخالف ورود روسیه به جنگ خاور دور و گسترش قلمرو در این منطقه بود. روزولت نظر دیگری داشت و می خواست که توجه استالین به منطقه اقیانوس آرام جلب شود و از جاه طلبی و تصرف احتمالی اروپای غربی منصرف شود. برخی از مورخان تاریخ جنگ جهانی دوم نوشته اند که روزولت (که در آن زمان هنوز مطمئن به تکمیل بمب اتمی آمریکا نبود) احتمالا تحت تاثیر همان سرمقاله ها خواسته بود که توجه استالین به منطقه اقیانوس آرام جلب شود، از بار آمریکا در جنگ با ژاپن که پیش بینی می شد طولانی باشد بکاهد، بعلاوه رهبر وقت دولت مسکورا از اندیشه تصرف اروپای غربی منصرف سازد.

روزولت در یالتا همچنین اصرارکرده بود که دولت های متحد در جنگ ۱۵ آوریل ۱۹۴۵ (دو ماه بعد) یک کنفرانس عمومی تشکیل دهند و ….

طبق اعلامیه یالتا که در پایان نشست انتشاریافت قرار بر تقسیم آلمان میان چهار دولت فاتح و انهدام کامل میلیتاریسم آلمانی و اجرای برنامه هایی گذاشته شده بود که برای همیشه تفکر برتری جویی آلمانی (ژرمن) را پایان دهد، سران سه گانه برسر مناطق جنگزده و چگونگی روابط فاتحان به توافق رسیده بودند از جمله خروج نیروهای سه دولت از ایران بلافاصله پس از پایان جنگ ایران، اروپای شرقی و سرزمین هایی که توسط ارتش سرخ از تصرف آلمان خارج شده اند درمنطقه نفوذ شوروی قرار گیرند، یوگوسلاوی به دست تیتو فرمانده پارتیزانها سپرده شود، اتریش بعدا به صورت کشوری مستقل و بی طرف در آید. این کنفرانس نتوانسته بود درباره یونان تصمیم بگیرد که پس از جنگ، نزاع شرق و غرب (معروف به جنگ سرد) از همین یونان آغاز شد. استالین با اینکه در یالتا امضا داده بود که بلافاصله پس از جنگ نیروهای خود را از ایران خارج کند دست به تعلل و بهانه جویی زد و دیدیم که نزدیک بود این تعلل به تجزیه میهن ما منجر شود.

مرور زمان نشان داد که هرآنچه را که شوروی در کنفرانس یالتا به دست آورده و درنتیجه، پس از جنگ یکی از دو ابرقدرت جهان شده بود، گورباچف در اواخر دهه ۱۹۸۰ از دست داد. شوروی در جنگ دوم جهانی ۲۷ میلیون کشته داده بود و امتیازات به دست آورده در نشست یالتا و کنفرانس پتسدام خونبهای آنان و غرامت ویرانی وارده به آن کنفدراسیون بودند که گورباچف و یلتسین آنهارا برباد دادند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۹۹۰م:هفتم فوریه ۱۹۹۰ حزب کمونیست شوروی که ۷۳ سال قدرت را در این جماهیریه انحصارا به دست داشت رسما اعلام کرد که به این انحصار پایان داده است. گورباچف در سال ۱۹۸۹ اجازه تاسیس احزاب دیگررا داده بود. افراطیون حزب سوسیال دمکرات روسیه (مارکسیستها) در سال ۱۹۱۲ به نام بلشویکها (اکثریت) از آن حزب جداشدند و در سال ۱۹۱۷ انقلاب کردند و زمام امپراتوری روسیه را به دست گرفتند و در سال ۱۹۱۸ بر تشکیلات خود نام حزب کمونیست گذاردند. پس از درگذشت لنین، بسیاری از فرصت طلبان با چاپلوسی و نیرنگ مقامات حزبی را [از کمیته مرکزی تا پولیت بورو و کنگره] به دست گرفتند و با دائمی کردن مقام خود حزب و در نتیجه دولت برگزیده حزب را دچار یک بوروکراسی پیچیده و فساد اداری کردند و به فروپاشی کشاندند. یلتسین حزب کمونیست را که خود از نردبان آن بالا رفته بود منحل و اموالش و ازجمله روزنامه پراودا را حرّاج کرد. بعدا دو حزب کمونیست که یکی از ایندو روش سوسیال دمکرات دارد در روسیه تاسیس شده که احزاب اقلیت هستند. جمهوری های جداشده از روسیه هم هرکدام برای خود دارای حزب کمونیست تازه شده اند که قدرت حکومتی ندارند. مورّخان معاصر در نوشته های خود به نظامهای ایدئولوژیک هشدار داده اند که از اشتباهات حزب کمونیست شوروی پند بگیرند.

۲۰۰۵م:خواستهای کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه وقت آمریکا از سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در ملاقات ششم فوریه ۲۰۰۵ در آنکارا از سوی برخی از رسانه ها «آمرانه» تلقی شده بود. لاوروف برای دیدار رایس به آنکارا رفته بود.

رایس در ملاقات آنکارا به لاورف گفته بود: ادامه سرکوب ناراضیان و منتقدان در روسیه، مناسبات واشنگتن با مسکو را دشوارتر خواهد ساخت. رایس افزوده بود: گامهای تازه روسیه در تصاحب تلویزیون مستقل این کشور و کمپانی نفتی یوکوس از صاحبانشان و به زندان افکندن و یا فراری دادن آنان و همچنین محدود ساختن اختیارات فرمانداران مناطق روسیه مانع از روابط تمام عیار و عمیق دو کشور شده است. با وجود این، ما (آمریکا) هنوز در صدد نیستیم که روسیه را ایزوله کنیم. رایس همچنین خطاب به لاوروف که در سابق یک مامور امنیتی شوروی [سرهنگ کا گ ب] بود گفته بود: دخالتهای بی نتیجه روسیه در انتخابات گرجستان و اوکراین که دولت آمریکا را نسبت به نیّت روسیه مشکوک و مایوس ساخته است. روسیه که در عملیات نظامی آمریکا در افغانستان به ما کمک کرد و در عراق سدی ایجاد نکرد و باعث قدردانی ما شد اینک در راهی قدم بر می دارد که مطابق خواست ما و به سود روسیه نیست و ….

نظر عموم رسانه هایی که این خواستهای آمرانه بانو رایس را تفسیر کرده بودند این بود که دولت واشنگتن روسیه را به چشم یک کشور عقب افتاده جهان سوم می نکرد که این چنین امر و نهی می کند. روسیه از آن همه امتیازی که از اواخر دهه ۱۹۸۰ به آمریکا داد و حتی حاضر به تجزیه خود شد تاکنون سودی نبرده و کوچکترین امتیازی به دست نیاورده و از جمله نتوانسته است وارد سازمان تجارت بین المللی شود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۲۰۰۶م:ششم فوریه ۲۰۰۶ گزارش های مربوط به قضیه پژوهشهای اتمی ایران همچنان در صدر سایر اخبار بین المللی بازتاب داده می شد و این وضعیت به همان صورت تا به امروز ـ هفتم فوریه ۲۰۱۰ ادامه داشته است. مروری بر این گزارشها در طول ۴ سال گذشته نشان می دهد که تهدید به تحریم و … ادامه داشته و از صورت تکرار مکررات خارج نشده است، حتی جملات و کلمات مشابهت خودرا از دست نداده اند که می توان در تاریخ عمومی فصل تازه و بی سابقه ای برای آن بازکرد.

پنجم فوریه ۲۰۰۶ آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده بود که از تصمیم ایران مبنی بر قطع همکاری داوطلبانه با آژانس و از سرگرفتن کار غنی سازی اورانیوم در سطحی وسیع رسما اطلاع یافته است. این اعلامیه و انتشار آخرین اظهارات علی لاریجانی دبیر وقت شورای امنیت ملی ایران، بهای هر بشکه نفت را ۶۲ سنت بالا برده بود.

انتشار تفسیرهای متعدد، و تردید بیشتر اصحاب نظر در مورد اعمال تحریم ایران از سوی شورای امنیت باعث شد که «کورت ولکر» دستیار وزیر امور خارجه وقت آمریکا که در بروکسل بود بگوید اعمال تحریم اقتصادی ایران حتی بدون تصویب شورای امنیت مشروعیت دارد و منع قانونی ندارد! زیرا که هدف از آن، صرفا منصرف کردن تهران از غنی سازی اورانیوم است که احتمال بکار بردن محصول آن در تولید سلاح اتمی وجود دارد. ولکر Kurt Volker به گونه ای جملات را ادا می کرد که تردید داشت هر پنج عضو دائمی شورای امنیت با تصویب و حتی طرح پیشنهاد یک قطعنامه برای تحریم محدود ایران موافقت کنند. (این وضعیت در ۴ سال گذشته به همین صورت ادامه داشته و حرفها و تهدیدها تکرار شده است). ولکر که برای تبادل نظر با مقامات اتحادیه اروپا به بروکسل رفته بود گفته بود که چین و روسیه نظر مساعد به مجازات ایران و اعمال فشار شدید ندارند و می گویند که راه مذاکره هنوز باز است. با وجود این، آمریکا به تلاش خود برای جلب نظر دولتهای دیگر جهت تحت فشار قرار دادن ایران به انصراف از برنامه اتمی خود ادامه می دهد و به نظر ما تحریم ایران از سوی آمریکا، اروپا و هر دولت دیگر، حتی بدون مصوبه شورای امنیت منع قانونی ندارد!. ما به فعالیت خود برای توجیه نظرمان به سایر دولتها تا ماه مارس ۲۰۰۶ که محمد البرادعی [رئیس آژانس] گزارش خود را در زمینه قضیه ایران تنظیم و اعلام کند ادامه خواهیم داد.

۲۰۰۹م:ونزوئلا در هفته یکم ماه فوریه صحنه اجتماع سرخپوشان است و در سال ۲۰۰۹ وسیعتر از هر سال دیگر زیرا که مصادف بود با سالگرد انتشار فرضیه هوگو چاوس؛ سوسیالیسم قرن ۲۱ = دمکراسی سوسیالیسم که دارد به اجر درمی آید. چاوس از دیرزمان درصدد اجرای فرضیه خود ـ بزعم او، وسیله خوشبختی بشر ـ بود و در سال ۱۹۹۲ (و در آن زمان سرهنگ چاوس) با پنج واحد نظامی و عمدتا کماندو (چترباز) علیه «کارلوس پرز» رئیس جمهوری وقت ونزوئلا که دستگاه حکومتی وی شهرت به آلوده شدن به فساد داشت کودتا کرد و با این که بسیاری از نقاط پایتخت را تصرف کرده بود در این کار موفق نشد و به زندان افتاد. چاوس پس از خلاصی از زندان، هفت سال بعد – دوم فوریه سال ۱۹۹۹ با رای اکثریت مردم به رهبری این کشور انتخاب شد و دو روز بعد دوران زمامداری خود را آغاز کرد که دوم فوریه ۲۰۰۹ دهمین سال انتخاب او بود که به پیشنهاد انبوه مردم، این روز ـ یک روز ملی خوانده شد که تعطیل عمومی است. چاوس که با ترتیبات جریان فسادآلود توام با بده ـ بستانها و ساخت و پاخت های متعدد به نام «دمکراسی غرب» مخالف است که درعین حال از آن به صورت یک حربه سیاسی هم استفاده می شود طرح اصلاحات خودرا به رفرانم گذارد که تصویب شد. او مایل است که تا اجرای فرضیه خود رئیس کشور باشد.

اندیشمندان در مراسم دهمین سال زمامداری چاوس فرضیه اورا با نظر مساعد تفسیر کردند. چاوس با توجه به تجربه حاصل از نظام های سوسیالیستی در قرن ۲۰ و با ایجاد تغییرات متناسب با شرایط قرن ۲۱ در فرضیه های سوسیالیستی مطرح، و مخلوط ساختن آنها با عقاید سیمون بولیوار ـ قهرمان ملی آمریکای لاتین ـ فرضیه سوسیالیسم قرن ۲۱ را بنا نهاد که دارای چهار ستون اصلی است: توزیع عادلانه درآمد، رفاه و فرصت ها – دمکراسی خلق – استقلال اقتصادی و خودکفا بودن یک جامعه از این لحاظ – بازگشت به انسانیت و پایان هرگونه فساد. به این ترتیب؛ سوسیالیسم چاوز (تلفظ آمریکای لاتین؛ چاوس) نوعی دمکراسی سوسیالیسم ملی است. در آمریکای لاتین، مردم منطقه خودرا اعضای یک ملت واحد می دانند. اندیشمندانی که فرضیه چاوس (سوسیالیسم قرن ۲۱) را تفسیر کرده اند گفته اند که شکست سوسیالیسم شوروی عمدتا به خاطر فساد گسترده اداری و آلودگی مقامات و تظاهر آنها به ایدئولوژی حاکم و ضعف در آدمسازی (آموزش و پرورش و رسانه ها) به دلیل کمبود معلم و روزنامه نگار دلسوز و ماهر درکار خود بود که چاوس قطع آن را یکی از اصول اصلی سوسیالیسم قرن ۲۱ (پایان دادن به هرگونه فساد و بازگشت به انسانیت) قرارداده است. به عبارت دیگر؛ تا فساد اداری و کمبود معلم و روزنامه نگار واقعی وجود داشته باشد سوسیالیسم پیاده نخواهد شد و این، عنصری است که مارکس و لنین هم به آن توجه داشتند. خودکفا بودن در اقتصاد یعنی اینکه لازم نباشد زیر بار دیگران بروند و مجبورباشند به ساز آنها برقصند که عملی مغایر استقلال و حاکمیت است. چاوز با توجه به شکست سوسیالیسم مسکو که برخلاف چین، انگیزه و میهندوستی را تضعیف کرده بود، توزیع برابر فرصت ها را بر توزیع عادلانه درآمد و رفاه (تامین مساوات) افزوده و تاکید بر ملی بودن (لاتینو بودن) فرضیه خود کرده لذا هدف صادرکردن آن را ندارد؛ اگر نتیجه کار رضایتبخش بود دیگران به صورت داوطلبانه اقتباس کنند، نه کور ـ کورانه. چاوس دمکراسی خلق را (نوعی ساویت) جانشین دمکراسی غرب کرده است که دیگر دمکراسی نیست و نمایشنامه ای است که بازیگرانش قبلا با محاسبات اصحاب منافع انتخاب شده اند و در نتیجه بمراتب بدتر از حکومت های موروثی سابق. او می گوید که انتخاب جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۰ یک نمونه از تئاتر دمکراسی به روش غرب بود. اوباما را هم منتخب صاحبان و آنکورهای شبکه های تلویزیونی نوشته اند!. فرضیه چاوس در بطن خود ضدیت با سلطه دارد زیرا که در صورت وجود سلطه گر در جهان پیاده کردن هرگونه مسلک که با منافع دولت سلطه گر منافات داشته باشد دشوار خواهد بود و در نیمه راه از اصول خود منحرف خواهد شد که نمونه های متعدد آن در نیمه دوم قرن بیستم تجربه شدند و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۸ بهمن

۱۸۹۹: با تصویب قرارداد پایان جنگ آمریکا با اسپانیا در سنای آمریکا، میان دو کشور صلح برقرار شد . اسپانیا در این جنگ ، کوبا ، پورتوریکو و فیلیپین را از دست داد.

۱۹۳۳: با تصویب اصلاحیه بیستم قانون اساسی آمریکا، آغاز دوره ریاست جمهوری این کشور از ماه مارس به ماه ژانویه تغییر یافت .

۱۹۴۰: دولت انگلستان راه آهن این کشور را ملی (دولتی) کرد.

۱۹۷۸: ارتش اتیوپی صحرای « اوگادن Ogaden » را که درقلمرو سومالی بود مورد حمله قرار داد و تصرف کرد. اتیوپی از دیر زمان این صحرا را از آن خود می دانست و مدعی بود که استعمار اروپایی آن را به سومالی داده بود.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید