۱۳۲۱ش:مروری بر رویدادهای سیاسی نیمه دوم بهمن ماه ۱۳۲۱ (فوریه ۱۹۴۳ ) ایران، یک تغییر نظر ۱۸۰ درجه ای مجلس شورای ملی را نشان می دهد که در کشورهای دیگر کمتر سابقه دارد.

پارلمان ایران در پی کنارگیری ده وزیر کابینه قوام السلطنه نخست وزیر وقت، هفدهم بهمن ماه ۱۳۲۱ در یک رای گیری وی را در سمت نخست وزیری تثبیت کرد تا کابینه تازه تشکیل دهد. همین مجلس یک هفته بعد، در حالی که قوام هنوز نخست وزیر بود، در یک رای گیری دیگر ابراز تمایل به نخست وزیری علی سهیلی کرد که جای قوام را گرفت و سه روز بعد وزیران خود را معرفی کرد!. در هر دو کابینه الهیار صالح وزیر دارایی بود که دو ماه بعد بر اثر اختلاف با دکتر میلسپو مستشار آمریکایی مالیه کناره گیری کرد.

در زمان دولت علی سهیلی بود که لایحه مهم آموزش و پرورش عمومی، یکسان و رایگان به صورت قانون در آمد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۱۸۷۸م:اواخر ژانویه در سال ۱۸۷۸ دانشگاه آمریکایی «ییل» نخستین نشریه دانشگاهی به نام «ییل نیوز» را منتشر ساخت و دانشگاههای دیگر از آن اقتباس کردند. دیوان عالی آمریکا حکم داده است: از آنجا که نشریات دانشگاهی با کمک هزینه دولت انتشار می یابند، حق گرفتن اگهی تجاری و تکفروشی ندارند.

۱۹۲۲م:مجله جیبی «ریدرز دایجست» که ناشر آن مدعی است تیراژی بالای ۱۵ میلیون نسخه دارد و عمدتا با پست توزیع می شود پنجم فوریه سال ۱۹۲۲ انتشار خود را آغاز کرد.

«دویت والاس» و همسرش «لیلا» در آن سال با یک وام پنج هزاردلاری این مجله را راه اندازی کردند زیرا روزنامه ای که در آنجا کار می کردند عذرشان را خواسته بود و نمی خواستند که پس از آن «کارفرما» داشته باشند. نخستین شماره این مجله ۱۵۰۰ نسخه فروش داشت.

انتشار مجله به قطع جیبی ابتکار تازه ای بود، زیرا که خواننده می توانست آن را در جیب و یا کیف دستی خود ببرد و با هر فرصتی که به دست آید آن را بخواند.

این مجله با قطعی کوچک رقیب بزرگی برای کتاب شد، مخصوصا که درهر شماره اش چند داستان کوتاه، خلاصه چند کتاب، مطالب دانستنی، مطالب بهداشتی و آخرین گزارشهای پزشکی، خبرهای جنایی، مطالب خواندنی. آخرین پیشرفتهای علمی و موضوعهای اجتماعی ــ فرهنگی را چاپ می کرد و هنوز این روش را ترک نگفته است.

این مجله در طول عمر خود به ندرت به مسائل سیاسی ــ اقتصادی روز پرداخته و اعلام داشته است که تا قطعیت پیدا نکنند (تاریخ نشوند) به این مطالب نخواهد پرداخت، زیرا که از حرف تا عمل فاصله ای طولانی وجود دارد و نمی خواهد خواننده گمراه شود. سیاست این مجله براین پایه است که تا می تواند از چاپ مطالبی که خواننده را اغفال کند خودداری ورزد.

۱۹۲۲م:ششم فوریه سال ۱۹۲۲ دولتهای آمریکا، ایتالیا، انگلستان، ژاپن و فرانسه با توجه به این حقیقت تاریخی که «قدرت دریایی» دولت صاحب آن را به قلدری و خیال تجاوز برمی انگیزاند عهدنامه قطع رقابت دریایی و محدود کردن ابزار های جنگ دریایی را میان خود امضاء کردند. اوضاع روسیه در پی انقلاب بولشویکی هنوز تثبیت نشده بود که در این پیمان شرکت داده شود و آلمان که در جنگ جهانی اول شکست خورده بود به موجب عهدنامه ورسای ناوگان خود را از دست داده و حق داشتن کشتی جنگی سنگین از آن سلب شده بود.

گذشت زمان نشان داد که از سه ـ چهار سال بعد، دولتهایی که این معاهده را امضاء کرده بودند برای تقلب کردن درمفاد آن باهم مسابقه گذاشتند و … تا جائی که از این عهدنامه تنها نامی باقی ماند.

۱۹۳۳م:«فرانکلین دی. روزولت» که در اوج رکود اقتصادی آمریکا به ریاست این کشور انتخاب شده بود بانکهای آمریکارا از ششم فوریه سال ۱۹۳۳ به مدت ده روز تعطیل کرد؛ زیراکه قبل از آن مردم برای بیرون کشیدن پس اندازهای خود که تورّم را شدیدا بالا می برد به بانکها هجوم برده بودند. به علاوه، موجودی بانکها برای پرداخت ها کافی نبود و مقابل بانکها صفهای طولانی به وجود آمده بود و بیم آن می رفت که همین صفوف تبدیل به شورش و عصیان شود. آمریکا از سال ۲۰۰۸ نیز وارد یک بحران اقتصادی شده است که علت عمده آن افزایش بدهی دولت این کشور و کسر بودجه آن در سالهای اخیر است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۱۹۴۴م:دور تازه بمباران شدید و روزانه شهر برلن توسط هواپیماهای نظامی متفقین از ششم فوریه ۱۹۴۴ آغاز شد که تا پایان جنگ جهانی دوم ادامه داشت. ارتش آلمان به حد کافی هواپیما برای دفاع از آسمان برلن در اختیار داشت ولی این هواپیماها سوخت لازم را برای به پرواز در آمدن نداشتند و از شهر، تنها با سلاحهای زمینی ضدهوایی دفاع می شد که از آنها هم به دلیل شبانه بودن این حملات و پرواز در ارتفاع زیاد کار چندانی ساخته نبود و ژنرالهای هیتلر تنها به این اصل دلخوش بودند که با حمله هوایی نمی شود جنگ را برد و کشوری را تسخیر کرد.

۱۹۱۳م:بانو «رزا لی پارکز» که یک اقدام دلیرانه او باعث تشدید فعالیت جنبش حقوق مدنی آمریکا و پیروزی آن شد چهارم فوریه سال ۱۹۱۳ در یک خانواده سیاهپوست در شهر «تاسکجی» واقع در ایالت جنوبی آلاباما به دنیا آمد. پدرش نجار و مادرش آموزگار بود و خود او بعدا به کار دوزندگی سرگرم شده بود. او در محیطی زندگی می کرد که میان سیاهپوستان و سفید پوستان تبعیض و جدایی بود و رنگ پوست ملاک برتری انسان بود.

برای مثال؛ سیاهپوستان حق نشستن روی صندلیهای ردیفهای جلوی اتوبوسهای شهری را نداشتند و تازه اگر صندلی برای نشستن وجود نداشت و یک سفید پوست وارد اتوبوس می شد، سیاهپوست باید صندلی اش را به او می داد. رزا از این وضعیت و نیز جدا بودن مدارس سیاه و سفید ازهم خسته شده بود. وی روز اول دسامبر سال ۱۹۵۵ که عازم محل کار خود (یک کارگاه لباسدوزی) در شهر مونتگمری بود ، نه تنها از در جلو اتوبوس وارد آن شد بلکه روی یک صندلی در ردیفهای جلوتر هم نشست و به اعتراض راننده توجه نکرد و از جای خود تکان نخورد. راننده اتوبوس را متوقف ساخت و به پلیس تلفن کرد، زیرا که نشستن سیاهپوستان روی صندلیهای ردیفهای جلو اتوبوس در آن ایالت جریمه نقدی داشت.

تا آمدن پلیس، بسیاری از مسافران اتوبوس که برای رسیدن به محل کار عجله داشتند پیاده شدند و یکی از آنان به روزنامه شهر تلفن کرد و عکاس از این صحنه عکس گرفت.

پلیس رزا را به دادگاه برد و جریمه شد. انتشار عکس و گزارش کار او واظهاراتش دربازجویی پلیس در روزنامه شهر، در جهان چون توپ صدا کرد و این عکس دربیشتر روزنامه های جهان به چاپ رسید و جنبش مدنی آمریکا برشدت فعالیت خود افزود.

دکتر مارتین لوتر کینک رهبر جنبش راهپیمایی های چند صد هزاره نفری برپا کرد و با این که جان خود را برسر آن گذارد، جنبش در دهه بعد به پیروزی رسید و قانون «حقوق مدنی» به تصویب کنگره رسید و ….

رزا و خانواده اش چند سال بعد به شهر دیترویت آمریکا نقل مکان کردند، اما کار آن روز وی فراموش نشد هرجا و هروقت که از جنبش حقوق مدنی آمریکا نام برده می شود ، وی نیز مطرح می گردد و روزنامه ها به مناسبت سالروز تولد و سالروز اقدام شجاعانه اش با او مصاحبه می کنند و نامش در تاریخ آمریکا ماندگار خواهد ماند. رزا در سال ۲۰۰۵ درگذشت و با احترام تمام و رعایت تشریفات رسمی مدفون شد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۱۹۹۲م:چهارم فوریه سالروز دو رویداد مهم در ونزوئلاست. در این روز در سال ۱۹۹۲ سرهنگ کماندو، هوگو چاوز با پنج واحد نظامی بر ضد کارلوس پرز رئیس جمهوری وقت ونزوئلا که دستگاه حکومتی وی شهرت به آلوده شدن به فساد داشت کودتا کرد و با این که بسیاری از نقاط پایتخت را تصرف کرده بود در این کار موفق نشد و به زندان افتاد. چاوز هفت سال بعد – دوم فوریه سال ۱۹۹۹ با رای اکثریت مردم به رهبری این کشور انتخاب شد و دو روز بعد دوران ریاست جمهوری خود را آغاز کرد. وی دوم فوریه ۲۰۰۹ دهمین سال انتخاب خود و زمامداری بر ونزوئلا را برگزار کرد که به پیشنهاد انبوه مردم، این روز یک روز ملی خوانده شد که تعطیل عمومی است. چاوز در طول زمامداری خود با توجه به تجربه حاصل از نظام های سوسیالیستی در قرن ۲۰ و با تفسیر فرضیه های سوسیالیستی مطرح و عقاید سیمون بولیوار و – قهرمان ملی آمریکای لاتین فرضیه سوسیالیسم قرن ۲۱ را بنا نهاد که دارای چهار ستون اصلی است: توزیع عادلانه درآمد، رفاه و فرصت ها – دمکراسی خلق – استقلال اقتصادی – بازگشت به انسانیت و پایان هرگونه فساد. به این ترتیب؛ سوسیالیسم چاوز نوعی سوسیالیسم ملی است. در آمریکای لاتین، مردم منطقه خودرا اعضای یک ملت واحد می دانند.

چاوز (تلفظ این اسم در آمریکای لاتین، چاوس است) پس از رهایی از زندان (به جرم کودتای فوریه ۱۹۹۲) که در آنجا دچار آسیب چشم شده بود به فعالیت سیاسی برضد طبقه برتری جو و آزمند (حاکمان و ثروتمندان) ادامه داده بود و در انتخابات دسامبر ۱۹۹۸ پیروز شده بود.

چهارم فوریه ۲۰۰۶ به مناسبت دو رویداد مورد بحث، صدها هزار تن از هواداران چاوز از سراسر ونزوئلا به کاراکاس آمده و در حالیکه به سبک او کلاه (بره) و پیراهن سرخ برتن داشتند در خیابانهای کاراکاس به حرکت درآمده بودند و این منظره (عکس بالا)، خیابانهای کارکاس را به صورت رودخانه های سرخ درآورده بود. علاوه بر هواداران چاوز در کاراکاس، بقیه جمعیت با چهار هزار و ششصد اتوبوس خود را به کاراکاس رسانده بودند و شعارهای آنان عبارت بود از: دولت واشنگتن، نه ـ انقلاب، بله. در انتخابات دسامبر امسال، ده میلیون رای برای چاوز (تجدید انتخاب او) و ….

چاوز در مراسم سال ۲۰۰۶ که به مناسبت این دو سالروز برگزار شده بود خطاب به هوادارانش گفت که برای مسلح کردن مردم جهت دفاع از انقلاب [سوسیالیسم قرن ۲۱] یک میلیون تفنگ در اختیار آنان قرار خواهد گرفت و صد هزار تفنگی که از روسیه خریداری شده است مقدمه این کار است.

چاوز پیش از شرکت در مراسم چهارم فوریه ۲۰۰۶، به هاوانا رفته بود تا از دست فیدل کاسترو – آموزگار و مراد خود – تقدیر نامه یونسکو معروف به مدال «خوزه مارتی» را دریافت دارد .

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۲۰۰۳م:«انتونی زینی» ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق نیروهای آمریکا در خاور میانه (مستقر در خلیج فارس) چهارم فوریه ۲۰۰۳ و ۴۳ روز پیش از آغاز حمله نظامی آمریکا به عراق، در اجتماع انجمن زنان رای دهنده آمریکایی در تالار کتابخانه عمومی شهر ویلیامزبورگ در اظهار نظر خود در این باره گفته بود: مصلحت نیست که آمریکا به تنهایی با عراق وارد جنگ شود، زیرا که اگر هم این جنگ را ببرد، صلح را نخواهد برد. وی اضافه کرده بود که اگر آمریکا بدون کسب مجوز از سازمان ملل که به حمله نظامی آن کشور مشروعیت خواهد داد وارد جنگ شود؛ در سالهای بعد با درگیری های بیشتری رو به رو خواهد شد. با وجود این، ژنرال زینی که به اوضاع سیاسی ــ نظامی خاور میانه آشناست اشاره کرده بود که اینک برای جلوگیری از جنگ دیر شده است و با انتقال این همه نیرو، آمریکا به نقطه بی بازگشت نزدیک شده است.

ژنرال شوارتسکف فرمانده سابق نیروهای آمریکا در جنگ با عراق (که نوجوانی اش را در تهران گذارنیده است) نیز چند روز پیش از ژنرال زینی همان عقیده را بیان کرده و دولت آمریکا را از جنگ با عراق بدون مجوّز سازمان ملل برحذر داشته بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۲۰۰۵م:پنجم فوریه ۲۰۰۵ کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه وقت کابینه آمریکا (دولت جورج دبلیو بوش) در جریان دیدار برق آسای هفت روزه اش از اروپا و خاورمیانه به ملاقات نخست وزیر لهستان – متحد آمریکا در اشغال نظامی عراق شتافته بود. در این سفر، رایس دولت لهستان را درباره دیدارهای خود در ردیف انگلستان، آلمان و فرانسه قرار داده بود.

مشاهده این عکس که «مارک بلکا» نخست وزیر لهستان را هنگام ملاقات با رایس در کنار پرچم آمریکا نشان می دهد در بیننده، تاریخ لهستان را تداعی می کند که دست کم در سه قرن اخیر، هر چند دهه خود را زیر پرچم یک قدرت قرار داده است؛ پیش از دهه ۱۹۹۰ زیر پرچم شوروی، پیش از شوروی – در دست هیتلر، قبلا از آن تزار روسیه و پیش از تزار ، فرانسه ناپلئون و پیشتر از ناپلئون – امپراتور اتریش و …. زمانی پادشاهی، گاهی جمهوری و ۴۵ سال کمونیست بود و حالا …. در دهه یکم قرن ۲۱ به اتکاء آمریکا با ارباب قدیمی اش روسیه به دشمنی پرداخته به آمریکا اجازه استقرار شبکه موشکی داده و به تحریک غرب با مسکو بر سر اوکراین رقابت می کند. باید منتظر شد و دید قدرت بعدی که لهستان در برابرش کرنش خواهد کرد کدام خواهد بود؟. با روند جاری، عمر نظام یک قطبی را پایان یافته تلقی باید کرد. نظام یک قطبی بر شانه زبان و قلم (شبکه های تلویزیونی آمریکا و انگلستان، نطق و تهدید و ارعاب مقامات مربوط و مقالات روزنامه های بلوک غرب و محتوای کتاب ها) نشسته و بنابراین پایه هایش حرف و کاغذ، که زیاد مستحکم نبوده اند. چند دهه است که خبر و نظر رسانی شده است ابزار قدرت ـ جنگ افزاری که روزانه بکار می رود و همانند سلاح اتمی و موشک نیست که در انبارها بپوسد، ولی باید دید که این حربه کاغذی و حرف تا چه زمان و برای چه مدت برنده خواهد بود. واضح است تا روزی که جهانیان آگاهتر شوند و بدانند که با کاغذ کنترل می شوند و در چنگال حرف (سخن پراکنی های رادیو تلویزیون) قرار دارند و راه خنثی کردن و نادیده گرفتن این حربه را یاد بگیرند. درست است که سلاح اتمی وسیله قدرت نمایی است ولی نفوذ و اقتدار در جهان قرن ۲۰ و دهه یکم قرن ۲۱ ظاهرا ناشی از قلم و کلام بوده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۲۰۰۵م:ژنرال سه ستاره سپاه تفنگداران دریایی آمریکا «جیمز ماتیس» یکم فوریه ۲۰۰۵ در نشستی در سن دیاگو کالیفرنیا گفت: تیر زدن به برخی افراد یک سرگرمی است. واقعا تفریح است با این افراد بجنگید، فریاد بزنید و به گلوله بندید. شما می روید به افغانستان افرادی را به چنگ می آورید که پنج سال زنان را به خاطر این که چادر به سر نداشتند کتک زده بودند. شلیک به این افراد و ساختن جهنمی برای آنان یک سرگرمی است!.

روزنامه های مخالف سیاستهای آمریکا در سراسر جهان اظهارات صریح ژنرال ماتیس را سوژه انتقاد از عملیات نظامی آمریکا در افغانستان و عراق و کشتار ناشی از آن قرار داده بودند و ….

در پی انتشار این سخنان در رسانه ها، مقامات نظامی آمریکا در پاسخ به پرسشهای روزنامه نگاران که واکنش دولت چیست گفته بودند که ژنرال ماتیس که از ماموریت افغانستان و عراق به آمریکا بازگشته به خاطر بیان این مطلب توبیخ نخواهد شد!. در این زمینه، فرمانده کل سپاه تفنگداران گفته بود که می داند از حرفهای ژنرال ماتیس برداشت های گوناگون خواهند کرد ولی ماتیس افسری با تجربه، شجاع و رک گو است. خود او پس از انعکاس حرفهایش در رسانه ها متوجه شده است که باید در بکار بردن کلمات دقت می کرد.

ژنرال ماتیاس از اواخر سال ۲۰۰۱ تا مدتی در جنوب افغانستان با طالبان درگیر بود و سال ۲۰۰۳ به عراق منتقل شد و در عملیات نظامی این کشور شرکت کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۲۰۰۶م:وزارت دفاع آمریکا دوم فوریه ۲۰۰۶ گزارش بررسی اوضاع نظامی جهان در رابطه با استراتژی آن کشور را منتشر ساخت که هر چهار سال یک بار انتشار می یابد و سندی قابل ملاحظه تلقی می شود. در گزارش تازه، چین به عنوان کشوری اعلام شده است که معارض بالقوه ردیف اول آمریکاست!.

در این گزارش [که برکنار از تاثیر سیاست های روز نبوده است] آمده بود: "دولت چین از سال ۱۹۹۶ به گونه ای «اعلام نشده» در حال تقویت بنیه نظامی این کشور است. چین اینک به صورت یک قدرت عظیم نظامی به خودنمایی پرداخته و هماورد ردیف اول آمریکا در سطح جهان شده است و به این مسابقه ادامه می دهد. چین تکنولوژی نظامی خود را لاینقطع تکمیل می کند، حال آن که در این سالها، آمریکا به دلیل نبودن یک معارض در صحنه، مسابقه تسلیحاتی را متوقف ساخته است. آهنگ و مسیر تقویت نظامی چین به گونه ای است که تعادل نظامی منطقه (خاور دور) را برهم زده و می رود تا یک ریسک بزرگ به وجود آورد. چین با اجرای برنامه های از پیش تنظیم شده خود، دارای ابزارهای جنگ الکترونینک و سایبر (اینترنتی)، مقابله در فضا (جنگ فضایی و اصطلاحا جنگ ستارگان)، نبرد با موشکهای بالستیک و کروز زمینی و دریایی، شبکه دفاع ضدهوایی، زیردریایی های اتمی ویژه حمله، اژدرهای اتمی از نسل نوین آنها، موشکهای اتمی چند کلاهکی دریایی و زمینی، هواپیماهای بدون خلبان (اکتشافی و حمله) و ماهواره های نظامی شده است که بر آنها باید نیروی زمینی چند میلیونی آن را اضافه کرد. با این توان، چین خواهد توانست نه تنها در آسیا، بلکه در هر نقطه از کره زمین وارد عملیات نظامی شود.".

در این گزارش که در آستانه دیدار «هو جینتائو» رهبر چین از آمریکا انتشار یافته بود و جمعه شب (سوم فوریه) از شبکه های تلویزیونی همراه با تصویر پخش شد، اضافه شده بود: "جهان خارج هنوز از انگیزه چین به این تقویت و بسیج نظامی اطلاع کامل ندارد و نمی داند که چین با این نیروی نظامی عظیم چه می خواهد بکند. دولت آمریکا می خواهد که چین مقاصد خود را از این صف آرایی محرمانه روشن سازد. دولت آمریکا مایل است که چین به جای تبدیل شدن به یک منبع ارعاب و تهدید نظامی به گسترش اقتصاد خود ادامه دهد و قدرت بزرگ اقتصادی اش را حفظ کند.".

در این گزارش سپس به روسیه اشاره شده و چنین آورده شده: "روسیه کشوری در حال انتقال است که گمان نمی رود در این حالت یک تهدید نظامی در حد شوروی سابق باشد. با وجود این، آمریکا همچنان از ناحیه روسیه نگرانی دارد. دولت مسکو اخیرا سه گام نگرانی آور برداشته از جمله محدود کردن اختیارات فرمانداران که ما را نسبت به گامهای احتمالی بعدی دلواپس کرده است. دولت آمریکا از مشارکت [؟!] با روسیه استقبال می کند، ولی این دولت به فروش اسلحه و تکنولوژی پیشرفته به برخی از کشورهای مورد سوء ظن آمریکا ادامه می دهد که موجب تردید و نگرانی ماست. فروش این سلاحها، در گوشه و کنار جهان موازنه منطقه ای را برهم خواهد زد.".

درباره هند در این گزارش آمده بود: "هند در حال بر آمدن (طلوع) است و می رود که به یک قدرت بزرگ مبدل شود و کوشش ما این است که این قدرت، شریک استراتژیک آمریکا باشد. ما به همکاری استراتژیک خود با هند ادامه می دهیم.".

در پی انتشار این گزارش که یک بررسی رسمی استراتژیک وزارت دفاع آمریکا از اوضاع نظامی جهان است، «ریان هنری» دستیار وزیر دفاع آن کشور درباره قدرت نظامی چین گفته بود: "دولت آمریکا همچنان مایل است که در طلوع و ارتقاء صلح آمیز چین شریک باشد. با وجود این، دولت آمریکا وسائل لازم را در اختیار دارد که مانع از آن شود که چین در راه خصومت گام بردارد. ما معتقدیم که چین در تقویت نظامی خود [فقط] تا آن حد پیش برود که برای حفظ امنیت آن کشور لازم است [!].".

رسانه هایی که این گزارش مفصل را منتشر ساخته بودند به نطق سالانه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۶ جورج دبلیو بوش در جلسه مشترک کنگره اشاره کرده بودند که چندبار گفته بود که دولت آمریکا می کوشد که رهبری بر جهان را حفظ کند، در عراق تا هروقت که لازم باشد بماند و مانع دسترسی ایران به سلاحهای اتمی شود.

اظهارات جورج بوش در اواخر ژانویه ۲۰۰۹ از زبان هیلری کلینتون وزریر امورخارجه کابینه "باراک اوباما" عینا تکرار شد.

مرور زمان نشان داد که روسیه در طول سه سال پس از انتشار گزارش پنتاگون به راهی قدم گذارده است که روسیه امپراتوری و شوروی سوسیالیست می رفتند و روسیه ناسیونالیست ـ پاتریوتیست قرن ۲۱ هر دو راه قدیمی مسکو را یکی ساخته و دارد در آن گام بر می دارد؛ با کوبا تجدید عهد کرده و می خواهد قراردادهای سابق دوستی را با دولتهای مربوط تجدید کند، قدرت اوراسیا (از بالتیک تا دریای ژاپن) را احیاء و تقویت کند، به فساد داخلی پس از فروپاشی که گسترش آن خواست غرب بود پایان دهد، شعارهای دمکراسی[دمکراسی که در غرب هم تنها نامی برای سوء استفاده از آن باقی مانده است] رسانه های غرب را نشنیده بگیرد،انبوه تسلیحات خودرا نوسازی کند، نفوذ غرب در قلمرو شوروی سابق را پایان دهد، با توسل به همان بهانه های واهی غرب وارد مسئله افغانستان شود تا غرب یکه تاز میدان آنجا نباشد که به فساد ادارای کشانیده شده است و ….

۲۰۰۴م:بالاخره مرگ «زوراب ژوانیا» نخست وزیر گرجستان را به گردن بخاری گاز سوز ساخت ایران انداختند. وی که از متحدان «سا کاشویلی» رئیس جمهور و از سران انقلاب نارنجی سال ۲۰۰۴ گرجستان بشمار می رفت و متمایل به اتحاد گرجستان با بلوک غرب بود دوم فوریه ۲۰۰۵ برای دیدار دوست خود «رائول یوسوپوف» به آپارتمان او رفت و چون دیر کرد، "بادی گارد" به سلفون او زنگ زد که جواب نشنید. خواست با شکستن در وارد آپارتمان شود که موفق نشد. پلیس محل را خبر کرد و از پنجره وارد آپارتمان شدند و جسد زوراب را در اطاق نشیمن و رائول را در آشپزخانه یافتند. نخست، احتمال سوء قصد داده شد و حتی گفته شد که کار جاسوسان خارجی[روسیه] بوده ولی پس از معاینه اجساد معلوم شد که مرگ بر اثر استنشاق گاز طبیعی (مورد مصرف در خانه) بوده که از بخاری آپارتمان نشت کرده و بخاری ساخت ایران و وارداتی بوده است. با وجود این، احتمال سوء قصد و توطئه کاملا منتفی نشده است.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۷ بهمن

۲۰۰۶م:یکم فوریه ۲۰۰۶ یک کشتی مسافربر مصری که میان کشور سعودی و مصر در رفت و آمد منظم بود براثر هوای توفانی دریای سرخ در این دریا غرق شد. این کشتی حامل ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ مسافر و عمدتا مصری بود که تنها چهارصد نفرشان زنده از دریا گرفته شده بودند. بیشتر مسافران را مصریانی تشکیل می دادند که در کشور سعودی کار می کردند و یا به زیارت حج رفته بودند که باز می گشتند.

گفته شده بود که کشتی غرق شده بیش از عمر مجاز کار کرده بود و قبلا در حراج از یک شرکت اروپایی خریداری شده بود. بستگان مقتولان حادثه برضد مقامات مصری که اجازه کار به این کشتی فرسوده داده بودند دست به تظاهرات و اعتراض زده بودند!.

۷۴۳: هشام ابن عبدالملک حکمران اموی خاور میانه در گذشت.

۱۹۱۷: برغم مخالفت رئیس جمهوری وقت آمریکا ، پارلمان این کشور (کنگره) با بیش از دوسوم آراء مهاجرت زردها را به آمریکا محدود ساخت. مخالفت با مهاجرت زردها عمدتا به این جهت بود که نه تنها به فرهنگ ملی خود پایبند بودند و قاطی مهاجران دیگر نمی شدند، بلکه در ایالات غربی آمریکا با مزد کم کار می کردند و باعث بیکاری دیگران و کاهش دستمزد ها شده بودند.

۱۹۵۷: کشور غنا که اروپائیان آن را ساحل طلا می نامیدند از یوغ استعمار انگلستان خلاص شد و استقلال خود را به دست آورد.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید