۵۳۰پیش ازمیلاد:کوروش بزرگ بنیادگذار کشور ایران، مردی که عموم تاریخ نگاران او را «اندیشمند، انساندوست ، دادگستر و مهربان» توصیف کرده اند در مارس سال ۵۳۰ پیش از میلاد ــ ۹ سال پس اعلام امپراتوری ایران فوت شد. وی یازده سال پس از ایجاد دولت واحدی از سه طایفه مهاجر قوم آرین – پارس، ماد و پارت – شهر بابل (در جنوب غربی بغداد امروز و پایتخت یک امپراتوری به همان نام) را تصرف و در آنجا در اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد ایجاد امپراتوری مشترک المنافع ایران را اعلام کرده بود.

امپراتوری ایران در زمان کوروش که نام او در غرب با قلب تلفظ حروف یونانی، سیروس و سایرس، گفته می شود از هند تا مرمره و از سیردریا (رود سیحون) تا دریای سرخ امتداد داشت که پسر او کامبیر (کامبوزیا = کامبوجیا = کمبوجیه) بر وسعت آن افزود و داریوش بزرگ پدر ناسیونالیسم ایرانی و پسرش خشایارشا قلمرو ایران را گسترش بیشتری دادند که بیش از دو قرن بزرگترین قدرت و تنها ابرقدرت جهان بود با فرهنگ و تمدنی درخشان و بیمانند. کوروش برای اخراج طوایف آرال که از سیردریا گذشته وارد سغدیانا و سرزمین پارسیان در فرارود (تاجیکستان امروز و …) شده بودند به این منطقه رفته بود که به سوی او که سوار بر ارّابه بود و سربازانش را در میدان نبرد هدایت می کرد زوبینی پرتاب شد و عمر وی پایان یافت. با وجود درگذشت کوروش، سربازان او جنگ را بردند و مهاجمان را به آن سوی سیردریا عقب راندند. [سغد اینک یک ایالت تاجیکستان و فرماندارنشین آن، شهر باستانی خجند است]. برخی از مورخان درگذشت کوروش بزرگ را در منطقه فرارود نتیجه بیماری نوشته اند، نه اصابت زوبین. آرالی ها تمدنی عقب مانده و غیر قابل قبول برای ایرانیان داشتند و کوروش مایل به آلوده شدن ایرانیان به این تمدن [از جمله همبستر شدن علنی با زنانشان] نبود. موسس و پدر کشور ایران که مادرش ماد و پدرش پارس بود در میدانهای جنگ، همیشه در میان سربازان بود و از آنان جدا نمی شد و (اگر نوشته مورخان یونانی درست باشد) جان خود را بر سر همین روش گذارد. او بارها گفته بود که نباید سرباز جان برکف نهد و بجنگد و افتخار پیروزی نصیب شاه شود که دور از میدان جنگ در چادر خود درمیان نیروهای محافظ و اسبان آماده برای فرار می آساید.

جنازه کوروش همچنان که وصیت کرده بود به پاسارگاد منتقل و مدفون شد که آرامگاه او تا به امروز باقی مانده و هموطنان پس از ۲۵ قرن همچنان برای ادای احترام نسبت به او به پاسادگاد می روند. کوروش در بابل و پس از صدور اعلامیه ای که امروز نحستین منشور اتحاد ملل و حقوق بشر نام برده می شود وصیت کرده بود صرف نظر از محل مرگ او، باید در پاسارگاد دفن شود. کوروش هنگام تعیین محل دفن خود از این که برای مدتی بسیار طولانی، جسد او قطعه زمینی را از ثمر دادن باز می دارد از مردم ایران (قبلا) پوزش خواسته بود.

کوروش جهانی فکر می کرد و همه ملتها را متساوی الحقوق می دانست و عقیده به ایجاد یک دولت جهانی مجهز به اخلاقیات داشت تا جنگها و خونریزی ها پایان یابد و یک قانون واحد حاکم بر روابط ملتها باشد.

اعلامیه او پس از فتح بابل که سلطانش به آزار دادن سایر ملل و نیز اتباع خود شهرت داشت، نخستین منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر شناخته شده و نگهداری می شود. کوروش دین ایرانیان (آیین زرتشت) را به ملل دیگر تحمیل نکرد. وی شورائی از سران ملل تابعه به ریاست خود تشکیل داده بود و امپراتوری او در حقیقت یک جامعه مشترک المنافع بود و شرط عضویت در این جامعه دادن آزادی به مردم محل، بر قراری حکومت قانون، منع بردگی و قطع ظلم و تعدی بود. ارتش کوروش سربازان اسیر را به بردگی نمی فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمی کرد. یهودیان در کتاب مقدس خود کوروش را "آزادیبخش" و او را یک مسیح خوانده اند. کوروش اسیران یهودی دولت بابل را آزاد کرد و به وطن خود بازگردانید و با پول ایران شهرهایشان را که به دست سلطان بابل ویران شده بود مرمت و نوسازی کرد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۱۹۷۹م:در جریان اعدام مقامات نظام سلطنتی ایران که از زمان پیروزی انقلاب (بهمن ۱۳۵۷ = فوریه ۱۹۷۹) آغاز شده بود، پنجم مارس ۱۹۷۹ (۱۴ اسفند۱۳۵۷) سپهبد فخر مدرّس (رئیس پیشین دادرسی ارتش)، سرلشکر عبد الله خواجه نوری (رئیس سابق محکمه نظامی)، سرلشکر احمد بیدآبادی (فرماندار نظامی سابق تبریز)، سرتیب علی اکبر یزدجردی (فرماندار نظامی سابق مشهد)، سرهنگ منصور زمانی (رئیس سابق زندان قصر) و سالار جاف (نماینده سابق مجلس از پاوه و اورامان که از سوی قاضی شرع دادگاه انقلاب مفسد فی الارض و محارب [باخدا] شناحته شده بودند تیرباران شدند. موضوع «اتهام محارب» که از زمان اعتراضات به نتایج انتخابات ژوئن ۲۰۰۹ ایران دوباره به میان آمده و به دستگیرشدگان ناآرامی های ضد دولتی وارد می شود، در سطح جهان صدای انتقاد حقوقدانان، دولتمردان و سیاستمداران را بلند کرده و دولت آمریکا یکی از این منتقدین بوده است. منتقدین در اظهارات و اعلامیه های خود از ایجاد ارتباط میان اعتراض سیاسی به دولت و حرب [جنگ] با خدا ابراز تعجب کرده اند.

۱۹۱۵م:پرفسور «رابرت دال R. Dahl» متولد ۱۹۱۵ و از دمکراسی نویسان بنام قرن ۲۰ کتاب معروف خود «مقدمه فرضیه دمکراسی» را چهارم مارس سال ۱۹۵۶ منتشر ساخت. کتابهای مهم دیگر او عبارتند از: «چه کسی باید حکومت کند منتشره در ۱۹۶۱»، «دمکراسی و انتقادهایی که به آن وارد آمده است منتشره در سال ۱۹۸۹» و «درباره دمکراسی منتشره در سال ۱۹۹۸». «پالی راکی»، «دمکراتیک پالیتیکز» دو اثر دیگراین اندیشمند آمریکایی هستند.

پرفسور دال که کار تدریس دمکراسی را از ۱۹۴۶ آغاز کرد عقیده دارد که میان واقعیت های دمکراسی و ایده آلهای آن فرسنگها فاصله است. او می گوید که دمکراسی پس از نزدیک به ۲۵ قرن هنوز ــ جز در چند کشور کوچک در اروپای شمالی و غربی و احتمالا کاستاریکا ــ فرضیه است و تا مسئله مشارکت در آن به طور کامل حل نشود به صورت فرضیه باقی خواهد ماند. حتی دولتهایی که خود را پاسداردمکراسی معرفی می کنند برنامه جامعی برای آموزش دمکراسی به مردم ندارند. دمکراسی باید تدریس و تجربه شود تا مردم آن را از ضروریات زندگانی به حساب آورند.

به عقیده دال، دمکراسی از تعدیل توزیع درآمد نمی تواند جدا باشد و از مردمی که همه حواسشان معطوف به تامین حداقل معیشت است و یا مردمی که رسانه های عمومی مستقل (حرفه ای) ندارند نمی توان انتظار مشارکت واقعی در دمکراسی را داشت. نامزد انتخابات، هرچند شایسته، مردمدوست و مناسب، وقتی که وسیله تبلیغ در اختیار نداشته باشد و مردم او واندیشه ها و کارهایش را نشناسند شکست می خورد. گذشته نشان داد نظامهای سوسیالیستی هم که واژه دمکراتیک را یدک می کشیدند به قدری گرفتار بورو کراسی پیچیده خود و فاصله هیات حاکمه از مردم شده بودند که در این جوامع شنیدن کلمه دمکراسی برای مردم مشمئز کننده شده بود.

به زعم دال، کشوری را که در آن اکثریت به عقاید و نظرات اقلیت توجه نکند نمی توان دمکراتیک نامید. جامعه ای می تواند خود را دمکراتیک بنامد که فرهنگ دمکراسی در آن عمومیت یافته و قسمتی از زندگی روزمره مردم شده باشد.

دال می گوید که نباید گفت کاپیتالیسم مترادف با دمکراسی است، زیرا کاپیتالیسم اگر کنترل نشود در جامعه ایجاد نابرابری عمیق می کند و مردم را از دمکراسی متنفر و دست کم نسبت به آن بی اعتنا می کند و در اینجاست که آمادگی برای قبول دیکتاتوری زیاد می شود زیرا که اکثریت مردم ذاتا خواهان ثبات و نظم هستند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۱۸۵۲م:نیکلای گوگول N. Gogol نویسنده روس سوم مارس ۱۸۵۲ در ۴۳ سالگی درگذشت. وی در مارس ۱۸۰۹ متولد شده بود. گوگول که واقعی نگاری را وارد کار قصه نویسی روسیه کرد درعین حال یک طنزنگار و درام نویس بود. در تاریخ عمومی ادبیات از گوگول به عنون یکی از پدران «واقع نویسی» یادشده است. سه داستان او؛ تاراس بولبا Taras Bulba، خاطرات یک زن و داستان Dead Soils معروفترند. وی سرف ها (کشاورزان وابسته به زمین زراعی که هر دو متعلق به مالک بودند) و اشخاص مشابه (بی اختیار) را Soil نوشته است. معروفترین داستانهای کوتاه او "پالتو" و "بینی" هستند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۱۹۱۷م:ژانت رانکین Jeannette Pickering Rankin چهارم مارس ۱۹۱۷ به عنوان نماینده ایالت مونتانا وارد کنگره آمریکا شد. او نخستین زنی است که به عضویت قوه مقننه آمریکا درآمده بود. در آن زمان زنان هنوز در همه ایالات آمریکا حق مشارکت در انتخابات را به دست نیاورده بودند. ایالت مونتانا (واقع در شمال غربی ایالت متحده و دیوار به دیوار کانادا) حق رای دادن و رای گرفتن را به زنان این ایالت داده بود. بانو رانکین (رنکین) یک فعال سیاسی، مبارز تامین حقوق مدنی شهروندان و مخالف هرگونه جنگ و جدال بود. وی در اغاز کار نمایندگی کنگره با اینکه عضو حزب جمهوریخواه بود با درخواست «وودرو ویلسون» رئیس جمهور وقت برای ورود آمریکا به جنگ جهانی اول مخالفت کرد. پیرامون رای مخالف او تبلیغ فراوان شد و نظر رای دهندگان مونتانا را نسبت به وی تغییر داد به گونه ایکه در دور بعد به او رای ندادند. بانو رانکین (متولد ۱۸۸۰ و متوفا در ۱۹۷۳) ۲۰ سال بعد دوباره به نمایندگی از ایالت مونتانا به کنگره رفت و این بار تنها عضو قوه مقننه آمریکا بود که با درخواست روزولت برای ورود به جنگ جهانی دوم مخالفت کرد و لایحه دولت تنها با همین یک رای مخالف تصویب شد. بانو رانکین تا پایان عمر از مبارزه برای تامین حقوق مدنی و آزادی ها و نیز مخالفت با جنگ و خونریزی دست نکشید و از راه اندازان بنام تظاهرات ضد جنگ ویتنام بود. وی پیش از ورود به سیاست، مددکار اجتماعی بود و در همین رشته تحصیل کرده بود.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۱۹۳۶م:یک سال پس از برقراری مجدد نظام وظیفه اجباری در آلمان، هیتلر در این روز از مارس سال ۱۹۳۶ به واحدهای یک لشکر پیاده آلمانی دستور داد که وارد منطقه غیر نظامی «راینلند» شوند و نشان دهند که آلمانی ها حاکم بر وطن خود هستند و قراردادهای تحمیلی «ورسای» و «لوکارنو» را دیر زمانی است که پاره کرده اند.

هیتلر هفتم مارس (سه روز بعد) به پارلمان رایش (آلمان) رفت و نمایندگان را که عموما از اعضای حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) به رهبری او بودند در مورد دستوری که داده بود توجیه کرد و گفت که همسایگان آلمان باردیگر باهم برضد المان نزدیک می شوند و ما نمی توانیم ساکت بنشینیم. ما باید حقوق و شئون برابر با قدرتهای دیگر داشته باشیم و این را کسی به ما نمی دهد باید خودمان آن را به دست آوریم.

هیتلر گفت که از این لحظه آلمان را مقیّد به رعایت هیچ یک از قراردادهای منعقده بعد از جنگ جهانی اول نمی داند.

همان روز و پس از انتشار این اظهارات هیتلر در رسانه ها، دولت فرانسه باا نگلستان تماس گرفت، ولی انتونی ایدن وزیر امور خارجه انگلستان تنها به محکوم کردن لفظی حرف و عمل هیتلر بسنده کرد و این کار بر جرات هیتلر افزود. از تماس نخست وزیر فرانسه با استالین هم چیزی عاید نشد.

نهم مارس ۱۹۳۶ دولت انگلستان اعلام داشت که در شرایط موجود نمی تواند به فرانسه کمک نظامی برساند تا هیتلر را با زور وادار به رعایت قراداد «لوکارنو» و خروج واحدهای آلمانی از راینلند کند و به این ترتیب فرانسه را کاملا مایوس کرد. در همین روز هیتلر در یک اجتماع سیصد هزارنفری در مونیخ گفت که «تاریخ» بعدا درباره این اقدام او (نادیده گرفتن قراردادهای پایانی جنگ جهانی اول) قضاوت خواهد کرد.

۱۹۵۰م:چهارم مارس سال ۱۹۵۰ کارگران اعتصابی زغال سنگ آمریکا پس از دو ماه به اعتصاب خود که در فصل سرما صورت گرفته بود پایان دادند. در طول اعتصاب، مداخله ارتش و تهدیدهای دیگر نتوانست این کارگران و اتحادیه های آنان را که خواهان دستمزد بالاتر و مزایای رفاهی بیشتر بودند وادار به شکستن اعتصاب کند. این اعتصاب به صنایع آمریکا زیان فراوان وارد ساخت.

این کارگران پس از موافقت با قسمتی از درخواستهایشان از پنجم مارس ۱۹۵۰ به کار در معادن بازگشتند . عکس بالا، گروهی از کارگران معادن زغال سنگ آمریکا را در پنجم مارس در حال رفتن به سوی معادن محل کارشان نشان می دهد.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۲۰۰۳م:«جورج ویل» مفسر قدیمی و محافظه کار (جمهوریخواه ) آمریکایی در تفسیر هفتگی خود که یکشنبه دوم مارس ۲۰۰۳ در روزنامه ها انتشار و از شبکه «ای بی سی» پخش شد نوشته بود: تظاهرات جاری ضد تعرض احتمالی به عراق دارای شعار ضمنی واحدی است و آن این است که نباید به خاطر نفت، خون ریخته شود. هزینه جنگ باعراق و مرمت خرابی های ناشی از جنگ به نفت عراق نمی ارزد. نفت این کشور و آن کشور تفاوت ندارد و اگر ما بخواهیم به خاطر نفت بجنگیم، آسانتر و ارزانتر است که کانادا و مکزیک ــ دو همسایه نفتخیزمان را به جای عراق مورد حمله نظامی قرار دهیم و یا این که ونزوئلا را که تامین کننده بخشی از نفت مصرفی ماست اشغال نظامی کنیم. اگر هدف، از این مقدمه چینی ها برای توجیه تعرض به عراق، "نفت" نیست و چیز دیگری است می توان بدون جنگ و از راه سازش با دولت بغداد به آن نائل شد. شروع جنگ بمراتب آسانتر از پایان دادن به آن است. جنگ دگرگونی های غیر قابل پیش بینی بوجود می آورد و ….

به این ترتیب «جورج ویل» هم که صدای محافظه کاران آمریکا خوانده می شود به صف مخالفان جنگ با عراق پیوست که بزعم او به مثابه لانه زنبورهاست که نباید بدون احتیاط به آن نزدیک شد.

۲۰۰۹م:یکشنبه یکم مارس ۲۰۰۹ رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده، مایک مولن رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این کشور، و نیز سخنگوی وزارت امورخارجه دولت واشنگتن به ترتیب و هریک جداگانه درباره گزارش وقت آژانس جهانی نیروی هسته ای اظهار نظر کرده بودند.

دریاسالار مایک مولن Adm. Mike Mullen رئیس ستاد مشترک گفت و شنود با شبکه فاکس نیوز |دارای روش محافظه کارانه| گفته بود که طبق برآورد او، ایران برای ساخت یک بمب اتمی مواد لازم را دراختیار دارد و به نظر او بهتر است که دست به این کار نزند (بمب را نسازد). مولن در همین روز در مصاحبه با «سی ان ان» مطالب مشابهی بیان کرده بود.

از آنجا که شبکه های تلویزیونی آمریکا از دهها سال پیش در یکشنبه ها با مقامات ارشد و اصحاب نظر میز گرد و «تاک شو» دارند، چند ساعت بعد در چنین برنامه ای در شبکه «ان بی سی» نظر رابرت گیتس درباره اظهارات مولن و گزارش آژانس سئوال شده بود. وی که عادت به رعایت احتیاط در سخن گفتن دارد اگفته بود که تا ایرانیان صاحب بمب اتمی شوند هنوز فرصت باقی است و به مساعی دیپلماتیک ادامه خواهیم داد. از سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا که با هیلری کلینتون به مصر رفته بود در این زمینه سئوال شده بود. وی برآورد دریاسالار مولن را رد نکرد و تنها گفت که دولت آمریکا نمی داند ایرانیان تا چه میزان مواد لازم برای ساخت یک کلاهک اتمی در اختیار دارند. وی افزوده بود که برآوردهای دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و سازمانهای اطلاعاتی دیگران در این زمینه متفاوت است. این سخنگو گفته بود که نگرانی آمریکا از نزدیک بودن ایرانیان به ساخت سلاح اتمی افزایش یافته است.

گزارش آژانس جهانی نیروی اتمی که این بحث ها را به میان کشیده بود حکایت از آن داشت که ایران دارای بیش از یک تن (۲۲۲۲ پاوند) اورانیوم از نوع «کم غنی شده» است. آژانس توضیح بیشتری نداده بود ولی غنی سازی این نوع اورانیوم تا حد ساخت بمب اتمی چندان دشوار نیست.

طبق یک معاهده بین المللی، دولت های امضا کننده این معاهده می توانند برای مصارف صنعتی، اورانیوم مورد نیازرا تهیه کنند. بسیاری از اندیشمندان از همان آغاز کار هدف از تدوین چنین معاهده ای را مانع شدن ملل دیگر از «قدرت شدن» و در نتیجه در جهت منافع جهانی قدرت هایی که ابتکار تدوین این معاهده را به دست داشتند خوانده بودند.

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۲۰۰۸م:کمتر شنیده شده بود که یک دختر ۱۶ ساله با دوست پسرش نقشه قتل عام خانواده خود را که با ادامه رفت و آمد آندو موافقت نداشتند طرح کند و سپس هر دو با کمک دو همشاگردی دختر و پسر خود، این طرح را به اجرا درآورند. چنین رویداد کم سابقه ای سحرگاه شنبه یکم مارس ۲۰۰۸ در یک خانه مزرعه مانند (رنچ) در اموریEmory واقع در شهرستان رینزRains از ایالت تکزاس آمریکا رویداد و وسیعا در رسانه ها انتشار یافت تا عبرت آموز شود که لازم است از جنبه های انسانشناسی و جامعه شناسی دقیقا مورد پژوهش قرارگیرد تا روشن شود که مسئله درکجاست که تمدن بشری تا این حد رو به انحطاط گذارده است.

طبق گزارش کلانتر «رینز کاونتی»، دختر ۱۶ ساله خانواده «کافیCaffey» در دبیرستان با پسری ۱۹ ساله به نام Charlie Wilkinson چارلی ویکینسون دوست می شود و چارلی را به خانه می برد و به پدرش «تری کافیTerry Caffey» و مادر ۳۷ ساله اش «پنیPenny» معرفی می کند. این خانواده که دو فرزند پسر به نام های ماتیو ۱۳ ساله و تایلر ۸ ساله داشتند ادامه معاشرت دخترانشان را با چارلی که کلاه «کاوبوی» بر سر می گذارد به مصلحت ندانستند و دختر را که پلیس به دلیل کمی سن حاضر به افشاء نام او نشده بود از ادامه رفت و آمد منع می کنند.

«دختر» موضوع را با چارلی در میان می گذارد و طرفین ادامه معاشرت به هر بها را انتخاب می کنند و چون تری پدر دختر دست به سختگیری کردن می زند؛ موقتا مناسباتشان را اینترنتی می کنند و به گپ زدن اینترنتی می پردازند که تری پدر دختر متوجه قضیه می شود و وارد این گپ زدن می شود و به اصطلاح اخلال اینترنتی می کند. «دختر» و چارلی برای مقابله، خیلی آسان و سریع تصمیم به طرح نقشه قتل عام خانواده کافی و براندازی آنان می گیرند؛ طرح را تهیه می کنند و موضوع را با دو دوست خود «Bobbi Gale Johnson بابی گیل جانسون» که دختری ۱۸ ساله است و چارلز آلنCharles Allen 20 ساله در میان می گذارند و این دو هم قول کمک می دهند. سپس یک تفنگ و یک چاقو تهیه می کنند و سحرگاه یکم مارس وارد خانه «تری کافی» می شوند. این خانواده در آن هنگام در دو اطاق در خواب بودند که با گلوله و چاقو مورد حمله قرار می گیرند. پنی (مادر خانواده) و دو پسر او کشته می شوند و «تری» با اینکه هدف پنج گلوله قرار می گیرد و از ناحیه سر و پشت و شکم مجروح می شود در تاریکی شب و خون چکان خود را به میان درختان می اندازد و پنهان می شود (که بعدا در بیمارستان زیر عمل جراحی قرار می گیرد) و مهاجمان فرار می کنند که بعدا دستگیر و بازداشت می شوند و ….

image, فهرست وقایع و رویدادهای تاریخی مهم ۱۳ اسفند

۱۵۱۹: هرناندو کوتز Hernando Cortez اسپانیایی با چندصد نظامی و تعدادی توپ گام به مکزیک نهاد تا این سرزمین را که دارای تمدنی درخشان و تاسیسات اداری و سلطان بود تصرف و برخزاین سلطان آزتک Aztec که شنیده بود پر از طلا است دست یابد. در آن زمان آزتکها در بخش شمالی و قوم مایا Maya در جنوب مکزیک زندگی می کردند و دارای نظام حکومتی جداگانه بودند. مشکل آنان این بود که توپ و تفنگ نداشتند. مزیت اروپاییان همین سلاحهای آتشین بود.

۱۷۵۴: دکتر بنژامین واتر هاوس سازنده واکسن آبله به دنیا آمد.

۱۹۱۶: در پی کناره گیری فرمانفرما از ریاست وزراء، محمد ولیخان تنکابنی (سپهسالار) مامور تشکیل کابینه شد. علت کناره گیری فرمانفرما اختلاف نظراو با روسها بود که نیروی نظامی وارد ایران کرده بودند.

۱۹۳۲: ضرابخانه ایران پس از تعمیر اساسی، با ماشین های تازه در جاده قدیم شمیران کار خود را از سرگرفت و کار دادن سفارش ضرب سکه به کشورهای دیگر پایان یافت.

۱۹۵۴: نخستین عمل پیوند کلیه در جهان در یک بیمارستان ایالت ماساچوست آمریکا انجام شد.

۱۹۶۰: بیش از یکصد هزار افغانی در کابل از خروشچف رهبر وقت شوروی که به کشورشان رفته بود استقبال کردند. شوروی سیصد میلیون دلار اسلحه به عنوان کمک "بلاعوض" به افغانستان داده بود تا سیاست عدم تعهد (بیطرفی) خودرا حفظ و احیانا از آن دفاع کند.

۱۹۶۵: سوریه ۹ شرکت نفتی فعال در آن کشور از جمله دو شرکت آمریکایی را ملی اعلام کرد.

۱۹۷۲: شوروی با لیبی پیمان دوستی و همکاری متقابل امضاء کرد.

۱۹۷۷: کارت اعتباری پلاستیکی موسوم به «ویزا کارت» برای نخستین بار در تاریخ بانکداری به جریان گذارده شد.

۱۹۷۷: زلزله در بوخارست پایتخت رومانی و حومه آن بیش از ۱۵۰۰ تن را کشت.

۱۹۸۰: رابرت موگابه از مبارزان کسب استقلال زیمبابوه (رودزیای شمالی) معروف به ناسیونالیست چپ (بعدا مارکسیست) نخست وزیر این کشور شد. وی هفت سال بعد به ریاست جمهوری زیمبابوه انتخاب شد و هنوز (در مارس سال ۲۰۱۰) این سمت را برغم دشمنی شدید و تبلیغات منفی غرب از دست نداده است.


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید