۱۳۰۷م:چهاردهم شهریور ۱۳۰۷ هجری، دولت وقت در یک اعلامیه رسمی باردیگر یادآور شد که امتیاز کاپیتالاسیون در ایران زنده نخواهد شد، چنین پرونده ای را که حاکی از نهایت ضعف یک دولت است به تاریخ سپرده و بازگشوده نخواهد شد. در این اعلامیه از همه دولتها که تبعه در ایران دارند خواسته شده بود که درخواست حتی یک مورد تفویض تعقیب قضایی اتباع خود را از ایران نکنند که تحقیر تلقی خواهد شد و ….

می دانیم که نهم ماه مه سال ۱۹۲۷ (۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۶) کاپیتالاسیون (تسلیم، و در اصطلاح قضایی به مفهوم قضاوت کنسولی و محاکمه خارجی که مرتکب جرم محلی شده باشد، در کشور متبوع خود!) در ایران لغو شده و از ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۷ (درست یک سال بعد) حتی در موارد استثنایی و برای اتباع کشورهای کامله الوداد هم بلااثر گردیده بود. این امتیاز (کاپیتالاسیون) را قبلا دولت قاجاریه به پاره ای ازدولتها داده بود و به این ترتیب قسمتی از حاکمیت ملی را واگذار کرده بود. رسیدگی به جرائم محلی و مجازات متخلف، تکلیف یک دولت حاکم مسئول در برابر اتباع کشور است و از تکلیف نمی توان گذشت و آن را واگذار کرد.

با وجود لغو کامل کاپیتالاسیون در سالهای ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ در ایران و اعلامیه صریح و تند شهریور ۱۳۰۷، این امر از دهه ۱۳۴۰ به صورت محدود در مورد پاره ای از اتباع آمریکا در ایران، برغم مخالفت ها و اعتراض های فراوان بار دیگر به اجرا در آمده بود.

۱۹۵۰م:پنجم سپتامبر ۱۹۵۰ (۱۴ شهریور ۱۳۲۹) قضیه تصفیه کارکنان دولت و سازمانهای عمومی از جمله مقامات انتخابی ایران از عناصر ناپاک و ناشایست، همه امور کشور را تحت الشعاع قرارداده بود زیرا که در این روز، اعلام شده بود در نخستین مرحله پاکسازی، نام صدها مقام دولتی و کارمند در فهرست بازنشسته و یا بازخرید شدگان قرار گرفته است. نگاهی کوتاه به این ماجرا پرده از یک ضعف جدی وطن را بر می دارد.

قضیه پاکسازی اداری ایران، مدتها مورد بحث و رسیدگی بود؛ زیرا بر دولت و صاحبنظران وقت روشن شده بود که دشواری های ایران نتیجه بوروکراسی بد، فساد اداری، سوء مدیریت ها، توصیه بازی، استخدامهای فامیلی و قبیله ای و همشهری بازی، و از همه بدتر عدم وفاداری پاره ای از مقامات و کارمندان به مسئولیت خود در مورد تامین منافع و رفاه مردم بود و مقامها و کارمندان به جای این که خود را خدمتگذار و نان خور مردم بدانند، بالاتر از آنان می دانستند و ….

برای حل این مسئله که به زعم رزم آرا نخست وزیر وقت و مشاورانش مانع هر گونه پیشرفت و اصلاحات بود باید ضربتی عمل می شد. مخالفان دولت رزم آرا هم که در موارد متعدد با او معارضه داشتند در این یک مورد پشتیبان دولت شده بودند و حتی مداخلات خارجی را نتیجه همین بوروکراسی بد و غیرعلمی می دانستند که عامل بیگانه با استفاده از این ضعف، با دادن رشوه و مساعدت های دیگر به بسط نفوذ می پردازد، و مسئله حل نخواهد شد مگر این که تصفیه از بالا شروع شود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۱۳۳۵ش:نیمه شهریور سال ۱۳۳۵ خورشیدی (پنجم سپتامبر ۱۹۵۶) اسناد رسمی حاکمیت ایران بر بحرین از سوی دولت وقت در تهران انتشار یافت زیرا که قرار بود به عنوان یک استان ایران اعلام و لایحه مربوط به مجلس داده شود. قبلا شنیده شده بود که دولت لندن درنظر دارد که پیش از خروج از شرق سوئز، به شیوخ خلیج فارس که تحت الحمایه آن دولت بودند به صورتی استقلال بدهد. هنوز نفت این مناطق به صورت انبوه مورد استفاده قرارنگرفته بود.

انگلیسی ها در طول سلطه بر بحرین تلاش بسیار کرده بودند تا ماهیت ایرانی آن را تضعیف کنند. در طول سلطه انگلیسی ها، همواره بر سر بحرین میان دولت ایران و دولت لندن مشاجره بود و این مشاجرات در زمان حکومت دکتر مصدق به اوج رسیده بود.

بحرین از آغاز تاسیس ایران واحد در زمان کوروش بزرگ، بخشی از وطن بود و «میش ماهیگ (گوسفند ماهی – ماهی گوسفند شکل)» خوانده می شد. در زمان ساسانیان، اعراب کوشیدند که به آنجا مهاجرت کنند که شاپور اول و شاپور دوم (ذوالاکتاف) آنان را اخراج کردند. شاپور دوم اعراب مهاجم را از شانه هایشان به ریسمان کشید تا باردیگر وارد بحرین نشوند.

درپی شکست نظامی ایرانیان از عرب در سده هفتم میلادی، مهاجرت اعراب بدوی (صحرا نشین) از جزیرهالعرب به "میش ماهیگ" از سر گرفته شد که بوئیان (دیلمیان) بار دیگر آنان را سرکوب کردند و این جزایر و قطر را در کنترل حاکم فارس (شیراز) قراردادند. این جزایر با حفظ ماهیت ایرانی (زبان فارسی و فرهنگ ایرانی) تا قرن ۱۶ و ورود پرتغالی ها به خلیج فارس همچنان بخشی از ایالت فارس بودند. صفویان در سال ۱۶۰۲ پرتغالی ها را اخراج و حالت قبلی را به جزایر بحرین بازگردانیدند. نادرشاه در ایرانیزه کردن منطقه خلیج فارس و امتداد آن تا جزایر زنگبار (آفریقای شرقی) تلاش بسیار کرد و به ساخت کشتی جنگی همت گمارد. پس از کریم خان زند، انگلیسی ها بر جزایر خلیج فارس سلطه یافتند زیرا که ایران فاقد نیروی دریایی موثر بود. انگلیسی ها اقلیت سنی و خاندان آل خلیفه (اعراب مهاجر از جزیره العرب) را حاکم بر جزایر بحرین کردند. با وجود این، حاکم وقت این جزایر با دربار ناصرالدین شاه روابط نزدیک و حرف شنوی داشت و پس از آن نیز این حکام سعی می کردند کاری نکنند که باعث تحریک ایرانیان شوند.

۳۲۲پیش ازمیلاد:پنجم سپتامبر سال ۳۲۲ پیش از میلاد را روزی نوشته اند که دموستنسDemosthenes اندیشمند و خطیب یونانی خودکشی کرد. این روز پس از محاسبات تقویمی تازه به دست آمده است. دموستنس اندیشمند یونان باستان را نخستین انتقادگر و استاد نطق و خطابه عمومی (به شیوه انتقادی و هیجان برانگیز) بشمار آورده اند. وی که از مخالفان سلطه فیلیپ دوم (پدر اسکندر مقدونی) بر کشور ـ شهرهای یونانی بود یک رشته سخنرانی علیه او ایراد کرد که از مجموعه مضامین آنها رساله «دیکتاتوری = حکومت بدون رضایت» تالیف شده است که یکی از پایه های دمکراسی است. سخنرانی های دموستنس در تاریخ به «فیلیپیکPhilippic» معروف شده اند و امروزه هم هر نطق سراسر انتقاد و حمله و حتی لعن و نفرین را فیلیپیک می خوانند که از نام فیلیپ دوم گرفته شده که هدف نطق های تند و آتشین دموستنس بود. نام اصلی فیلیپ دوم «فیلیپوسPhilippos» به معنای «اسب دوست» بود. یونانیان باستان به اقتباس از ایرانیان که بعضی نامهایشان از اشاره به اسبشان گرفته شده بود مثلا گشتاسپ آن نام را ساخته بودند.

سیسرو خطیب معروف روم باستان ۱۴ نطق خود در انتقاد از مارکوس آنتونیوس را «فیلیپیک» ها نامیده بود.

دموستنس در نطق های انتقاد از فیلیپ دوم واژه هایی که تا آن زمان رایج نبود بکار برده بود که باقی مانده و هر روز بکار برده می شوند ازجمله واژه « Hegemonia هژمونیا (هیجیمانیHegemony)» به معنای سلطه گر ـ فرد و یا گروهی که روش و سیاست هایش را به دیگران دیکته کند. هیجیمانیک ستیت Hegemanic State یعنی کشوری که سلطه گر است و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۱۸۵۷م:امروز سالروز درگذشت اوگوست کنت (Auguste Comte) فیلسوف پوزیتیویست Positivist فرانسوی است که واژه "جامعه شناسی Sociology" از یادگارهای اوست.

وی که پنجم سپتامبر ۱۸۵۷ در ۵۹ سالگی درگذشت چند کتاب از جمله "مسیر فلسفه مثبت گرایی" را نوشت و به انتشار افکار "سن سیمون "مبتکر نوعی سوسیالیسم کمک فراوان کرد. هدف اجتماعی "اوگوست کنت" پایه ریزی جامعه ای بزرگ و فراگیر بود که در آن افراد و ملل در هماهنگی و همبستگی کامل باشند و راحت و آسوده زندگی کنند. وی در کتاب "مسیر فلسفه مثبت گرایی" مراحل تحولات اجتماعی را به تفصیل شرح داده است.

به نظر اوگوست کنت، تمدن چیزی جز رعایت حقوق انسان نیست؛ از جمله حق زیستن، حق آزاد بودن (ازجمله آزادی بیان، ابراز عقیده و نظر و …)، حق فعالیت و کسب و کار (انتخاب حرفه)، حق کسب مقامات ملی بر پایه شایستگی، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق زندگانی در وطن خود، حق داشتن کشوری مستقل و حاکم بر خود (حاکمیت ملی)، حق داشتن امنیت و مراجعه به دستگاه قضایی عادل و منصف در صورت نقض این حق و حقوق دیگر و …. به باور «اوگوست کنت»، اگر حقوق بشر (حقوقی که لاینفک از او باید باشد) به طور کامل رعایت شود؛ جنگ و ستیز، اجحاف و ظلم، کینه و خصومت هم از جهان رخت بر خواهد بست.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۱۲۱۵م:پنجم سپتامبر ۱۲۱۵ دولت انگلستان از مفاد دستخط پاپ وقت ـ اینوسنت Innocent سوم اطلاع حاصل کرد که به موجب آن، مگناکارتا Magna Carta (منشور بزرگ آزادی ها) را بی اعتبار اعلام کرده بود. این دستخط، تاریخ ۲۴ اوت سال ۱۲۱۵را بر بالای خود داشت. دستخط پاپ باعث خشم بزرگان انگلستان شد که با زور آن منشور را در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ به امضای کینگ جان پادشاه انگلستان رسانده بودند. بزرگان انگلستان اعلام کردند که به دستخط پاپ اعتنا نخواهند کرد و از دمکراسی دست نخواهند کشید و این، نخستین سنگ جدایی کلیسای انگلستان از واتیکان بود که هنری هشتم در قرن شانزدهم آن را قطعی کرد. مگناکارتا بود که سنگ نخست بنای قانون های اساسی و حکومت های پارلمانی و محدود و مشروط شدن اختیارات پادشاهان (دمکراسی) شناخته شده است. اقدام پاپ اینوسنت سوم در رد مگناکارتا، نقطه ضعفی در تاریخ کلیسای کاتولیک باقی گذارده است. اینوسنت سوم که یک ایتالیایی و ۱۸ سال پاپ بود چند مورد از جنگهای صلیبی (جنگهای مسیحیان با مسلمانان) از جمله جنگ صلیبی چهارم را راه اندازی کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۱۶۶۶م:پنجم سپتامبر سال ۱۶۶۶ حریق سه روزه لندن که از یک نانوایی آغاز شده بود و یکی از بزرگترین رویدادهای از این دست در طول تاریخ است پایان یافت. در این حریق ۱۳ هزار و ۲۰۰ خانه، ۸۶ کلیسا ازجمله کلیسای "سن پل" و بسیاری از ساختمانهای اداری از میان رفت. در آن زمان جمعیت لندن از نیم میلیون تن تجاوز نمی کرد که اینک هفت میلیون و سیصد هزار نفر است. با اینکه رقم دقیقی از تلفات حریق لندن به دست داده نشده است ولی طبق یک گزارش شهردار وقت این شهر ۱۶ تن جان خود را ازدست داده بودند که رقم کوچکی است. این حریق بیش از هفتاد هزار تن را بدون خانه و نزدیک به ۹ هزار نفر از کسبه را بدون کار کرده بود. لندن در سال ۴۳ میلادی توسط مهاجران رومی (ایتالیایی) ساخته شد که نامش را لندینیوم Londinium گذارده بودند. این منطقه مسکونی در دوران سلطه رومیان بر بریتانیا گسترش یافت ولی انگلوساکسونها که از آلمان به بریتانیا مهاجرت کرده اند در قرن ششم در هزارمتری لندینیوم شهرکی برای خود ساختند که بعدا این دو شهر به هم پیوستند و لندن بزرگ بوجود آمد. حریق بزرگ از منطقه ای آغاز شده بود که رومیان آن را ساخته بودند.

۱۸۳۹م:جنگ اول تریاک میان چین و انگلستان پنجم سپتامبر ۱۸۳۹ آغاز شد که سه سال طول کشید و ۲۹ آگوست ۱۸۴۲ با امضای قرارداد نابرابر نانژینگ پایان یافت. این جنگ به پیروزی انگلستان و از دست رفتن هنگ کنگ چین و باز شدن درهای چین به روی بازرگانان انگلیسی انجامید. طبق این قرارداد، دولت چین پذیرفت که بنادر چین از کانتون تا شانگهای به روی کشتی های قدرت های بزرگ باز باشد و تعرفه های گمرکی تجار انگلیسی ثابت بماند، انگلیسی ها از حق محاکمه کنسولی برخوردار باشند و دولت چین بابت غرامت جنگ ۲۱ میلیون اونس نقره به دولت انگلستان بدهد. این قرار داد در عرشه ناو انگلیسی کورن والیس در آبهای نانژینگ امضا شد. انگلستان سالها بود که تریاک محصول هند را به چین صادر می کرد و چینیان با مصرف این تریاک ارزان معتاد شده بودند. سالها بعد، دسته ای از چینیان میهندوست با تشویق دولت چین به کشتی های باری انگلستان حمله بردند و صندوقهای تریاک را به دریا ریختند که این امر بهانه جنگی شد که مورخان بر آن نام جنگ اول تریاک نهاده اند.

۱۸۸۶م:گرونیمو Geronimo (نام بومی: Goyaate) رئیس قبیله آپاچی (یک قبیله بومی آمریکا ـ سرخپوست) پس از ۳۰ سال جنگ با دولت های مکزیک و ایالات متحده چهارم سپتامبر ۱۸۸۶ هنگامی که تنها ۳۸ مرد برایش باقی مانده بود دست از مقاومت کشید و شرایط تسلیم شدن خود را به اطلاع ژنرال نلسون مایلز رسانید و چون پذیرفته شد اسلحه بر زمین گذارد. گرونیمو در دره سکلتون در آریزونا هنگامی که در محاصره ۱۵۰۰ سرباز آمریکایی بود تصمیم به قطع مقاومت گرفت. وی در منطقه ای که بعدا ایالت نیومکزیکو نام گرفت به دنیا آمده بود. نخست دولت مکزیک مدعی مالکیت منطقه او بود و سپس دولت واشنگتن. گرونیمو با بیش از پنج هزار مرد کار مقاومت و دفاع از سرزمین نیاکان را آغاز کرده بود. دولت آمریکا، طبق شرایط تسلیم، او را با خانواده اش در پایگاه "سیلSill" واقع در ایالت اکلاهما سکونت داد. وی آزادی فعالیت و مسافرت داشت، جز بازگشت به زادگاهش و میان قبیله خود. از او حتی برای شرکت در مراسم رئیس جمهوری شدن تئودور روزولت دعوت شده بود.

گرونیمو که در سال ۱۹۰۹ در هشتاد سالگی از ذات الریه درگذشت در سال ۱۹۰۶ سرگذشت و آرزوهای خود را برای «بارتS.M.Brett» نویسنده آمریکایی بیان داشته بود که به صورت یک کتاب انتشار یافته است. هالیودد از جنگهای گرونیمو چندین فیلم سینمایی تهیه کرده است. نه سال پس از درگذشت گرونیمو، استخوانهای او را از گورش ربودند و چون در آن زمان "پرسکوت بوشPrescott Bush" پدر بزرگ رئیس جمهور فعلی آمریکا افسر نگهبان پایگاه سیل بود، نوه های گرونیمو از نوه پرسکوت (جورج دبلیو بوش) مصرا خواسته اند که در یافتن و استرداد استخوانهای پدر بزرگشان کمک کند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۱۹۳۷م:دستگیری، محاکمه و اعدام ژنرالها و مقامهای شوروی که از ۱۲ ژوئن سال ۱۹۳۷ با یک مقاله روزنامه پراودا Pravda ارگان حزب حاکم آغاز شده بود پنجم سپتامبر همان سال به اوج خود رسید و در این روز بیش از صد تن اعدام شدند. پراودا در ۱۲ ژوئن در مقاله شدید اللحنی تحت عنوان توطئه خائنان به میهن سوسیالیستی نوشته بود که صدای چکمه های کثیف آلمان و ژاپن از دور به گوش می رسد. ما هر گردنی را که در برابر خارجیان و دشمنان به حالت تعظیم فرود آید قطع میکنیم. اختاپوس دشمن را در میهن خود فلج می سازیم. نیش زهر آگین مار را پیش از آین که موفق شود می کشیم، کسانی که زاییده انقلاب هستند نبایستی به مادر خود، انقلاب، خیانت می کردند و ….. همان شب هشت ژنرال معروف شوروی از جمله مارشال نوخاچفسکی، معاون وزارت دفاع دستگیر و به اتهام خیانت و چراغ سبز زدن به دشمن اعدام شدند. این مارشال پیش از محاکمه گلوله زده شده بود. چند روز بعد ۲۸ ژنرال و مقام دیگر و متعاقب آن ۱۴ مقام اعدام شدند و چرویاکوف رییس جمهوری بلاروس پیش از آنکه دستگیر شود خودکشی کرد. دوم ژوئیه سال ۱۹۳۷ یکصد و بیست مقام و ژنرال، روز پنجم سپتامبر ۱۳۴ تن دیگر و روز ۱۵ مارس سال بعد ۱۷ مقام از جمله بوخارین اعدام شدند و این تصفیه خونین تا ورود ارتش آلمان به خاک شوروی در سپتامبر ۱۹۴۱ ادامه یافت. مقامهایی که به آنها انگ جاسوسی، خیانت به میهن و سوسیالیسم و پشت کردن به انقلاب، مردم و سربازان و همدستی با فاشیسم (در آن روزگار آلمان، ایتالیا، اسپانیا و ژاپن) زده می شد اگر همان لحظه توسط پلیس مخفی (سازمان اطلاعات) دستگیر نمی شدند توسط سربازان و مردم مضروب و مقتول می شدند. این عمل همراه با یک اخراج گروهی از ادارات و کارگاهها بود که آن را پاکسازی شوروی از خائنان و شیفتگان خارجی می خواندند.

انگیزه مقاله بی سابقه پراودا این بود که پاره یی از مقامهای شوروی و حتی افسران ارشد از سرمایه گذاری خارجی بویژه در صنایع خودرو و تراکتور سازی و نیز تعدیل سوسیالیسم سخن گفته بودند که پراودا آن را خیانت آشکار به حساب آورده بود پس از آغاز این دستگیریها، به کارخانه های خودرو و تراکتورسازی شوروی ده روز مهلت داده شد که خود را به پای آلمان برسانند و ….

استالین پس از جنگ دوم اعلام کرد که اگر این تصفیه نبود شوروی با وجود این همه خائن داخلی نمی توانست بر آلمان پیروز شود ، به عمر رایش سوم پایان دهد ، پرچم خود را بر فراز برلن به اهتزاز در آورد و ابر قدرت گردد.

در دوران جنگ سرد ،اظهارات استالین ؛ « اتهامات بی دلیل دیکتاتور » وانمود می شد که فروپاشی شوروی و تحولات بعدی در روسیه باعث شد که برخی مورخان عباراتی چون « اتهامات بی دلیل و … » را که به نقل از مقامات غرب وارد کتابهای خود کرده بودند در چاپهای تازه حذف کنند.

۱۹۵۸م:کتاب دکتر ژیواگو نوشته بوریس پاسترناک نویسنده ناراضی شوروی ۴۸ سال پیش در این روز (پنجم سپتامبر ۱۹۵۸) در آمریکا انتشار یافت. طبق اسنادی که در لندن از طبقه بندی خارج شده است، انگلستان و آمریکا در جریان جنگ سرد دو بلوک به منظور بدبین ساختن ایرانیان نسبت به کمونیسم، هواداری نکردن از کمونیستها و نپوستن به حزب توده ایران، هزینه انتشار کتابهای ضد کمونیستی به زبان فارسی را که عمدتا ترجمه از زبانهای دیگر بودند پرداخت می کردند.

بر طبق این اسناد، دولت انگلستان از بودجه محرمانه اش، هزینه چاپ و انتشار ترجمه فارسی داستان دکتر ژیواگو را پرداختت کرده بود، و هزینه کتابهای دیگری از جمله ترجمه "توتالیتریسم" تالیف دنیس هیلی، "آینده روسیه" تالیف لئونارد شاپیرو و بیش از ۱۳ کتاب دیگر به فارسی به همین ترتیب توسط دولت آمریکا پرداخت شده بود. ترجمه کتاب دکتر ژیواگو که چهره زشتی از حکومت کمونیستی شوروی را به دست داده است در بیست و چند هزار نسخه به زبان فارسی چاپ شده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۲۰۰۴م:شش تن از متقاضیان ردیف اول نامزدی در انتخابات نوامبر سال ۲۰۰۴ از حزب دمکرات، ۳ سپتامبر ۲۰۰۳ نخستین جلسه مناظره خود را که مستقیما از شبکه های تلویزیونی پخش شد برگزار کردند که سراسر انتقاد از دولت جورج بوش بود. این رشته مناظره، داخلی و به منظور جلب نظر اعضای حزب برگزار شده بود تا نمایندگانشان در کنوانسیون این حزب از میان متقاضیان یکی را به عنوان نامزد حزب برگزینند. هر شش نامزد در نخستین مناظره خود در این دو نکته متفق القول بودند که دولت بوش موفق به جلب موافقت جهانیان به اشغال نظامی عراق و نیز متوقف ساختن روند بیکاری و ضعف اقتصادیات آمریکا نشده بود.

ریچارد گپارد یکی از این نامزدها گفته بود که سیاست خارجی بوش را «شکست خورده» تلقی می کند، دکتر دین نامزد دیگر گفته بود که اشغال نظامی عراق بدعت بدی خواهد بود و "جان کری" اظهار داشته بود که نمی خواهد آمریکا در انظار جهانیان معروف به یک کشور اشغالگر باشد.

۲۰۰۴م:چهارم سپتامبر ۲۰۰۴، ولادیمیر پوتین حرفهایی را که بسیاری از روسها در ۱۳ سال پیش از آن در سینه داشتند بر زبان جاری ساخت، ولی طبق معمول، بسیاری از تنظیم کنندگان خبر و مفسران با برداشتی دیگر، حرفهای او را منعکس ساختند و در خارج از مرزهای روسیه جز در چند روزنامه که روش قدیمی «تکست نگاری» را ترک نکرده اند متن کامل اظهارات ده دقیقه ای رئیس جمهور وقت روسیه «بدون دست بردگی» انتشار نیافت تا افکار عمومی، خود از لا به لایش حقایق را دریابد و به تفسیر آن بپردازد. پوتین که سپیده دم همان روز در بیمارستان «بسلان» در ماوراء قفقاز از مجروحین گروگانگیری در مدرسه این شهر عیادت کرده بود که منجر به مرگ دست کم ۳۳۰ تن و جرح ۷۰۰ نفر دیگر شده بود گفت: بعضی می خواهند قطعه بزرگی را از ما جدا کنند. عده ای هم به آنان کمک می کنند؛ زیرا که تصور می کنند که هنوز روسیه اتمی برایشان یک تهدید است و می خواهند که این تهدید حذف شود، و تروریسم یک ابزار رسیدن به این هدف است. این مبارزه با دولت روسیه ، من و … نیست با همه مردم روسیه است. آنان گمان می کنند که می توانند با این راه و روشها ما را فتح و اراده ی مان را بشکنند. در این شرایط، برای ما یک انتخاب بیشتر باقی نمانده است: تسلیم و یا مبارزه. من، به عنوان رئیس جمهور و یک مرد، سوگند یاد کرده ام که تمامیت و حاکمیت کشور را حفظ کنم.

پوتین افزوده بود: ما توجه خود را به امور دفاعی و امنیتی متوقف ساختیم تا ببینیم که آیا رقیبان سابق راضی می شوند!. ما امکان دادیم که فساد در دستگاه قضایی و پلیس نفوذ کند تا رقیبان سابق نگویند هنوز دیکتاتوری می کنیم. ما که روزگاری نیرومندترین مرزبانی و سیستم محافظت مرزی را داشتیم ناگهان بدون حفاظ شدیم. ما باید سیستم امنیتی و پلیس موثر داشته باشیم و مردم را پیش از آن که دیر شود بسیج کنیم. بنابراین؛ در آینده ای نزدیک، با هدف تقویت و حفظ وحدت کشور و در چارچوب قانون اساسی، یک رشته قانون و ضابطه وضع خواهیم کرد؛ یک مدیریت بحران که موثر باشد و یک نیروی پلیس تازه به وجود خواهیم آورد. برای کنترل وضعیت در ماوراء قفقاز (قفقاز شمالی) وسائل، نیرو و ترتیبات تازه خلق خواهیم کرد و …. ما با یک جنگ تمام عیار رو به رو هستیم، که مرعوب آن نخواهیم شد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۴ شهریور

۲۰۰۴م:رسانه های روسیه در طول نخستین هفته از ماه سپتامبر ۲۰۰۴ از طرز انعکاس اخبار مربوط به این کشور در رسانه های غرب انتقاد کرده بودند. رسانه ها روسیه گفته بودند که به نظر می رسد دستگاه تبلیغاتی غرب از ما راضی نمی شود، ظرف ده روز (اواخر اوت و اوایل سپتامبر ۲۰۰۴) با سه عملیات تروریستی از انفجار دو هواپیما تا انفجار انتحاری مدخل مترو مسکو و گروگانگیری هزارنفری در مدرسه بسلان رو به رو بودیم و آنها می نویسند که چرا در جریان گروگانگیری مسلحانه مدرسه، خشونت بکار بردیم و از تلفات هراس نداشتیم. آنها در گزارشهای خود تروریستهای بر ضد روسیه را «مبارزان» ذکر می کنند، ولی عراقی های عضو مقاومت را تروریست می خوانند. ظرف پنج سال به نام چچنی ها ۲۸ خرابکاری خونین در روسیه روی داده است.

رسانه های روسیه اضافه کرده بودند: رسانه های غرب هر انتخاباتی را که ما انجام می دهیم نادرست می دانند و آخرین آن؛ انتخابات چچن. انتخابات چچن زیر نظارت بین المللی برگزار شد و «الو الخانوف» ۷۳ درصد آرا را به دست آورد و آنها می گویند: نه!، بی نظمی و اعمال نفوذ وجود داشت. مثل اینکه غرب، ول کن ما نیست!.

۲۰۰۴م:«مریلین مارچیون» پزشکی نویس آمریکایی چهارم سپتامبر ۲۰۰۴ خبر از مرگ دو کودک در ایالت ویسکانسین آمریکا از یک ویروس مرموز و ناشناخته داده بود.

این عامل بیماری که در همین سال برای نخستین بار در ژاپن مشاهده شده بود، ویروسی است ناشناخته شبیه ایدز که قربانیان آن تا کنون تنها کودکان زیر یک سال بوده اند.

مارچیون نوشته بود: ماموران دولت آمریکا که این قضیه را با نگرانی دنبال کرده اند به این نتیجه رسیده اند که پدر یکی از دوکوک متوفا اخیرا به خاور دور سفر کرده بود. عوارض این بیماری مشابه سرماخوردگی عادی است.

سازمان آمریکایی پیشگیری از بیماری ها بررسی بیشتری را درباره این ویروس آغاز کرده است.

۱۹۳۶: انتخاب سام هیوستن به ریاست جمهوری تگزاس. تگزاس در آن زمان یک جمهوری مستقل بود که بعدا به عضویت فدراسیون درآمد و یکی از ایالات پنجاه گانه امریکا شده است.

۱۸۸۵: نصب نخستین پمپ بنزین در جهان در ایندیانای امریکا. تا آن زمان بنزین در ظرف (حلبی) فروخته می شد.

۱۹۰۵: جنگ ژاپن و روسیه با امضای قرارداد پورسموت پایان یافت.

۱۹۵۸: نخستین دستگاه ضبط تصویر رنگی با نوار مغناطیسی (ویدیو) به بازار آمد، و به تدریج جای فیلم را گرفت.

۱۹۷۲: ۹ ورزشکار اسرائیلی که برای شرکت در بازی های المپیک تابستانی به مونیخ آلمان رفته بودند در اقامتگاه خود در مجتمع المپیک، توسط هشت فلسطینی که خواستار آزادی ۲۰۰ فلسطینی از زندان اسرائیل بودند به گروگان گرفته شدند.

۱۹۸۰: درازترین تونل زمینی به طول ۱۶ کیلومتر میان سویس و ایتالیا که در کوههای آلپ کنده شده و سن گتهارد St. Gotthard نام دارد آغاز بکار کرد.

۱۹۸۱: علی قدوسی دادستان جمهوری اسلامی ایران هدف سوء قصد قرار گرفت و جان باخت.

۱۹۹۱: محاکمه مانوئل نوریه گا رئیس کشور پاناما در یک دادگاه فدرال آمریکا در ایالت فلوریدا آغاز شد. تا آن زمان، وی تنها رئیس کشوری بود که در کشور خود دستگیر و به یک کشور دیگر منتقل و به اتهام ارتکاب جرم عمومی (کمک به انتقال مواد مخدر) محاکمه می شد. نیروهای نظامی آمریکا برای دستگیری وی به پاناما حمله برده برده بودند که توام با تلفات بود. نوریه گا در دادگاه آمریکا به ۴۰ سال زندان محکوم شد که بعدا به سی سال تخفیف یافت.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید