۱- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما آموزش های تخصصی را پشت سر گذاشته است و در زمینه درمان زناشویی تجربه داشته باشد. اکثر اوقات درمانگران می گویند که درمان های مربوط به زوجین را انجام می دهند اما این زوجین حتماً زن و شوهر نیستند، یعنی این درمان ها به واقع درمان های زناشویی نیست. ممکن است درمان هایی بین دو شریک یا هر دو نفر درگیر را انجام داده باشند، نه زن و شوهر ها. البته درمان های آنها متفاوت است. برای درمان زناشویی مهارت های خاصی را طلب می کند. به همین دلیل، خجالت نکشید و حتماً از درمانگرتان در مورد آموزش ها و تجربه هایش سوال کنید.

۲- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما تمایل دارد که مشکلات زناشویی شما را از بین برده یا برای آنها راه حل هایی پیدا کند تا اینکه شما را به سمت طلاق بکشاند. از او بخواهید که آماری از نتایج کار خود را به شما ارائه دهد، تا ببینید چند درصد از افراد به زندگی خود برگشته اند و چند درصد طلاق گرفته اند. البته ممکن است درمانگر شما جواب قانع کننده ای ندهد، اما واکنش و عکس العمل او به این مسئله می تواند همه چیز را برایتان بیان کند. باید مطمئن شوید که هدف اول و آخر درمانگرتان کمک به شما برای حل مشکلاتتان است نه رهایی آنها.

۳- باید بتوانید با درمانگرتان احساس راحتی و اعتماد داشته باشید-و اینکه او دردها و احساسات شما را می فهمد. اگر می بینید که درمانگرتان ازشما یا از همسرتان طرفداری خاص می کند، مطمئناً قابل قبول نیست. یک متخصص درمانی خوب باید هر دو جانب را خوب درک کند و به آنها کمک کند تا برای حل مشکلاتشان با هم مشورت کنند. اگر می بینید با نظرات درمانگر خود موافق نیستید، حتماً با او در میان بگذارید. اگر درمانگرتان از این مسئله استقبال کرد، نشانه ی خوبی است اما اگر نظرتان را نادیده گرفت، مسلماً اشکالی وجود دارد.

۴- ارزش و عقاید خود درمانگر در مورد ارتباطات زناشویی مطمئناً نقش کلیدی در این مسئله بازی می کند. مطمئناً راه های زیادی برای دوست داشتن و ماندن با همسرتان وجود دارد، پس اگر درمانگرتان اعتقاد دارد که برای این منظور فقط یک راه هست، حتماً سراغ متخصص دیگری بروید.

و اینکه گاهی بعضی افراد تصور می کنند که درمانگرها به قطع می دانند که چه زمانی عمر یک زندگی تمام شده است . باید طرفین از هم جدا شوند، اما اینطور نیست، آنها چنین دانشی ندارند. پس اگر دیدید که درمانگر شما چنین اظهاراتی داشت، باز هم سراغ متخصص دیگری بروید.

۵- اطمینان یابید که شما، همسرتان و درمانگرتان برای این مسئله هدف تعیین کنید. در غیر اینصورت هر هفته بدون هیچ تغییری خواهد گذشت و هیچ بهبودی حاصل نخواهد شد. و خط درمانی شما هیچ سمت و سویی نخواهد داشت. و زمانی که هدف تعیین می کنید، همه ی تلاشتان باید معطوف به آن باشد و یک لحظه از آن غافل نشوید. اگر باز هم متوجه هیچ تغییری نشدید و هیچ بهبودی در طی یک یا دو جلسه مشاوره انجام نگرفت، باید حتماً این را با مشاور خود در میان بگذارید.

۶- عقیده ی من این است که زوج هایی که زندگیشان دچار بحران شده است از نعمت این که بتوانند به گذشته و روزهای خوش فکر کنند و از آن برای حل مشکلات خود کمک بگیرند محروم هستند. اگر مشاور شما روی گذشته تکیه دارد، از او بخواهید که رویکردی نیز به آینده داشته باشد.

۷- مطمئن باشید که برای همه ی مشکلات زناشویی درمانی هست. نگذارید که مشاورتان به شما بقبولاند که تغییر غیر ممکن است. انسانها هیچ گاه قابل پیش بینی نیستند و هر آن ممکن است کاری غیر منتظره به خصوص برای کسانی که دوستشان دارند انجام دهند.

۸- بیشتر از هر چیز به غریزه خود اعتماد کنید. اگر مشاور درمانی شما قصد کمک داشته باشد، شما حتماً احساس خواهید کرد و همینطور برعکس این مسئله.

۹- در آخر، بهترین راه برای پیدا کردن یک مشاور ازدواج خوب، استفاده از تجربیات دیگران است. اگر یک درمانگری واقعاً خوب باشد، افراد از او راضی خواهند بود و این مسئله دهان به دهان خواهد گشت. در این مورد می توانید از تجربیات افرادی که قبلاً با آن مشاور کار کرده اند استفاده کنید.

با همه ی این مسائل می گویم که خوب است که از یک مشاور درمانی استفاده کنید. همیشه گرفتن توصیه هایی از شخص سوم مفید است. او می تواند شما را در مشکلاتتان راهنمایی کند. اما در انتخاب آن شخص سوم دقت کنید.

اشتراک

۰


همچنین بخوانید: باز نشر : تک فارس
در صورتی که شما نسبت به محتوای این پست، حق کپی رایت دارید اطلاع دهید