سایه، دوست همیشگی من. دوستی که در تمام لحظات زندگی با من بوده است. نه تنها در هنگام طلوع خورشید بلکه در تاریکی شب در زیر نور ماه شانه به شانه ی من قدم بر می دارد و پا جای پای من می گذارد.

سایه نیز در شب های ابری و مه آلود مرا به حال خود رها می کند. با این که اطرافم را آدم های بسیاری فرا گرفته است باز هم تنها هستم. دوستان حقیقی من کجا هستند؟

از پس تاریکی ها افق های روشنی می درخشد. یافتم.یافتم. چه دوستی بهتر از خود آدم که انسان را درک می کند و به او یاری می رساند و به فکر اوست؟

مثل اینکه در این مدت خودم را گم کرده بودم و به دنبال دوستانی که تظاهر به دوستی می کردند راه افتاده بودم. حال که خود را یافتم در می یابم که هیچ دوستی بهتر از خودم ندارم اما دارم و می دانم که دوست من خداست، خدایی که مرا آفرید خدایی که باعث و بانی همه زیبایی دنیاست.

من همیشه با خداوند حرف می زنم و راز و نیاز می کنم و بعد از راز و نیازکردن آرامش قلبی من دو چندان می شود، خدایی که آفریدگار همه ی هستی است.

من حرف های دل خود را به خدای تعالی می گویم خداوند رازدار همه ی قلب هاست.

خداوند همه جا با من است و مرا می بیند خداوند بهترین ها را برای من می خواهد. خداوند دوست دار همه ی بندگان خود است و همه را با یک دید می بیند. بهترین دوست من خداست.

تنها دوستم خدایم است که در تمام زندگی کنارم بوده و هست و مرا همین طور که هستم دوست دارد و هیچ گاه بد من را نمی خواهد و همیشه راه درست را پیش رویم گذاشته است.

ای خدای من ای مهربانم من تو را از ته قلبم دوست دارم بهترین دوستم هستی ای خدای من

در روزهایی که حتی سایه ام تنهایم گذاشته بود همراهم بودی، شب و روز به حرف های تکراریم گوش دادی بدون هیچ اعتراضی. روزهایی که من حتی حوصله ی خودم را هم نداشتم کنارم بودی.

ای خدا دستم را بگیر که مبادا از راه راست به بیراهه بروم.

من با وجود خدایم از هیچ چیز واهمه ندارم، حس قشنگی دارم که نمی توانم توصیفش کنم انگار پرنده ای هستم در حال پرواز در دل طبیعت که بسیار آرامش دارد و تمام غم هایش را فراموش کرده باز هم می گویم خدایا دوستت دارم…


همچنین بخوانید: