ستارگان دیروزی با تعاریف مرسوم ستاره تا حدودی همخوانی داشتند اما ستارگان امروزی ژانر دیگری دارند. ستارگان جدید، بازیگرانی هستند که یک شبه ره صد ساله نرفته اند و از هفت خوان رستم گذشته اند تا در این جایگاه قرار بگیرند. آنها یا تحصیلکرده این رشته هستند یا سال ها خاک صحنه خورده اند و فیلم به فیلم و سریال به سریال، جلو آمده اند تا به این مرحله رسیده اند.

آنها بعضا چندان خوش بر و رو و جوان هم نیستند و به نظر می آید یا بازیگری را دیر شروع کرده اند یا بعد از سال ها دیده نشدن این روزها مزد صبوری شان را گرفته و دیده شده اند.

درادامه این گزارش سراغ برخی از شاخص ترین این نسل جدید و متفاوت ستاره ها رفته ایم:

هنگامه قاضیانی، به همین سادگی

وقتی در مراسم اختتامیه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر روی سن رفت تا سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را از دست داوران بگیرد همه می پرسیدند او کیست؟ هیچ کس این بانوی باوقار را نمی شناخت. جوانی نو رس نبود و ظاهرش نشان می داد که از نسل پیش از انقلابی هاست اما بخت با هنگام قاضیانی یار بود.

خیلی از ستارگان زن سینما در سنی که او شناخته شد به فراموشی سپرده می شوند اما او این شانس را داشت در سینمایی که از کمبود بازیگران میانسال رنج می برد خوش بدرخشد و با پیشنهادهای خوبی مواجه شود. قاضیانی البته از آن دسته بازیگرانی نبود که از هول حلیم در دیگ می افتند. او بسیار گزیده کار است و با وسواس و سختگیری به هر که از راه برسد جواب مثبت نمی دهد.

مزد زحماتش را هم گرفت و سال گذشته دومین سیمرغ بلورینش را هم به خانه برد. قاضیانی امسال را با اکران «روزهای زندگی» شروع کرد و این روزها «میگرن» را روی پرده سینماها دارد. قاضیانی حالا هم جلوی دوربین روح الله حجازی در فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» نقش آفرینی میکند.

حمید فرخ نژاد، از آبادان تا تهران

سال های اول انقلاب بود و اوضاع دانشگاه هات چندان به سامان نبود اما دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران چهره های شاخصی را در دل پرورش می داد هر چند همه آنها مثل ماهایا پطروسیان خوش شانس نبودند که در همان ۱۸، ۱۹ سالگی ستاره شوند. سال ها گذشت تا شاگردان دیگر آن کلاس سری توی سرها درآوردند و شهره عام و خاص شدند.

از معروف ترین فارغ التحصیلان آن دوره، اصغر فرهادی و حمید فرخ نژاد بودند. بعد از سال ها سعی و تمرین بالاخره در سی سالگی فرشته اقبال بر شانه های پسر جنوبی نشست در فیلمی که فیلمنامه اش را خود نوشته بود، درخشید و ماه مجلس شد. «عروس آتش» سکوی پرتاب او به جمع بزرگان شد.

بعد از آن با فیلم هایی چون «ارتفاع پست»، «به رنگ ارغوان»، «چهارشنبه سوری» و «آتشکار» آن قدر کسب آبرو کرد که اگر در «شکلات داغ»، «گشت ارشاد» و امثالهم بازی کرد، هنرش زیر سوال نرود. او امسال با «گشت ارشاد» و «روزهای زندگی» شروع کرد، فیلم هایی که حاضر نشد درباره آنها با مطبوعات صحبت کند.

این روزها فیلم «همبازی» را روی پرده دارد و در نوبت اکران بعدی هم با فیلم های «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» و «دوباره با هم» مهمان بیلبوردها خواهد بود. سرش هم بسیار شلوغ است. او در دومین همکاری اش با روح الله حجازی برای دومین سال با هنگامه قاضیانی در اثری مشترک، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»، همبازی است. فرخ نژاد حضور در فیلم حامد کلاهداری «شاباش» را نپذیرفت و این کناره گیری برای او حواشی بسیاری داشت.

مهران احمدی، هیچ

بازیگری را با دوست دیرینه اش عبدالرضا کاهانی، از تئاترهای نیشابور شروع کرد اما خیلی زود بار سفر بستند و به امید روزهای پرافتخار راهی پایتخت شدند. کاهانی آستین ها را بالا زد و شروع به ساختن کرد و مهران احمدی برایش بازی کرد. با «آدم» و «خواب است پروانه» آهسته و نم نمک شروع کردند. «بیست» برای هر دو سکوی پرتاب شد. خیلی ها همانجا فهمیدند باید این نیشابوری بی ادعا را جدی بگیرند. پیشنهادهای دیگر هم از راه رسیدند اما باز هم این «هیچ» کاهانی بود که او را یک پله بالاتر برد.

در سال های اخیر پیشنهادهای احمدی به قدری زیاد شده که به سختی می تواند هر سال را با کمتر از ۳، ۴ فیلم به انتها برساند. تنها در سال ۸۹ چهار فیلم «آلزایمر»، «اسب حیوان نجیبی است»، «سیزده ۵۹» و «صدای پای امن» را داشت. او حالا با «بغض» روی پرده سینماهاست و امید هم ندارد دیگر فیلمش در سال ۹۰، «یک خانواده محترم»، رنگ پرده را ببیند. او این روزها مشغول بازی در «آینه و شمعدون» بهرام بهرامیان است. شاید هم با توجه به خبرهای شنیده شده باید بگوییم مشغول بازی در «آینه شمعدون» بود!

فرهاد اصلانی، فولاد آبدیده

فرهاد اصلانی زیاد زحمت کشید تا سری توی سرها پیدا کند. این جوان اهنل بیجار کردستان با «امام علی (ع)» شروع کرد. اما زودتر از آن با «همسایه ها» در کنار بازیگرانی چون پرویز پرستویی دیده شد. اصلانی «نه» های بسیاری گفت تا در ۴۷ سالگی ستاره ای آبرومند شد. اوآنقدر در راه بین تلویزیون و سینما رفت و آمد تا در هر دو فولاد آبدیده شد. این روزها هر فیلمی هر چقدر هم ضعیف باشد کافی است اصلانی را به دست بیاورد تا حداقل یک نقطه قوت داشته باشد.

او امسال را، پرکارتر از همیشه، با «زندگی خصوصی» شروع کرد و «پل جوبی» و«خرس» را در نوبت اکران دارد که برای دومی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به خانه برده است. اصلانی دیگر اینقدر اعتبار دارد که در بین انتخاب هایش هوس بازی در کاری بی ربط را هم کرد، بر آبروی اندوخته اش ببخشند. او بازی در «به خاطر پونه» را به تازگی تمام کرده است و شک نکنید الان در پیچ و خم انتخاب کار بعدی اش از میان انبوهی پیشنهاد است.

بابک حمیدیان، باید ستاره بشود

جوان است. از همان سال های شروع جوانی هم دیده شد. اتفاقا جزو چشم رنگی ها هم هست. شاید بتوان گفت بابک حمیدیان حتی شهرت گریز است. سرنوشت یقه او را دودستی چسبید و اینقدر راه جلوی پایش گذاشت تا بالاخره همه مجبورشدند بپذیرند او هم برای خودش ستاره ای است.

در دوران دانشجویی شاگرد کتابفروشی بود. آنقدر مطالعه کرد و خاک صحنه خورد که ناگهانی خود را زیر نور فلاش ها پیدا کرد. با اینکه به نظر می رسد این بازیگر جوان، گزیده کار است اما این روزها پای ثابت بسیاری پیشنهادهای سینمایی به خصوص از نوع هنری است. سال گذشته در دو فیلمی حاضر شد که در حاشیه دار بودن با هم رقابت می کنند. اولی «بغض» ساخته رضا درمیشیان که بارها تا پای توقیف رفت و برگشت.

«بغض» این روزها روی پرده سینماهاست. بعد نوبت «یک خانواده محترم» رسید. فیلمی که با آن حضور در مهمترین جشنواره سینمایی دنیا، «کن» را تجربه کرد اما این فیلم در حالی که هنوز حتی دییده نشده، کیسه بوکس این روزهاذی سینما شده است. حمیدیان در حالی که مشغول بازی در جدیدترین ساخته سینمایی ابراهیم حاتمی کیا با نام «چ» با گریمی شبیه به چه گوآراست، فیلم «پنهان» را هم روی سینماها دارد.

تشکر و برق نورد، چیچو و فرانکوی وطنی

محال است کسی اهل تئاتر باشد و هومن برق نورد و بهنام تشکر را نشناسد. هر دو از بازیگران شناخته شده تئاتر هستند. از آنهایی که اینقدر خاک صحنه خورده اند که دیگر خسته شده اند. تشکر در ۳۵ سالگی با «ساختمان پزشکان» تبدیل به یک کمدین شناخته شده تلویزیونی شد و آنقدر دیده شد که دیگر حسرتی از آن همه سال تلاش در سالن های تاریک تئاتر به دلش نماند.

او این روزها بار دیگر با «دزد و پلیس» جایش را تثبیت کرده است اما رفیق شفیق و یار غمخوار او، هومن برق نورد، کمی از او خوش شانس تر بود. این بازیگر ۴۳ ساله با سریال «اشک ها و لبخندها» حسن فتحی در نقش یک جاهل دوست داشتنی، خودنمایی کرد. موفقیت او با «ساختمان پزشکان» تکمیل شد و زوج موفقی را با تشکر تشکیل دادند. موفقیتی که در «دزد و پلیس» تکرار شد.


همچنین بخوانید: