گاهى سکوت مى آموزد

بودن همیشه در فریاد نیســت

اسطـــوره شدن یعنى

در عین رفتــن بمــانی

یعنى باشى یـــا نباشى

دوستت داشته باشند

و دلــتنگت شوند..

▪▪▪

نشسته ام و برایت

از عشق کلمه میبافم

آن زمان که شعر بلندم

به پایان رسید

کمی قد خمیده کن

می خواهم آن را

دور گردنت بیندازم.

▪▪▪▪

عشق چیست؟

جز آنڪه زن همدمی باشد برای مرد و مرد تڪیه گاهی برای زن؟

یعنی فهم و اجرای این نیم خط آنقدر سخت است ڪه همه تنهایند..؟

▪▪▪▪

اینکہ در تمام ساعات شبانہ روز

یک نفر در ذهنم چنبره زده

نہ تقصیر ذهنم است

نہ تقصیر آن یک نفر

کار خراب کن همیشہ

قلـب ناشے ام بوده است .

▪▪▪▪

بی تـــــو

غــــــزل هــا

در بلـوغی نـاتمـام بہ سـوگ نشستہ انـد

هیـــچ کـس شعـرهـاے نیــمہ تمـام را

نـمی خـوانــد

بــــــرگــــــرد

▪▪▪

به دو تا چشمِ غــــزلواره ی

جادوت قسم به هلالِ ڪجِ

عاشق ڪشِ ابرووت قسم

به نخستین‌ اثر مهر تو در جان‌ و دلم

که گرانقــــــدرترین گنجِ منی همنفســــم

▪▪▪▪

دلتنگی خیابان شلوغی‌ست

که تو در میانه‌اش ایستاده باشی

ببینی می‌آیند

ببینی می‌روند

و تو هم‌چنان ایستاده باشی…

▪▪▪▪

چون احتیاج داشتم دوست بدارم

و دوستم بدارند

تصور کردم که عاشق شده ام

به عبارت دیگر خودم را به حماقت زدم

مردم از انگیزه های شما

و صداقت شما

و اهمیت رنج هایتان

جز با مرگ شما متقاعد نمیشوند

تا وقتی که زنده اید وضع شما

برایشان مشکوک است

فقط شایسته تردید آنان هستید.

▪▪▪▪

نقره داغ

حال و روز یک مرد عاشق است

مرد عاشقی که

فکر می کرد

چون عاشق است

معشوقه اش هم باید به همان اندازه

عاشقش باشد…

▪▪▪▪

برخى وقت ها ما آدم هایى را دوست داریم که

دوستمان نمى دارند

همان گونه آدم هایى نیز یافت مى شوند که دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم

به آنانى که دوست نداریم،اتفاقى در خیابان

بر مى خوریم و همواره بر مى خوریم

اما آنانى را که دوست مى داریم

همواره گم مى کنیم

و هرگز اتفاقى در خیابان به آن ها بر نمى خوریم

▪▪▪▪▪▪

تنهایى رو ترجیح بده

به تن هایى که

روح شان با دیگرى ست

تنهایى تقدیر من نیست

ترجیح من است

▪▪▪▪

لبخند بزن به تمام آدمهایی که آمدند

لایقت نبودند و رفتند

اندوه تو آنها را خوشحال تر می کند

بعضیها دنبال پایین تر از خودشان میگردند

تا به خود ثابت کنند خوشبختند…


همچنین بخوانید: