image, فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ع

عابد :پارسا، عبادت کننده، کسی که خدا را پرستش می کند

عادل: داد دهنده، دادگر، دادگستر

عارف :شناسنده، صبور

عاطف :مهربان، برگرداننده

عاکف :گوشه نشین و بازدارنده از کارهای اجتماعی

عبدالله: بنده خدا، سر سپرده درگاه

عثمان :نام مار و بچه مار، نام خلیفه سوم

عرفان: شناختن حق تعالی ومعرفت خداشناسی

عزیز :محبوب، یار، گران مایه، نادر

عسکر :لشکر، سپاه، نوعی انگور

عصار :روغنگر، روغن کش

عقیل: مرد زیرک و بسیار دانا

علی :بلند، شریف، نام امام اول

علیمراد: کسی که مراد و مرشدش علی است،

عماد: آنچه به آن تکیه کنند

عمار :مرد با ایمان، ثابت و استوار،

عمید: بزرگ، سرور، سردار،

عیار :زیرک، طرار، تندرو، تردست

عیسی: از پیامبران بزرگ

عالم تاج : عالم (عربی) + تاج (فارسی) آن که چون تاجی بر بالای هستی می درخشد.

عجب نوش : عجب (عربی) + نوش (فارسی) اسم شخصیت زنی در منظومه خسرو و شیرین

عرشیان : عرش(عربی) + ی(فارسی) + ان (فارسی)، فرشتگان، ملائکه

عرفانه : عرفان (عربی) + ه (فارسی) مرکب از عرفان (معرفت) + ه (پسوند نسبت)

عزت بانو : عزت(عربی) + بانو(فارسی) بانوی گرامی و ارجمند

عزت زمان : عزت (عربی) + زمان (فارسی)، عزت الزمان اسم اصیل فارسی

عطرسای : عطر (عربی) + سا (فارسی)، معطر و خوشبو کننده

عطرین : منسوب به عطر، دل انگیز، معطر، خوشبو

عنبربو : عنبر (عربی)+ بو، معطر، آنکه بوی خوش دارد.

عابده : مؤنث عابد، عبادت کننده، پرستنده، آنکه چیز یا کسی را می پرستد.

عاتکه : بانوی خوشبو، نام دختر عبدالمطلب، جد پیامبر (ص)

عادله : مؤنث عادل، بانوی با انصاف

عادیات : نام سوره ای است در قرآن کریم.

عارفه : مؤنث عارف، بانوی دانا، آن که از راه تهذیب نفس و تفکر، به معرفت خداوند دست می یابد، آگاه

عاطفه : عربی محبت و مهربانی، عطوفت

عاقله : مؤنث عاقل، دارای عقل و فهم زیاد

عالم : جهان، دنیا، هستی

عالمه : بانوی دانشمند، فرزانه

عالیه : مؤنث عالی،عنوانی احترام آمیز برای زنان، عالی مقام، نام دختر هارون الرشید، به روایتی نام دختر امام علی النقی(ع)

عامره : مؤنث عامر، آباد کننده

عایشه : دارای حال نیکو، نام دختر ابوبکر و همسر پیامبر(ص)

عذرا : دوشیزه، باکره، لقب مریم(ع) و لقب فاطمه (س)، نام معشوق وامق، بکر

عزالنسا : آن که موجب سربلندی زنان است.

عزت الزمان : آن که موجب بزرگی و سربلندی زمان خود است.

عزت السادات : آن که باعث عزت و سربلندی سیدها است.

عزت الملوک : آن که باعث سربلندی و عزت پادشاهان است.

عزت ملک : باعث عزت و سربلندی پادشاه، از زنان معروف اواخر دوره ایلخانیان

عزت نسا : زنان گرامی و ارجمند، نام دختر فتحعلی شاه قاجار

عزیر : نامی که اعراب مسلمان به عزرا می دهند،عزرا

عزیزه : مؤنث عزیز، گرامی، محبوب، گرانمایه، محترم

عسل : مایعی خوراکی که زنبور عسل می سازد، بسیار شیرین و دوست داشتنی

عشرت : خوشگذرانی، کامجویی

عشرت الملوک : سبب خوشی پادشاهان

عصمت : بی گناهی، معصومیت، پاکدامنی

عصمت الملوک : عصمت پادشاهان

عطا : بخشش، انعام

عطیه الله : عطاءالله

عطیه : انعام، بخشش

عظیمه : مؤنث عظیم، بزرگ، کلان، با اهمیت، بزرگ، فراوان، بسیار

عفاف : پرهیزکاری، پاکدامنی اسم زیبای ایرانی

عفت : پاکدامنی، پرهیزکاری، پارسایی

عقیق : نام سنگی قیمتی به رنگ زرد و صورتی یا جگری

عقیله : زن با اصل و نسب، گرامی و نجیب زاده

علیا : رفیع، والا

عهدیه : منسوب به عهد، پای بند به عهد و پیمان


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید