image, چطورمی توانم خودم را دوست داشته باشم

▪ عاشق خود باشم . به این ترتیب که کارهایی رو که دوست دارم انجام بدم ، جاهایی که دوست دارم برم ، جلوی آیینه خودمو نگاه کنم و با خودم ارتباط برقرار کنم .

▪ انتقاد از خود را متوقف کنم . اگر صدایی مدام در سرم میگوید ” تو خوب نیستی . ” تمرین کنم تا این صدا را قطع کنم و دست از سرزنش خود بردارم .

▪ مهربان و مثبت باشم . عادت به مثبت اندیشی را در خود تقویت کرده و راجع به همه مسائل با دید مثبت و باز فکر کنم و در واقع نیمه پر لیوان را ببینم .

▪ تلاش خود را قدر بگذارم . صرفنظر از این که نتیجه تلاشم چیست ، از خود به خاطر این که تلاشی کرده ام ، قدردان باشم . اگرچه دستیابی به نتیجه مطلوب مهم است اما مهم تر از آن این است که برای دستیابی به آن حداکثر تلاشم را کرده ام . نتیجه گرایی صرف را کنار بگذارم . برای بوجود آمدن یک درخت سیب گاهی باید ۱۰۰ دانه کاشت تا یکی از آنها به بار بنشیند . بعضی از کارها را فقط به خاطر دل خودم و بدون چشم داشت انجام دهم مثل ۹۹دانه ای که ثمره ای نداشت اما باعث اطمینان خاطر باغبان از ثمربخش بودن کِشت است .

▪ نگرانی را کنار بگذارم . نگرانی به تنهایی هیچ کاری انجام نمی دهد بلکه این عملکرد هوشمندانه است که کارها را پیش می برد . یاد بگیرم به جای نگرانی ، به این فکر کنم که بهترین راه انجام کارها چیه و با چاره اندیشی های آگاهانه موقعیت ها را تحت کنترل خودم دربیاورم و اگر موقعیتی از کنترل و اراده من خارج است ، آن را به خداوند / کائنات بسپارم تا آن را به بهترین نحو مدیریت و کنترل کنند .

▪ به خود اعتماد داشته باشم . به توانایی های خودم اطمینان داشته باشم و متعقد باشم که تا زمانی که از صمیم قلب بخواهم ، توانایی ایجاد تغییرات مهم و اساسی در زندگی خودم را دارم . همچنین می توانم با تصویرسازی از نتایج دلخواه خودم ، دسترسی به آنها را آسانتر سازم .

▪ خودم را ببخشم . اگر در گذشته اشتباهاتی کرده ام که باعث شده اند فکر کنم بی ارزش هستم ، خود را ببخشم . همه اشتباه می کنند پس دلیلی ندارد من خودم را بابت اشتباه کردن سرزنش کنم . اگر از زخمی در کودکی رنج می برم و کوله باری از رنجش را با خودم حمل می کنم ، یاد بگیرم زخم را شفا داده و خودم را ببخشم .

▪ با خودم صادق باشم . دوست داشتن خود مستلزم این است که با احساسات خود صادق باشم . اگر شادم ، شادی بروز دهم . اگر غمگینم ، ناراحتی کنم . وقتی به احساسات خودم باور داشته باشم و با خودم راجع به آنها صادق باشم ، به خودم راجع به آنها دروغ نخواهم گفت و تلاش نخواهم کرد تا احساسات منفی ام را سرکوب کنم یا از دیگران و خودم مخفی نگه دارم . در عوض باور داشته باشم که عواطف و احساساتم ، نشانگر افکارم هستند و همانطور که می دانم ، می توانم افکارم را عوض کنم تا رشد و پیشرفت هم صورت پذیرد .

▪ معنویت را در خودم تقویت کنم . هنگامی که برای رشد معنوی وقت صرف می کنم ، به طور خودبخود دوست داشتن خود نیز تحقق می یابد . با رشد معنوی ، مهربان تر ، آرام تر ، متصل تر و بخشنده تر خواهم شد .

▪ شعارهای مثبت داشته باشم . هر روز شعارهای مثبت را در ذهنم ساخته و مرور کنم . به طور مثال بگویم : ” من خودم را به طور کامل و بدون قید و شرط دوست دارم . ” . این شعارها را روزی چند بار با خودم تکرار کنم .

▪ شکرگزار باشم . برای آنچه هستم ، شکرگزار باشم . استعدادها و توانایی های خود را بشناسم و بابت آنها سپاسگزار باشم . بابت این که زنده ام ، تندرستم و قادر به تغییر زندگی خود هستم ، شاکر باشم .

▪ آرزوها و رویاهایم را بپرورانم . وقتی رویاها و آرزوهایم را پرورش داده و عملی کنم ، زندگی را که خودم ساخته و رهبری کرده ام ، دوست خواهم داشت . در این صورت هر لحظه از زندگیم سرشار از شور و شادی خواهد بود چرا که خود را به تمامی ابراز کرده ام . بیست سال بعد بسیار غمگین تر و ناامیدتر خواهم بود وقتی خیلی از کارهایی را که می توانستم و می خواستم انجمشان دهم ، تجربه نکرده باشم . پس بهتر است از مرزهای امن خود بیرون بیایم ، پذیرای ریسک ها شوم و تجارب جدیدی کرده و سرزمین های نایافته زندگیم را کشف کنم .

▪ اعتماد به نفس خود را تقویت کنم . دنبال موقعیت هایی باشم که اعتماد به نفسم را افزایش دهند . اگر در برخی زمینه ها قوی ترم ، به دنبال تقویت آن زمینه ها باشم . باور داشته باشم که دارای استعدادهایی ویژه در زمینه های منحصر بفرد خودم هستم که آن استعدادها می توانند اعتماد به نفسم را تقویت کنند .

▪ استراحت کنم . هر از چند گاهی فرصتی برای استراحت به خودم بدهم . اگر صرفاً مشغول به کار هستم ، گهگاهی با تنهایی ، سکوت ، گوش دادن به موزیک آرام ، پرداختن به ورزش با هدف توجه به تن ، مراقبه و … روح و روان خودم را پرورش داده و آرامش ببخشم .

▪ تفریح داشته باشم . مقداری تفریح به زندگی خود وارد کنم . زندگی باید لذت بخش باشد پس خیلی آن را جدی نگیرم . اگر به این طریق به زندگی نگاه کنم ، به طور خودکار مسائلی را که خیلی اهمیت ندارند ، جدی نخواهم گرفت .

▪ به بدن خود بپردازم . بسیار مهم است که بدن خود را با تغذیه مناسب و ورزش منظم قوی سازم . بدنم مانند معبدی است که باید با آن با احترام ، عشق و توجه رفتار کنم. یافته ها حاکی از آن است که عدم علاقه به خویشتن ریشه در مشکلات تغذیه ای ، چاقی یا نواقص فیزیکی دارد . به بدنم توجه داشته باشم زیرا آنجا تنهایی جایی است که می توانم در آن زندگی کنم .

▪ زیبایی ها را ببینم . وقتی زیبایی همه چیز را ببینم ، زیبایی وجود خود را نیز می بینم . عطر گلها را ببویم . همه چیز را ببینم و احساس کنم . سرخی زیبای گل ها ، سبزی باطراوت سبزه ها ، زمزمه مهربان باد و درخشش نقره فام آسمان شب را ببینم و درک کنم .

▪ اجتماعی باشم . اجتماعی بودن و مهربانی و گذراندن روزی بدون رنجاندن دیگران بسیار با ارزش تر از داشتن مدرن ترین فن آوری است .

▪ در زندگی اهداف کوتاه مدت و بلندمدت داشته باشم . اهداف کوتاه مدت مانند پله هایی برای اهداف بلند مدت عمل می کنند .

▪ در طرز تفکر انعطاف پذیر باشم . گاهی به دلایل دیگران نیز گوش دهم . اگر فکر کنم همه جواب ها را می دانم ، راه به جایی نخواهم برد .

▪ مشاور خود باشم و به ندای عقل و درون خود گوش دهم . به ندای درون خود گوش دهم انگار کسی با من صحبت می کنم . این یعنی خودآگاهی .

▪ مرتب و آراسته باشم . مرتب و آراسته لباس پوشیدن می تواند به روز من جلا دهد . آگاهانه رفتار کنم و به استقبال روز بروم . بیدار شوم ، حمام کنم ، موهایم را شانه کنم ، مسواک بزنم ، آرایش کنم ، لباس مرتب و تمیزی بپوشم و عطر بزنم انگار که برای مصاحبه شغلی یا جشن تولد آماده می شوم . مطمئناً آن روز برایم روزی شاداب و پرانرژی خواهد بود .

▪ زمان اندکی را به خودم اختصاص دهم . روزی تنها ۱۰ دقیقه برای تجدید قوا ، هیچ کاری نکنم ، فقط عمیق و آرام نفس بکشم ، چشمانم را ببندم و به صدای تنفس خود گوش دهم .

▪ این هنر را که چه زمان باید از موضوع یا کسی کنار بکشم ، در خود پرورش دهم . اگر ارتباط و پیوند با کار یا با کسی در حال کمرنگ شدن ، تمام شدن و متضرر شدن من است به جای این که با ادامه آن به خودم صدمه بزنم ، یاد بگیرم که آن را کنار بگذارم .

▪ سعی کنم جوان بمانم . جوان ماندن به روح و روان است نه به جسم .

▪ با افراد مثبت معاشرت داشته باشم . افرادی که مرا بالا می کشند و دید مثبتی به زندگی دارند . آنهایی که با دیدنشان احساس شعف می کنم و مرا می خندانند ، حامی من هستند ، تشویقم می کنند و به من روحیه می دهند تا به رویارویی با زندگی بروم .

▪ هیچ گاه در پی گرفتن انتقام نباشم . اگر انتقام بگیرم من نیز به سطح آن افراد تنزل خواهم کرد و بعداً پشیمان خواهم شد .

ممکن است عمل به همه این بندها سخت باشد اما اگر چندتای آنها را هم بتوانم عملی کنم ، بی شک تغییرات قابل ملاحظه ای در کیفیت زندگی ام رخ خواهد داد . کسی چه می داند شاید در پی احساس خوبی نسبت به خود داشتن ، حس خوشبختی نیز وارد زندگی ام شود .


همچنین بخوانید: