image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

هر زمان افطار خود با آب که وا می کنم

دیده هایم را فقط از اشک دریا می کنم

علت بیچاره گی ام را خودم فهمیده ام

کم سحرها با خدای خویش نجوا می کنم

آن قدر بیچاره هستم می نشینم روز و شب

در گناه افتادن خود را تماشا می کنم

جای این که مایۀ آرامش آقا شوم

با معاصی خون به قلب زار آقا می کنم

هی گناه و توبه و هی پشت هم شرمندگی

با خودم دارم چرا این قدر بد تا می کنم؟!

این چنین باشد برایم مرگ خیلی بهتر است

من که می دانم خودم را خوار و رسوا می کنم

با تمام رو سیاهی تا که می گویم حسین

در دل تو باز هم من خویش را جا می کنم

آب می بینم نمی نوشم، لبم می سوزد و

بیشتر یاد لب عطشان سقا می کنم

یاد آن لحظه که هی می گفت مشکم واجب است!

مشک را من می رسانم، کار خود را می کنم

تیرها را با دل و جانم به چشمم می خرم

تا که خود را لایق دیدار زهرا می کنم

با لب تشنه به روی هستی خود پا گذاشت

عاقبت سر را به روی دامن زهرا گذاشت

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

اشعار تبریک ماه رمضان, شعر درباره ماه رمضان

مهمونی رفتنِ گدا پیش خدا لیاقته

یه بار دیگه پیش خدا بشی گدا سعادته

هر کی بودی، هرکی شدی اگه دوباره اومدی

خدا رو شاهد می گیرم شک نکنی عنایته

هر کاری کردی زیر ذره بینِ حق بودی ولی

اگه که رسوا نشدی تا به حالا کرامته

خدا تو رو ببخشه و بازم بری گناه کنی

قسم به ذات کبریا این عملت خیانته

باید که عمری بسوزی شاید که بخشیده بشی

چاره ی درد بخششت پیش خدا سماجته

ماه رمضون که می رسه، شبای جمعه که میاد

جا نمونی از کاروان درِ خونش قیامته

اگه که گریه های تو جواب نداد بگو حسین

ذکر حسین تو این شبا وسیله ی شفاعته

بدون ذکر او دلی عاشق و شیدا نمی شه

موندن پای پرچمش، عاقبتش شهادته

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

شعر زیبا امام زمان(عج)و ماه رمضان

نماز و روزه و افطار عشق است       سحر خوردن کنار یار عشق است

نه یکبار از کنار خیمه گاهش          گذشتن بل هزاران بار عشق است

شنیدم هاتفی در اسمان گفت       غم دل گر خورد غمخوار عشق است

بیا مهدی که بی تو روزه سخت است     ضیافتخانه با دلدار عشق است

گلستان جهان همراه خار است      گل نرگس بود بی خار عشق است

خدایا جان ما گردان فدایش         شهادت در بر سردار عشق است

نه یک تن بل هزاران تن فدایش     فداییّش به روی دار عشق است

دل و مهدی دل و دوری هجران     گل زهرا ییم دیدار عشق است

دلم وصل تو جانا ارزو داشت        ولی شد فاصله بسیار عشق است

بیا در ماه روزه یاریم کن             کنارت مهدیا افطار عشق است

***

عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم

آقا نشد که لایق دیدارتان شوم

غفلت بساط کرد سر راه طفل دل

وایَم نشد که راهیِ بازارتان شوم

اصل اگر به عَرضه حسن تو می شدم

چیزی نداشتم که خریدارتان شوم

باری ز دوش حضرتتان بر نداشتم

شرمنده ام که تا به کجا بارتان شوم

ای حیدر زمانه غریبت گذاشتیم

در روز غم ولی نشد عمارتان شوم

با آنکه سر شکسته و سر خورده مانده ام

اذنم بده فدایی و سردارتان شوم

ماه خدا رسید و دلم آرزو نمود

مهمان کنار سفره افطارتان شوم

در روز انتقام شهیدان کربلا

آقا اجازه هست ز انصارتان شوم

در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین

یک ذکر مستجاب بگویم فقط حسین

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید

دست‏ بدار از طعام مایده جان رسید

جان ز قطعیت ‏برست، دست طبیعت ‏ببست

قلب ضلالت ‏شکست لشکر ایمان رسید

لشکر «والعادیات‏»  دست ‏به یغما نهاد

ز آتش «و الموریات‏» نفس به افغان رسید

البقره راست ‏بود موسی عمران نمود

مرده از و زنده شد چونک به قربان رسید

روزه چون قربان ماست زندگی جان ماست

تن همه قربان کنیم جان چون به مهمان رسید

صبر چو ابریست ‏خوش، حکمت ‏بارد ازو

زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید

نفس چون محتاج شد روح به معراج شد

چون در زندان شکست جان بر جانان رسید

پرده ظلمت درید، دل به فلک بر پرید

چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید

زود از این چاه تن دست‏ بزن در رسن

بر سر چاه آب گو: یوسف کنعان رسید

عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول

دست‏بشو کز فلک، مایده و خوان رسید

دست و دهان را بشو، نه بخور و نی بگو

آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسید

***

می‏بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام

گر تو خواهی تا عجب گردی، عجایب دان صیام

گر تو را سودای معراجست ‏بر چرخ حیات

دانک اسب تازی تو هست در میدان صیام

هیچ طاعت در حبان آن روشنی ندهد تو را

چونک بهر دیده دل کوری ابدان صیام

چونک هست این صوم نقصان حیات هر ستور

خاص شد بهر کمال معنی انسان صیام

چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود

پس مهیا کرد بهر مطبخ ایشان صیام

چیست آن اندر جهان مهلکتر و خونریزتر

بر دل و بر جان و جا خون خواره شیطان صیام

خدمت‏خاص نهانی تیز نفع و زود سود

چیست پیش حضرت درگاه این سلطان؟ صیام

ماهی بیچاره را آب آنچنان تازه نکرد

آنچ کرد اندر دل و جانهای مشتاقان صیام

در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل

هست ‏بهتر از حیوه صد هزاران جان صیام

گرچه ایمان هست مبنی بر بنای پنج رکن

لیک و الله هست از آنها اعظم الارکان صیام

لیک در هر پنج پنهان کرده قدر صوم را

چون شب قدر مبارک هست‏خود پنهان صیام

سنگ بی قیمت که صد خروار ازو کس ننگرد

لعل گرداند چو خورشید درون کان صیام

شیر چون باشی که تو از روبهی لرزان شوی

چیره گرداند تو را بر بیشه شیران صیام

بس شکم خاری کند آنکو شکم خواری کند

نیست اندر طالع جمع شکم خواران صیام

خاتم ملک سلیمانست‏یا تاجی که بخت

می‏نهد بر تارک سرمای مختاران صیام

خنده صایم به است از حال مفطر در سجود

زانک می‏بنشاندت بر خوان الرحمن صیام

در خورش آن بام تون، از تو به آلایش بود

همچون حمامت ‏بشوید از همه خذلان صیام

شهوت خوردن ستاره نحس دان تاریک دل

نور گرداند چو ماهت در همه کیوان صیام

هیچ حیوانی تو دیدی روشن و پر نور علم

تن چون حیوانست مگذار از پی حیوان صیام

شهوت تن را تو همچون نیشکر در هم شکن

تا درون جان ببینی شکر ارزان صیام

قطره تو، سوی بحر کی توانی آمدن؟!

سوی بحرت آورد چون سیل و چون باران صیام

پای خود را از شرف مانند سر گردان به صوم

زانک هست آرامگاه مرد سر گردان صیام

خویشتن را بر زمین زن درگه غوغای نفس

دست و پایی زن که بفروشم چنین ارزان صیام

گرچه نفست رستمی باشد مسلط بر دلت

لزر بر وی افکند چون بر گل لرزان صیام

ظلمتی کز اندرونش آب حیوان می‏زهد

هست آن ظلمت‏به نزد عقل هشیاران صیام

گر تو خواهی نور قرآن در درون جان خویشتن

هست ‏سر نور پاک جمله قرآن صیام

بر سر خوانهای روحانی که پاکان شسته‏اند

مر تو را همکاسه گرداند بدان پاکان صیام

روزه چون روزت کند روشن دل و صافی روان

روز عید وصل شد را ساخته قربان صیام

در صیام ار پا نهی شادی کنان نه با گشاد

چون حرامت و نشاید پیش غنا کان صیام

زود باشد کز گریبان بقا سر بر زند

هر که در سر افکند ماننده دامان صیام

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

ماه برکت زِ آسمان می آید

صوت خوش قرآن و اذان می آید

تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه

تبریک،بهار رمضان می آید

***

امشب طلب عشق زِدلدار کنیم

شیطان رجیم را سر دار کنیم

امر فرجش اگر مهیا باشد

این ماه کنار یار افطار کنیم(انشاالله)

حسین وکیلی زارچ

***

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود  طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

ژولیده نیشابوری

***

مرا به خلوت و ذکر شبانه راهی نیست

چرا که سهمیه ام غیر روسیاهی نیست

همیشه غیر تو را کرده ام طلب از تو

ببخش! نیت و مقصود من الهی نیست

مرا به سوی خودش می کشد چنان نفسم

که یک دو گام دگر تا خود تباهی نیست

فقط تو مشتری دست خالی ام هستی

اگرچه پیش تو دل گاه هست و گاهی نیست

اگر مرا نخری ورشکست خواهم شد

کمک که وضعیتم ، وضع رو به راهی نیست

تو دست یخ زده ام را گرفتی و انگار

به نامه ی عملم اصلاً اشتباهی نیست

دوباره بر سر سفره نشاندیم امسال

اگرچه بنده ی تو عبد دل بخواهی نیست

به روضه روزه ی خود باز می کنم زیرا

برای روزه که بی روضه جایگاهی نیست

سلام ماه خدا بر لب تو خون خدا

سلام بر لب زخم تو سید الشهدا

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

رمضان آمد و من آمده ام

باز هم قید خودم را زده ام

راه گم کرده ترین بنده منم

پیش چشمان تو شرمنده منم

میزبانی و منم مهمانت

لقمه ای اشک بده از خانت

رمضان آمده با طعم دعا

سفره انداخته اند در همه جا

سر این خوان همه نوع آدم هست

شاه اگر هست گدایی هم هست

عمر یک سال جلوتر رفته

از خودم حوصله ام سرفته

یازده ماه گناه آلودم

من همانم که همیشه بودم

چشم، حقّ بدنم را خورده

هر کسی خواست دلم را برده

خو گرفته است به بن بست خودم

طاقتم طاق شد از دست خودم

سالها در تن خود گم شده ام

تاجر سفره ی گندم شده ام

لحظه هایم به تجارت رفته

از کفم این همه فرصت رفته

مددی من به خودم برگردم

جان بگیرم به تنم برگردم

روسیاهم خدایا چه کنم ؟

بی پناهم خدایا چه کنم؟

من بدم شاه ولی بد نکند

پشت در آمده را رد نکند

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

(ماه استغفار)

سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا

درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا

سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش

درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش

سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار

درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار

سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی

درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی

سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان

درودم برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان

سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان

درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن

سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند

درودم بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند

سلامم بر تو ای ماه ولایت ای مه والا

درودم بر تو ای ماه سعادت ای مه رعنا

***

(آب توبه)

سحر بخیز تجدید وضو کن

به آب توبه خود را شستشو کن

اگر خواهی شوی پاک از پلیدی

به درگاه خدای خویش رو کن

به شکر نعمتش تا می توانی

لبت را آشنا با ذکر او کن

در رحمت به رویت کرده حق باز

به او رو آور و دفع عدو کن

گدای درگه حق شو به عالم

گدایی گر کنی با آبرو کن

هرآنچه درد دل داری به عالم

سحر با حقتعالی گفتگو کن

اگر خواهی تو فیض از محضرحق

از او توفیق طاعت آرزو کن

***

با سنگ هر گناه پرم را شکسته ام

آه ای خدا ، خودم کمرم را شکسته ام

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پلهای امن پشت سرم را شکسته ام

من دانه دانه اشک خودم را فروختم

نرخ طلایی گهرم را شکسته ام

دیگر مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته ام

دنیا شکست خورده تر از من ندیده است

حالا به سنگ خورده ، سرم را شکسته ام

آرام کن مرا و در آغوش خود بگیر

حالا که بغض شعله ورم را شکسته ام

راهم بده به باغهای شجرهای طیبه

من توبه کرده ام ، تبرم را شکسته ام

حالا ببین که به غیر از گدا شدن

در پیشگاه تو هنرم را شکسته ام

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

رمضانا تو بهترین ماهی

چون که ماه ضیافت اللّهی

خوش عمل هر که بود در رمضان

ترک منکر نمود در رمضان

عباس خوش عمل

***

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا

مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید

که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش

پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات

همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى

لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او

من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم

که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بى‌برگى و ضعف

در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد

کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا

image, شعر و متن های جدید و زیبا درباره ماه مبارک رمضان

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد

مقام اصلى ما گوشه خرابات است

خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد

بهاى باده چون لعل چیست جوهر عقل

بیا که سود کسى برد کاین تجارت کرد

نماز در خم آن ابروان محرابى

کسى کند که به خون جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز

نظر به دردکشان از سر حقارت کرد

به روى یار نظر کن ز دیده منت دار

که کار دیده نظر از سر بصارت کرد

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ

اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد

***

رمضان شهر عشق و عرفان است . . . رمضان بحر فیض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن . . . گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است

رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور . . . در گذرگاه هــر مــــسلمــان است

رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان . . . در شبــستان قلــب انـسان است

مـــاه تــحکــیــم آشنـــایــــى هـــا . . . مــاه تعــطیل قــهر و حرمان است

مـــاه شـــب زنــده دارى عـشــاق . . . مــاه بــیــدار بــاش وجــدان است

مـــاه اشــک و خـروش و ناله و آه . . . راه برگــشت هــر پــشیمان است

مــــاه آســـایــش قــلــوب بــشــر . . . مــاه پــالایــش تـــن و جــان است

مــــاه تــسلیــم در بــــر خـــالـــق . . . مــاه تــمریــن کــار نــیـکــان است

رمضــان چــشمــه عـطــاى خـــدا . . . ماه عفو و گذشت و غفــران است

رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا . . . بهــر گــم گـشتگان حـیــران است

رمــضــان شــاخسارى از طــوبـى . . . غرفه اى از بــهشـت رضوان است

رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا…) . . . جلــوگاه (رحیـم) و (رحمان) است

مــاه تـــحصیــل دانــش و تــقــوى . . . گــاه تــطهـیــر و راه ایــمـان است

مــــاه اکـــرام عـــتــرت و قـــــرآن . . . مــــاه اطفــــاء نــــار نــیــران است

عیــــد مســعــود زاد روز حــســن . . . روز پــر فــیــض نــیــمــه آن است

شــب قــدرش ســلام بــر مــهدى . . . تــا بــه فـجرش که نور باران است

مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــى . . . مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است

در چــنین مه که انس و جان یارب . . . بر سر سفــره تــو مــهــمـان است

نظـــرى ســوى دردمنــدان کــــن . . . اى کــه نــامـت شفا و درمان است

بــــارالــها بــــه درگــه کــــرمـــت . . . سائــل خــستــه دل فـراوان است

کشــــور مــــا بــهشت زهــرا شد . . . بس کــه پــر لاله خــاک ایران است

اى خــــــدا آرزوى ایــــــن امـــــت . . . جشــن پــیــروزى شــهیــدان است

واى بــر حـال آن کسى که حسان . . . خــصــم قــرآن و یـار شیطان است


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید