image, متن های کوتاه تسلیت تاسوعا و عاشورای حسینی

باید توجه کرد که تسع در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه عشر به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد.اطلاق کلمه عاشورا بر دهم ماه محرم، پس از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین و یاران آن حضرت، صورت پذیرفته است و در دوره پیش از اسلام بر دهم ماه محرم عاشورا نمی گفتند.

عشقت آبرومه لطفت ارزومه

جز عشق تو تو مولا عشقا بی دوومه

یابن فاطمه یا ابالفضل شاه علقمه یا ابالفضل

سایه سرم یا ابالفضل ساقی حرم یا ابالفضل

***

همه جا کربلا همه جا نینوا

من ابالفضلیم به امید خدا

حس نوکریم اینه خادم ابالفضلم

خادمی به جای خود ادم ابالفضلم

***

از عشق لبریزی از نور سرشاری

ماه ال الله تا صبح بیداری

تو رفتی و بی یارم سقا و سپهدارم

دیدم سر راهم وای دستات و علمدارم

کشتی من و با دست و پا زدن

رفتی همه هم و صدا زدند

ای وای همه به خیمه زدند ای وای

***

یا ابالفضل ، انا مملوک انت صاحب

یا اباالفضل در نبرد همیشه غالب

یا اباالفضل ، تویی کابوس اجانب

یااباالفضل ، مرد جنگ و عشق و عرفان

***

بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا

بی تکاور شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا واویلا

***

دهمین روز محرّم الحرام ، تاسوعای حسینی

روز یقین و وفاداری ، بر شیعیان جهان تسلیت باد

***

تا کنارت رسیدم برادر خمیـــــده

دیده ام پیکرت را که در خون تپیده

جان دهی کنار نهر علقمــــه

می دهد مزارت بوی فاطمه

آه جدا شد دو دستت بـــــرادر

غرق خون شد همه سینه و سر

***

(برخیز و ببین خیمه آتش زده ام را )- عباس علمدار

برخیز و ببین خواهر درغم شده ام را – عباس علمدار

برخیز و ببین سینه محنت کده ام را – عباس علمدار

***

عبّاس علمدار کجایی که حسین یار ندارد

تنها شده او یـاور و سرلشکـر پیکار ندارد

یار دِگـری روبـروی دشمـن غـدّار ندارد

هنگامه رزم است و دگر میر سپهدار ندارد

***

اگر عبّاس نیاید به حرم واویلا

غم این غصّه نشیند به سرم واویلا

من که از حال علی با خبرم واویلا

چه بگویم به گل منتظرم واویلا

جان دهد طفلک عطشان به برم واویلا

***

دل اگر حیران است

وای ز بی برادری رفته عباسم

برادر دلاوری رفته عباسم

نمانده یار و یاوری رفته عباسم

نه ساقی و نه ساغری رفته عباسم

***

نه علم داری ماند نه مرا یاری ماند درد من بی یاریست

نه سپه داری ماند نه وفـاداری ماند درد من بی یاریست

رفتـه عبـاسم روح احساسم

جانِ من دیدم از پیکرم رفت

بی علـمـدارم بی سپـه دارم

***

فریاد عطش به آسمان رفته

تاب از بدنِ تشنه لبان رفته

ای ساقی گلخانه کجایی تو؟

هر غنچه به دیدار خزان رفته

هر تشنه لبی مشک تو می جویَد

با العطشش نام تو می گویَد


همچنین بخوانید: